آخرین مطالب سايت

مطالب محبوب

508 views بار ۲۹ام خرداد ۱۳۹۲ admin اس ام اس خنده دار , اس ام اس روز بدون نظر

یکی از فانتزیام

یکی از فانتزیام

فانتزیام ….

یکی از فانتزیام اینه که
برم امریکا تو جلسه معرفی شرکت کنم .
همین وسط ها ی جلسه گوشی Glx ام زنگ بزنه
منم بگم sorry و به راحتی گوشی رو از جیبم در بیارم و در حالی که بقیه
دارن به من میخندند یهو گوشی یکی شون زنگ بزنه ولی هر کاری کنه
گوشی جدید apple اش از جیبش در نیاد . منم یه پوزخند بزنم و
در حالی که بقیه دارن با تعجب به من نگاه میکنند و میگند wait , wait !!!
تو افق ناپدید شم یکی‌ از فانتزیام اینه که (سری 9)

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﺯ ﭘﻠﻪ ﺑﺮﻗﯽ ﻣﯿﺮﻡ ﺑﺎﻻ … ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺑﯿﺎﺩ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺑﻌﺪ ﻧﮕﺎﻫﻤﻮﻥ ﺑﻪ ﻫﻢ ﮔﺮﻩ ﺑﺨﻮﺭﻩ، ﺗﻮ ﯾﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﻋﺎﺷﻖ ﻫﻢ ﺑﺸﯿﻢ ، ﺑﻌﺪ ﻣﻦ ﺑﺮﻡ ﺑﺎﻻ ، ﺍﻭﻥ ﺑﺮﻩ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺗﻮ ﺍﻓﻖ ﻣﻬﻮ ﺷﯿﻢ

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

یکی از فانتزیام اینه که تو مه پنهان شم
بعد فانتزیایی که میان تو مه محو شن رو با دمپایی ابری خیس اونقد بزنم که صدا سگ دربیارن تو مه !!!!

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

یکی از فانتزیام اینه یه لامبورگینی رونتون بخرم پشتش بنویسم
(عاقبت فرار از مدرسه)

◊◊◊◊◊◊◊ یکی از فانتزیام ◊◊◊◊◊◊◊◊

یکى از فانتزیام اینه تو خیابون دوس دخترم و با یکی ببینم بعد من برم نزدیکش یه تف درشت ابدار بکنم تو صورتش بگم لیاقتت همینه بعد یه دوست دختر خارجى خوشگلم با یه پورشه بیاد بگه ” ehsan come on ” بعد منم بگم ” Ok baby i am coming ” بعد تو افق محو بشیم و جى اف اولیم از بغض بمیره یه تف دیگه رو جسدش کنم یکی‌ از فانتزیام اینه که (سری 9)
به روح هم اعتقاد ندارم

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

یکی از فانتزیام اینه که
کنترل تلویزیون خونمونو بردارم
بـرم دم این مغازه های صـوتی تصویری
این تلویزیونایی کـه گـذاشتن پشت ویترینو خاموش کنم!

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

یکی از فانتزیام اینه که ..
تهیه کننده برنامه کودک بشم بعدش
بجا این خاله ها،
عمه بیارم!

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

افت تحصیلی پیدا کرده اید؟
مشروط میشوید؟
هی زرتو زرت شکست عشقی میخورید؟
ترشیده اید؟
به افق بپیوندید
ما محوتان میکنیم
محوستان شریف
با مجوز رسمی از وزارت افق!!

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

روابط عمومی افق اعلام کرده که …
ظرفیت افق تکمیل شده
برید یه جای دیگه محو بشید جون مادرتون!
حالا من کجا محو بشم؟!

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

یکی از فانتزیام اینه که …
سعی کنم بیدار بمونم
و ببینم کی خوابم میبره
ولی همیشه باز صبش پامیشم یادم نیس!

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

یکی از فانتزیام اینه که …
به بچه ۲ ، ۳ ساله پیدا کنم
بهش بگم مامانتو گرگ خورد
انقده خوبه!

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

یکی از فانتزیای من اینه که سیگارمو با فندک زیپو روشن کنم بعد فندک رو پرت کنم پشت سرم پمپ بنزین منفجر بشه منم خونسرد بیام طرف دوربین از کادر خارج بشم …

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

یکی از فانتزیام اینه که از بانک زنگ بزنن بگن شما برنده شدید ! منم با لبخندی تلخ بگم حتما خونه برنده شدم یا ویلا یا شایدم صد میلیارد پول نقد یا … هیییییییی ! بدید به فقرا …
بعد بگن نه دیوونه تو پراید برنده شدی !!!!!
بعد دیگه از شدت خوشحالی سکته کنم و به رحمت ایزدی بپیوندم …

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

یکی از فانتزیام اینه که ازدواج کنم و وختی میرم خونه عربده بکشم عیاااااال! بعد زنم خودش بره کمربندو بیاره بگه عاغامون بگیر بزن سیاهو کبودم کن ، تو نزنی کی بزنه ؟؟؟
بعد منم بگم پاشو ضعیفههههه شووووما تاج سره مایییییی …

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

یکی از فانتزیام اینه که یه روزی علم به جایی برسه که بشه غیب بشیم بعد من برم خونه آقای فلانی ببینم پسر/دختر آقای فلانی از صبح تا شب چه غلطی میکنه که بابام این همه دوسش داره و از تعریف میکنه !

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

یکی از فانتزیام اینه که توی یک مهمونی یهو وارد بشم و دخدرا که دارن میوه پوست می کنن همه دستاشون رو ببرن از خوشتیپی من !!!
و بعد از اینکه یِکَم نشستم ، پاشم حرکت کنم به سمت افق …

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

یکی از فانتزیام اینه که برای چند سال برم خارج و روی وسایل خونه م پارچه سفید بکشم و وقتی برگشتم بتکونمشون و خاک بلند بشه و منم سریع از موقعیت استفاده کنم و توی گرد و غبار محو بشم

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

یکی از فانتزیام اینه که چنتا آدم گردن کلفت اجیر کنم نزدیک افق تا هرکی خواست اون اطراف محو بشه بزنن دهنشو … !
انگار محو شدن تو افق بچه بازیه ؛ زرت و زورت میرن افق محو میشن !!!

369 views بار ۱۱ام فروردین ۱۳۹۱ admin تفریحی و سرگرمی , مطالب جالب خواندنی بدون نظر

طنزی بسیار جالب و خنده دار
molla nasreddin 267x30022 طنز

فانتزی-روزی دوستی از ملانصرالدین پرسید : ملا ، آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی ؟

ملا در جوابش گفت : بله ، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم…

 

دوستش دوباره پرسید : خب ، چی شد ؟

ملا جواب داد : بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم ، در آنجا با دختری آشنا شدم که بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم ، چون از مغز خالی بود !!!

به شیراز رفتم : دختری دیدم بسیار تیزهوش و دانا ، ولی من او را هم نخواستم ، چون زیبا نبود…

ولی آخر به بغداد رفتم و با دختری آشنا شدم که هم بسیار زیبا و همینکه ، خیلی دانا و خردمند و تیزهوش بود . ولی با او هم ازدواج نکردم …!

دوستش کنجکاوانه پرسید : دیگه چرا ؟

ملا گفت : برای اینکه او خودش هم به دنبال چیزی میگشت ، که من میگشتم !!!

هیچ کس کامل نیست!

392 views بار ۲ام فروردین ۱۳۹۱ admin اس ام اس تبریک , اس ام اس روز بدون نظر

جدید ترین اس ام اس های سیزده بدر

a1eeb7b378be6c2225f6a171012ad00f3 جدید ترین پیامک سیزده بدر

دلم واسه سیزده بدر میسوزه ! میدونی چرا !؟

آخه بهش میگن نحس ! بیچاره ها خبر ندارن تو دست سیزده بدر رو از پشت بستی.

______________________________________

 

با سلام و عرض تبریک سال نو

باید خدمت شما عرض کنم که بنده امسال قصد ازدواج ندارم !

لطفا سبزه ها را به نییت یکی دیگه گره بزن !!!

______________________________________

الهی قربونت برم که انقدر نازی ! مثل سبزه ی عید میمونی

انشالله این سیزده به در بجای سبزه انقدر گره بزننت که دیگه باز نشی

به هر صورت سکه دو رو داره !

______________________________________

سلام عزیزم علی/مریم جون سیزده کجا میرین؟

اگه میشه بیا با هم بریم.

اخه پارسال با تو خیلی خوش گذشت

تو که میبینی اس ام اس مال تو نیست مرض داری تا اخر میخونیش

______________________________________

با آرزوی یافتن همسری مناسب از دختران منتظر

دعوت میشود ضمن خویشتن داری

از گره زدن سبزه ها به شدت خورداری فرمایند !

سازمان حمایت از محیط زیست !

______________________________________

اگه قرار باشه دروغ سیزده رو در مورد من بگی چی میگی؟

قبل از اینکه برای یکی دیگه بفرستی جواب منو بده !

______________________________________

با تبریک سال نو خدمت مجردهای گرامی!

دستگاه “سبزه گره زنی” با قابلیت ۹۰ گره در ثانیه

پیش فروش می شود

______________________________________

از غظنفر می پرسن ۱۲ فروردین چه روزیه ؟

میگه روزی که میریم برای ۱۳ بدر جا می گیریم !

______________________________________

تو رو خدا فردا جایی قرار نزار میخوام سیزده رو فقط با تو باشم

آخه بدون تو اصلا صفا نداره

اینم از دروغ سیزده من

______________________________________

//////& //////

اینها سبزه ۱۳ بدره! اون وسطی رو برای رسیدن تو به آرزوهات گره زدم !

292 views بار ۲۲ام اسفند ۱۳۹۰ admin اس ام اس خنده دار , اس ام اس روز يک نظر

اس ام اس های چهارشنبه سوری سال ۹۰

958013 اس ام اس جدید مخصوص چهارشنبه سوری سال 90
فانتزی-چهارشنبه سوری نزدیکه.یه وقت نری از رو آتیش بپری! … آخه تجربه ثابت کرده اگه جیگر بره رو آتیش کباب میشه
چهار شنبه سوری روز ملی مبارزه با آرامش اعصاب بر شما ترقه بازان گرامی مبارک باد
.
.
.
.
ستاد روانی شدگان چهار شنبه اخر سال
axduoni.blogfa2261 اس ام اس جدید مخصوص چهارشنبه سوری سال 90axduoni.blogfa2261 اس ام اس جدید مخصوص چهارشنبه سوری سال 90axduoni.blogfa2261 اس ام اس جدید مخصوص چهارشنبه سوری سال 90axduoni.blogfa2261 اس ام اس جدید مخصوص چهارشنبه سوری سال 90axduoni.blogfa2261 اس ام اس جدید مخصوص چهارشنبه سوری سال 90axduoni.blogfa2261 اس ام اس جدید مخصوص چهارشنبه سوری سال 90axduoni.blogfa2261 اس ام اس جدید مخصوص چهارشنبه سوری سال 90axduoni.blogfa2261 اس ام اس جدید مخصوص چهارشنبه سوری سال 90axduoni.blogfa2261 اس ام اس جدید مخصوص چهارشنبه سوری سال 90axduoni.blogfa2261 اس ام اس جدید مخصوص چهارشنبه سوری سال 90axduoni.blogfa2261 اس ام اس جدید مخصوص چهارشنبه سوری سال 90

چهار شنبه سوریه نیا پایین می سوزی
.
.
.
.
چیه؟حیف که دلم نیومد. والا این پایین یه کپسولی میترکاندم تا دیگه به حرف گوش کنی!

axduoni.blogfa2261 اس ام اس جدید مخصوص چهارشنبه سوری سال 90axduoni.blogfa2261 اس ام اس جدید مخصوص چهارشنبه سوری سال 90axduoni.blogfa2261 اس ام اس جدید مخصوص چهارشنبه سوری سال 90axduoni.blogfa2261 اس ام اس جدید مخصوص چهارشنبه سوری سال 90axduoni.blogfa2261 اس ام اس جدید مخصوص چهارشنبه سوری سال 90axduoni.blogfa2261 اس ام اس جدید مخصوص چهارشنبه سوری سال 90axduoni.blogfa2261 اس ام اس جدید مخصوص چهارشنبه سوری سال 90axduoni.blogfa2261 اس ام اس جدید مخصوص چهارشنبه سوری سال 90axduoni.blogfa2261 اس ام اس جدید مخصوص چهارشنبه سوری سال 90axduoni.blogfa2261 اس ام اس جدید مخصوص چهارشنبه سوری سال 90axduoni.blogfa2261 اس ام اس جدید مخصوص چهارشنبه سوری سال 90

چهارشنبه سوری نزدیکه.یه وقت نری از رو آتیش بپری!
.
.
.
.

آخه تجربه ثابت کرده اگه جیگر بره رو آتیش کباب میشه

axduoni.blogfa2261 اس ام اس جدید مخصوص چهارشنبه سوری سال 90axduoni.blogfa2261 اس ام اس جدید مخصوص چهارشنبه سوری سال 90axduoni.blogfa2261 اس ام اس جدید مخصوص چهارشنبه سوری سال 90axduoni.blogfa2261 اس ام اس جدید مخصوص چهارشنبه سوری سال 90axduoni.blogfa2261 اس ام اس جدید مخصوص چهارشنبه سوری سال 90axduoni.blogfa2261 اس ام اس جدید مخصوص چهارشنبه سوری سال 90axduoni.blogfa2261 اس ام اس جدید مخصوص چهارشنبه سوری سال 90axduoni.blogfa2261 اس ام اس جدید مخصوص چهارشنبه سوری سال 90axduoni.blogfa2261 اس ام اس جدید مخصوص چهارشنبه سوری سال 90axduoni.blogfa2261 اس ام اس جدید مخصوص چهارشنبه سوری سال 90axduoni.blogfa2261 اس ام اس جدید مخصوص چهارشنبه سوری سال 90
با یاد سرخی گونه هات…
درخشـش چشمات…
داغــی عشقت…
از رو آتیش میپرم
دوستت دارم آتیش پاره، چهارشنبه سوری مبارک
661 views بار ۱۹ام بهمن ۱۳۹۰ admin عکس , عکس طنز يک نظر

عکس طنز چرخه دانشجویی

زندگی دانشجویان امروزی به صورت چرخه ای در اومده

که در تصویر زیر به صورت طنز دانشجویی ترسیم شده که میتونید این عکس طنز رو به عنوان برنامه ریزی تحصیلی روی دیوار اتاقتون بزنید

عکس طنز چرخه دانشجویی

عکس طنز چرخه دانشجویی

421 views بار ۱۳ام دی ۱۳۹۰ admin اس ام اس خنده دار , اس ام اس روز بدون نظر

اس ام اس خنده دار
488285 nMVhJJXh3 خنده بازار

شب جلو تلویزیون خوابم برده بود
مامانم اومد ساعت ۲ نصفه شب پتو انداخت روم بوسم کرد ، کلی هم قربون صدقم
رفت بعد موقع رفتن پامو لگد کرد، داد زدم و گفتم : اهههههههههههه پام
داغون شد
جواب داد: خاک تو سرت کنن آخه اینجا جای خوابه؟
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

منطقِ پدرو مادر از تحصیل در دانشگاه: “این همه درس خوندی، درِ یه نایلون
رو نمیتونی‌ باز کنی‌!

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
باز یه سوالی مغزمو پریشون کرد چرا جمعه انقدر به شنبه نزدیکه، ولی شنبه
انقدر از جمعه دوره؟؟

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

خداییش جاذبه ای که سوراخ چاه توالت نسبت به گوشی داره
جاذبه ی زمین به سیب نداره
دیدم که میگمااااااا

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
عمو زنجیر باف جان
ضمن عرض سلام و خسته نباشید
جهت زحمات بی دریغ شما بزرگوار
یک گِلگی داشتم از حضورتون …
شما که زنجیر ما رو بافتی..؟
… پَه چرا پشت کوه انداختی..؟
مشکلتون دقیقاً چی بود؟
مرض داشتید این همه زنجیر بافته شده رو پشت کوه انداختید؟

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

بچگی یعنی: وقتیکه فاصله ی دستشویی تا اتاقمونو می دویدیم
و از اینکه لولو ما رو نمی خورد فریاد می زدیم، ھـــــوراااا

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

فقط یه ایرانی اونم از نوع تهرانی می تونه از دود شهر فرار کنه تا بره
شمال هوای تازه تنفس کنه، بعد اونجا هی تند تند قلیون بکشه!

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

گوشیم زنگ خورد ، اسم رفیقم “رضا” افتاد
گوشی رو برداشتم ، با یه صدای خسته گفتم : سلام بی شرف
یه صدای کلفتی اومد : پدر بی شرف هستم ، بی شرف اونجا نیست؟

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

فقط یک زن ایرانی می تونه روزی چند ساعت برنامه آشپزی نگاه کنه و چند تا
دفتر هم پر کرده باشه و آخرش همون کوکوسبزی برای شوهرش درست کنه!

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

یادش بخیر ما بچه بودیم ، یه دستمال کهنه ای ، لنگ ماشینی چیزی پیدا
میکردن میذاشتن لای پامون بقچه میکردن تا یه هفته بعد بازش کنن الان پوشک
زدن واسه بچه با خروجی هوا از هردو طرف ، ۸ لایه محافظ ، ویتامینه ،
همراه با عصاره مالت ، ۱۲ ایر بگ ، کروز کنترل ، سنسور عقب ، تهویه مطبوع
، با ال سی دی… خلاصه فول آپشن دیگه ! از ال سی دی هم توشو نشون میده
دیگه لازم نیست را به را بازش کنن

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
هیچ وقت کار امروز رو به فردا ننداز…
فردا یه عالمه کار داری،
قشنگ بندازش واسه دو سه هفته دیگه که خیالــــــــــــــتم راحت باشه

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

کافیه یه روز اتفاقی یه جوراب سوراخ بپوشین . اگه شده اتوبان رو موکت کنن
یه جوری میشه که تو مجبور شی کفشتو دربیاری

298 views بار ۲۸ام شهریور ۱۳۹۰ admin برنامه های تلویزیون , تفریحی و سرگرمی بدون نظر

فردوسی پور و جیرانی دو میلیون تومان پاداش دریافت کردند!

دو تن از مجریانی که در برنامه تلویزیونی «خنده بازار» تصویری کاریکاتوری از رفتارشان ارائه شده بود به دلیل آن که در برابر ساخت این برنامه موضع منفی نگرفتند….

عادل فردوسی‌پور و فریدون جیرانی که در مواجهه‌ با تقلید رفتارها و تکیه کلامهایشان در «خنده بازار» هیچ واکنش منفی از خود بروز ندادند، به خاطر این رفتار متمدنانه دو میلیون تومان پاداش دریافت کردند!
به گزارش شبکه ایران دو تن از مجریانی که در برنامه تلویزیونی «خنده بازار» تصویری کاریکاتوری از رفتارشان ارائه شده بود به دلیل آن که در برابر ساخت این برنامه موضع منفی نگرفتند مورد تقدیر مسئولان سیما قرار گرفته و با اهدای جایزه  های دو میلیون تومانی از آنها تقدیر به عمل آمد.
عادل فردوسی‌پور و فریدون جیرانی که در مواجهه‌ با تقلید رفتارها و تکیه کلامهایشان در «خنده بازار» هیچ واکنش منفی از خود بروز ندادند در مراسم تقدیر از سازندگان «خنده بازار» مورد تشویق قرار گرفتند.
مراسم تقدیر از سازندگان طنز «خنده بازار» با حضور معاون سیما و مدیر شبکه سه برگزار شد
514 views بار ۲۷ام مرداد ۱۳۹۰ admin برنامه های تلویزیون , تفریحی و سرگرمی بدون نظر
بدل دایی: مسوولان گفتند می‌توانید پا را فراتر بگذارید/ اطرافیان او پیاز داغش را زیاد کردند!

بازیگر نقش علی دایی در برنامه طنز ˝خنده بازار˝ گفت: قصد مسخره کردن هیچکس حتی علی دایی را ندارم و فقط می خواهم مردم را شاد کنم.

برنا: سامان گوران درخصوص صحبت هایی که طی روزهای اخیر درباره تقلید حرکات و صدای علی دایی در برنامه طنز خنده بازار مطرح شده، به خبرنگار ورزشی برنا گفت: خیلی از افراد در حدی نیستند که بخواهند در این باره نظر بدهند. متاسفانه برخی اطرافیان علی دایی پیاز داغ این موضوع را زیاد کردند. فکر می کنم باید آستانه نقدپذیری‌مان را بالاتر ببریم تا تحمل برخی مسائل را داشته باشیم.وی افزود: قصدم این است که تحمل افراد بیشتر شود. فقط به دنبال نشان دادن اشتباهات هستم و نمی خواهم کسی را مسخره کنم. معتقدم اگر کسی نقد نشود، مطمئناً نمی تواند موفق باشد.

این بازیگر طنز تلویزیون با اشاره به اجرای چنین حرکاتی در خارج از کشور اظهار داشت: در ایتالیا برای بازیکنان بزرگ لطیفه می سازند. در کشورهای دیگر حتی عروسک برخی افراد ساخته می شود و به نمایش درمی آید، اما اعتراضی نیست. می دانم دایی قلب رئوفی دارد، اما برخی افراد مساله را جوری توضیح می دهند که خودشان را پیش او عزیز جلوه بدهند.

گوران با تاکید بر اینکه قصد تمسخر کسی را ندارد، به برنا گفت: خداوند این قدرت را به من داده که صدای همه را تقلید کنم. در موضوع علی دایی هم هرگز قصد تمسخر نداشتم. اگر ذره ای این فکر در من باشد، از خدا می خواهم که قدرت تقلید را از این بنده حقیرش بگیرد. در ادای حرکات و صدای دایی شیوه متعادلی را در پیش گرفتم، زیاده روی نکردم و اتفاقاً وسواس زیادی هم به خرج دادم. در این چند روز انتقادات زیادی از من شد، اما این رسمش نبود که اینگونه برخورد کنند.

او در ادامه عنوان کرد: درباره حبیب کاشانی نیز باشگاه پرسپولیس گفت با توجه به اینکه کاشانی از شاد شدن مردم خوشحال شده است، او اعتراضی نسبت به تقلید صدا و حرکاتش ندارد.

گوران درباره برخورد مسوولان صدا و سیما با انتقادات گفت: مسوولان از ساختن اینگونه برنامه‌ها استقبال کردند و حتی اعلام نمودند که می توانیم پا را فراتر بگذاریم.

651 views بار ۱۶ام مرداد ۱۳۹۰ admin تفریحی و سرگرمی , طنز و مزاح يک نظر

آب بازی مختلط دختران و پسران در پارک!! + عکس (طنز)

چند روز پیش گروهی بی‌دین و ایمان در روز روشن وسط یکی از پارک‌های پایتخت دست به اعمالی زدند که اگر در نطفه خفه نمی‌شدند، درهای بهشت بسته می‌شد مردم همه می‌جهنمیدند!

شرایط می‌رفت که به شکل بی‌سابقه‌ای از نظر ناموسی کنونی شود!

ایمان و امان به سرعت برق می‌رفت که مومنین رسیدند… و بساط علنی بی‌ناموسی بدین صورت برچیده شد.
ماجرا از این قرار است که گویا در یکی از پارک‌های تهران گروهی با ابزار و ادوات گوناگون به یکدیگر آب پاشیده‌اند.

ریشه قضایا
– آن‌ها در واقع به هم آب نپاشیده‌اند، بلکه آب به آسیاب دشمن ریخته‌اند.
– آن‌ها با این کارشان سعی داشته‌اند که از طریق آب‌پاشی ریشه‌هایِ بنیادیِ اساسیِ اصولِ کلیاتِ مهماتِ اعتقادی را سست کنند.

براساس اخبار منتشر شده، متاسفانه در ادامه وقایع بوستان آب و آتش امروز تعدادی از پسران و دختران جوان در یکی از بوستان‌های شهر تهران اقدام به انجام اعمال خلاف شئون اسلام کردند که ماموران پلیس پایتخت پس از اطلاع از ماجرا بلافاصله در محل حاضر و تمامی این متخلفان و هنجارشکنان را دستگیر و تحویل مراجع قضایی دادند.

حواشی ماجرا
۱- بعد از این اساساً رطوبت بیش از حد در پارک‌ها برای افراد جرم محسوب می‌شود.
۲- گویا در بین دستگیر شدگان مردی بوده که به شدت از هنجارشکنان بی‌دین و ایمان دستگیر شده برائت می‌جسته و اصرار داشته که رطوبت لباس او از هنجارشکنی نیست، بلکه حاصل «عرق کردگیِ ناشی از ورزش در پارک» است. ماموران پس از انجام تحقیقات کارشناسی گفته‌های وی را تایید کردند و شخص مذکور آزاد شد.

تحقیقات کارشناسی مزبور شامل دو بخش تحقیقات کوتاه مدت و تحقیقات بلند مدت بود.

تحقیقات کوتاه مدت: یکی از سربازان غیور ماموریت یافت تا رطوبت متهم را در نواحی زیر بغل بو کند. نیم ساعت بعد از بو کردن، وقتی سرباز غیور به هوش آمد تایید کرد که رطوبت متهم ناشی از تعرق است.

تحقیقات بلند مدت: برای محکم کاری تصمیم گرفته شد تا تحقیقات بلند مدت نیز صورت بگیرد. لذا متهم را زیر پنکه سقفی نشاندند. بعد از یک ساعت که کاملا خشک شد، شوره‌های لباسش موید عرق کردگی وی بود.

آلات جرم
در جستجوهای کارشناسی از محل وقوع جرم ابزار و آلات جرم به دست آمد که تصاویر آن‌ها ضمیمه است.

 

 

آب

ضمیمه ۱: آلت جرم دوقلوی مکشوفه

آب

 

ضمیمه ۲: همانطور که ملاحظه می‌فرمایید نیمی از محتویات آلت جرم
فوق صرف اعمال مجرمانه شده است

آب

 

ضمیمه ۳: تصویر یکی از آلات جرم پیشرفته

آب

 

ضمیمه۴: آلت جرم طولانی که ریشه‌اش از پشت دیوار به خیلی جاها
بند است

آب

 

ضمیمه ۵: تصویر آلت جرم فوق به جهت رعایت عفت عمومی به صورت شطرنجی تقدیم می‌شود

اصل قضیه
گویا چند جوان در پارک به هم آب پاشیده بودند!!!

343 views بار ۱۵ام مرداد ۱۳۹۰ admin تفریحی و سرگرمی , مصاحبه با بازیگران بدون نظر

بهاره رهنما

اصلا ناراحت نمی‌شوم از اینکه بگویند من شبیه خودم را بازی می‌کنم! به این دلیل که یک مانیفست شخصی درباره بازیگری دارم که معتقدم….

بهاره رهنما که آخرین روزهای حضور در نمایش «می‌خواهم میوسوو را ملاقات کنم» به کارگردانی محمود عزیزی را پشت سر می‌گذارد، درباره انتخاب نقش مادام دوتکینا می‌گوید: «اصلا ناراحت نمی‌شوم از اینکه بگویند من شبیه خودم را بازی می‌کنم! به این دلیل که یک مانیفست شخصی درباره بازیگری دارم که معتقدم اتفاقا هر انسانی نمی‌تواند خودش را بازی کند یعنی اگر کسی به ویژه یک نابازیگر به خودش آگاه باشد، بسیار سخت است که ادای خود را در بیاورد.» درباره بازگشت دوباره رهنما به تئاتر گفت‌وگویی با او کرده‌ایم.
چه شد که با فاصله‌ای دوباره به تئاتر برگشتید؟
همیشه به دلیل علاقه شخصی و رشته‌ای که بعدها تحصیلم را در آن ادامه دادم، از سال اول بازیگری‌ام به تئاتر متمایل بودم. به صورت حرفه‌ای نیز با «دشمنان جامعه سالم» منیژه محامدی ۱۲ سال پیش روی صحنه رفتم. در برنامه‌ریزی‌ام به طور معمول شهریور و مهر ماه فیلم و سریال قبول نمی‌کنم و در این فاصله به دلیل نزدیکی به جشنواره پیشنهادات زیادی برای تئاتر به من می‌شود. همیشه هم کار خوبی به من پیشنهاد شده که سالی یک کار حرفه‌ای‌ام را بازی کرده باشم اما پرکار بودن در سینما باعث شد در فاصله دو سال فرصت حضور در تئاتر را نداشته باشم اما یک دفعه دلم برای نمایش تنگ شد و برای ایجاد موازنه بین تئاتر و سینما کل سال کاری ۹۰ را برای تئاتر گذاشتم که از میان چند نمایشی که پیشنهاد شد، کار دکتر عزیزی زودتر به مرحله تمرین رسید. پیش از این در چند کار دکتر عزیزی حضور داشتم و او از اولین استادهای تئاتر من زمانی که در سال ۷۰ در باغ فردوس بازیگری می‌خواندم، هستند. به هر شکل تا انتهای امسال را با تئاتر می‌گذرانم.
پس دارید تلافی این دو سال را درمی‌آورید!
همیشه تئاتر به من نظم و آرامش می‌دهد و برخلاف اینکه شاید آدم شلوغ و به هم ریخته‌ای به نظر بیایم در کارم اعتقاد بسیاری به نظم و آرامش ناشی از برنامه‌ریزی دارم. در زندگی نیز همیشه لحظاتی که برنامه‌ریزی داشته‌ام خوب پیش می‌روند و تئاتر این حس را به من می‌دهد اما سینما این برنامه‌ریزی و نظم را ندارد.
تصور می‌کنم جلسات تمرین نمایش دکتر عزیزی به شکلی به منزله کلاس درس باشد. به ویژه که ایشان پیش از این نیز استادتان بوده‌اند.
نکته بارزی که در همکاری با دکتر عزیزی به نظرم می‌آید یک جور رفتار حرفه‌ای است که به تربیت تئاتری پیش از انقلاب و اعتقاد بسیار به بازیگر و باور او برمی‌گردد.عزیزی به بازیگرانش احترام می‌گذارد، آن‌ها را دوست دارد و مثل یک کارگردان تازه کار نسبت به عکس العمل‌ها و اتودهای آن‌ها ذوق و شوق نشان می‌دهد. البته با حضور کسانی چون دکتر دلخواه که یک چهره دانشگاهی است یا خانم افشارپناه که از همکاران قدیمی عزیزی است، حالت کلاس درس وجود نداشت. عزیزی انسان جنتلمنی است و در کارش حرفه‌ای است.
زمان تماشای «می خواهم میوسوو را ملاقات کنم» کمتر احساس می‌کنیم که دو ساعت و نیم پای کار نشسته‌ایم. تصور می‌کنید عوامل این موفقیت چیست؟
ما زمان کمی برای تمرین داشتیم اگر زمان بیشتر بود کار به واسطه دراماتورژی کوتاه‌ می‌شد و در این صورت ضرباهنگ بهتری می‌گرفت اما فکر می‌کنم جنس طنزی که در متن با شکل سوءتفاهم و چیدمان آن بارز است مخاطب را جذب می‌کند و از طرفی حضور بازیگرانی که سال هاست با هم کار کرده‌اند، باعث شده گرمی پشت صحنه تاثیر مثبتی روی صحنه بگذارد.
بازی شما برای یک زن نیمه دیوانه و عاشق‌پیشه دو احساس غم و شادی را به مخاطب منتقل می‌کند. مادام دوکتینا شخصیت ویژه‌ای دارد.
مسئله شخصی مادام دوکتینا تنهایی است. او شوهر سن و سال داری کرده که در کارش غرق است و از طرفی اشتباهی عاشق کسی شده و وجدانش ناراحت است. به همین خاطر در تردید و هراس به سر می‌برد که مایه درام و غم انگیزی دارد اما احساس کردم به دلیل جنس کمدی پر شتاب و باضرباهنگی که کلیت کار دارد، بد نیست نقش رگه‌هایی از کمدی را داشته باشد و به این شکل تماشاگر برای او دلسوزی کند نه از طریق درام.
اکثر انتخاب‌های بازیگری شما زنان عاشق‌پیشه‌‌ای هستند با موقعیت‌های طنز. بیشتر این نوع پیشنهادها به شما می‌شود یا علاقه شخصی خودتان است که در این زمینه حضور پررنگ‌تری دارید؟
رومنس یا ارتباط عاشقانه، به سلیقه من مهم‌ترین شکل درام برای حضور یک بازیگر زن را به وجود می‌آورد. این موضوع حتی در داستان‌های من بسیار است و کتاب‌هایی که نوشته‌ام نیز حول همین محور هستند اما در تئاتر اینطور نیست و من در نمایش «فیل» بهناز نازی نقش متفاوتی خواهم داشت. کار دکتر عزیزی شاید تنها نقشی باشد که به آثار عاشقانه من شبیه است. برای مثال در نمایش «خدای کشتار» که برای آن کاندیدای بهترین بازیگر زن هشتمین جشن بازیگران تئاتر شدم، نقشی است که دورترین انتخاب برای آن به نظر می‌رسیدم و محال است در سینما برای شخصیت مشابه آن به سراغ من بیایند یا در نمایش «پروانه‌های آسیایی» محمد حاتمی که نقش کولی آشغال جمع کن را داشتم. تئاتر همیشه برای بازیگر فرصت‌های متفاوتی ایجاد می‌کند.
خب شما چطور تلاش می‌کنید در ایفای این نقش‌های یکسان متفاوت عمل کنید؟
به‌شخصه برای هر نقش چیدمان بازی، پلات و نقشه‌ای دارم تا بدانم یک نقش خاص چقدر نیازمند استفاده از بیان است، یا فیزیک و رفتار بدنی و حس درونی در آن چه سهمی دارد. در ایفای نقش «مادام دوکتینا» نیز سعی کردم چیدمانی داشته باشم که در کارهای دیگرم نباشد.
تصور می‌‌کنید چرا فرصت‌های متفاوتی که در تئاتر برای بازیگر به وجود می‌آید،در سینما وجود ندارد؟
هر بازیگری تیپ، ظاهر و مشخصاتی دارد که در سینمای محدود ایران برای نقش‌های بخصوصی سراغ او می‌روند. کلیشه‌های رایجی نیز در سینما هست که جواب داده‌اند و تهیه کنندگان و کارگردانان می‌ترسند به بازیگر نقش تازه‌ای واگذار کنند اما بخشی از حضور بازیگری من به انتخاب شخصی‌ام برمی‌گردد که اصلا ناراحت نمی‌شوم از اینکه بگویند من شبیه خودم را بازی می‌کنم! به این دلیل که یک مانفیست شخصی درباره بازیگری دارم که معتقدم اتفاقا هر انسانی نمی‌تواند خودش را بازی کند یعنی اگر کسی به ویژه یک نابازیگر به خودش آگاه باشد، بسیار سخت است که ادای خود را دربیاورد. باید آنقدر صادق باشی که بتوانی درونیات خود را به نقش نزدیک کنی و من به جای اینکه خودم را به نقش نزدیک کنم سیستم برعکسی پیاده می‌کنم و نقش را به خودم نزدیک می‌کنم. در حقیقت خصوصیت شخصی این افراد مهری است که به هر نقشی زده‌اند. اکنون رایج‌شده که هرکس استعداد کمی بالاتر از متوسط بازیگری داشته باشد و پنج، شش نقش مختلف را بازی کند تشویق می‌شود؛ در حالی که ممکن است این امر به ایجاد سبک منجر نشود. برای همین احساس می‌کنم اشتباه نکرده ام.
مثل امضای نویسنده!
مثال قشنگی زدی مثلا من آرزو دارم روزی به درجه‌ای برسم که ابراهیم ‌گلستان کسب کرده است. نثر آقای گلستان را در هرجا بخوانی تشخیص می‌دهی نوشته او است و این امضا وجود دارد. در کار بازیگری نیز زمان بسیار مهم است و زمانی که دوره‌ای از کار یک بازیگر می‌گذرد افراد بدون حب و بغض نسبت به انتخاب‌های بازیگری او قضاوت می‌کنند اما متاسفانه وقتی کسی در بورس است و مرتب کار می‌کند، نقدی که بر کار او صورت می‌گیرد نقد مولف است نه اثر! عده‌ای تصور می‌کنند نکند آن بازیگر را کسی تشویق کند یا روزنامه‌نگاری از او بنویسد و هوا برش دارد!
561 views بار ۱۲ام مرداد ۱۳۹۰ admin اخبار روز , سینمای ایران و جهان , عکس , عکس فیلم بدون نظر

محمدرضا گلزار و الناز شاکردوست‌ در «من‌و‌تو» + تصاویر

فیلمبرداری فیلم سینمایی من و تو به کارگردانی محمد بانکی و تهیه کنندگی اصغر بانکی در اصفهان ادامه دارد.

نویسندگی این فیلم برعهده رضا بانکی می باشد و من و تو دومین پروژه طنز برادران بانکی می باشد.
هنوز مشخص نیست که آیا نام فیلم تا زمان اکران من و تو باقی خواهد ماند یا اینکه برای دریافت پروانه نمایش تغییر نام دهد.
در فیلم سینمایی من و تو بازیگرانی همچون: محمدرضا گلزار, الناز شاکردوست, بهنوش بختیاری, شیرین بینا و همچنین چند بازیگر عرصه تئاتر شهر اصفهان به ایفای نقش می پردازند.

رامبد جوان پشت میکروفون خواننده‌ی «ساختمان پزشکان»!

رامبد جوان پس از این‌که توسط سیروان خسروی به حاضران معرفی شد، به طور غیرمنتظره روی سن پرید و پشت میکروفون خواننده قرار گرفت و گفت….

سیروان خسروی – خواننده پاپ – شامگاه (چهارشنبه، پنجم مردادماه) در سالن همایش‌های برج میلاد تهران روی صحنه رفت.
به گزارش خبرنگار بخش موسیقی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، خواننده‌ی تیتراژ سریال طنز «ساختمان پزشکان» (به کارگردانی سروش صحت) به همراه گروه شش‌نفره‌اش شب گذشته با سالن مملو از جمعیت برج میلاد مواجه شدند که برای اجرای این گروه جمع شده بودند.
خسروی این کنسرت را با رونمایی از یکی از قطعات آلبوم جدیدش آغاز کرد و بدون تنفس، حدود ۱۰ قطعه را برای مخاطبانش که بی‌وقفه او را تشویق می‌کردند، اجرا کرد.
این خواننده در حالی که گاهی دست به ساز می‌شد و قطعاتی را تک‌نوازی می‌کرد، ‌گاهی هم به طور ثابت پشت میکروفون قرار می‌گرفت و قطعاتی را با ایجاد فضای هاوس ترانس و گاهی با ریتم آرام می‌خواند که با زمزمه و همراهی مخاطبان همراه بود.
قطعات «بارون»، «بارون پاییزی»، «ساعت ۹» و «تو مریضی» از قطعاتی بودند که با سازهای کیبورد، پرکاشن، درامز، گیتار باس و گیتار الکتریک، یکی پس از دیگری اجرا می‌شدند.
اما قطعه‌ای که بیش از همه مورد توجه حاضران قرار گرفت، قطعه‌ی تیتراژ پایانی «ساختمان پزشکان» بود که با تک‌نوازی تار توسط میلاد درخشانی – نوازنده‌ی میهمان گروه -، سالن اجرا حال و هوایی متفاوت به خود گرفت.
این قطعه به دلیل استقبال زیاد حاضران، دو بار اجرا شد.
اما موسیقی متن فیلم سینمایی «سوت پایان» به کارگردانی نیکی کریمی در حالی به صدا درآمد که قسمت‌های از فیلم هم‌زمان از مانیتور برای حاضران پخش می‌شد.
به گزارش ایسنا، در کنسرت سیروان خسروی، بیش از یک ردیف به چهره‌های شناخته‌شده‌ی هنری و ورزشی اختصاص داشت که بین اجرای قطعات معرفی می‌شدند.
رامبد جوان پس از این‌که توسط سیروان خسروی به حاضران معرفی شد، به طور غیرمنتظره روی سن پرید و پشت میکروفون خواننده قرار گرفت و گفت: تا به حال پشت میکروفون یک خواننده قرار نگرفته بودم. همیشه برای کسانی که از بین ما رفته‌اند، یک دقیقه سکوت می‌کنیم؛ اما امشب از همه‌ی شما می‌خواهم یک دقیقه فقط تشویق کنید.
نیکی کریمی، علی قربانزاده، صابر ابر، پژمان بازغی، محسن یگانه، امیر طبری، پژمان جمشیدی، سحر دولتشاهی، مهناز افشار، سامان مقدم و ‌تورج اصلانی از جمله میهمانان ویژه‌ی این اجرا بودند.
سیروان خسروی امروز (ششم مردادماه) نیز اجرایی را در دو سانس ۱۸ و ۲۱ پشت سر می‌گذارد.
در حاشیه:
گروه سیروان خسروی با یک ساعت تأخیر در صحنه‌ی اجرا حضور پیدا کردند.
مسعود همایونی – نوازنده‌ی گیتار الکتریک – در این اجرا حضور نداشت.
376 views بار ۷ام مرداد ۱۳۹۰ admin تفریحی و سرگرمی , مصاحبه با بازیگران بدون نظر

شهره لرستانی

او که با ایفای کاراکتر شهلا، جذابیت‌های یک همسر ورزشی را به نمایش می‌گذارد، در کنار فرهاد آئیش و دیگر بازیگرانی که هر یک حضورشان در عرصه طنز با….

قصه فیلم ها مردانه است
لوکیشن مجموعه «سه، پنج، دو» شاید بهترین مکان برای گفت‌وگو با شهره لرستانی باشد که این روزها سرگرم بازی در این مجموعه است . او که با ایفای کاراکتر شهلا، جذابیت‌های یک همسر ورزشی را به نمایش می‌گذارد، در کنار فرهاد آئیش و دیگر بازیگرانی که هر یک حضورشان در عرصه طنز با جذابیت‌هایی برای مخاطب همراه بوده، مهمان خانه‌های ماست. او بیشتر از آن که مادر این خانواده باشد، تلاش می‌کند تا با همسو شدن با دغدغه‌های فکری حشمت، قطب مقابل طنز این قصه را پر کند. با او که پیش از این نیز در آثار کمیکی چون «دارا و ندار»، «سه‌در چهار»، «لیلی بامن است»، «اشک‌ها و لبخندها»‌ و… به ایفای نقش پرداخته و در حال حاضر نیز مجموعه «مختارنامه» با بازی جدی او روی آنتن قرار دارد، گفت‌گویی داشته‌ایم که پیش‌روی شماست.

در مجموعه «سه، پنج، دو» بازی شما در مقابل فرهاد آئیش به نوعی ۲ طنز متفاوت را به نمایش می‌گذارد به طوری که ایشان فانتزی و شما به سمت شخصیتی رئال در حرکتید. این دوگانگی را چگونه در بستر بازیتان باورپذیر کردید؟
در فیلم «نصف مال من نصف مال تو» با فرهاد آئیش همبازی بودم. نوع بازی‌ها کاملا اغراق‌آمیز و فانتزی بود؛ اما در سریال «سه، پنج، دو» طبق صحبت‌های اولیه و بالطبع کارگردان، بازی رئال دارم. اما این که شما اشاره داشتید جنس بازی‌ها فرق دارد، باید بگویم موافق هستم. بازی‌ها فرق دارد، اما سوالی است که باید کارگردان کار جواب بدهد؛ چرا که ایشان مسوول هماهنگی و تنظیم جنس بازی‌ها هستند. در واقع این سوال را نباید جوابگو باشم و فقط به عنوان بازیگر جوابگوی بازی خودم هستم؛ بازی رئالی که از هرگونه اغراقی به دور است.

کاراکتر شهلا تا چه اندازه در فیلمنامه بسط داده شد و به چه میزان درونیات این نقش را با بررسی‌های پیش تولیدی بروز دادید؟
طبق صحبت‌های اولیه، خط سیر ماجرا مشخص شد و این که متن‌ها بر چه اساسی نوشته شود و آنچه وجود دارد این است که این زن شهروند درجه دوم محسوب می‌شود. کاراکتر پررنگی ندارد و طبیعتا نمایشی که از این کاراکتر درآمد، در همین حد بود. «سه،پنج،دو» کار مردانه است چرا که متاسفانه ورزش فوتبال کاری مردانه محسوب می‌شود.

به گفته شما، زن‌ها در این مجموعه بعد از مردها نمود دارند. در رهیافت‌های ورزشی سهمشان چه‌میزان است؟
اکثر سکانس‌ها مربوط به مسائل خانه و حریم خانواده است که باعث می‌شود سریال معمولی جلوه کند. اگر چه حضور زن در حریم ورزش پررنگ نیست، این اشکال از سوی نویسنده یا کارگردان و… نیست بلکه جامعه‌شناسی ما ایراد دارد چرا زن‌ها نباید در عرصه اجتماع و ورزش حضور پررنگی داشته باشند؟ اگر این چنین بود، بازتاب آن در فیلم‌ها مستتر بود. به همین دلیل زن‌ها شهروندان درجه دوم محسوب می‌شوند؛ زیرا قصه، قصه مردانه است.
در این داستان نقطه عطفی وجود دارد که در پی آن با تحول چشمگیر زندگی حشمت روبه‌رو هستیم که در این بین کاراکتر شهلا تنها با چند تغییر ظاهری سریع همچون پوشش و… بیان می‌شود. چرا این تحول در درونیات این نقش کمتر دیده می‌شود؟
چندین بار اتودهای مختلفی را امتحان کردم و کوشیدم کاراکتر شهلا را با ژست و حتی گفتن دیالوگ‌های خارجی ایفا کنم؛ اما آقای سهیلی‌زاده مانع هرگونه اغراق در این کاراکتر شد و به طور صریح از من خواست در حیطه تعیین شده حرکت کنم. به‌هرحال زمانی که بازی می‌کنم تابع ۱۰۰درصد کارگردان هستم، ضمن این که ایشان کارگردان خوب و کم‌حاشیه‌ای است، فرصت را مغتنم دانستم که تجربه همکاری با ایشان را بعد از سال‌ها داشته باشم.

به عنوان بازیگری که حرفه کارگردانی را نیز تجربه کرده است تا چه اندازه در پذیرش شرح نقش تابع کارگردان هستید؟
وقتی کارگردانی می‌کنم توقع دارم بازیگرانم هرآنچه را که گفته می‌شود براحتی بپذیرند. در واقع سعی دارم از بازیگران از پیش تعیین شده پرهیز کنم. لغت‌بازی به معنای باز شدن و مخالف بسته بودن است. وقتی کسی بسته است جزمی نگاه می‌کند و ناخودآگاه نمی‌تواند فکر و ایده جدید را بپذیرد. همیشه دوست دارم با کسانی کار کنم که باز باشند؛ زیرا فضای باز ذهنیت جدی را می‌پذیرد. پس چه در مقام بازیگری و چه کارگردانی تابع این شیوه هستم و زمانی که ایفای نقش را به عهده می‌گیرم به‌گونه‌ای ایفای نقش می‌کنم که کارگردان می‌خواهد. به هر حال کارگردان به نوبه خود صاحب اثر است.
شما به باز بودن دید کارگردانی اشاره کردید، اگر بخواهیم این مقوله را وارد طنز کنیم آیا قبول دارید که اکثر کاراکترهای طنزی که ایفا کردید، از یک وضعیت مشابه پیروی می‌کند؟
این قضیه را این‌گونه برایتان بازگو می‌کنم که بازیگر چیزی را باخود نمی‌آورد، بلکه قصه باید فضا را ایجاد کند. شما اگر قرار باشد نقش زن فقیر، بیوه و… را بازی کنید، در کار بعدی نیز با کمی تفاوت این نقش را ایفا می‌کنید. به نظرم متفاوت بودن شخصیت باعث تفاوت در کاراکترها می‌شود. من در «اشک‌ها و لبخندها» جنس بازی‌ام کاملا متفاوت با این کارم بود؛ زیرا در آنجا نوع بازی به سمت کاراکتری متفاوت سوق داده می‌شد. یا در فیلم «زیردرخت هلو» و «مختارنامه» ‌جنس بازی‌هایم با یکدیگر فرق داشت. معتقدم وضعیت باید قابل قبول باشد تا بازی مورد پذیرش قرار گیرد. شخصا به صادق بودن اعتقاد دارم چون اگر در کاراکتر صادق نباشی، مردم نمی‌پذیرند. از طرفی از طریق یک‌سری ری‌اکشن غیرمعمول و غلوآمیز نمی‌توان متفاوت عمل کرد. در واقع شهلای قصه «سه،پنج،دو» مانند زن قصه «سه در چهار» است. با آن که این کار برایم نوآوری ندارد اما کاری است که کارگردان خواستار آن است و من تابع او هستم.

آیا نبودن این تفاوت‌ها به دلیل عدم تفاوت در نقش‌های پیشنهادی و فیلمنامه است؟
سالی یک بار برای تلویزیون بازی می‌کنم. اگر دقت کرده باشید بعد از سریال «اشک‌ها و لبخندها» حضور نداشتم تا مجددا در سریال دارا و ندار. یکی از عوامل اصلی حضور نداشتنم در تلویزیون، تکراری بودن کاراکتر است که رغبتی به همکاری با آنها ندارم، مگر این که شرایط و کارگردان خاصی دخیل باشد که بپذیرم. البته به فضای ایجادشده هم بستگی دارد. فضای اولیه نیز از قصه ناشی می‌شود. بندرت کارگردان جسوری پیدا می‌شود که کار متفاوت از بازیگرانش را بخواهد. بکرات نشان داده‌ام آمادگی هرگونه کاراکترهای جدی، طنز و … را دارم.

آیا بخشی از این جسارت به توان و ریسک‌پذیری بازیگر برمی‌گردد؟
باعکس قضیه موافق هستم؛ چرا که باید کارگردان ریسک‌پذیری بالایی داشته باشد. شما را باید در جایگاه ببیند و محک بزند. برای دیده شدن نیاز به بازی است و برای بازی کردن باید فراخوانده شوی و برای خوانده شدن نیز باید دعوت شوی که همگی اینها مستلزم یک فرد ریسک‌پذیر است. در «فرار بزرگ» پایه بازی‌ام فرق داشت. پایه و جنس بازی فضا را ایجاد می‌کند.

شهلای قصه ««سه، پنج، دو»» در جایی از حیطه‌ مادر و خانه‌داری خارج می‌شود، در حوزه ورزشی چه جایگاهی دارد؟
طی صحبت‌های اولیه قرار شد زن وارد حیطه ورزش شود و خودخواهی‌هایی را به نمایش بگذارد. در اصل این زن دلش می‌خواهد با افتتاح ورزشگاه بانوان به رشد و شکوفایی برسد. طرح این قضیه را به سهیلی‌‌زاده پیشنهاد دادم و ایشان با رویی گشاده قبول کردند؛ اما متاسفانه زیاد به مقوله حضور زن در ورزش پرداخته نشد.

به عنوان شخصی که تجربه هدایتگری بازیگران را دارد کارگردانی آقای سهیلی‌زاده را چگونه دیدید؟
سهیلی‌زاده از جمله کارگردان‌هایی است که درعین باهوشی و بی‌حاشیه بودن، توجه و تمرکز به کارشان دارند و برخلاف دیگر کارگردان‌ها کار کردن با چنین آدمی خسته‌کننده نیست و اما وجه پررنگ این کار که به نوعی به کمرنگ‌تر بودن زن در قصه می‌انجامد، این است که مردها قهرمان اصلی قصه هستند. دید و نگاهشان کاملا مردانه است و همیشه بار اصلی ماجرا را به دوش مردها می‌گذارند.
482 views بار ۲۳ام تیر ۱۳۹۰ admin تفریحی و سرگرمی , مطالب جالب خواندنی بدون نظر

شقایق دهقان

شوخی شقایق دهقان در پاسخ به سؤالی درباره بازی درخشانش در «ساختمان پزشکان»
شقایق دهقان، بازیگر بسیاری از مجموعه‌های طنزی است که در سال‌های گذشته از تلویزیون دیده‌ایم. احتیاج به معرفی ندارد و همه هم می‌دانیم که بازیگر محبوبی است و اغلب نقش چه جور آدم‌هایی را بازی می‌کند…
بازی‌اش پر از انرژی، شوخی و کنایه است و در مصاحبه نیز با همین شور و انرژی، جواب سوال‌هایمان را می‌دهد. خنده از صورتش نمی‌رود و دائم درحال شوخی و تحرک است. حتی سوال‌هایمان را دوستانه دست می‌اندازد و گاه به خودش هم متلک می‌اندازد. گپ و گفت ما را با شقایق دهقان حتما بخوانید.
می‌دانید «ساختمان پزشکان» چندمین کار طنزتان است؟
نه، حسابش از دستم در رفته ولی بیشتر کارهایم طنز بوده است.
خیلی‌ها فکر می‌کنند شما همین شخصیت و روحیه‌ای را دارید که در سریال‌های طنز بازی می‌کنید.
منظورتان این است که کم‌عقلم؟ راستش ادعایی ندارم که آدم باهوشی هستم ولی فکر می‌کنم وقتی قرار است به عنوان بازیگر نقشی را بازی کنید، باید بتوانید از بیرون، نقش آن را تجسم کنید. مثلا اگر می‌خواهید نقش یک آدم مریض را بازی کنید باید آنقدر سالم و توانمند باشید که بتوانید آن را خوب از کار دربیاورید. اگر نقش آدم‌های به‌اصطلاح کم عقل را بازی می‌کنم به‌دلیل این است که از شخصیت آنها دور هستم و سعی می‌کنم بسازمشان.
تا به‌حال شده با یک نقش خیلی کلنجار بروید و سخت از عهده‌اش بربیایید؟
بله ولی در مورد کارهای روتینی که هر شب پخش می‌شوند معمولا کمی طول می‌کشد تا بازیگر شخصیت خودش را پیدا کند به‌خصوص که فیلمنامه هم همزمان نوشته می‌شود و تا بازیگر بخواهد در نقش خودش جا بیفتد کمی زمان می‌برد. مثلا من اگر قسمت ۳۰ و ۴۰ را ببینم متوجه می‌شوم نقشم چقدر با آن شخصیتی که روزهای اول بازی می‌کردم متفاوت است ولی در «ساختمان پزشکان» این روند خیلی زود جا افتاد و زودتر از همیشه نقش‌ام را پیدا کردم.
یعنی نقش شما در قسمت‌های بعدی همین ویژگی‌های فعلی را حفظ می‌کند؟
البته تا حدودی نکات ریزتری وارد کار می‌شود. شاید بتوانم بگویم نقشم پرانرژی‌تر می‌شود ولی تقریبا همین کاراکتر خواهد بود.
این شخصیت‌ها با وجودی که طنز هستند ولی خیلی تک‌بعدی به نظر نمی‌آیند و رفتارهایی غیرقابل پیش‌بینی از خودشان بروز می‌دهند.
همین‌طور است. در مورد نقش خودم خیلی می‌ترسیدم تک‌بعدی شود ولی چیزهایی به آن اضافه شد که باعث شد از این بابت ترسی نداشته باشم. با این وجود کار کمدی است و هرکس شخصیت خودش را دارد.
شما برای این نقش از کسی تقلید کردید یا خودتان آن را خلق کردید؟
تقلید کردم.
واقعا؟
بله. همان‌طور که گفتید من نقش‌های زیادی بازی کرده‌ام که از بهره هوشی کمی برخوردار بوده‌اند. برای این مجموعه فکر کردم باید کاری کنم که کمی متفاوت از قبلی‌ها باشد. البته درنهایت باید به شخصیتی می‌رسیدم که بهره هوشی کمی دارد ولی همیشه فکر می‌کند درست عمل می‌کند و این بقیه هستند که دارند اشتباه می‌کنند. او آدمی است که اعتمادبه‌نفس زیادی دارد. مصداق آن لطیفه‌ای است که می‌گویند آقایی رانندگی می‌کرده و می‌دیده همه ماشین‌ها برعکس می‌آیند و فکر می‌کرده همه دارند اشتباه می‌روند درحالی که خودش اشتباه می‌رفته. این منشی هم مثل همان آدم است؛ کم‌عقل و بااعتمادبه‌نفس ولی برایش یک ما به ازای واقعی داشتم.
یعنی شخصیتی مثل او را دیده‌اید و براساس آن بازی کرده‌اید؟
بله و مطمئنم اگر خودش این سریال را ببیند بازهم قبول نمی‌کند که عین خودش است. او هم کسی است که اصلا باور نمی‌کند دارد اشتباه می‌کند.
خانم دهقان! سریال‌های طنز ما معمولا مردمحور هستند و بیشتر شخصیت‌های بانمک یا کمدی را مردها تشکیل می‌دهند. سایت پاتوق۹۸ : البته شما در چند مجموعه به جای آدم‌هایی بازی کرده‌اید که زیاد روی نقششان تاکید شده و می‌توان گفت نقش درجه اول بوده‌اند. در مجموع چرا نقش خانم‌ها در سریال‌های طنز کمتر از آقایان است؟
یک دلیلش حدوحدودی است که باید در تلویزیون رعایت کنیم. نقطه‌نظراتی در شبکه‌ها وجود دارد که البته مسوولان مقصر نیستند. باید بپذیریم که این شبکه‌ها سراسری هستند و می‌خواهند سلیقه همه زنان کشور در نظر گرفته شود‌ اما دلیل دیگری هم وجود دارد که به حدوحدود مربوط نمی‌شود و به خود بازیگران زن برمی‌گردد. معمولا بازیگران زن ما کمتر حاضر می‌شوند وقار و متانت خود را کمی کنار بگذارند و طنز پرانرژی کار کنند و خیلی کمیک به نظر بیایند. من هم اول نگران بودم که نکند اغراق در شخصیت کمدی‌ام باعث شود تا خانم‌ها بدشان بیاید. دلیل دیگری هم هست که به شهامت بازیگران زن یا محدودیت‌های موجود مربوط نمی‌شود و آن این است که نویسندگان کارهای کمدی زیاد شخصیت زن‌ها را درنظر نمی‌گیرند. خوشبختانه در گروه نویسندگان «ساختمان پزشکان» چنین دیدگاهی وجود نداشت و انرژی مساوی برای نقش‌های زن و مرد تعریف شد. پاتوق ۹۸: من در بعضی از کارها دیده‌ام که خانم‌ها تنها به این دلیل در برخی سکانس‌ها حضور پیدا می‌کنند که بازیگران مرد دیده شوند. بیشتر وقت‌ها در آثار کمدی برای نقش زنان جایگاه خاصی درنظر نمی‌گیرند و همیشه بازیگران مرد هستند که جلوه و رنگ بیشتری دارند ولی در این گروه که پیمان قاسم‌خانی سرپرستی نویسندگانش را برعهده دارد، شخصیت‌پردازی بهتری درباره زن‌ها می‌بینیم.
شما سعی نکردید آن متانت موردعلاقه زن‌ها را در بازی خودتان وارد کنید یا به واقعیت نزدیکش کنید؟
دیالوگ‌هایی که شخصیت‌های ساختمان پزشکان استفاده می‌کنند براساس زندگی روزمره مردم است. اگر چه کمی اغراق در آن وجود دارد ولی قابل مقایسه با فیلم‌هایی نیست که دیالوگ‌هایشان تا به حال به گوش من و شما نخورده و هیچ‌وقت در زندگی عادی از آنها استفاده نمی‌کنیم. بعضی وقت‌ها آدم‌هایی را در فیلم‌ها می‌بینیم که پیش خودمان می‌گوییم هیچ‌وقت شبیه چنین شخصیت‌هایی را در زندگی واقعی ندیده‌ایم. من با این نوع از فیلم‌ها ارتباط خوبی برقرار نمی‌کنم. در این سریال آدم‌ها واقعی، دیالوگ‌ها واقعی و فضاها واقعی هستند ولی کمی در آنها اغراق شده است تا کمدی شکل بگیرد.
بازخوردهای مردم نسبت به سریال چطور بوده؟
تا امروز بازخوردهای خوبی داشته‌ایم.
بعضی از روان‌شناسان می‌گویند برای این سریال که به پزشکان و روان‌شناسان پرداخته باید از مشاور استفاده می‌شده است. آیا به استفاده از متخصصان و مشاوران در مجموعه‌های تلویزیونی اعتقاد دارید؟
نقش من ربطی به جنبه‌های روان‌شناسانه ندارد. من نقش یک منشی کم‌عقل وسواسی را بازی می‌کنم و بنابراین نیازی به استفاده از مشاور نداشتم. جواب این سوال را نویسندگان مجموعه باید بدهند.
می‌خواهم بدانم شما به عنوان یک بازیگر، لزوم استفاده از مشاور را برای تخصصی‌کردن نقش قبول دارید؟
من شخصا اگر قرار باشد نقش کسی را بازی کنم که گرفتار یک بیماری روانی است حتما از مشاوره استفاده می‌کنم‌ اما شخصیت فعلی من کسی نیست که برود پیش روان‌شناس و حالش خوب شود. بگذارید در اینجا نکته‌ای را بگویم. متاسفانه ما سر هر مجموعه‌ای که هستیم معمولا با شکایت‌های زیادی از طرف اصناف مواجه می‌شویم. در این کار هم نگران بودیم که از سوی جامعه پزشکان و روان‌شناسان واکنش ببینیم ولی احساس می‌کنم چون با قشری در ارتباط هستیم که با احترام و با فرهنگ و تحصیل‌کرده است آنقدر اعتمادبه‌نفس دارند که به گله و شکایت فکر نکنند. کسانی را از این صنف می‌شناسم که ارتباط خوبی با ساختمان پزشکان برقرار کرده‌اند و از آن لذت برده‌اند. ببینید! ما ناچاریم برای شخصیت‌های سریال اسم بگذاریم و اگر قرار شود همه کسانی که آن اسم‌ها را دارند احساس توهین بکنند و بروند جایی شکایت کنند که نمی‌شود کار کرد. اگر به این ترتیب پیش برویم باید مراقب باشیم هیچ اسمی را روی آدم‌های فیلم‌هایمان نگذاریم و از هیچ ماشینی استفاده نکنیم و هیچ شغلی را توی کار نیاوریم. ما قرار نیست به کسی توهین کنیم ولی آیا شخصیت‌های سریال نباید شغلی داشته باشند؟
715 views بار ۲۰ام تیر ۱۳۹۰ admin اخبار روز , سینمای ایران و جهان بدون نظر
هیچ کس فرشته نیست
تاکنون حدود ۷۰ درصد از فیلمبرداری اولین تجربه رضا عطاران به اتمام رسیده است و گروه مشغول ضبط سکانس‌های مربوط به خانه «شیرین» با بازی….
فیلمبرداری فیلم‌سینمایی «هیچ کس فرشته نیست» به کارگردانی رضا عطاران و تهیه‌کنندگی محمدرضا تخت‌کشیان با مضمون طنز اجتماعی همچنان ادامه دارد.
تاکنون حدود ۷۰ درصد از فیلمبرداری اولین تجربه رضا عطاران به اتمام رسیده است و گروه مشغول ضبط سکانس‌های مربوط به خانه «شیرین» با بازی ویشکا آسایش و رضا عطاران در لوکیشنی واقع در خیابان ظفر هستند. در هفته جاری خداداد عزیزی جلوی دوربین خواهد رفت.
هیچ کس فرشته نیست
در این فیلم اکبر عبدی، مریلا زارعی، رضا عطاران، ویشکا آسایش، سروش صحت، خداداد عزیزی، ناصر گیتی‌جاه، اصغر سمسارزاده و… به ایفای نقش‌های اصلی می‌پردازند.
هیچ کس فرشته نیست
تعدادی از عواملی که در ساخت فیلم همکاری دارند، عبارتند از:
گروه کارگردانی: کارگردان: رضا عطاران/ نویسنده فیلمنامه: احمد رفیع‌زاده (براساس طرحی از حمید نعمت‌الله)/ بازنویسی فیلمنامه: رضا عطاران/ برنامه ریز: نغمه نظری/ دستیار اول کارگردان: مهدی لطیفی/ دستیار دوم کارگردان: گلناز گرامی/ منشی صحنه: حمیرا نعمت‌الهی/ عکاس: علی اسدالهی/ گروه فیلمبرداری: مدیر فیلمبرداری: هومن بهمنش/ دستیار اول فیلمبردار: همایون قربانی/ دستیاران: مرتضی نجفی، علیرضا افشار، اکبر گودرزی، محمد عبداللهی، محمد فرهادی/ مسئول دوربین: مهرداد کاظمی/ سینه موبیل: حسین حیدری/ گروه صدا: مدیرصدابرداری: فرشید احمدی/ دستیاران صدا: امید قربانی، محمد مصور/ گروه صحنه و لباس: طراح صحنه و لباس: حسین عالی‌نژاد/ دستیاران صحنه: شاهین صدیق، میثم لشکری/ دستیار لباس: مهیا آقاحسینی/ گروه دکور: مجری دکور: مهدی اسدی/ دستیاران : مهدی وفا، عباس یوسفیان، داود بروغنی، حسن افشارمقدم، مهران روحی، اسماعیل مقیسه/ گروه گریم: طراح گریم: ایمان امیدواری/ مجریان: رضا عربی، هلیا رشقی، حامد افراسیابی/ بافت مو: علی اعرابی/ گروه تدارکات: مدیرتدارکات: نادر سیدمحمدی/ دستیاران: صابر سید محمدی، عبدا… سید محمدی، حسین رحیمی، فرهاد شعاع/ حمل و نقل: حسن ثاقب، عزت‌اله عصیری، احمد رحیمی‌نیا، علی تهرانچی، حمید زمانی، علیرضا عیوضی/ روابط عمومی: افسانه فراهانی/ مجری طرح جواد فرحانی/ تهیه‌کننده: محمدرضا تخت‌کشیان.
هیچ کس فرشته نیست
 مطالب مرتبط از سایت های مشابه :
[googlesearch]فیلم و تصویر
[/googlesearch]
ساختمان پزشکان
 

من با نگاهی غمگینانه به شخصیت نیما افشار کمدی را در او جاری می‌کنم و دوست ندارم با حرکات عجیب و غریب و یکسری خنده‌ها و شوخی‌های شاید وقیح….

دیدن بهنام تشکر به عنوان نقش اصلی یک سریال کمدی شبانه هم برای تئاتر دوستانی که او را با ژولیوس سزار دیده و شناخته بودند کمی غیر قابل باور بود و هم برای تماشاگرانی که به دیدن چهره‌های تکراری طنزهای شبانه عادت کرده بودند و از همه مهم‌تر خود او نسبت به این اتفاق با چشم تردید فراوانی نگاه می‌کرده اما در این چند هفته‌ای که از پخش سریال می‌گذرد او توانست به خوبی به همه ثابت کند که یک بازیگر باید توانایی این را داشته باشد که هر نقشی را بازی کند. نیما افشار دکتر پر از مشکل و استرس سریال ساختمان پزشکان که حالا جایگاه ویژه‌ای در میان مخاطبان پیدا کرده است در گفت‌وگو با ما تاکید کرد که بسیاری از جذابیت‌های ظاهری این نقش به خاطر تلاش‌هایی است که ۱۵ سال روی صحنه تئاتر کشیده. متن گفت‌وگوی کامل بهنام تشکر با تهران امروز را در ادامه بخوانید.
شما سال‌ها در صحنه تئاتر کار کرده اید و موفق هم بوده اید و حالا به تلویزیون آمده اید فکر نمی‌کنید خیلی دیر وارد دنیای تصویر شده اید؟
نه. به هیچ عنوان. من هیچ گاه خودم سمت بازی در کارهای تصویری نرفته‌ام. اگر می‌خواستم به سمت تصویر بروم ۱۵ سال کار تئاتر انجام نمی‌دادم. حتی یک برگه یا فرم از من نمی‌توانید در دفاتر سینمایی پیدا کنید چون هیچ گاه حرکتی برای ورود به دنیای تصویر انجام ندادم. هنوز هم فکر می‌کنم چند وقتی جا داشت تا بخواهم وارد دنیای تصویر شوم و اگر ساختمان پزشکان پیشنهاد نمی‌شد به این زودی وارد عرصه تلویزیون نمی‌شدم ولی شرایط این سریال و تیم کار آنقدر خوب بود که تصمیم گرفتم با همین سریال وارد دنیای تصویر شوم.
با توجه به سابقه‌ای که از شما در کارهای تئاتر بسیار جدی مثل ژولیوس سزار داشتیم جای تعجب فراوانی داشت که شما را به یکباره در یک طنز شبانه تلویزیون و در نقش اصلی آن ببینیم. خودتان تصور می‌کردید آغاز کارتان در تلویزیون با یک کار کمدی باشد؟
واقعا نه. در ابتدا هم در برزخ بزرگی گیر کرده بودم و نمی‌دانستم که آیا اصلا این کار را قبول کنم یا نه. تا اینکه نوشته‌های پیمان قاسم خانی را خواندم. در خانه ما اتاقی وجود دارد که در آن یک میز و دو تا صندلی وجود دارد و هر متنی که برای خواندن به ما می‌دهند را در آن اتاق به همراه همسرم بارها می‌خوانیم و جالب اینجا بود که با اینکه معتقدم شخصیت نیما افشار تفاوت فراوانی با شخصیت‌های طنزهای معمولی دارد ولی هم من و هم خانمم به شدت به متن‌های پیمان می‌خندیدیم. این باعث شد که احساس کنم با یک متن قوی مواجه هستم و برای من به عنوان یک بازیگر متن قوی بسیار مهم است. بعد هم با شناختی که از گروه داشتم احساس کردم می‌توانم در اولین تجربه تلویزیونی‌ام یک کار قابل قبول ارائه دهم.
یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت خیلی از کمدین‌ها در ایران حرکات و ویژگی‌هایی است که آن‌ها برای خنده دار کردن شخصیت خودشان به وجود می‌آورند. شما چقدر به این عامل وابسته بودید؟
ببینید جنس شوخی‌ها و بخصوص شخصیت دکتر نیما افشار با تصور مردم از کمدی که این روزها باب شده کمی متفاوت است. با اینکه ممکن است این حرف از دید خیلی‌ها تکراری باشد ولی حقیقتا ساختمان پزشکان کمدی موقعیت است. هجوم آدم‌ها و اتفاقات به سمت نیما افشار آنقدر زیاد است که خود به خود طنز را به وجود می‌آورد وگرنه شخصیت او ذاتا دارای کمدی نیست. من با نگاهی غمگینانه به شخصیت نیما افشار کمدی را در او جاری می‌کنم و دوست ندارم با حرکات عجیب و غریب و یکسری خنده‌ها و شوخی‌های شاید وقیح به هر قیمتی تماشاگر را بخندانم. طنز واقعی هم ریشه در تلخی بیان و حرکات دارد به صورتی که تماشاگر از شدت تلخی گاهی اوقات به خنده می‌افتد.
حس و حال خود شما پس از قبول کردن این نقش چه بود؟ آیا از این نمی‌ترسیدید که شاید اگر کار خراب شود برای وجهه تئاتری شما خوب نباشد یا نقطه‌ای منفی در کارنامه شما به وجود آید؟
واقعا شرایط عجیبی بود. چند روز اول اصلا حال و هوای خوبی نداشتم. ترس بسیار زیادی از نتیجه نهایی کار در من به وجود آمده بود. در طول کار بارها با خودم فکر می‌کردم که یعنی ممکن است مردم من را با این صورت جدی و صدایی که دارم به عنوان یک بازیگر در یک نقش کمدی قبول کنند. بارها کارهایم را با سروش صحت و پیمان قاسم خانی چک می‌کردم. حتی در ابتدا چندین بار از آن‌ها پرسیده بودم که آیا مطمئن هستید برای این نقش انتخاب مناسبی هستم و آن‌ها هر دفعه به من اطمینان کامل می‌دادند که انتخاب درستی کرده‌اند ولی من از خودم مطمئن نبودم. اصلا شوخی نبود. قرار بود نقش اول یک کار کمدی ۹۰ قسمتی که بنا به دلایلی تبدیل به ۵۵ قسمت شد را بازیگری بازی کند که تا قبل از این هیچ تجربه تلویزیونی نداشته و قرار است تماشاگر سکانس به سکانس و پلان به پلان در این سریال با او همراه باشد. تمام فکرم این بود که آیا می‌توانم تماشاگر را با خودم همراه کنم و کاری کنم که از دیدن سریال خسته نشود و از آن راضی باشد؟ ولی با گذشت زمان هر چقدر که جلوتر رفتیم احساس آرامش بیشتری کردم و به نظرم آمد کار هر چه پیش می‌رود برایم آسان‌تر و اجرای نقش روان‌تر می‌شود.
فضای تئاتر با فضای تلویزیون بسیار متفاوت است. نه صرفا به خاطر حضور دوربین بلکه تفاوتی که در فضای زنده تئاتر و ضبط شده تلویزیون وجود دارد و باعث قضاوت مخاطب می‌شود. به نظر شما که هر دو فضا را تجربه کرده اید چه مزایا و معایبی بین این تفاوت فضا وجود دارد؟
مزیت مشترک هر دو هیجان انگیز بودن فضای آنهاست ولی در هیجان موجود در هر دو فضا تفاوت‌هایی هم وجود دارد. شما در تئاتر نمی‌توانید کار خود را نگاه کنید و اشکالات آن را ببینید در حالی که در تلویزیون شما تمام کارها را انجام می‌دهید و بعد می‌توانید نتیجه کار و مهم‌تر از آن ضعف‌های خود را ببینید حتی در کارهایی که به صورت روتین انجام می‌شود می‌توانید اشکالات احتمالی خودتان را اصلاح هم بکنید. البته خوشبختانه برخلاف نمونه طنزهای هرشبی در سال‌های گذشته ساختمان پزشکان به صورت روتین فیلمبرداری نشد و ما توانستیم با حوصله بیشتری کارهای خود را انجام دهیم. نویسنده‌ها هم تمرکز بیشتری روی کار داشتند. با اینکه ما از فید بک‌های لحظه‌ای مردم محروم بودیم ولی این مسئله تا حدودی خوب هم بود به این دلیل که نویسنده و کارگردان و بخصوص بازیگر را مجبور نمی‌کرد اتفاقاتی که شاید به نظر مردم خوشایند آید را تکرار کنند.
لحن نیما افشار در ساختمان پزشکان کمی متفاوت‌تر از دیگران است. با توجه به پیشینه پانزده ساله‌ای که در زمینه تئاتر دارید این مدل لحن تا اندازه زیادی به کارهای تئاتری می‌خورد. تجربه‌های قبلی شما در تئاتر چقدر به پردازش بیان جملات توسط نیما افشار کمک کرده؟
اول بگذارید نکته‌ای را توضیح دهم. بعضی از بازیگرها زمانی که یک کار جدید را آغاز می‌کنند ادعا می‌کنند که بدون استفاده از تجربه‌هایی که در کارهای قبلی داشته‌اند می‌خواهند یک نقش را بازی کنند یا به اصطلاح از صفر کار را شروع کنند در حالی که این حرف از نظر من کاملا غلط است. علت این مسئله این است که وقتی می‌خواهید نقش جدیدی را بازی کنید باید بتوانید به آن نقش در همه زمینه‌ها هویت بدهید. اینکه چه صدایی را برای نقش انتخاب کنید یا از چه میمیک‌هایی برای نشان دادن حالت‌های مختلف کاراکتر مورد نظر استفاده کنید همه مستلزم استفاده شما از تجربه‌های قبلی است. خب من بسیاری از این نکات و ریزه کاری‌ها را در کارهای تئاتری‌ام تجربه کرده بودم. شاید بارها با خودم بگویم که قرار است یک کار متفاوت از کارهای قبلی بازی کنم ولی آنقدر اندوخته در ذهن و ناخودآگاه من به عنوان بازیگر از کارهای قبلی‌ام وجود دارد که ناخواسته آن‌ها را در کار خرج می‌کنم. با این حال با این مسئله هم موافق نیستم که بازیگر فقط از اندوخته‌هایش استفاده کند و مدام خودش را به اشکال گوناگون تکرار کند چون مردم قرار است یک سری چیزهای جدید ببینند. در مورد نیما افشار هم سعی کرده‌ام کدهایی کاملا متفاوت حتی در زمینه لحن و بیان جملات برای شخصیت او تعریف کنم که تا جای ممکن در کارهای قبلی از آن‌ها استفاده نکرده باشم و مطمئنا تمام تلاش خودم را خواهم کرد که در کارهای بعدی هم از آن کدها استفاده نشود. ضمن اینکه من حدود یک سال و نیم زیر نظر استاد نصرالله مدقالچی در زمینه دوبله آموزش دیدم و فیلم‌های زیادی را همراه با ایشان دوبله کردم، بعد از آن هم مدتی در رادیو صدای آشنا، رادیو تهران و رادیو جوان برنامه اجرا کردم و تجربه کار با میکروفن و صدا خیلی به من کمک کرد و به نظرم برخلاف تصور خیلی‌ها این گونه تجربه‌ها برای بازیگران بسیار خوب است.
شاید یکی از بزرگ‌ترین تفاوت‌های تئاتر و تلویزیون برای بازیگران میزان فرصتی است که آن‌ها برای تمرین نقش خود دارند. در تئاتر شاید یک یا حتی دو ماه شما برای رسیدن به جزئیات نقش خود تمرین کنید ولی در تلویزیون و حتی سینما چنین فرصتی به هیچ عنوان وجود ندارد. با وجود این معضل چگونه توانستید به نیما افشار کنونی برسید؟
سناریوی چند قسمت اول را که از پیمان قاسم خانی گرفتم به شدت روی آن کار کردم. می‌خواستم ببینم نیما افشار تا چه اندازه جای کار دارد و تا کجا می‌توانم او را در مسیری که احساس می‌کنم با توجه به داده‌های اولیه قاسم خانی درست است پیش ببرم. البته چون پیمان آدم بسیار باهوشی است تا حدود زیادی پیش‌بینی‌هایی در خصوص کلیت نقش نیما افشار کرده بود و همان ابتدا حدود هشتاد طرح داستانی برای او داشت و به گروه نویسندگانش هم گفته بود که نیما را در همین مسیر حرکت دهند. سروش صحت هم از ابتدا جنس بازی مورد نظرش را در ذهن خود پرورش داده بود. من داده‌های هر سه تفکر را کنار هم قرار دادم و سعی کردم آن‌ها را به هم ارتباط دهم تا بتوانم از مخلوط کردن هر سه تفکر یک شمایل قابل قبول برای نیما افشار بیرون بکشم. در طول کار هم بده بستان‌هایی که با پیمان و سروش داشتم کمک بسیار زیادی کرد. البته درست است که بازیگران گروه تمرین آنچنانی با هم نداشتیم ولی در هر جلسه فیلمبرداری حداقل دو ساعت تمرین درست و حسابی انجام می‌دادیم. البته یک نکته مثبتی که وجود دارد این است که با توجه به پرداخت نسبتا قوی و قرص و محکمی که از ابتدا برای این شخصیت ارائه داده شد شخصیت نیما افشار در قسمت اول، ۱۵ یا حتی ۵۰ تفاوت آنچنانی با هم ندارد و از یک ثبات خوبی برخوردار است.
یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت یک بازیگر در یک کار پارتنرها یا همان بازیگران رو به روی بازیگر اصلی هستند. سهم پارتنرهای شما در موفقیت اجرای نقش نیما افشار چقدر بوده است؟
خیلی زیاد. اصلا تاثیر این مسئله روی موفقیت یا عدم موفقیت یک کار غیر قابل انکار است. مثلا در ساختمان پزشکان بده بستان‌هایی که من با هومن برق نورد، شقایق دهقان یا بیژن بنفشه خواه دارم و بده بستان‌هایی که هر کدام از این‌ها با هم دارند بسیار بیشتر از حالت عادی بود. حتی کار به جایی می‌رسید که ما به هم پیشنهاد بازی می‌دادیم و در تمرین‌ها به نکات جالبی در بازی‌های هم می‌رسیدیم که سریع به هم منتقل می‌کردیم. مهم‌تر از همه اینکه در مقابل پیشنهاد‌هایی که هر کدام به یکدیگر می‌دادیم عکس العمل منفی نشان نمی‌دادیم و اتفاقا به هر پیشنهادی به شدت فکر هم می‌کردیم. حتی آقای هوشنگ حریر چیان که از بازیگران قدیمی تئاتر در اصفهان هستند و نقش پدر من را دارند هم در این بده بستان‌ها حضور فعال داشتند و خیلی جاها دقت بسیار بالای ایشان روی متن به همه ما کمک می‌کرد. این ارتباط خوب بین بازیگرها باعث شده بود که ما از هر لحظه کار لذت ببریم در کنار اینکه انرژی مضاعفی هم پیدا کرده بودیم. ضمن اینکه گروه بازیگران این فیلم تک‌روی نداشتند و همه سعی می‌کردیم نقش‌ها را به موازات هم جلو ببریم.
با توجه به تعاریفی که ما از تیپ و شخصیت داریم. نیما افشار تیپ محسوب می‌شود یا شخصیت؟ و به چه دلیل؟
مسلما شخصیت است. کاملا مشخص است که پدر و مادر این آدم چه کسانی هستند، در دانشگاه چه درسی خوانده، به راحتی می‌توانید بفهمید رفتارهای پدر و مادرش در بچگی با او چگونه بوده است، اختلاف او با همسر قبلی‌اش و نحوه طلاقشان و حتی آشنایی‌اش با همسر جدیدش کاملا نشان داده می‌شود. روند داستان کاملا زندگی یک آدم را نشان می‌دهد. زن و زندگی و خونه و ماشین دارد و به بسیاری از آدم‌های واقعی جامعه نزدیک است. البته گاهی اوقات یکسری شوخی‌ها یا رفتارهای بدنی و فیزیکی انجام می‌دهد که به سمت تیپ شدن می‌رود اما بلافاصله از شوخی‌ها فاصله می‌گیرد و به حالت اول باز می‌گردد البته به نظرم وجود آن شوخی‌ها به دلیل اینکه فضای کمدی هم به خوبی در کار دیده شود لازم است.
در کل تیپ بودن برای یک بازیگر وجهه بدی دارد که همه دوست دارند نقش‌هایی که بازی می‌کنند را کاراکتر و شخصیت بدانند؟
به هیچ عنوان. چرا باید بد باشد؟ البته این مسئله تا حدود زیادی بستگی به سلیقه بازیگر دارد چون گاهی اوقات بازیگر بخصوص در کارهای فانتزی و کمدی خود بازیگر تا حدود بسیار زیادی می‌تواند مسیر یک نقش را بر اساس سلیقه‌اش به سمت تیپ یا شخصیت ببرد. تیپ‌سازی جزئی از بازیگری است. متاسفانه نگاه ما به تیپ‌سازی نگاه بسیار غلطی است. مثلا در همین سریال شما فکر می‌کنید اگر از شقایق دهقان در مورد نقشی که بازی می‌کند همین سوال را بپرسید به شما می‌گوید شخصیت است؟ مسلما نه. چون تعریف تیپ و کاراکتر را به خوبی می‌داند. ضمن اینکه به نظر من بازیگر نباید خودش را گول بزند.
معمولا در کارهایی که پیمان قاسم خانی می‌نویسد سوراخ سنبه‌های کمی برای بداهه پردازی توسط بازیگران وجود دارد. آیا در متن‌های ساختمان پزشکان هم این مسئله وجود داشت؟
سوال بسیار خوبی بود. متن‌های پیمان برای من به شدت عجیب و غریب و جالب توجه بود. به نظرم قاسم خانی در زمینه طنز در ایران یک آدم کاملا درجه یک محسوب می‌شود. متن‌ها آنقدر خوب و کامل بود که ما حتی به فکر بداهه پردازی هم نمی‌افتادیم. من مطمئنم اگر قرار بود ما شیطنت کنیم و به سمت بداهه پردازی‌های بی‌مورد و غیر ضروری برویم نقش کاملا از دستمان خارج می‌شد و سیر طبیعی نقش از بین می‌رفت. شاید هم اگر می‌خواستیم به اندازه نمونه کارهای مشابه زیادی بداهه پردازی کنیم باعث گنگی و واپس‌زدگی مخاطب می‌شدیم. همه چیز در متن پیمان سر جای خودش بود و من کار زیادی روی متن‌های او انجام نمی‌دادم. به نظرم مهم‌ترین کار من این بود که متن‌ها را صحیح بخوانم و درست اجرا کنم.
یکی از ملزومات کمدی وجود فضایی تا حدودی فانتزی است، نیما افشار هم به قول شما یک شخصیت است و شخصیت‌ها معمولا با رئال و واقعیت بیشتر سر و کار دارند. به نظر شما آیا در شخصیت نیما افشار خبری از اتفاقات یا مسائل فانتزی وجود دارد؟
ما از ابتدا جنس شوخی‌های نیما افشار را مشخص کرده بودیم و از ابتدا هدفمان این بود که به سمت لودگی نرویم. به همین دلیل اتفاقات طنزی که برای نیما افشار رخ می‌دهد ذاتا اتفاقاتی کاملا جدی و واقعی هستند ولی نحوه برخورد او با این اتفاقات و بالعکس جنبه کمیک پیدا می‌کنند. مثلا وقتی شما یک بومرنگ را به آسمان پرتاب می‌کنید یک اتفاق کاملا عادی و معمولی است ولی وقتی به سمت شما می‌آید با اینکه قضیه کاملا جدی است و ممکن است به شما آسیب هم بزند ولی جنس رویارویی شما با آن فضایی کمیک را به وجود می‌آورد که هر کسی ممکن است به آن بخندد. خیلی جاها سعی کرده‌ام براساس همان تیپ سازی‌های جزئی و کوچکی که گفتم گاهی به سمت فضای فانتزی هم بروم ولی به هیچ عنوان نگذاشتم این مسئله بر کلیت نقش نیما افشار احاطه پیدا کند.
با توجه به موفقیت ساختمان پزشکان نزد مردم بدون شک پیشنهاد‌های بسیار زیادی از جهت‌های مختلف برای ادامه کار در جلوی دوربین به شما خواهد شد. نحوه انتخاب و رویکرد بهنام تشکر در مورد کارهای آینده‌اش جلوی دوربین چگونه خواهد بود؟
قدر مسلم من همچنان اولویت اصلی‌ام با تئاتر است چون احساس می‌کنم هنوز خیلی چیزها در تئاتر هست که باید آن‌ها را فرا بگیرم. ولی با این حال وقتی بازیگری برای اولین بار جلوی دوربین حدود ۸ ماه در یک فضای طنز کارکرده خیلی دوست دارد که بتواند فضاهای دیگر کاری را هم تجربه کند. با تمام تجربیاتی که دارم فکر می‌کنم در کار جدی بیشتر جواب دهم تا کار کمدی (با خنده). ضمن اینکه پیش‌بینی آینده کاری یک بازیگر در ایران کار سختی است.