آخرین مطالب سايت

مطالب محبوب

228 views بار ۷ام خرداد ۱۳۹۲ admin روان شناسی , سایر مطالب بدون نظر

آرامش در زندگی

شما قطاری از افکار دارید که هنگام تنهایی، سکوت و زمانی که غرق در افکارتان هستید سوار آن می شوید. ارزشی که برای خودتان قایل هستید و شادی هایی که در زندگی دارید همه بستگی به جهتی دارند که قطار به آن سو در حرکت است.

اگر واقعا می خواهید در زندگیتان تغییری ایجاد کنید باید ابتدا ذهن و افکارتان را تغییر دهید و آن را از هر نوع تفکر آزاردهنده ای که شما را به عقب می راند پاک کنید. در این مطلب جملاتی گردآوری شده که به شما کمک می کنند بتوانید ذهنتان را آزاد کرده و تغییرات دلخواهیتان را در زندگی ایجاد کنید.

– شما ساخته شده اید که فقط یک انسان باشید، انسانی که خودتان تصمیم گرفته اید باشید.

– کارهای خوب انجام دهید و احساس خوبی داشته باشید، کارهای بد انجام دهید و احساس بدی داشته باشید، این قانون ساده زندگی است.

– شما همانی هستید که امروز انجام می دهید نه آنی که تصمیم دارید فردا انجام دهید.

– همه ما تصمیم می گیریم اما در نهایت تصمیم ها ما را می سازند.

– آنچه می تواند تغییرات اساسی ایجاد کند کاری نیست که شما گاهی انجام می دهید، بلکه کارهایی که طبق برنامه انجام می دهید و قانون دارند می توانند تغییر ایجاد کنند.

– با خودتان صادق باشید، هرگز خودتان را به خاطر کارهایی که انجام داده اید و احساس خوبی به آنها داشته اید سرزنش نکنید.

– کاری را که اطمینان دارید درست است انجام دهید.

– تا زمانی که از خودتان راضی نباشید ،هیچ مقدار پولی نمی تواند شما را خوشحال کند.

– اگر در قلبتان احساس آرامش می کنید مطمئن باشید که کار درستی انجام داده اید.

– نگران نباشید که دیگران فکر می کنند اهداف شما رویایی و غیرمنطقی به نظر می رسد. بیشتر اوقات ایده های رویایی همان هایی هستند که جهانی را به شگفتی وامی دارند.

– اگر مانند دیگران فکر می کنید درواقع خودتان هیچ فکری نمی کنید.

– خودتان، خودتان را کنترل کنید در غیر این صورت فرد دیگری شما را کنترل می کند.

– گاهی اوقات ایستادن در برابر دوستان به اندازه ایستادن در برابر دشمنان دشوار می شود.

– ناراحت ترین افراد جهان کسانی هستند که دایم نگرانند دیگران چه فکری در موردشان می کنند.

– زمانی که کسی از شما انتقادهای غیرواقعی کرده یا سرنوشت بدی را برای شما پیش بینی می کند، در مورد شما صحبت نمی کند بلکه درون خودش را برای شما آشکار کرده است.

– اگر فقط به فکر سود و زیان خودتان نباشید دنیایی از فرصت های بی نظیر به دست می آورید.

– تاکنون هیچ انسانی با توانایی ها و ویژگی های شما در دنیا وجود نداشته، پس به خودتان ببالید که منحصر به فرد هستید و سعی کنید اثر خوبی از خودتان برجای بگذارید.

– انسان مهربان و دوست داشتنی در دنیایی خوب و دوست داشتنی زندگی می کند و انسان بدبخت که از دیگران متنفر است در دنیایی بد و تنفرآمیز به سر می برد. دنیای اطراف شما نمایانگر خود شما است.

– نگرانی موجب می شود کوچکترین اشیا، بزرگترین سایه ها را داشته باشند.

– در ذهنتان بر چیزهایی که دوست دارید تمرکز کنید نه بر چیزهایی که از آنها وحشت دارید، این کار رویاها را برایتان واقعی می کند.

– نگران شکست ها و ناکامی ها نباشید بلکه نگران فرصت های خوبی باشید که حتی آنها را امتحان نکرده اید.

– بهانه نیاوردن بهتر از بهانه بد آوردن است.

– برای به دست آوردن چیزی که تا به حال نداشته اید باید کارهایی را انجام دهید که تا به حال انجام نداده اید.

– مشکلات ما دوستان ما هستند البته در صورتی که ما را قوی تر کنند.

– هر کسی می توانداز مشکلات فرار کند، این ساده ترین واکنش است اما مواجه شدن با مشکلات شجاعت است و فرد را قوی تر می کند.

– یکی از بزرگترین نعمت هایی که داریم این است که نمی دانیم در آینده چه اتفاقی برایمان می افتد.

– نگران مسائلی که کنترلی بر آنها ندارید، نباشید.

– لذت ها و خوشحالی های زودگذر ارزش دردهای طولانی مدت را ندارند.

– شاید صبر کردن گاهی اوقات تلخ باشد ،اما میوه آن شیرین خواهد بود.

– هر چه کمتر انتظار داشته باشید بیشتر از زندگی لذت می برید.

– آنچه برای شما بی ارزش است برای دیگری رویای بزرگی است.

– کاری که می کنید، جایی که می روید وانسانی که هستید ،نمی تواند شما را خوشحال کند، اینکه زندگی را چگونه می بینید شما را خوشحال می کند.

– انسان ها فقط چیزهایی را می بینند که خودشان دوست دارندببینند.

– اگر بیش از حد برای ارزشیابی خودو دیگران وقت بگذارید هرگز نمی توانید خودتان یا دیگران را دوست داشته باشید.

– دنیا را از شیشه جلو ببینید نه از آینه های کناری.

– انتخاب اینکه چه زمانی و چگونه بمیرید با شما نیست اما انتخاب چگونه گذران زمان باقی مانده تا مرگ با شما است.

– پشیمانی ها را کنار بگذارید، آنها فقط بهانه های افراد شکست خورده هستند، هنوز فرصت های زیادی روبروی شما است.

348 views بار ۱۶ام اردیبهشت ۱۳۹۲ admin روان شناسی , سایر مطالب بدون نظر

شخصیت شناسی براساس رنگ چشم شما

شخصیت شناسی براساس رنگ چشم شما

معمولا انسان ها برای به دست آوردن شناخت بیشتر از دوستان و اطرافیان خود و یا شناخت سطحی از کسانی که برای اولین بار با آنها رو به رو می شوند به گزینه های مختلفی پناه می برند که حدس زدن شخصیت طرف مقابل از روی لباس پوشیدن ،امضا و یا شیوه دست دادن او از جمله این امور است.
شناخت شخصیت افراد از روی رنگ چشم گزینه جدیدی است که در روابط انسانی بی تاثیر نبوده و چنانچه درست به کار رود مشکلات زیادی را حل خواهد کرد .مطلب زیر که توسط یکی از انجمن های اینترنتی عربی منتشر شده است به بررسی انواع رنگ چشم و شخصیت دارندگان آن می پردازد.

رنگ چشم سبز
رنگ چشم سبز نشان دهنده آن است که صاحبان آن شخصیتی قوی و اراده ای بالا دارند. در تصمیم گیری ها، خیلی محکم عمل کرده و تا حدی خود رای و مغرور هستند.این افراد اعتماد به نفس بالایی دارند و در کمک به دیگران سعی می کنند تا آخرین توان خود را مصرف کنند.

رنگ چشم آبی
دارندگان چشم های آبی دارای نگاهی عمیق بوده و شخصیتی حساس و شفاف دارند. این افراد به راحتی فکر و نظر خود را به دیگران تحمیل می کنند و به همین نسبت جرات و شجاعت وی‍ژه ای هم به خرج می زنند. قابل توجه است که بیشتر چشم آبی ها طبیعت و احساساتی هنری و ملموس دارند.

رنگ چشم مشکی
صاحبان چشمان مشکی انسان هایی رویایی هستند که در فضای شاعرانه ای زندگی می کنند و همچنین بسیار دست و دل باز هستند. بسیار سعی می کنند با هر چه دارند به دیگران کمک کنند .این افراد همچنین دارای خلق و خوی اجتماعی و احساسات ظریف هستند.

رنگ چشم قهوه ای
چشم قهوه ای سنبل مهربانی و محبت است و هر چه تیره تر باشد مهر و محبت صاحبش بیشتر است. چشم قهوه ای ها بسیار خون سردند و هر چه را که می خواهند به راحتی تصاحب می کنند. چنین به نظر می رسد که این افراد معنای عصبانیت را نمی شناسند و از آرامشی تمام نشدنی بهره مندند.

رنگ چشم خاکستری
صاحبان چشم های خاکستری دو دسته هستند ، یا از شخصیتی آرام و با اعتماد به نفس برخوردارند و یا شخصیتی عصبی و انقلابی دارند و همیشه به دنبال آرامش می گردند ولی در مجموع انسان هایی سرسخت و سنگین دل هستند.

رنگ چشم عسلی
با وجود اینکه چشم عسلی ها انسان هایی خوش قلب هستند ولی با دیگران صریح نیستند. این افراد همیشه به دنبال دوست می گردند. چشم عسلی ها معمولا از کودکی روی پای خود بزرگ شده و دوست ندارند به دیگران تکیه کنند

332 views بار ۸ام دی ۱۳۹۱ admin روان شناسی بدون نظر

ویژگی‌های مردانه

 

آشنایی با تفاوت های جنسیتی مهارت است. تا به حال فکر کرده اید که به عنوان یک زن چه چیزهایی باید در مورد ویژگی های جنسیتی همسرتان بدانید؟

معمولا خانم ها می گویند ما یک سرزمین ناشناخته ایم که آقایان در مورد ما چیزی نمی دانند اما احتمالا با خواندن این مطلب متوجه می شوید سرزمین ذهن آقایان هم چندان برای تان شناخته شده نبوده است.

یادتان باشد دانستن این تفاوت های جنسیتی مانع خیلی از دعواهای بی مورد میان همسران می شود و به آنان کمک می کند اختلاف های شان را بهتر مدیریت کنند. پس این شما و این بعضی چیزهایی که می خواستید در مورد مردان بدانید اما روی آن را نداشتید از خودشان بپرسید.

ویژگی های مردانه که هر زنی باید بداند

اقتدارطلبی مردان: روانشناس ها می گویند اگر یک چیز مردها را از زن ها متفاوت کند، آن ویژگی رقابت جویی و اقتدارطلبی مردهاست. مردها از اول بچگی یاد می گیرند رقابت طلب باشند تا موفق شوند. حتما شما هم پسربچه هایی را دیده اید که در بازی همدیگر را هتل می دهند و به هم دستور می دهند. حتما هم می دانید تفنگ، ماشین و البته بازی های رایانه ای رقابتی محبوب ترین وسایل بازی پسربچه ها هستند؛ چیزهایی که آنها را برای نشان دادن اقتدارشان و پیروزی بر رقیب آماده می کند. از طرف دیگر هورمون تستستورون یا هورمون مردانه هم آنان را برای این رقابت جویی که گاهی به پرخاشگری تبدیل می شود، آماده می کند.

نصیحت پذیر نبودن مردها: مردها به خاطر ویژگی اقتدارطلبی شان با هر چیزی که نشاندهنده این باشد که توانایی شان زیر سوال رفته است، مقابله می کنند. یکی از چیزهایی که به نظر مردان نشان دهنده زیر سوال رفتن اقتدار است، نصیحت کردن همسرانشان خواهد بود. حتما شما هم تجربه این را داشته اید که اگر روی چیزی بیش از حد اصرار کنید، شوهرتان آن را انجام نمی دهد یا با نق زدن و نارضایتی انجامش می دهد. هدف مردها در این مواقع این نیست که شما را ناراحت کنند یا با حرفتان موافق نباشند، مسئله این است که لحن نصیحت گرانه شما باعث موضع گیری او شده است. کافی است لحن تان را جوری عوض کنید انگار که دارید در زمین او بازی می کنید.

راه حل سریع مردها: وقتی برای مردها مشکلی را تعریف می کنید، بیشتر از هر چیزی در سرشان به فکر راه حل آن مشکل هستند. برای شما به عنوان یک زن احتمالا از همه مهمتر این است که شوهرتان مشکل شما را بشنود و با شما همدردی کند اما برای آنان مهم این است که به عنوان کمک، راه حل مشکل شما را بگویند، ضمن اینکه پیدا کردن راه حل نشاندهنده توانایی آنهاست. به هر حال راه حل دادن سریع اصلا به معنای نادیده گرفتن حس شما و حوصله نداشتن حرف های شما نیست. آنان فکر می کنند شما به این خاطر مشکلتان را تعریف کرده اید تا راه حلی پیدا کنید. گاهی سکوت مردها هم به همین معناست. سکوت می کنند چون راه حلی ندارند!

خونسردی مردان: «مردها اصلا عاطفه حالی شان نمی شود.» این اتهامی است که خیلی از خانم ها به آقایان می زنند اما روان شناسان حرف دیگری دارند. آنها می گویند چیزی که خانم ها و آقایان را در این مورد از هم متفاوت می کند این است که آقایان می توانند جنبه های عاطفی و عقلانی یک موضوع را از هم جدا کنند اما برای خانم ها تقریبا همه چیز می تواند عاطفی باشد. به این معنا که خانم ها احساساتشان را در خیلی از چیزها دخیل می کنند اما آقایان می توانند خیلی جاها احساساتشان را کنترل کنند.

عصب شناس ها می گویند دلیل این قضیه این است که مرکز عاطفه در مردها فقط در نیمکره راست مغز است اما در خانم ها مراکز عاطفه در هر دو بخش چپ و راست مغز پراکنده اند. مرکز صحبت کردن و تفکر منطقی سمت چپ مغز است برای همین تفکر منطقی خانم ها با عواطف شان در هم آمیخته است اما مردها می تواننند این دو را از هم جدا کنند. این تفاوت جنسیتی، در دعواهای بین خانم ها و آقایان خیلی خوب خودش را نشان می دهد.

وقتی خانم ها وسط بحث با شوهرشان داغ می کنند یا عصبانی می شوند یا گریه می کنند یا هر دو، معمولا همزمان بهت می کنند چطور شوهرشان همچنان خونسرد ایستاده و منطقی بحث را پیش می برد. در واقع آقایان غیرعاطفی نیستند. گواه عاطفی بودن آنها این همه دیوان شعر که توسط مردها سروده شده است. البته این به معنای این نست که مردها هرگز در بحث ها احساسی نمی شوند. آنان هر وقت احساس کنند قلمروشان زیر سوال رفته است احساساتی و معمولا عصبانی می شوند.

سکوت مردان: مردها کم حرف تر از زن ها هستند. این را هم عامه مردم قبول دارند و هم تحقیق های روانشناس ها آن را ثابت کرده است. روانشناس ها می گویند زن ها روزانه ۶ هزار تا ۸ هزار لغت به کار می برند اما مردها یک سوم این تعداد کلمات را می گویند. دلیل این پدیده آن جور که عصب شناس ها می گویند این است که مرکز تکلم در مردها فقط در سمت چپ مغزشان واقع شده است اما مرکز تکلم در زن ها هم در سمت راست و هم در سمت چپ مغز وجود دارد. البته روانشناس های تکاملی می گویند مردها در طول هزاران سال یاد گرفته اند کم حرف باشند. آنها می گویند هزاران سال پیش مردها برای شکار باید ساکت کمین می کردند وگرنه شکار در می رفت و بقای خانواده به خطر می افتاد. از آن طرف زن ها باید با همگروهی های خانم خودشان حرف می زدند و از بچه های شان مراقبت می کردند. بقای آنها به همین رابطه داشتن بر می گشت. مردها در طول رشد هم دیرتر زبان باز می کنند و مهارت های کلامی شان از زن ها کمتر است. در ادامه به این شکل های متفاوت حرف زدن مردان و زنان می پردازیم.

تیتروار حرف زدن مردها: اگر صحبت کردن د ر مورد مسائل روزمره را به دو شیوه گزارش توصیفی وگزارش علمی تقسیم کنیم، زن ها به شیوه توصیفی و مردها به شیوه علمی حرف می زنند. در واقع خانم ها، بیشتر در مورد جزئیات حرف می زنند اما حرف زدن مردها بیشتر منطقی و علمی است. آنها آن چیزی که فکر می کنند گفتنش لازم است را می گویند. برای همین به نظر می رسد مردها فقط تیتر اتفاق ها را می گویند و نه شرح آنها را. این اصلا به این معنا نیست که شوهرتان نمی خواهد شما از اتفاقات روزمره خبردار شوید، یا شما را لایق دانستن آنها نمی داند. مردها به طبیعت خودشان رفتار می کنند و شما نباید با دید زنانه خودتان حرف های آنها را تفسیر کنید.

صراحت مردان: زن ها معمولا غیرمستقیم حرف خودشان را می زنند و گلایه دارند چرا مردها حرف های شان را نمی فهمند. مثلا ممکن است شما به همسرتان بگویید چایی نمی خوری و منظورتان این باشد که بای با هم چایی بخوریم اما مردها معمولا به درون خودشان مراجعه می کنند و اگر چایی میل نداشته باشند با صراحت این را می گویند. این صراحت نشانه بی ادبی یا بی توجهی همسرتان نسبت به شما نیست. او فقط طبق طبیعت مردانه اش به شما گوش می دهد.

دستور دادن مردان: مردها از بچگی به امری حرف زدن عادت می کنند و دخترها به پیشنهادی حرف زدن. پسرها در بازی های شان می گویند: «توپ را بنداز برای من!» اما دخترها می گویند: «می یاین با هم خاله بازی کنیم؟» هم دخترها و هم پسرها به خاطر شیوه خاص حرف زدن خودشان تشویق می شوند و این نوع حرف زدن در آنها نهادینه می شود. اگر مردی از جمله های امری زیادی استفاده می کند به این معنا نیست که صبح تا شب دستور می دهد و قصدش ریاست کردن است، فقط طبق طبیعت مردانه اش رفتار می کند. اینکه در دنیای زنانه و ظریف خودتان که همه جمله ها را ترجیحا به صورت پیشنهاد می گویید تا به صورت امر، جملات مردانه را تفسیر کنید چیزی را حل نمی کند.

کج بودن دوزاری مردان: زن ها راحت تر می توانندن ذهن دیگران را بخوانند. مردها در این مورد خیلی ضعیف تر عمل می کنند. آنها کمتر از زن ها از روی چهره به قصد یا احساس پشت آن پی می برند. شما به عنوان یک زن احتمالا از این ناتوانی مردها خیلی شاکی هستید و آن را به پای بی توجهی می گذارید اما واقعا این شم زنانه شما را ندارند و بهتر است احساسات تان را به زبان بیاورید تا آنها متوجه شوند.

371 views بار ۱۵ام آذر ۱۳۹۱ admin روان شناسی بدون نظر

تربیت دخترانه و پسرانه

تربیت دخترانه و پسرانه

 

خیلی پرجنب‌وجوش است، مدام می‌پرد و دلش می‌خواهد از همه‌جا بالا برود، روی هیچ چیز به غیر از رایانه‌ و بازی‌هایش نمی‌تواند تمرکز کند و وقتی هم بازی می‌کند، به هیچ‌چیز دیگری گوش نمی‌دهد. وقتی با خواهرش بازی می‌کند، اسباب‌بازی‌ها را به سمت او پرت می‌کند. از انجام تکالیف مدرسه‌اش فرار می‌کند…

معلمش می‌گوید در کلاس درس خیلی باعث هرج‌ومرج می‌شود. آیا پسرم‌ بیش‌فعال است؟ رفتارش طبیعی است؟ آیا همه پسربچه‌ها این شیطنت‌های آزاردهنده را دارند؟… اینها بخشی از گفته‌های مادران پسردار است. رفتار پسربچه‌‌های در سنین رشد با دختربچه‌ها بسیار متفاوت است. در این مطلب رفتار پسربچه‌ها را بررسی کرده‌ایم و اینکه چه عواملی باعث بروز رفتارهای متفاوت آنها می‌شود.

تحقیقات در مورد رشد مغزی خانم‌ها و آقایان نتایج جالبی نشان داده است. شکل‌گیری رفتار پسرها و دخترها از همان دوران بارداری مادر آغاز می‌شود و مسیر طولانی‌ای را طی می‌کند. همه جنین‌ها ابتدا بدن یکسانی دارند اما با اضافه‌شدن هورمون آندروژن که کروموزوم y را هدف قرار می‌دهد، بعد از ۸ هفته، جنین پسر خواهد شد. در واقع همین آندروژن است که باعث شکل‌گیری اندام‌های جنسی آقایان، ماهیچه‌های متفاوت و حتی شکل‌ چربی بدنشان می‌شود. این هورمون مسوول تغییرات در ساختار مغزی نیز است و این تغییرات در نهایت باعث شکل‌گیری رفتارهای متفاوت پسرها و دخترها می‌شود. یعنی حرکت‌ها و حالت‌های متفاوت دخترها و پسرها به دلیل شکل متفاوت مغزشان است.دختربچه‌ها تمرکز بیشتری دارند

به طور کلی تمرکز آقایان از خانم‌ها کمتر است. پسرها بیشتر خودشان را با فضاهای مجازی تطبیق می‌دهند، نسبت به دخترها برای یادگیری بیشتر به حرکت‌های فیزیکی نیاز دارند و در نهایت مغز پسرها به استراحت بیشتری نیاز دارد.

شیوه حل مساله در دختربچه‌ها و پسربچه‌ها فرق دارد

پسربچه‌ها و دختربچه‌ها حتی در برابر مشکلات هم واکنش‌های متفاوتی دارند. یک پسربچه در مواجهه با مشکل اول خودش را به جایی می‌رساند که تنها باشد و حتی برای حل مشکلش سراغ مادرش نمی‌رود اما اولین واکنش‌ دختربچه‌ها گریه‌کردن و پناه بردن به آغوش مادر است. این مساله بیانگر آن است که دخترها برای حل مشکلاتشان به نیرو یا عاملی به غیر از خودشان روی می‌آورند اما پسربچه‌ها دوست دارند مشکل را به تنهایی حل کنند. وقتی محققان رفتار دختربچه‌ها و پسربچه‌ها را روی یک منحنی بردند و آمار گرفتند، متوجه شدند دختربچه‌ها علاقه بیشتری به انجام کارهای گروهی و فعالیت‌های جنبی دارند اما پسربچه‌ها در صورتی به کارهای گروهی تن می‌دهند که رییس یا رهبر گروه باشند و دیگران از آنها حرف‌شنوی داشته باشند.

 

دختربچه‌ها منعطف‌ترند

قدرت تغییر و انعطاف‌‌پذیری پسرها در مورد همجنس خودشان بیشتر است و وقتی پای غیرهمجنس به میان می‌آید، کمی قلدرتر می‌شوند. مغز یک پسربچه به او فرمان می‌دهد که تو مسوول این گروهی و باید آنها را تحت‌نظر داشته باشی. یک پسربچه در چیدن یک پازل، در بردن یک بازی رایانه‌ا‌ی و البته آتش‌زدن یک کپه چوب سرعت عمل بیشتری دارد. حس رقابت‌پذیری بیشتری هم در این بچه‌ها وجود دارد در نتیجه اگر تمایل دارید مساله‌ای را یاد بگیرند، آنها را در یک گروه بگنجانید و مطمئن باشید حتما سریع‌تر یاد می‌گیرند

282 views بار ۱۰ام آذر ۱۳۹۱ admin روان شناسی بدون نظر

 دختر می خواهید یا پسر

پسردوست,دختر دوست

 

روانشناسی کودکان – از مهم‌ترین واکنش‌هایی که فرزند مورد تبعیض واقع‌ شده از خود نشان می‌دهد، حسادت او نسبت به دیگر فرزندان است. در این‌گونه مواقع حس انتقام‌جویی در فرزند شعله‌ور می‌شود و ممکن است خواهر و برادر رابطه خوبی حتی در دوران بزرگسالی نداشته باشند.

محبوبه هنوز نتوانسته پدرش را متقاعد کند که باید پول توجیبی یکسانی با برادر کوچک‌تر از خودش داشته باشد. هربار که درباره این موضوع با پدرش صحبت می‌کند تنها یک پاسخ می‌شنود؛ « اون پسره، فرق می‌کنه، خرجش بیشتره، تو چه خرجی داری! »

محبوبه با این همه تلاش هنوز بعد از ۲۴ سال نتوانسته احترامی که باید به عنوان فرزند اول خانواده داشته باشد، کسب کند و حتی بر عکس، او باید به برادرش احترام بگذارد. تنها دلیلش هم این است که او دختر است و برادرش پسر!

شاید بسیاری از دختران سرزمین ما، بارها این جمله را از زبان اطرافیان شنیده‌اند که دختر مال مردم است، دختر امانت است و مال خانواده شوهر است، اما پسر عصای دست زمان پیری است، تکیه‌گاه والدین است و پای تابوت را می‌گیرد.

این صحبت‌ها اگر چه کمی قدیمی شده، اما از بین نرفته است. هنوز هم در برخی خانواده‌ها تفاوت زیادی میان فرزندان دختر و پسر می‌گذارند.

 اگر از زوجی که در آستانه فرزنددار شدن باشند، بپرسید دختر یا پسر؟ با کمی تعارف می‌گویند فقط سالم باشد یا فرقی نمی‌کند، اما بسیاری هنوز پسر را به دختر ترجیح می‌دهند.

نه‌ تنها مادران بلکه بسیاری از پدران نیز خواهان فرزند پسر هستند. برتری پسر نسبت به دختر در بسیاری موارد ریشه در سنت‌های کهن و قدیمی خانواده‌ها دارد که ناخودآگاه تا امروز بر ذهنیت ما نسبت به دختران و طرز رفتارمان با آنها تاثیر می‌گذارد.

میان دختر و پسر از نظر خلقت تفاوت‌های بسیاری وجود دارد، اما این دلیل باعث نمی‌شود بین آنها تبعیض گذاشت.

در خانواده‌هایی که میان دختر و پسر فرق می‌گذارند، نسبت به توانایی‌های متفاوت این دو جنس آگاهی کمی وجود دارد. در حالی که در هر زمینه‌ای که پسر برتر باشد دختر نیز توانایی‌هایی دارد که این جای خالی را پر می‌کند.

همچنین اگر شناخت والدین نسبت به توانایی‌های دو جنس کامل باشد در هیچ خانواده‌ای دیگر شاهد تبعیض نخواهیم بود.

پسر، عصای دست دوران پیری

در برخی خانواده‌های سنتی یکی از مهم‌ترین علل پسردوستی حفظ نام خانوادگی است. به عقیده آنان فرزند پسر است که نام خانوادگی را زنده نگه می‌دارد و نسل‌شان را ادامه می‌دهد.

پسردوستی تنها در ایران قدیم رایج نبوده است. این تبعیض‌ها در بسیاری از قومیت‌ها و کشورها دیده می‌شود. براساس آمار موجود، در قاره آفریقا و آسیا دختران زودتر از پسران از شیر مادر گرفته می‌شوند. همچنین دختران نسبت به پسران در حالت وخیم‌تری به مراکز درمانی آورده می‌شوند.

اعتماد به نفس گم می‌شود

وقتی بین فرزندان یک خانواده تبعیض صورت می‌گیرد، مثل این است که پدر و مادر غیرمستقیم به فرزندشان می‌گویند قابلیت‌ها و توانایی‌هایی در برادرت وجود دارد که در تو نیست. در نتیجه فرزند مورد تبعیض از همان سال‌های ابتدایی زندگی می‌داند که کامل نیست و حتما نقص‌هایی در وجود اوست که شایسته فرق گذاشتن پدر و مادرش می‌شود. این کودکان دچار کمبود اعتماد به نفس، نگرانی و احساس شکست و ناامنی می‌شوند که‌ کینه و تنفر از برادران پیامد آن است.

گاهی اوقات، این تبعیض‌ها علاوه بر مشکلات روحی و روانی که برای فرد به وجود می‌آورد باعث حقارت نیز می‌شود. بسیاری از این دختران درونگرا می‌شوند، به طوری که حتی مشکل‌شان را با مادرشان هم در میان نمی‌گذارند.

حسادت، نتیجه تبعیض است

از مهم‌ترین واکنش‌هایی که فرزند مورد تبعیض واقع‌ شده از خود نشان می‌دهد، حسادت او نسبت به دیگر فرزندان است. در این‌گونه مواقع حس انتقام‌جویی در فرزند شعله‌ور می‌شود و ممکن است خواهر و برادر رابطه خوبی حتی در دوران بزرگسالی نداشته باشند.

از عکس‌العمل‌های اولیه این فرزندان پرخاشگری است. کودکی که مورد تبعیض قرار می‌گیرد از همان ماه‌های اولیه شرایط محیطش را می‌فهمد و از همان دوران کودکی شروع به پرخاشگری می‌کند. گاه پرخاشگری به صورت فعال دیده می‌شود، مانند دعوا کردن با دیگران، اما در برخی مواقع این پرخاشگری به صورت غیرفعال بروز می‌کند. به‌ عنوان مثال، فرد در ظاهر، انسان عصبی و بد‌اخلاقی نیست، اما ممکن است در رفتارش با دیگران تاثیر بگذارد و اطرافیانش را به شکل دیگری اذیت کند، مثلا فرد بدقولی شود.

مشکلات جنسیتی در ازدواج

یکی دیگر از تاثیرات مهم تبعیض میان فرزندان را مشکلات جنسیتی است. کودک به علت تبعیض از جنسیت خود متنفر می‌شود، این‌گونه افراد در دوره بزرگسالی دچار اختلالات جنسیتی می‌شوند.

به همین دلیل تنها و گوشه‌گیر می‌شوند. همین مساله باعث می‌شود در آینده مشکل برقراری ارتباط با فرزند و همسرشان داشته باشند. دخترانی که به دلیل جنسیت‌شان شرایط سختی دارند، وقتی ازدواج می‌کنند از زن بودن خود راضی نیستند و در روابط زناشویی خود به مشکل برمی‌خورند.

این افراد دلشان می‌خواهد مردانه برخورد کنند، زیرا شناخت درستی از جایگاه خود ندارند. این زنان دائم اعتراض می‌کنند.

همچنین تجربه نشان داده است توجه بیش از حد به یک جنس موجب وابستگی شدید به والدین می‌شود. به گونه‌ای که استعدادهای فرد شکوفا نمی‌شود و توانایی اداره زندگی در آینده را ندارد.

دختران هم می‌توانند عصای زمان پیری باشند

به هر حال، علاقه به یک جنسیت خاص در همه وجود دارد؛ برخی پسردوست هستند و عده‌ای هم خواستار دختر. هیچ‌کدام از جنسیت‌ها بر دیگری برتری ندارد.

در بسیاری از خانواده‌هایی که پسر ندارند، می‌بینیم با توجه به پیشرفت دختران در جامعه آنها هم توانسته‌اند کمک حال پدر و مادر باشند و عصای دستشان در زمان پیری شوند.

هرچه خانواده‌ها به سمت مدرن شدن پیش می‌روند، توجه بیش از حد به یک جنس کاهش می‌یابد. همین مساله، پسردوستی و پسرسالاری را به فرزندسالاری تبدیل می‌کند

411 views بار ۶ام آذر ۱۳۹۱ admin روان شناسی بدون نظر

 

شخصیت افراد

 

شما هم اگر بیکار باشید و یک خودکار یا مداد و کاغذ داشته باشید روی آن چیزهایی می‌کشید. ممکن است این خطوط درهم و مبهم، در نگاه اول چیز جالبی برای گفتن نداشته باشند ولی به اعتقاد بسیاری از روانشناسان این نوع نقاشی‌های ناخودآگاه نمایانگر درون و افکار ما هستند که به دور از محدودیت‌های ذهن آگاه‌مان (خودآگاه‌مان)پدید می‌آیند و اسرار ناگفته‌ای از شخصیت ما را به تصویر می‌کشند.

 

برایتان پیش آمده زمانی که در حال حرف زدن با تلفن هستید یا به چیز خاصی گوش می‌کنید یا حتی وقتی که در حال فکر کردن هستید، روی کاغذ روی میز یا حتی دستمال کاغذی یا… شکل‌های خاصی نقاشی کنید و خطوط مختلف بکشید؟ بیشتر آدم‌ها فکر می‌کنند این شکلک‌ها معنای خاصی ندارند و تنها خط‌خطی‌هایی هستند که کاغذها و جعبه‌ها را خراب می‌کنند، اما اشتباه نکنید این شکلک‌ها می‌توانند نشان‌دهنده آن چیزی باشند که درون شما و اطرافیانتان وجود دارد تا جایی که آندرآ مک‌نیکل متخصص آنالیز خط می‌گوید: «این شکلک‌ها همانند DNA مغز هستند.» این شکلک‌ها هیچگاه درباره آنچه در ذهن شماست دروغ نمی‌گویند؛ فقط باید زبان آنها را یاد بگیرید تا از آرزوها، امیال، ترس‌ها و رؤیاهای نهفته‌ای که هیچگاه فرد نمی‌تواند به زبان بیاورد برایتان بگوید.

شخصیت افراد

قلب

اثری که عاشق‌پیشه‌ها به جا می‌گذارند

آنهایی که درهر موقعیتی شروع به کشیدن قلب می‌کنند چیزی در ذهن دارند که حدس زدن آن خیلی هم سخت نیست، آنها دوست دارند همیشه عاشقانه و رمانتیک رفتار کنند.

شخصیت افراد

چشم

رابطه چشم و شک

مک‌نیکل می‌گوید وقتی کسی در اطرافتان هست که در جاهای خالی کاغذ شروع به کشیدن چشم می‌کند، توصیه می‌کنم که کمی حواستان را بیشتر جمع کنید چرا که این می‌تواند یک نشانه اخطار باشد. زیرا او کسی است که احساس می‌کند باید حواسش به همه جا باشد و به قول معروف به جای دو چشم با چهار چشم کاملا اطراف خود را می‌پاید. او کسی است که نسبت به همه اطرافیانش و انگیزه‌های آنها مشکوک است و فکر می‌کند همه می‌خواهند درباره او قضاوت کنند و بد بگویند. اگر چشم خیلی هنرمندانه کشیده ‌شود و چشم‌هایی دخترانه با مژگانی خیلی بلند می‌تواند نشان‌دهنده غرور و خودبینی فرد باشد. اگر چشم حالتی کارتونی داشته ‌باشد نشان‌دهنده این است که فرد شخصیتی تفسیرگر دارد و دوست دارد درباره همه قضاوت کند. البته یادتان نرود که اگر کودکی چنین چشمی را بکشد فقط نشان‌دهنده چیزهایی است که از اطرافش یاد گرفته ‌است نه چیز دیگر، چرا که کشیدن چشم بسیار ساده است و خیلی از بچه‌ها گاهی شروع به کشیدن چنین چیزی می‌کنند.

شخصیت افراد

فلش

فلش‌کش‌ها جاه‌طلب هستند

اگر معمولا عادت دارید هر جا که بتوانید فلش و خط جهت‌دار بکشید، باید بگوییم شما روحیه بلندپروازی دارید. دکتر مک‌نیکل می‌گوید: «در یک جلسه کاری با وکیلی صحبت می‌کردم، حین صحبت حواسم به کاغذ زیر دست او بود، می‌دیدم درحالی‌که به حرف‌های من گوش می‌کرد فلش‌هایی را در جهت‌های مختلف و با اندازه‌های متفاوت می‌کشید، وقتی من درباره پروژه صحبت می‌کردم، او به این فکر می‌کرد که از این پروژه چقدر می‌تواند پول دربیاورد، درحالی‌که در ظاهر سعی می‌کرد خیلی خودش را بی‌اهمیت نشان دهد ولی شکلک‌هایی که می‌کشید درون‌ او را هویدا می‌کرد و نشان می‌داد که موضوع مورد نظر ذهن او را مشغول کرده‌است.»

شخصیت افراد

مکعب

همه جوانب را بررسی می‌کنند 

شاید آدم‌های کمی باشند که هنگام فکر کردن به‌طور ناخودآگاه جاهای سفید کاغذ‌های اطرافشان را با کشیدن مکعب‌های تودرتو پر می‌کنند. مکعب به این معناست که فرد تمام زوایای موضوع مورد نظر را درنظر می‌گیرد. مک‌نیکل می‌گوید اگر عادت دارید گوشه و اطراف کاغذ مربع بکشید، باید بگویم که معمولا به یک موقعیت تنها از یک زاویه نگاه می‌کنید. علاوه بر اینها ناگفته نماند که کشیدن مکعب نشانه محافظه‌کار بودن فرد نیز هست، یعنی کسی که به این راحتی‌ها تن به خطر نمی‌دهد.

شخصیت افراد

خانه

بهترین جای دنیا کجاست؟

کسانی که عادت دارند هر جای سفیدی که پیدا می‌کنند خانه بکشند، معمولا وابستگی عاطفی خاصی به خانه‌شان دارند. آنها که تزییناتی را روی خانه می‌کشند مثل پرده، شیشه پنجره، راه عبوری و ارتباطی و… یعنی دوست دارند در این زمینه‌ها سرمایه‌گذاری کنند مثلا خانه بهتر بگیرند، وسایل خانه بخرند. اما اگر فردی خانه‌ای بدون در و پنجره بکشد، حواستان را جمع کنید چرا که این فرد احتمالا مشکل بزرگی دارد، در واقع او در موقعیتی قرار دارد که احساس می‌کند هیچ راه فراری وجود ندارد.

شخصیت افراد

خط خطی

گم شده‌اند 

کسی که بدون هدف خط خطی می‌کند و برای خودش طرح‌های بدون معنا می‌زند احساس می‌کند که در زندگی‌اش هیچ مسیر مشخصی ندارد و هدف خاصی را پیش‌رویش نمی‌بیند. بعضی در این مواقع شروع به کشیدن اشکال هندسی عجیب و غریب می‌کنند، شکل‌هایی که هیچ الگوی مشخصی ندارند و در اندازه‌های مختلف روی کاغذ آمده‌اند.

شخصیت افراد

اشکال هندسی

ذهنتان سازمان یافته است

مثلث، مربع و اشکال هندسی دیگر، نماد ذهنی سازمان یافته است و نشان می‌دهد که شما به‌گونه‌ای روشن و آشکار می‌اندیشید و دارای مهارت‌های برنامه‌ریزی هستید، یعنی در برنامه‌ها و طرح‌هایتان بسیار دقیق عمل می‌کنید و کفایت و کارایی بالایی دارید.

شخصیت افراد

اســم

یا اسم خود فرد یا یک نفر دیگر

اگر نوجوانی همه جا شروع به نوشتن اسمش می‌کند، این نشان‌دهنده حالت خاصی نیست و بیشتر می‌خواهد امضایی برای خود پیدا کند. اما اگر فردی بالای ۲۵ سال را دیدید که همه جا اسم خودش را به طرق مختلف می‌کشد، احتمالا یعنی با وجود درونی خود درگیر است، یعنی چنین فردی هنوز نتوانسته با آن تصویری که از خود ساخته‌ کنار بیاید یا آن را به‌خوبی قبول کند. اینگونه افراد معمولا به‌شدت حواس‌شان به‌خودشان هست و می‌خواهند بدانند به راستی که هستند، تا جایی که این جست‌وجوی آنها برای یافتن خودشان به افسردگی می‌انجامد. اگر شما عادت دارید اسم فرد دیگری را به‌طور مرتب جاهای مختلف بنویسید، احتمالا مسئله خاصی از او در ذهن و دل دارید، ساده‌ترین مثال این حالت دختر نوجوان عاشق‌پیشه است که همه جا اسم کسی را که دوست دارد می‌نویسد مثلا اگر کسی را که دوست دارید می‌بینید همه جا به‌طور مرتب اسم شما را می‌نویسد این نشانه خوبی است. اما اگر او را چندان دوست ندارید ، باید یک فکر اساسی بکنید تا او را از فکرتان بیرون کنید.

شخصیت افراد

آدمک‌ها

احساس درون فرد را نشان می‌دهد 

اگر شما عادت دارید آدم‌هایی را بکشید که دست ندارند، باید بگوییم که این پرچم قرمز است زیرا شما گمان می‌برید کاری را که دوست دارید انجام دهید، نمی‌توانید. اگر آدمک‌های شما پا ندارند، احساس می‌کنید در تله افتاده‌اید و نه راه پس دارید و نه راه پیش، درواقع نمی‌توانید به جایی که دوست دارید، بروید. علاوه بر اینها باید به حالت‌های صورت آدمک‌ها هم توجه کنید؛ اینکه خوشحال‌اند یا ناراحت، لبخند می‌زنند یا گریه می‌کنند. همه اینها می‌تواند نشانه‌ای از حالت درونی شما باشد.

شخصیت افراد

اسلحه

کمی خطرناک است

مک‌نیکل می‌گوید اگر می‌خواهید بدانید چه کسی در اطرافتان این قابلیت را دارد که روزی جنایتکار شود به خط‌خطی‌ها و شکل‌های او نگاه کنید، هیچ‌چیز بدتر از کشیدن ابزار جنایت و کشتن نمی‌تواند نشا‌ن‌دهنده چنین چیزی باشد. یادم می‌آید در مرکزی بودم که در آنجا پسری شکلک‌هایی به شکل اسلحه و تفنگ با اسم‌های خون‌آلود زیر آن می‌کشید و همان شکل‌ها نشان‌دهنده امروز فاجعه‌بار او بود. اگر کسی در اطرافتان چنین شکل‌هایی می‌کشد توصیه می‌کنیم کمی بیشتر با او مدارا کنید.

شخصیت افراد

ماشین، اسب یا هواپیما

این خواستگارتان راجدی نگیرید

اگر خواستگارتان هنگامی که سر یک میز با شما نشسته‌ است چنین شکل‌هایی را روی کاغذ یا دستمال کاغذی می‌کشد، باید بگوییم این خیلی نشانه خوبی نیست. وقتی فردی شکل یک وسیله حمل‌ونقل را می‌کشد یعنی به‌دنبال راهی است که بتواند از وضعیت فعلی فرار کند و دوست دارد به سرعت خود را نجات دهد، پس بهتر است خیلی به او دل نبندید.

شخصیت افراد

بازی

اهل رقابتید 

بازی‌هایی مانند نقطه بازی، دوز یا شطرنج حس رقابت را در شما به تصویر می‌کشند و شما دوست دارید همیشه در بازی‌ها پیروز باشید و اصلا برای برنده شدن بازی می‌کنید.

شخصیت افراد

گل و گیاه

این خواستگارتان احساساتی است 

شما فردی احساساتی هستید و دوست دارید همیشه در رؤیاهایتان بمانید، روحیه مهربانی دارید و با دوستانتان دوستانه رفتار می‌کنید، فردی اجتماعی هستید.

۵ دلیل برای این مشکل ها :چرا آدم‌ها خط خطی می‌کنند؟

۱٫ بیان بی‌قراری: ممکن است شکلی از بیان بی‌قراری و ناراحتی باشد یا کاری که وقتی رنجیده خاطر و خسته یا منتظر اتفاقات مهیج‌تری هستیم، انجام می‌دهیم.

۲٫ رهایی از تنش: تزیین کاغذ با خطوط مارپیچ، نوشته‌های بدخط و نقاشی‌های کوچک ممکن است کمکی برای رها شدن از تنش‌ها باشد. اگر این فرض درست باشد، حداقل این کار به نسبت روش‌های دیگر تسکین استرس مثل کشیدن سیگار، عادت مثبت‌تری است.

۳٫ بی‌جهت: برخی روانشناسان معتقدند، این اشکال شامل مجموعه‌ای از علائم، خطوط و نقوش هستند که بی‌هدف و بی‌جهت ترسیم می‌شوند اما حاوی مطالب زیادی در مورد شخصیت افراد هستند. این نقش‌ها را می‌توان به‌صورت یک فعالیت خلاق سمت راست مغز هم ارزیابی کرد.

۴٫ آزادسازی مغز از فعالیت‌های ذهنی: شواهدی وجود دارد که رسم این شکل‌ها و خطوط، مغز را از فعالیت‌های ذهنی آزاد می‌کند. در یک تحقیق که یکی از استادان دانشگاه دورت ایندیانا انجام داد، از دانشجویانش خواست در کلاس راحت باشند. می‌گفت هرکس بخواهد می‌تواند تکه‌ای کاغذ بردارد و خط خطی کند و هرکس هم که نمی‌خواهد می‌تواند در کلاس شنونده محض باشد. بررسی‌ها نشان داد کسانی که حین گوش دادن روی کاغذ نقاشی می‌کردند، نتیجه و برداشت بهتری نسبت به شنوندگان محض کلاس داشتند.

۵٫ خیال‌پردازی: برخی روانشناسان، رسم این اشکال و خطوط را به‌عنوان شکل بصری خیال‌پردازی ارزیابی می‌کنند. طبق نظر این روانشناسان ۳‌نوع خیال‌پردازی وجود دارد: الف) برآورده شدن آرزوها، ب)غصه خوردن ج) برنامه‌ریزی‌ برای آینده. به عقیده آنها، این خطوط و اشکال معمولا با حس لذت برآورده شدن آرزوها در ارتباط است.

317 views بار ۲۹ام آذر ۱۳۹۰ admin روان شناسی , سایر مطالب بدون نظر

خودخواهی در روابط زناشویی به چه معناست
خودخواهی در روابط زناشویی به چه معناست؟

آیا اسیر یک رابطه مخرب و اعتیادآور شده‌اید؟ یا شاید هم نشانه‌های خودخواهی در رابطه را تجربه می‌کنید؟ قبل از اینکه کنترل همه چیز از دستتان بیرون رود، سعی کنید همه چیز را مرتب کرده و درمورد مسائل و مشکلات مختلف با طرف‌مقابلتان صحبت کنید. این مقاله توصیه‌ها و پیشنهادات مفیدی برایتان ارائه می‌کند و کمکتان می‌کند بتوانید با خودخواهی در رابطه مقابله کنید.

“ازدواج رابطه‌ای بین زن و مرد است که استقلال آن یکسان، وابستگی آن دوطرفه و التزام آن متقابل است.”

خودخواهی در رابطه علت زمینه‌ای شکست بسیاری از روابط است. هیچ چیز نمی‌تواند ناراحت‌کننده‌تر از همسری باشد که توجه، عشق و نگرانی نسبت به شما ندارد. خودخواهی در رابطه از موارد کوچک شروع می‌شود و به‌تدریج شکل عادت به خود گرفته تا جاییکه طرف‌مقابل شدیداً مورد اذیت قرار می‌گیرد.

خودخواهی در رابطه به چه معناست؟

روابط نمودی عالی از عشق و توجه هستند که در قلب انسان خانه دارد. درحالیکه رابطه‌ای که بر مبنای عشق و تعهد باشد هر روز بیشتر از دیروز رشد می‌کند، رابطه‌ای که مبتنی بر خودخواهی و بی‌احترامی باشد، به همان میزان ترسناک است. بااینکه نباید توقع کامل‌ترین بودن را از همسرتان داشته باشید، اما باید درک کنید که داشتن یک حس توجه و تعلق برای شکوفایی و دوام رابطه الزامی است. خودخواهی در رابطه زمانی شروع می‌شود که هرکدام از دو طرف شدیداً درگیر نیازهای جسمی یا احساسی خود باشند و کمترین میزان توجه را به همسر خود معطوف کنند.

همسر خودخواه با لبریز کردن رابطه از انتظارات بی‌اندازه خود که معمولاً مبنای غیرمنطقی دارند، به طور منفی بر رابطه حکمرانی می‌کند. انکار کامل احساسات برای همسرتان، که قرار بودن نیمه گمشده شما باشد چیزی نیست جز خودخوهی محض در رابطه. وقتی طرف مورد ظلم واقع شده قادر نباشد علت چنین رفتار غرمنطقی را از همسر خودخواه خود درک کند، مشکل شدیدتر خواهد شد. هر صحبت و بحثی درمورد این رابطه رو به تنزل توسط همسر خودخواه تکذیب شده و به نظر می‌رسد که رابطه رو به تباهی است. بدون هیچ تردیدی خودخواهی موجب اعتیادآور و مخرب بودن رابطه می‌شود.

نشانه‌های خودخواهی در رابطه

تشخیص علامت‌های خودخواهی در رابطه بسیار دشوار است. یک تغییر ناگهانی و غیرقابل‌انتظار در رفتار همسر، از جمله اولین نشانه‌های وجود مشکل است. تغییر رفتاری می‌تواند بنا به دلایل مختلف باشد، مثل استرس یا فشارهای کاری، اما به این معنا نیست که فرد نباید به سوالات شما پاسخ گوید. ممکن است همسرتان به تلفن‌های شما جواب ندهد و یا حتی در خانه با حرف نزدن با شما، نادیده‌تان بگیرد، در اتاقی دیگر بخوابد و یا حتی از شام یا ناهار خوردن با شما طفره رود. بااینکه طبیعی است که در هر رابطه زمان‌های بالا و پایین وجود دارد اما اگر همسرتان به طور کلی شما را نادیده می‌گیرد، انگار که اصلاً وجود ندارید، مطمئناً مشکلی جدی وجود دارد.

دعوا نمک زندگی است، لازمه رابطه است اما میزان بی‌توجهی و رفتارهای غیرمنطقی همسر، در صورت خودخواه بودن او شدت بسیار بیشتری پیدا می‌کنند. ممکن است جور دیگر هم باشد: انتظارات جزء لازمه‌های رابطه است اما مرز باریک جداکننده انتظارات و انتظارات بیش از حد معمولاً توسط همسران خودخواه نادیده انگاشته می‌شود. هر عمل یا رفتاری از سوی همسر که موجب سوءاستفاده حدی جسمی و ذهنی طرف مقابل شود می‌تواند یکی از نشانه‌های حاد خودخواهی در رابطه به شمار رود.

چطور بر خودخواهی در رابطه غلبه کنید؟

غلبه بر خودخواهی در رابطه کار سختی نیست. چیزی که نیاز دارید این است که قبل از اینکه دست به اقدامات افراطی بزنید، افکار و احساسات طرف‌مقابل را در نظر بگیرید. در زیر به چند راه برای تقویت رابطه‌تان اشاره می‌کنیم.

همه چیز به گفتگوی درست بستگی دارد!

یکی از مهمترین عوامل تخریب رابطه، نبود گفتگو و ارتباط کلامی است. وقتی هر دو طرف قادر به بیان خواسته‌ها و انتظارات خود به همدیگر نباشند، راه برای خصوصیات منفی مثل خستگی و عصبانیت به رابطه باز می‌شود. گفتگوی درست رمز حل مسائل قبل از اینکه به مشکل تبدیل شوند است. هیچوقت برای حرف زدن با همسرتان تردید نکنید اگر با موقعیتی برخورد کردید که احتمال بروز سوءتفاهم در آن وجود دارد، بلافاصله آن را با همسرتان روشن کنید. بااینکه چشم‌ها برای ابراز احساسات شما به همسرتان کافی هستند اما بهتر است که از کلمات استفاده کنید. یادتان باشد، رمز کار این است که به طرز موثری حرف‌های دلتان را ابراز کنید!

اعتماد متقابل اهمیت زیادی دارد!

اعتماد کردن به همسر برای حفظ رابطه حیاتی است. وقتی اعتماد وجود نداشته باشد، خودخواهی به رابطه صدمه می‌زند. بعد از برهم خوردن اعتماد متقابل است که دو طرف کم‌کم فقط به خودشان فکر می‌کنند. اگر به همسرتان اعتماد نداشته باشید، کاملاً به این معنا است که به دلایلی اشتباه در آن رابطه هستید و آن رابطه اگر درست نشود منجر به جدایی خواهد شد. حتی اگر اختلاف و مشاجره پیش بیاید، نباید سعی کنید از کاه کوه بسازید. از بی‌احترامی و بی‌ادبی با همسرتان پرهیز کنید. هرچه که باشد شما عاشق هم هستید!

از کلام محبت‌آمیز استفاده کنید!

لذت دوست داشتن و دوست داشته شدن هیجان‌انگیزترین احساس در دنیاست. خودخواهی در ازدواج معمولاً با این واقعیت در ارتباط است که بعد از گذشت مدتی از رابطه، زوج‌ها همدیگر را نادیده می‌گیرند. یک “دوستت دارم عزیزم” ساده می‌تواند سالیان سال عشق و محبت را بین شما نگه می‌دارد اما در مشغولیت‌های زندگی عشق و محبت گم شده است. برای زوج‌هایی که به تازگی ازدواج کرده‌اند خیلی مهم است که ویژگی‌هایی از همسرشان که دوست دارند را تحسین کرده و آنها را صادقانه به زبان بیاورند. در روابط طولانی‌مدت، فریب و فیلم بازی کردن راه به جایی نمی‌برد. تحسین و تمجید واقعی باعث خوشحال شدن طرف‌مقابلتان می‌شود. همه ما به توجه نیاز داریم؛ درواقع، این غریزه انسان است که دوست داشته شود، تحسین شود و به او توجه شود. پس اجازه ندهید شعله محبت بین شما خاموش شود. در رابطه با همسرتان خودتان باشید؛ هیچوقت تظاهر به چیزی که نیستید نکنید تا خودخواهی در رابطه‌تان ایجاد نشود.

از حق خودتان دفاع کنید!

عشق به خودی خود قدرتی جادویی دارد که فرد را به طور کامل می‌سوزاند. چشم‌های منطق و عقلانیت از زندگی ناپدید می‌شوند. اگر شما شدیداً از خودخواهی در رابطه‌تان در عذاب هستید و تنها دلیل اینکه در این رابطه مانده‌اید، عشق به همسرتان است و هنوز منتظر هستید که اوضاع بهتر شود، واقعاً ستودنی است. اما تا کی می‌خواهید عذاب بکشید؟ رابطه عذاب کشیدن نیست، باید از رابطه لذت ببرید. از حق خودتان دفاع کنید. اگر همه تلاشتان را برای درست شدن او کرده‌اید اما هنوز هم وضعیت به همان اندازه ناامیدکننده است، دیگر هیچ دلیلی برای ماندن در آن رابطه ندارید. از اینکه همه تلاشتان را کرده‌اید و از آن رابطه بیرون آمده‌اید احساس غرور کنید. مطمئن باشید که زندگی روی خوش دیگری برای شما دارد. سعی کنید زندگیتان را از نو بسازید. احمقانه است که با کسی بمانید که هیچ توجهی به شما ندارد. هیچوقت به دلایل اشتباه خودتان را به عذاب نیندازید؛ این حق شما نیست! پس از آن بگذرید.

خودخواهی در رابطه معمولاً به این دلیل که فرد به دلایلی اشتباه در آن رابطه است، ایجاد می‌شود؛ اما اگر عشق ذات و ماهیت رابطه شما باشد، وجود خودخواهی غیرممکن خواهد بود. اما هر رابطه سالمی از خودخواهی به دور نیست. همیشه یادتان باشد:

“اگر خودتان را دوست نداشته باشید، هیچوقت نمی‌توانید واقعاً کسی را دوست داشته باشید. عشق شما به دیگران هم خودخواهانه خواهد شد. همه آن برای پر کردن آن بخش گمشده از خودتان است. به همین دلیل نمی‌توان به عشق آنهایی که خودشان را دوست ندارند اعتماد کرد.”

452 views بار ۲۴ام مهر ۱۳۹۰ admin روان شناسی , سایر مطالب بدون نظر

آیا فرد صبوری هستید یا عصبی

آیا فرد صبوری هستید یا عصبی ؟

چگونه صبور باشیم؟
با این حال، در زندگی روزانه، صبور بودن می‌تواند خدمات بسیار زیادی به شما بکند و یک زندگی ِ همراه با آرامش را به شما بیاموزد. چند توصیه، برای دستیابی به این ویژگی ارزشمند.

صبر داشتن چه فایده ای دارد؟
صبر و تحمل داشتن برای زندگی روزانۀ ما بسیار ارزشمند و مهم است، ظرفیت استقامت داشتن و ثابت قدم بودن در کاری که نیاز به حفظ آرامش دارد را افزایش می‌دهد؛ باعث می‌شود که فرد بتواند زمانی طولانی را در یک روز یا در کل زندگی، با آرامش پشت سر بگذارد.

چگونه یاد بگیریم صبور باشیم؟
آنچه اهمیت دارد این است که همه چیز را خیلی بزرگ یا خیلی سریع نبینید، و از آن مهم تر این است که هدف هایی کاملاً دست یافتنی در شرایطی که نسبت به آنها شناخت خوبی دارد، برای خود تعیین کنید.

در شرایطی از تمام روزها که به شما مربوط نیستند
برای از دست ندادن صبر و شکیبایی در این موارد، کنترل زبان و تلاش در جهت مثبت بینی نسبتاً مفید هستند. یک نوبت انتظار طولانی می‌تواند زمان مناسبی برای صحبت کردن با فرزندتان که همراه تان است باشد، نگاه کردن به طرز لباس پوشیدن افرادی که در اطراف تان هستند هم، می‌‌تواند به سپری شدن زمان کمک کند.

اگر در خیابان هستید، چرا چشم های تان را برای دیدن محلی که در آن قرار دارید، خوب باز نمی‌کنید؟ ممکن است هزاران بار این محل را دیده باشد ولی به دقت به آن خیره نشده باشید. می‌توانم شرط ببندم که این بار جزئیات جدیدی را کشف خواهید کرد. وقتی که در انتظار وردود به سالن کنسرت هستید به جای شکایت از عدم برنامه ریزی و طول کشیدن صف انتظار، با کسی که کنارتان ایستاده صحبت کنید… حتی در شلوغی و ازدحام هم می‌توان با دیگران روابط دوستانه شکل داد!

اگر شرایط انتظار متأثر از اطرافیان شماست
کودکی که شما را به دنبال خود می‌کشد، همکاری کُند، همسری که هیچ وقت آماده نیست در حالی که شما مدت زیادی منتظرش سرپا می‌ایستید، افراد سالخورده ای که حتی نمی‌توانند به خوبی صحبت کنند و… این موقعیت ها بسیار متعدد اند، موقعیت هایی که با خواست واقعی شما و احساسی که به اطرافیان تان دارید در تضادند، شما می‌خواهید همۀ کارها سریع تر پیش برود.

در این موارد، اگر شما بدانید که با این شرایط آرامش تان را از دست خواهید داد، با شخص مربوطه صحبت کنید و برای او توضیح دهید که در صورت بروز عصبانیت، با شما برخوردی نداشته باشد. اگر برای تان امکان دارد، طی مدت انتظار خودتان را سرگرم سازید. با این کار کمتر احساس می‌کنید که وقت تان تلف شده است.

واقع بین باشید
تصور نکنید که با دو یا سه حرکت صبور خواهید شد. تصور نکنید که یادآوری کند بودن یک شخص، شما را پیش می‌اندازد، یا طی چند روز دیگر نوزادتان شب ها گریه نخواهد کرد. واقع بین باشید، باید بدانید که نمی‌‌توانید همسرتان را تغییر دهید، به خاطر داشته باشید که خیلی از اتفاقات به شما بستگی ندارند، نهایتاً شما می‌توانید بعضی از چیزها را اصلاح کنید!

بنابراین، در مطرح کردن روش های جدید که تا حد ممکن شرایط را روان می‌کنند، شک نکنید. پیش رفتن در مسیر واقعیت، باعث آرامش یافتن احساس بی صبری و در نتیجه آرام و صبور شدن، می‌گردد.
وقتی که چیزها به شما وابسته نیستند و شما نمی‌توانید هیچ کاری انجام دهید، رهایش کنید! راحت ترین کار این است که به خود بگویید حتماً این کار را انجام خواهم  داد اما به شیوه ای مؤثر و مفید.

شما منجی جهان نیستید، دخالت یا بی صبری شما هیچ چیز را در ذرات یک شی تغییر نمی‌‌دهد، بنابراین باید بدانید که حواستان را بر روی چیزهای عینی و حقیقی متمرکز کنید. علاوه براین، مواجهۀ رودر‌رو با نقایص و مشکلات را هم بیاموزید.

290 views بار ۳۰ام شهریور ۱۳۹۰ admin روان شناسی , سایر مطالب بدون نظر

ازدواج با دو نفر!

وقتی تصمیم به ازدواج دوم  می‌گیرید، شما اختیار زندگی‌تان را در دست دارید. خیلی راحت است که اگر راضی نباشید تن به این ازدواج ندهید

ازدواج دوم در سنین بالاتر به راحتی ازدواج اول در دهه بیست یا سی زندگی‌تان نیست. شانس این که بتوانید با مردی مجرد ازدواج کنید بسیار پایین می‌آید و معمولاً کسانی سر راه شما قرار می‌گیرند که یا ازدواج ناموفق قبلی داشته‌اند و یا زندگی‌شان با مرگ همسر تغییر کرده است. در چنین موقعیت‌هایی احتمالاً فرزندان را هم باید در نظر بگیرید.
اگر با فرد مورد نظرتان به توافقات کلی هم رسیده باشید باز هم بحث مسئولیت فرزندان برای شما به عنوان یک تصمیم مهم و اساسی مطرح است و شما نمی‌توانید هیچ تصویر روشنی از آینده‌تان با فرزندان داشته باشید. زندگی با فرزندان دیگری به ویژه وقتی که شما هیچ تجربه‌ای در پرورش و تربیت فرزند ندارید می‌تواند در زندگی‌تان یک مسأله و تغیییر ناگهانی باشد اگرچه کار شما می‌تواند ستایش‌آمیز و قابل قدردانی باشد.
 آنچه می‌خوانید نکاتی است که باید پیش از «بله گفتن» به همسری با چنین موقعیتی بدانید:
۱- به احساساتتان درباره بچه‌ها رجوع کنید

اگر شما بچه ندارید به چه دلیلی این ازدواج را قبول می‌کنید؟
 آیا این ازدواج دوم برای شما فرصتی است برای تجربه مادر شدن ؟
آیا اصلاً به بچه‌ها علاقه‌ای دارید؟
آیا این ازدواج دوم برای شما فرصت‌های دیگری ایجاد می‌کند که وسوسه‌تان می‌کند تا مسئولیت بچه‌ها را هم بپذیرید؟
 آیا وجود این بچه‌ها به شما کمک می‌کند تا دیگر فکر بارداری را نکنید؟
۲- اگر شما خودتان علاقه‌ای به مادر شدن ندارید و یا نمی‌توانید ارتباط خوبی با بچه‌ها برقرار کنید، باید صدای زنگ خطر را بشنوید
شما نمی‌توانید تمایلات منفی‌تان نسبت به بچه‌ها را به یکباره تغییر بدهید و تبدیل به موجودی محافط و نگهبان برای آنها بشوید همانگونه که یک مادر این کار را می‌کند. شما حتی نمی‌توانید بخواهید که بین پدر و فرزندش فاصله بیندازید. از طرف دیگر اگر شما بچه‌ها را دوست دارید و از این تجربه محروم بوده‌اید، این ازدواج می‌تواند فرصتی برای تجربه مادر شدن برای شما باشد.
۳- اگر شما تجربه یک زندگی مشترک را داشته‌اید و فرزند و یا فرزندانی را تحت حضانت دارید برای تشکیل یک زندگی جدید باید تلاش بیشتری بکنید
شما باید بتوانید بین فرزند خودتان و فرزند همسر جدیدتان رابطه خوبی ایجاد کنید. شما باید به فرزندتان موقعیت جدید را توضیح دهید. زندگی جدیدتان باید آنقدر خوب باشد که فرزندان تان از آن راضی باشند. پیش از ازدواج امکان آشنایی فرزندان را با هم ایجاد کنید.
اگر هنوز کوچکند به آنها اجازه بدهید با هم بازی کنند و حرف بزنند. به گردش بروند و تفریح کنند. این آشنایی به شما هم اجازه می‌دهد که تصمیم درست‌تری درباره زندگی‌تان بگیرید. اگر فرزندان با هم سازگار نیستند و یا تربیت‌ها با هم متفاوت است شما باید درباره این ازدواج بیشتر تأمل کنید.
اگر درباره این نوع ازدواج شک یا شبهه‌ای دارید بهتر است برای یک تصمیم نهایی دست نگه دارید. به این شک و دودلی توجه کنید شاید اصلاً به صلاحتان نباشد که چنین ازدواجی را قبول کنید. پرسش‌های زیادی هست که باید خودتان به آنها یک پاسخ درست بدهید:

آیا می‌توانید زندگی با فرزندان فرد دیگری را برای خودتان تصور کنید؟
آیا می‌توانید برای آنها مادری کنید؟
آیا در دراز مدت از زیر بار این مسئولیت شانه خالی نمی‌کنید؟
آیا این کار برای شما لذت بخش هست همانطور که برای فرزند واقعی خودتان هست؟
آیا می‌توانید آنها را به خودتان علاقه‌مند کنید؟
آیا همانقدر که یک مادر واقعی می‌تواند، قادر هستید که التیام بخش دردها و رنج‌های روحی و جسمی این فرزندان باشید؟
آیا می‌توانید بدون هیچ تفاوتی آنها را دوست داشته باشید؟
آیا می‌توانید همانقدر که برای فرزند خودتان وقت و انرژی صرف می‌کنید برای آنها هم وقت و هزینه صرف کنید؟
آیا مسئولیت پرورش، تربیت و تعذیه آنها را با علاقه پذیرا می‌شوید؟
آیا به همسرتان اجازه می‌دهید که هر چقدر که می‌خواهد برای فرزندانش خرج کند و یا آنها را به اندازه کافی حمایت مالی و عاطفی کند؟
آیا حمایت‌های معنوی و مادی کافی برای این ازدواج را دارید؟
آیا مادر و پدر، خانواده و دوستانتان از این تصمیم حمایت می‌کنند؟
آیا این مرد درک کافی از این موقعیت پیچیده درباره ارتباط شما با فرزندانش دارد؟
آیا شما علت واقعی جدایی یا مرگ همسر سابق را می‌دانید؟
آیا مادر واقعی آنها زنده است؟
آیا او شما را به عنوان مادر دوم بچه‌هایش پذیرفته است؟
آیا او با شما در تربیت فرزندانش همکاری می‌کند؟
آیا این فرزندان تحت تأثیر دیدگاه‌های مادرشان هستند؟
آیا شما می‌توانید در مواقع حساس زندگی درباره این فرزندان با مادرشان مشورت کنید؟

ازدواج دوم

۴- بیشترین توجه تان را نثار فرزندان کنید!
وقتی تصمیم به این ازدواج می‌گیرید، شما اختیار زندگی‌تان را در دست دارید. خیلی راحت است که اگر راضی نباشید تن به این ازدواج ندهید؛ اما برای بچه‌ها معمولاً هیچ اختیاری وجود ندارد. آنها تابع تصمیم شما و همسرتان هستند. بنابراین بسیار مهم است که به نگرانی‌ها و دلمشغولی بچه‌ها توجه کنید.
 اگر آنها مادرشان را از دست داده باشند و یا در روند طلاق پدر و مادرشان بوده باشند؛ بسیار آسیب‌پذیر و حساس خواهند بود و به شدت به پدرشان وابسته هستند.در این وضعیت ممکن است پذیرش شما برای آنها راحت نباشد. شما یک نامادری خواهید بود که جامعه چندان نگاه خوبی به آن ندارد، بنابراین آنها نمی‌توانند خیلی زود به وضع جدید اعتماد کنند.
۵- قدری تامل کنید
‌گرچه که بسیاری از مسائل با همسر و فرزندانش را تنها می‌توانید زمانی که زیر یک سقف هستید بفهمید و بشناسید. اما بهتر است برای این ازدواج زود تصمیم نگیرید. این به این معنی نیست که ممکن است آنها خوب نباشند بلکه بیشتر به این معنی است که شاید شما نتوانید در این زندگی موفق شوید. تمام تلاشتان را بکنید که پیش از ازدواج شناخت بیشتری از فرزندان پیدا کنید. اگر بتوانید با آنها رابطه خوبی برقرار کنید زندگی‌تان بهتر خواهد شد. وقتی به هم فرصت شناخت بیشتر را می‌دهید در واقع پایه‌های زندگی‌تان را مطمئن‌تر بنا می‌کنید.
۶- خودخواه نباشید
وجود فرزندان ناخودآگاه رابطه عاطفی بین زن و مرد را تا مدتها کم می‌کند. مسائلی که در ابتدای این نوع زندگی با آن مواجه می‌شوید بسیاری از فرصت‌های ابراز علاقه به همسرتان را می‌گیرد. این وضعیت درست مثل زمانی است که زن و مردی تازه صاحب فرزند می‌شوند. گاهی در این زندگی به نظر می‌رسد که روابط عاطفی در حاشیه قرار می‌گیرند. واقعیت این است که در زندگی همه اعضای این خانواده جدید تحول مهمی رخ داده است. باید بسیار صبور باشید و بحران‌ها را برای رسیدن به یک آرامش واقعی تحمل کنید.
چه نکته‌های دیگری را باید بدانید؟
* اگر قصد بچه‌دار شدن را دارید، بسیار مهم است که پیش از ازدواج درباره آن با هم به تفاهم برسید.
* با فرزندان درباره این که چه نوع زندگی‌ای را می‌خواهند صحبت کنید. شاید متوجه شوید که اصلاً تصمیم‌تان برای این ازدواج از اساس اشتباه است و یا برعکس ممکن است بفهمید که چقدر در کنار هم خوشبخت خواهید بود
* و باز هم فراموش نکنید که بچه‌ها در این تصمیم انتخابی ندارند. آنها فقط می‌توانند تسلیم تصمیم شما شوند. پس هر دوی شما باید حق آنها را در این تصمیم‌گیری در نظر بگیرید.
این هشدارها را جدی بگیرید!
* یکی از اتفاقات شایع در این نوع زندگی‌ها این است که فرزندان از همسر جدید پدر یا مادرشان شکایت کنند و یا همسر جدید از آنها گله‌گذاری کند. اما شما باید حواستان به یک تفاوت مهم باشد؛ شما قدرت و اعتبار بیشتری از فرزندان دارید؛ پس مهربان‌تر و عاقلانه‌تر رفتار کنید.
* هرگز با این پیش فرض که باید در این زندگی نقش مادری را بازی کنید پیش نروید. در بسیاری از اوقات بهتر است یک دوست یا یک همراه باشید؛ کاری که لازم است پدر یا مادر واقعی هم برای فرزندانشان انجام بدهند. برای شما بهتر است که مسئولیت تربیت آنها را به پدرشان واگذار کنید و شما هم مسئولیت تربیت فرزند خودتان را به عهده بگیرید. اگر شما به تفاهم رسیده باشید تربیت‌هایتان متفاوت نخواهد بود.
* فرزندان را مجبور نکنید که شما یا همسرتان را مادر یا پدر خطاب کنند. به ویژه اگر پدر یا مادرشان زنده باشند. بگذارید آنها خودشان انتخاب کنند که شما را چه صدا بزنند. اینکه شما را پدر یا مادر خطاب کنند راه نفوذ به قلب آنها نیست! شاید اگر آنها شما را از صمیم قلب دوست داشته باشند خودشان بخواهند که به شما مامان یا بابا بگویند.
* هرگز درباره پدر و مادرشان بدگویی نکنید. اگر اعتیاد یا فسادهای اخلاقی دیگر باعث جدایی بوده‌اند هرگز آنها را به روی فرزند نیاورید. این کار تنها تحقیر آنهاست و هرگز شما را عزیز نمی‌کند با این کار جز این که یک جنگ را آغاز کنید کار دیگری نکرده‌اید.
412 views بار ۲۹ام شهریور ۱۳۹۰ admin روان شناسی , سایر مطالب بدون نظر

رابطه زناشویی شما بوی پول میدهد؟!

توافق بر سر مسائل مالی، بسیاری از جنبه های زندگی زناشویی را تحت الشعاع قرار می دهد. پول می تواند، جدا از عملکردهای واقعی خود، وسیله ای برای اعمال قدرت و اظهار عشق باشد.

 زن و شوهر ها می توانند، با رسیدگی نکردن به مشکلات و اختلافات زناشویی، زندگی نسبتاً آرامی را داشته باشند، اما تفاوت آرامش ناشی از عادت و خوگیری بسیار متفاوت از آرامش ناشی از حل مشکلات است.

تفاوت کسانی که به زندگی زناشویی عادت می کنند با کسانی که در پی افزایش رضایت زناشویی هستند در یک چیز خلاصه می شود، زندگی کردن. زوج هایی که شیوه تطابق را در مقابله با مشکلات در پیش می گیرند، رضایت به آرامشی می دهند که گهگاه می تواند آرامش قبل از طوفان باشد. اما آرامشی که ناشی از تلاش زن و شوهرها برای حل اختلافات است ، آرامشی است که در دل خود، پویایی ، پیشرفت ، پایایی و توافق را به همراه دارد.
زندگی زناشویی بدون تغییر و اختلاف، اجتناب ناپذیر است. زن و شوهرها باید از خود بپرسند” آیا نقاط قوت و ضعف خود را می شناسیم؟” و در نهایت” با چه روشی می توانیم نقاط قوت را تقویت و نقاط ضعف را رفع کنیم؟“.
اما براستی به چه میزان از رابطه خود شناخت داریم؟
بر سر چه چیزهایی توافق داریم؟
 برای چه چیزهایی همکاری می کنیم؟
بخاطر چه چیزهایی دعوا می کنیم؟ 
 از چه چیزهایی عصبانی و از چه چیزهایی خوشحال می شویم؟

نکته مهمی که در شناخت روابطمان وجود دارد، پیش آگهی است. وقتی می دانیم که در مورد چه چیزها و چه موقعیت هایی، چه واکنشی نشان می دهیم، می توانیم کنترل زندگی خود را برای بهبود آن، افزایش دهیم.
برای آنکه کشمکش های زندگی زناشویی خود را بشناسید به سوالات زیر پاسخ دهید.
معضلات مالی

آیا بودجه واقع بینانه ای دارید؟
آیا شما و همسرتان امکانات مالی یا اموال شخصی دارید؟
چقدر حق دارید بدون مشورت با همسرتان پول خرج کنید؟
چه کسی مسئول امور مالی خانواده است؟
به نظر شما هر ماه چقدر پول باید پس انداز کنید؟
برای چه کاری پول پس انداز می کنید؟
پول چه جایی در رابطه شما با همسرتان دارد؟
آیا پول مظهر عشق شماست؟
آیا پول مظهر قدرت شماست ؟
چه کسی کنترل پول ها را بعهده دارد؟
توافق بر سر مسائل مالی ، بسیاری از جنبه های زندگی زناشویی را تحت الشعاع قرار می دهد. در واقع پول می تواند، جدا از عملکردهای واقعی خود در بازار، به عنوان وسیله ای برای اعمال قدرت ، اظهارعشق و محبت ، ابراز وجود و در کل بستری برای شکل دادن به نوع تعاملات زناشویی باشد.
در مورد اختیارات پولی به توافق برسید و برای زندگی اقتصادی خود برنامه ریزی کنید. و در نهایت رسیدن به یک الگوی اقتصادی مورد توافق، باعث بهبود روابط زناشویی می شود.
498 views بار ۲۹ام شهریور ۱۳۹۰ admin روان شناسی , سایر مطالب بدون نظر

 خلق‌و‌خوی انسان در میان دو انگشت؟!

دانشمندان در چندین مرکز پژوهشی در انگلیس و آمریکا با انجام تحقیقاتی با تائید نظریه انگشت حلقه نشان دادند که طول این انگشت می تواند ویژگی ها و رفتار افراد را آشکار کند.

هرچند «نظریه انگشت حلقه» یک نظریه قطعی نیست اما برپایه تحقیقاتی که دانشمندان مرکز پزشکی هوارد هیوز در آمریکا انجام دادند می تواند به عنوان یک شاخص تقریباً شگفت انگیز برای بررسی شخصیت، رفتار و طبع افراد هر دو جنس به کار رود.

پیش از این تحقیقاتی از این دست انجام شده بود اما هیچکدام تا این اندازه وسیع و گسترده نبودند. به طوریکه این بار به نظر می رسد که هیچ تردیدی درباره تاثیرات طول انگشتان دست در مردان و زنان باقی نمانده نباشد.

درحقیقت طول انگشتان دست به سطح ترشح هورمون های زنانه و مردانه (به ترتیب استروژن و تستوسترون) وابسته است که جنین دختر یا پسر در طول دوران بارداری دریافت می کند.

بدیهی است که هورمون ها برای اینکه تعیین کنند فرد در آینده چه شخصیتی خواهد داشت کافی نیستند، بلکه فاکتورهای بسیار دیگری بر روی این مسیر شخصیت سازی اثر می گذارند.

اما انگشتان دست به طور موثری نوعی «کارت شناسایی» هستند که به ما اجازه می دهند اولین نگاه را بر روی پتانسیل های مرد و یا زن آینده بیندازیم.

هر دو جنس زن و مرد تحت تاثیر هر دو هورمون تستوسترون و استروژن قرار دارند اما ترشح استروژن در زنان و تستوسترون در مردان بیشتر است و هرچه سطح این هورمونها بالاتر باشد خصایص زنانه و مردانه در افراد بیشتر می شود.

نتایج این تحقیقات نشان می دهد در مردان به دلیل ترشح بیشتر تستوسترون به طور معمول، انگشت حلقه نسبت به انگشت اشاره به طور چشمگیری بلندتر است درحالی که در زنان انگشت اشاره بلندتر است و یا تقریباً هر دو انگشت هم اندازه هستند بنابراین اگر انگشت حلقه یک مرد کوتاه تر از انگشت اشاره اش باشد این بدان معنی است که مهربان تر، محجوب تر و کمتر خشن است. این افراد معمولاً پدرانی هستند که با وسواس مادرانه از کودکان خود مراقبت می کنند.درعوض اگر انگشت حلقه یک زن بلندتر از انگشت اشاره باشد احتمال بسیاری وجود دارد که این زن در ورزش موفق شود.

در کل، مردان با انگشت حلقه بلندتر سلطه جوتر و خشن تر است. نتایج یک نظرسنجی که در سال ۲۰۰۸ توسط دانشگاه کمبریج انگلیس انجام شده است نشان می دهد که این گروه از مردان در محیطهای کاری به شدت رقابتی برای مثال در «سیتی»، شهرک مالی لندن، موفقیت و درآمد بیشتری نسبت به مردان با انگشت حلقه کوتاهتر دارند.

محققان بر این باورند که این خصوصیت بر موفقیت افرادی تاثیرگذار خواهد بود که در حرفه خود نیازمند ریسک، تصمیم گیری و فعالیت های سریع هستند و در همه انواع مشاغل تجاری منجر به افزایش میزان موفقیت فرد نخواهد شد. زیرا برخی مشاغل نیازمند تخصصی خاص و شیوه خاصی از برخورد با مشتری و کارفرما خواهد بود.

نتایج تحقیقات دیگری که توسط محققان دانشگاه «بث» (انگلیس) در سطح مدارس انجام شد نشان داد که کودکان دختر یا پسر با انگشت اشاره کوتاهتر در دروس زیرگروه علوم انسانی موفقیت بیشتری نسبت به دروس علمی کسب می کنند.

همچنین طول انگشت می تواند اطلاعاتی نیز برای پیش بینی بیماری ها ارائه کند. به طوریکه انگشت اشاره بلندتر می تواند به عنوان یک شاخص پیش فرض برای توسعه تومور پروستات در مردان و سرطان سینه در زنان مدنظر قرار گیرد.

490 views بار ۲۷ام شهریور ۱۳۹۰ admin روان شناسی , سایر مطالب بدون نظر

11 توصیه  علیه مشکلات عصبی و روانی

روان‌‏شناسان معتقدند نداشتن مهارت حل مساله مى‏تواند ‏ اختلال‏هاى گوناگون روان‏شناختى (مثل افسردگى و اضطراب) یا مشکل‌هایی در ازدواج و تربیت فرزند ایجاد کند…

خیلی ها فکر می‌کنند روان‌درمانی فقط حرف‌زدن است، در حالی که به‌کارگیری تکنیک‌های بسیار گسترده و مختلف برای پیشگیری یا درمان مشکل‌های عصبی و روانی و پیشرفت سلامت روان و بهزیستی روانی در افراد است که در قالب بیان کلامی درمانگر و آموزش به مراجعان، با توجه به رویکرد خاص روان‌درمانی که از آن بهره گرفته شده، انجام می‌شود…
برای آشنایی بیشتر شما به برخی از این فنون روان‌‏شناختى اشاره می‌کنم:
۱ آموزش قاطعیت
این تکنیک که برای افزایش مهارت‏هاى بین فردی طراحى شده، عبارت است از آموزش چگونگی ابراز عقیده، احساس‌ و افکار به صورت مناسب.
آموزش قاطعیت در پیوستار وسیعى از مشکل‌های مربوط به روابط بین‏شخصى مثل اختلاف‏هاى زناشویى، افسردگى، اختلالات جنسى، رفتارهاى پرخاشگرانه و مورد سوءاستفاده قرار گرفتن، کاربرد دارد.
۲ تکنیک حل مساله
حل مساله، یک تکنیک درمانی روان‌‏شناختى است که مراجعه‌‌کننده از طریق آن یاد مى‏گیرد از مجموعه آگاهى‏ها، دانش و منابع موجودى که در اختیار دارد، براى حل مساله یا مشکلى که با آن مواجه است، استفاده‌کند.
روان‌‏شناسان معتقدند نداشتن مهارت حل مساله مى‏تواند ‏ اختلال‏هاى گوناگون روان‏شناختى (مثل افسردگى و اضطراب) یا مشکل‌هایی در ازدواج و تربیت فرزند ایجاد کند.
۳ آموزش خودآموزى
مراجعان با آموختن این روش می‌توانند رفتارهاى نادرست خود را بشناسند و با ترک آنها، رفتارهاى مناسبی را جایگزین کنند. معمولا در این روش، درمانگر الگوى مراجعه‌کننده مى‏شود و رفتارهاى سالم را نمایش می‌دهد.
۴ تکنیک مدیریت استرس
این تکنیک از مجموعه‏اى از شیوه‏هاى درمانى تشکیل شده که ریلکسیشین (تن آرامى) یکى از آنهاست. ابتدا مراجعه‌کننده در مورد اثر استرس بر رفتار و سلامت، آموزش مى‏بیند و سپس با کمک درمانگر عوامل استرس‏زا را شناسایى مى‏کند تا بتواند با روش‏هایى مثل ریلکسیشین یا انواع مراقبه‌ها، استرس‌های خود را مدیریت کند و به آرامش برسد.
۵ آموزش مهارت‏هاى اجتماعى
مهارت‏هاى اجتماعى، شامل طیف وسیعى از رفتارها مانند گرمى و صمیمیت در روابط، سهولت در گفت‌وگو، ابراز همدلى، تماس چشمى و به‏طور کلى مهارت‏هاى کلامى و غیرکلامى برقرارى ارتباط است.
۶ بازسازى شناختى
این تکنیک مربوط به شیوه‏هایى است که به‌شکل مستقیم به‌دنبال تغییر باورهاى مشکل‏زاى افراد هستند و به مراجعان کمک مى‏شود تفکرات ناسالم خود را بشناسند، به پیامدهاى منفى آنها توجه و تفکرات سالم‏تر را جایگزین کنند.
۷ مدیریت خشم
از این روش براى مهار خشم و پرخاشگرى استفاده مى‏شود. زود عصبانى شدن، از کوره دررفتن، دادزدن، پرتاب اشیاء یا شکستن آنها، در را محکم به‌هم‌کوبیدن و زدن خود و دیگران، نمونه‏هایى از خشم و پرخاشگرى هستند.
۸ تغییر عادت‌ها
به مراجعان آموزش داده مى‏شود عادت‌های ناسالم خود را بشناسند و از عادت‌های سالم متضاد با آنها براى ترک عادت مشکل‏دار استفاده کنند. از این تکنیک در درمان اختلال‌هایی مثل انگشت مکیدن، پلک‌زدن شدید و کندن مو (تریکوتیلومانیا) استفاده مى‏شود.
۹ فعال‏سازى رفتارى
روش‏هاى افزایش فعالیت‏ها به مراجعان آموزش داده مى‏شود. گاهی یک برنامه‏ مناسب با سبک زندگى مراجعه‌‌کننده که دربرگیرنده مواردى مانند میزان فعالیت‏هاى تفریحى، ورزشى، مطالعه‏ آزاد و معاشرت با دیگران است در کنار مسوولیت‏هاى شغلى یا وظایف تحصیلى با کمک درمانگر، براى مراجعه‌کننده تنظیم می‌شود و در اختیار وى قرار مى‏گیرد.
۱۰ مواجهه
مواجهه، روشى است که در آن شخص با هر محرکى که در او ایجاد رفتار یا هیجان نامطلوب مى‏کند، روبرو مى‏شود. در مواجهه، درمانگر براساس یک مقیاس درجه‏بندى شده، آنقدر مراجعه‌کننده را در معرض محرک‏هایى که از نظر او نامطلوب هستند، قرار می‌دهد تا هیجان یا رفتار ناسالم در او از بین برود.
مثلا طبق یک مقیاس درجه‏بندى شده، کسى را که ترس شدید از ارتفاع دارد آنقدر در بلندى و ارتفاع قرار مى‏دهند که به اصطلاح ترسش بریزد و بعد از این در مقابل این محرک (ارتفاع)، واکنش نامطلوب (ترس و فرار) نشان ندهد.
۱۱ پذیرش
پذیرش به معناى شناسایى و قبول رویدادهاى ناخوشایندى است که نمى‏توان کنترلى بر آنها داشت. در این تکنیک درمانگر با استفاده از روش‏هایى مثل انواع مراقبه‏ها به مراجعه‌کننده کمک مى‏کند تا مسایل تغییرناپذیرى که باعث ایجاد تنش یا احساس‌های دردناک مى‏شوند، بپذیرد و خود را از فشار روانى برهاند.
410 views بار ۲۷ام شهریور ۱۳۹۰ admin روان شناسی , سایر مطالب بدون نظر

 عامل خیانت مردان

عامل خیانت مردان

عامل خیانت مردان

آزمایش خون ۶۰۰ مرد نشان می‌دهد هورمون جنسی تستوسترون به طور طبیعی عامل خیانت مردان است …

محققان دریافتند مردان پس از پدر شدن از نظر بیولوژیکی تغییر کرده و تمایل به نگهداری از فرزند پیدا می‌کنند.
با پایین آمدن میزان هورمون مردانه تستوسترون پس از تولد فرزند، مردان تمایل به نگه‌داری از فرزند پیدا می‌کنند.
آزمایش خون ۶۰۰ مرد نشان می‌دهد هورمون جنسی تستوسترون به طور طبیعی پس از پدر شدن و به دنیا آمدن فرزند در مردان تا پنج سال به میزان زیادی کاهش می‌یابد.
مردانی که روزانه حدود سه ساعت از فرزند خود مراقبت می‌کنند، میزان تستوسترون پایین‌تری دارند. مراقبت از کودکان سبب می‌شود رشد این هورمون کاهش و یا متوقف شود. حتی میزان این هورمون در مردان با تستوسترون بسیار بالا پس از این‌که صاحب فرزند شدند، به میزان قابل توجهی کاسته شده است.
بر اساس گزارش بی بی سی، هورمون تستوسترون در شکل ظاهری افراد، توزیع مو و وضعیت جنسی بدن مردان تاثیر دارد و عامل خیانت مردان است ..

298 views بار ۱۹ام شهریور ۱۳۹۰ admin روان شناسی , سایر مطالب بدون نظر

چرا جوان‌ها برای ازدواج دنبال کسانی شبیه پدر و مادرشان هستند؟

دخترها به دنبال پسری با ویژگیهای شبیه به پدر هستند و پسرها به دنبال ویژگی هایی شبیه به مادر.

بسیاری از زوج ها برای انتخاب همسر به دنبال تکرار ارتباطات خوشایند گذشته هستند. در واقع آن ها بدنبال چیزی شبیه پدر و یا مادرشان و یا شخصیتی از این قبیل هستند.
برای همین هم بسیار از نظریه پردازان بر این باورند که زندگی در یک دور مداوم، تکرار گذشته ها است.
دختر و پسر از نظر رفتار و چهره تقریباً به چهره والدین خود گرایش دارند، دخترها به دنبال پسری با ویژگیهای شبیه به پدر هستند و پسرها به دنبال ویژگی هایی شبیه به مادر. از نظر روانشناختی، این انتخاب نوعی تکرار الگوی دورنی است، الگویی از روابط عمیق و صمیمانه.
برای همین در بسیاری از موارد ما کسانی را از نظر ویژگی ها برای ازدواج خوب می پنداریم که شبیه به والدین ما باشند. ما با این افراد راحت تر ارتباط برقرار می کنیم، راحت تر هم حسی می کنیم و به نوبه ای احساس می کنیم که سال ها است که یکدیگر را می شناسیم.
اما چیزی که بایستی بیشتر به آن دقت کنیم آن است که همه انتخاب ها بر این اساس صورت نمی پذیرد، پس بایستی انتظارات خود را از همسرتان مجزا کنید بدین معنی که تکرار الگوی صمیمانه قدیمی حتماً بهترین نوع رابطه نیست. برای همین بایستی یاد بگیرید وقتی ناراحت می شوید، خوشحال می شوید و یا هر رفتاری که می کنید با کسی غیر از والدین خود روبرو هستید پس نیاز به تغییراتی نیز وجود دارد.
برای توافق بر سر رفتارهایی که عمیقاً به آنها وابسته اید بایستی گاهی به اشتراک برسید و گاهی نیز نیاز به تغییر است. بگذارید با یک مثال مطلب را ساده تر کنیم.
برای مثال شاید شما مانند دختری بودید که وقتی به هر دلیلی ناراحت می شدید، به یک گوشه می رفتید و کز می کردید ناجی شما پدری بود که با نوازش و دلجویی و یا با یک هدیه از شما استقبال می کرد تا حال شما خوب شود. اکنون شما این صفت را در عمیق ترین تجربیات کودکی به همراه دارید و آن را با خود به زندگی زناشویی می آورید. در این زمان شما وقتی ناراحت می شوید دوست دارید کسی  از شما دلجویی کند و آن همسری است که باید نقش قدیمی پدرتان را بازی کند. این موضوع امری طبیعی است اما می تواند گاهی مشکل ساز باشد.
در واقع زمانی صفات گذشته ما می تواند مشکل ساز باشد که انتظاراتی را بوجود بیاورد که دیگران از آن بی خبرهستند. در این شرایط بایستی زوجین چند نکته را برای کاهش اختلافات ناشی از این انتظارات در پیش بگیرند :
۱- در مورد احساسات و نوع برخوردشان با مسائل گفتگو کنند.
۲- انتظارات احساسی و رفتاری خود را بیان کنند.
۳- در مورد حساسیت های یکدیگر بحث و گفتگو کنند.
۴- به حساسیت ها و خواسته های هم احترام بگذارند.
۵- به یگدیگر برای تغییر الگوهای درونی مشکل ساز کمک کنند.
در آخر تغییر الگوهای درونی صمیمت کار بسیار مشکلی است، چرا که این الگوها با پایه ترین مفاهیم ارتباط و صمیمت در ارتباط هستند، در نتیجه ابتدایی ترین راه برای کنترل تاثیر این الگوها، شناخت و هماهنگی با آن ها است.
539 views بار ۱۹ام شهریور ۱۳۹۰ admin روان شناسی , سایر مطالب بدون نظر
شکنجه سفید در برخی مهد کودک‌ها !

«صندلی سکوت» نام یک روش تنبیهی است که در برخی مهدکودک‌های تهران رایج شده تا به زعم اجرا‌کنندگان آن «کودکان روی این صندلی درباره کارهای بد خود فکر کنند.» اما خیلی از این کودکان فردای روز تنبیه حاضر نیستند به مهد بروند.

قانون:بعضی از مهدکودک‌ها از روش‌های عجیبی برای تنبیه کودکان استفاده می‌کنند، روش‌هایی که اگرچه با تنبیه بدنی همراه نیست اما اثرات روحی و روانی آنها به مراتب بیشتر از تنبیه بدنی است.

در یکی از مهدکودک‌های غرب تهران نوعی روشِ تنبیه اجرا می‌شود که برای بسیاری از والدین تعجب‌آور و ناراحت‌کننده است. نام این روش «‌صندلی سکوت» است.

در این روش مربیان به بهانه نافرمانی و شلوغ‌کاری، کودک را مقابل چشمان هم سن و سالانش روی یک صندلی می‌نشانند و به او می‌گویند «درباره کار زشتی که انجام داده‌ای فکر‌ کن»! کودک باید از کار زشتی که انجام داده از مربی خود عذرخواهی کند.

مادر «تارا» یکی از کودکانی که با صندلی سکوت تنبیه شده است به خبرنگار قانون می‌گوید: «‌دختر من صبح از خواب بیدار شد و گریه‌کنان گفت که دیگر به مهد نمی‌رود.»

وی ادامه می‌دهد: «مربی مهدکودک به خاطر اینکه تارا سر کلاس نقاشی دوبار صدایش کرده یا به قول مربی با کودک دیگری شلوغ کرده، تنبیه شده است و او را مقابل چشمان دوستانش روی صندلی سکوت نشانده است.»

او در ادامه می‌گوید: « وقتی علت تنبیه کودکم با این روش را از مدیر مهد جویا شدم، وی وجود این روشِ تنبیه را تأیید کرد و به من گفت بچه شما زیادی حساس است.»

 تأیید استفاده از صندلی سکوت

یک مربی مهد کودک ضمن تأیید استفاده از صندلی سکوت در برخی مهد‌کودک‌ها به خبرنگار قانون می‌گوید: «از این صندلی استفاده می‌کنیم تا کودک را وادار به فکر ‌کردن درباره اعمال ناپسندش کنیم.»

وی ادامه می‌دهد: «تا وقتی کودک درباره کار ناپسندش عذرخواهی نکند، روی این صندلی می‌نشیند.»

وی در جواب به این پرسش خبرنگار قانون که «آیا تنبیه کودکان در برابر کودکان دیگر با این روش باعث تحقیر شخصیت کودک و فراری دادن او از درس و کلاس در آینده نمی‌شود» به این جمله اکتفاء کرد: «استفاده از صندلی سکوت باید با روش‌های تنبهی و تشویقی دیگری هم همراه باشد.»

کارشناسان معتقدند مهد‌کودک‌ها باید جایی برای رشد و تربیت کودک باشند، ضمن اینکه کودک باید بتواند در آنجا انرژی‌های خود را تخلیه کند و برخوردهای تنبیهی با کودکان باید در حداقل سطح ممکن و به ظریف‌ترین شکل باشد، به گونه‌ای که کودک احساس سرخوردگی نکند.

مادر تارا می‌گوید: «دختر ما به شدت ترسیده است. در ماه ۱۸۰ هزار تومان به مهد کودک تارا پرداخت می‌کنیم تا دخترمان رشد کند نه اینکه تحقیر شود.»

استفاده از روش‌های تنبیه روانی برای کودکان و خردسالانی که شخصیت آنها در حال شکل‌گیری است تأثیرات مهمی در آینده آنها می‌گذارد. مادر تارا می‌گوید که کودکش به شدت آسیب دیده و اگر یک بار دیگر این اتفاق برای او پیش بیاید شاید «تارا دیگر به هیچ مدرسه‌ای نرود.»

439 views بار ۱۸ام شهریور ۱۳۹۰ admin روان شناسی , سایر مطالب يک نظر

چرا شما اینقدر لوسی ؟!

یک روانشناس گفت: کودکان تک‌فرزند، فقط به برقراری روابطی علاقه‌مند هستند که به نفع آنان باشد و احساسات‌شان را جریحه‌دار نکند و ممکن است ناراحتیهای خود را برای دیگران بیان نکرده، فردی درون‌گرا شوند.
“علی جعفری”،  اظهار کرد: تعداد والدین تک‌فرزند روز به روز در حال افزایش است، اما نباید از یاد برد که داشتن یک فرزند، عیب یا حسن خاصی نبوده، تک‌فرزندی نیز همچون چندفرزندی، مزایا و معایبی دارد.
وی با اشاره به اینکه خانواده‌های تک‌فرزند بر مسائل خاصی تأکید دارند که ممکن است در خانواده‌های چند فرزندی وجود نداشته باشد، تصریح کرد: تک‌فرزندها نمی‌توانند ناامیدیها و فشارهای روحی را تحمل کنند، چنانچه توهینی هرچند بی‌قصد و غرض به آنها شود، این توهین را رفتاری عمدی و به پشتوانه نیتی خاص تفسیر می‌کنند و هنگامی که از مسئله‌ای رنجیده خاطر شوند این حالت را تا مدتهای طولانی در درون خود زنده نگاه می‌دارند.
این روانشناس ادامه داد: کودک تک‌فرزند در خانواده‌ای رشد می‌کند که افراد بالغ در آن حضور دارند و کودک دیگری نیست که بتواند با او ارتباط برقرار کند ، هر دوی این عوامل، نقش مهمی در پرورش کودکان تک‌فرزند دارند. لذا این کودک به طور کامل مورد توجه و علاقه والدین بوده و این عامل سبب می‌شود کودک احساس کند شخص مهمی است.
جعفری، مزایای کودکانی را که در خانواده تک‌فرزند زندگی می‌کنند، احساس امنیت و اعتماد به‌نفس زیاد آنان برشمرد و گفت: کودکان تک‌فرزند پیش از زمان معمول سخن گفتن را آغاز کرده و روحیه اجتماعی نیرومندتری نسبت به دیگران دارند.
وی به رفتار بزرگسالانه کودکان تک‌فرزند اشاره کرد و گفت: این کودکان از والدین خود تقلید کرده و مثل آنان رفتار می‌کنند، به‌گونه‌ای که تحسین و تعجب دیگران را برمی‌انگیزند، همچنین کودکان خانواده‌های تک‌فرزند معمولاً بلوغ زودرس دارند و بلوغ اجتماعی این کودکان نیز ممکن است برای آنان مفید باشد.
این روانشناس با بیان اینکه کودکان تک‌فرزند مسائل و دیدگا‌ههای خود را به‌راحتی بیان می‌کنند، اظهار کرد: این کودکان قادرند به والدین خود کمک کرده و زودتر از کودکان دیگر به فعالیت اقتصادی مشغول می‌شوند و از کار کردن خجالت نمی‌کشند و با آمادگی و تجربه زیاد به سن بلوغ پا می‌گذارند.
جعفری به معایب تک‌فرزند بودن نیز اشاره کرد و گفت: یکی از معایب تک‌فرزند بودن، تأثیر آن بر مراحل رشد کودک است، این کودکان کسی را ندارند تا با او رقابت یا بازی و دعوا کنند ، آنها دوست و همدمی در منزل ندارند، بنابراین برخی از احساسات را تجربه نمی‌کنند و فرصتی برای کنترل و مدیریت آنها نخواهند داشت.
وی با تأکید بر اینکه بلوغ روحی و روانی، پدیده‌ای کاملاً اکتسابی است، تصریح کرد: در بلوغ، مواردی همچون شناخت خود، میزان واقع‌بینی و انتخاب مؤثر به‌راحتی به‌دست نمی‌آید، بلکه به تجربه‌های سخت و طاقت‌فرسایی نیاز دارد و کودکی که تک‌فرزند خانواده است کمتر با مشکلات مواجه می‌شود و در معرض تجربه کردن شکست، ناکامی و رانده شدن قرار نمی‌گیرد و شرایطی را که لازمه بلوغ روحی و روانی است، تجربه نمی‌کند.
این روانشناس خاطرنشان کرد: اگر والدین، مراقبت افراطی از تک فرزند خود به عمل آورند و او را به فردی ضعیف و کم‌تحمل تبدیل کنند، فرزندشان از دیگران نیز انتظار خواهد داشت با او چنین رفتاری داشته باشند که این موضوع ناتوانی او را شدت خواهد بخشید، اگر والدین اجازه ندهند فرزندشان با احساسات سخت و ناراحت کننده رو به رو شود یا امکان آشکار کردن این نوع احساسات را برای او فراهم نکنند، تحمل وی را برابر این نوع احساسات ضعیف خواهند کرد.
344 views بار ۱۷ام شهریور ۱۳۹۰ admin روان شناسی , سایر مطالب بدون نظر

افسردگی پس از زایمان این بار برای

 پدران، ممکن است مانند مادران دچار افسردگی پس از زایمان شوند.
خبرگزاری آلمان از برلین گزارش داد، آنته کرستینگ، رییس اداره موضوعات زنان در انجمن آلمانی روانشناسی و روانپزشکی گفت :” نخستین نشانه‌های این وضعیت دچار شدن به احساس گناه توام با عصبانیت، ناآرامی و بی‌انگیزگی است.”
کرستینگ گفت اگر این وضعیت ادامه یابد، مردان باید به روانشناس مراجعه کنند، زیرا هر چه زودتر این نشانه‌های بیماری رفع شود، نتیجه درمان موفق‌تر خواهد بود.
دلایل ابتلای مردان به افسردگی پس از زایمان هنوز نامشخص است. متخصصان عقیده دارند که تجربه فوق‌العاده احساسی تولد فرزند، حس مسئولیت و توقع از خود را در میان مردان به شدت بالا می‌برد.
نشانه‌های ابتلا به این نوع افسردگی بیشتر حدود سه تا شش هفته پس از تولد نوزاد بروز می‌کند.
365 views بار ۸ام شهریور ۱۳۹۰ admin روان شناسی , سایر مطالب بدون نظر

آیا تاکنون فکر کرده اید چرا خواب می بینیم؟

انسان از طریق حواس پنجگانه خود با محیط اطراف ارتباط برقرار می‌کند و آن را درک می‌کند. معمولا آنچه از اطراف خود برداشت می‌کنیم با واقعیت‌های خارجی مطابقت می‌کند اما گاهی حواس پنجگانه ما را فریب می‌دهد و چیزی را ادراک می‌کنیم که در عالم واقعیت به شکل دیگری وجود دارد. همه این پدیده‌ها خطاها و فریب‌ حسی هستند و کسی هم که آنها را تجربه می‌کند، می‌داند این تجربه‌ها واقعی نیستند و بیشتر ناشی از شرایط روانی خاص و بودن محرک‌های محیطی مثل تاریکی یا سکوت و تخیل خود فرد است. درواقع خطاهای حسی، ادراک نادرست از محرک‌های محیطی هستند و به خودی خود در افراد سالم هم دیده می‌شوند و یک اختلال روان‌‌پزشکی محسوب نمی‌شوند.

توهم یعنی چه؟

گاهی افراد بدون اینکه یک محرک خارجی وجود داشته باشد، ادراک شنوایی، بینایی، بویایی، لمس و چشایی خاصی پیدا می‌کنند. آنها صداهایی می‌شنوند که واضح نیستند اما درواقع منشأیی برای این صداها در عالم واقعیت وجود ندارد یا اشباح، موجودات یا حتی صحنه‌های کاملی می‌بینند که واقعا وجود ندارد.

وقتی به سینما می‌رویم و فیلمی تماشا می‌کنیم، افراد و تصاویر مختلفی را روی پرده می‌بینیم که حرکت می‌کنند و حرف می‌زنند اما درواقع هیچ‌ موجود زنده‌ای روی پرده سینما وجود ندارد و آنچه می‌بینیم و می‌شنویم، انعکاسی از یک رشته نوار سلولزی یا کدهای دیجیتال ذخیره شده در آپارات سینماست که روی پرده سینما منتقل شده است و آن را به صورت موجودات و وقایعی پویا درک می‌کنیم ولی در دنیای بیرونی ما وجود ندارد.

این مثال معنی توهم را بهتر روشن می‌کند. توهم به معنای ادراکی بدون محرک بیرونی است و گاهی در هر کدام از زمینه‌های حس پنجگانه اتفاق می‌افتد ولی شایع‌ترین آنها، توهم شنوایی و بینایی است. توهم یک اختلال پزشکی و روان‌پزشکی است. بیماران اسکیزوفرنی، دائم صداهایی می‌شنوند که با آنها حرف می‌زنند، دستور می‌‌دهند یا در مورد اعمال و خلقیات آنها اظهارنظر می‌کنند. در برخی از بیماران مبتلا به صرع نیز ممکن است بیمار بوهای خوشایند یا ناخوشایندی استشمام کند. مصرف برخی از مواد مثل مخدر ال‌.اس.دی هم می‌تواند در افراد سالم توهم ایجاد کند.

هذیان یعنی چه؟
برخلاف توهم که در حوزه ادراک و حواس پنجگانه است، هذیان به تفکر و باور بیماری مربوط است. هذیان عبارت است از یک باور نادرست که با واقعیت‌های خارجی منطبق نیست و بیمار اعتقاد راسخی به آن دارد. این حالت با منطق و استدلال برطرف نشده است و با زمینه فرهنگی و اجتماعی فرد هم جور درنمی‌آید. مثلا ممکن است بیماری معتقد باشد که عده‌ای با او دشمنی دارند و دائم در تعقیب او هستند و قصد آسیب رساندن به او را دارند.

این بیمار دچار «هذیان گزند و آسیب» شده است. بیماری که تصور می‌کند فرد مهم و برجسته‌ای است و توانایی‌های مافوق بشری دارد، دچار «هذیان بزرگ‌منشی» است و بیماران مبتلا به هذیان «حسادت و خیانت» تصور می‌کنند همسرشان به آنها وفادار نیست و با فرد دیگری رابطه دارد. در این مواقع به هیچ روشی نمی‌توان آنها را قانع کرد. بعضی از عقاید خرافی نیز این ویژگی را دارند اما عقاید خرافی را عده زیادی که با بیمار در یک سطح فرهنگی قرار دارند، باور دارند و بر مبنای آن عمل می‌کنند. هذیان یک اختلال روان‌پزشکی جدی است و هرچه سریع‌تر باید درمان شود.

رویا یعنی چه؟
خطاها و فریب‌های حسی، توهم‌ها و هذیان‌ها در هوشیاری کامل و بیداری رخ می‌دهد اما اگر همین پدیده‌ها را در خواب تجربه کنیم، خواب یا رویا می‌بینیم. رویا دیدن، پدیده‌ای پیچیده و سرشار از رمز و راز و اسطوره است اما رویا دیدن مرحله‌ای از خواب طبیعی است که به آن مرحله (حرکات سریع کره چشم یا Rem) می‌گوییم. وقتی به خواب می‌رویم، خواب ما کم‌کم عمیق‌تر و عمیق‌تر می‌شود. پس از ۹۰ تا ۱۲۰ دقیقه از شروع خواب، چشم‌ها شروع به حرکات سریعی می‌کنند. ضربان قلب بالا می‌رود و فشارخون افزایش می‌یابد درست مثل اینکه در حال تقلا و تلاش باشیم اما عضلات کاملا شل و بدون انقباض هستند. به همین دلیل این مرحله، خواب «متناقض» نام دارد.

در همین مرحله است که رویا می‌بینیم. عملکرد این مرحله بازسازی مجدد مغز و سلو‌ل‌های آن است. خواب نوزادان بیشتر در این مرحله می‌گذرد اما در بزرگسالی یک‌چهارم خواب مربوط به مرحله (Rem) و رویا دیدن است. رویا ترکیبی از تجربه‌های گذشته، خواسته‌ها، ترس‌ها و نگرانی‌ها و بسیاری از عوامل ناشناخته دیگر است که در مغز انسان ذخیره شده‌اند و در این مرحله از خواب آزاد می‌شوند. همه انسان‌ها رویا می‌بینند اما اندکی از افراد آن را به وضوح و شفاف به یاد می‌آورند. رویاهای رنگی نیز در مقایسه با رویاهای سیاه و سفید نادرترند.

531 views بار ۲۸ام مرداد ۱۳۹۰ admin روان شناسی , سایر مطالب بدون نظر

نکاتی‌که پس از ازدواج، زنان باید رعایت کنند!

راه‌کارهایی برای استحکام بیش‌تر خانواده
– به همسرتان توجه کنید :
بیش‌تر مردان دوست‌دارند که از مردانگی آنان تعریف و تمجید شود. وقتی مردی تحسین شود، مایل است به‌سرعت به آن پاسخ دهد. به او بگویید که چه همسر باقدرت و خوبی دارید و از این‌که او شوهر شماست، چقدر خوشحال‌اید. به شوهرتان بگویید او را همین‌گونه که هست، دوست‌دارید و حاضر نیستید او را با هیچ مرد دیگری در دنیا عوض کنید.
– شوهرتان را بابت کارهایی که انجام می‌دهد، تحسین کنید :
به‌طورنمونه وقتی او با بچه‌ بازی می‌کند، به او بگویید بچه‌ها چقدر خوشبخت‌اند که پدری مانند تو دارند…
– همسرتان را بابت آن‌چه می‌گوید، تمجید کنید :
به‌طور نمونه اگر او شوخ‌طبع است، به او بگویید شوخ‌طبعی او را دوست‌دارید و این‌حالت، موجب احساس نشاط در شما می‌گردد. اگر او اهل ریسک‌کردن است، به او بگویید شجاعت‌اش که پای هرچه اعتقاد دارد می‌ایستد را دوست‌دارید.
– هرگز شوهرتان را با مردان دیگر فامیل قیاس نکنید :
با مقایسه‌کردن او با دیگر مردان، از میزان صمیمیتی که بین شما و شوهرتان است، می‌کاهید.
– برای خودتان ارزش قائل شوید :
به خودتان احترام بگذارید. اگر عزت‌نفس داشته باشید، دیگران نیز به شما احترام می‌گذارند. به‌خاطر کارهای مثبتی که انجام می‌دهید، خود را تشویق کنید. اگر برای خودتان ارزش قائل شوید، از نظر روحیه، خانمی شاد و سرزنده می‌گردید و از نظر شوهرتان نیز فردی سرزنده و جذاب خواهید بود.
– هدیه‌ای بدون مناسبت برایش بخرید :
با دادن هدیه‌ای مانند دسته‌گل، پخت یک شیرینی خانگی، خرید یک جلد کتاب مورد علاقه‌اش و… غافلگیرش کنید.
– اگر شاغل هستید، هیچ‌وقت استطاعت مالی خود را به رخ شوهرتان نکشید :
همیشه به‌خاطر داشته باشید که پول و درآمد برای آسایش و رفاه زندگی‌ست و نباید زندگی را فدای آن کرد؛ بنابراین اگر هم در تأمین مخارج خانواده شریک هستید، طوری رفتار کنید که شوهرتان احساس کند سکان زندگی در دستان قدرتمند خودش است زیرا مردان دوست‌دارند که حالت رهبری داشته باشند.
– وضعیت مالی دیگران را با او مقایسه نکنید :
اگر همسرتان وضعیت مالی خوبی ندارد، هیچ‌وقت به او سرکوفت نزنید و اوضاع اقتصادی دیگران را به رخ‌اش نکشید. اگر شما مرتب به او غر بزنید، موجب می‌شود که اعتمادبه‌نفس‌اش را از دست بدهد و نتواند کارهایی را انجام دهد که وضعیت مالی‌اش خوب شود.
– همسرتان را عاشق کنید :
شما باید به‌گونه‌ای با همسرتان رفتار کنید که او از روابط با شما احساس قدرتمندی، توانایی و هوش کند. به‌طورمعمول اگر مردی در کنار زنی احساس خوبی نداشته باشد، او را ترک می‌کند و به‌سراغ دیگران می‌رود.
– بر روی امواج باشید :
اگر بتوانید خود را از قید امور یکنواخت و روزمره برهانید و درپی تلاش جدیدی باشید، به‌نفع زندگی مشترک‌تان خواهد بود.
– داغ دعوا و مشاجره‌تان را به دل دیگران بگذارید :
تمام زنان و شوهران عالم با هم اختلاف دارند اما زنان و شوهران خوشبخت، داغ دعوا را در دل دیگران به‌جای می‌گذارند و زمانی‌که با یکدیگر سر مسأله‌ی خاصی دچار اختلاف می‌شوند، در حضور دیگران با یکدیگر جنگ و نزاع نمی‌کنند اما در تنهایی می‌توانید با یکدیگر بحث کنید.
– از مشاوره در مورد مشکلات‌تان با هر کسی خودداری کنید :
شما می‌توانید اختلافات‌تان را با کسانی بگویید که صلاحیت حل مسأله را دارند و از عهده‌ی چنین امری برمی‌آیند. در درجه‌ی اول بهتر است خودتان راه‌حلی پیدا کنید، در غیراین‌صورت با کارشناسان خانواده و روان‌شناسان مربوطه گفت‌وگو نمایید.
– در مورد خواستگاران قبلی خود با او صحبت نکنید :
اگر شوهرتان اولین خواستگار شما نمی‌باشد، در ارتباط با خواستگاران قبلی خود زیاد توضیح ندهید. اگر هم مایل به صحبت هستید، از ابراز علاقه و مقایسه‌ی آنان، با شوهرتان سخنی بر زبان نرانید زیرا با چنین صحبت‌هایی، او فکر می‌کند شما هنوز علاقه‌مند به خواستگاران قبلی هستید.
– زمانی‌که شوهرتان به ‌غار تنهایی می‌رود، او را راحت بگذارید :
آقایان زمانی‌که مشکلات زیادی دارند، سعی‌می‌کنند با رفتن به ‌غار تنهایی و سکوت، مسائل‌شان را حل‌کنند. بهتر است در چنین مواقعی، با آنان صحبت نکنید و آزادشان بگذارید. خودش زمانی‌که از نظر احساسی و عاطفی متعادل شد، دوباره به سراغ‌تان می‌آید و با شما صحبت می‌کند.
– به تفاوت‌های اخلاقی یکدیگر احترام بگذارید :
قضاوت‌کردن درباره‌ی دیگری، تنها به این دلیل که روش زندگی‌اش با ما تفاوت دارد، کاری نادرست است. اگر به همسرتان بگویید «مطابق میل من لباس بپوش!» و یا «چرا مانند من صحبت نمی‌کنی؟» این پیام‌ها موجب می‌شود عشقی که در ابتدای زندگی‌تان احساس می‌کردید، از بین برود.
– به اقوام و فامیل‌های شوهرتان، احترام بگذارید :
در حضور شوهرتان نکات برجسته و مثبت اقوام‌اش را بیان کنید. با اجرای این شیوه، او نیز متقابلاً یاد می‌گیرد که به فامیل و بستگان شما احترام بگذارد.
524 views بار ۲۷ام مرداد ۱۳۹۰ admin روان شناسی , سایر مطالب بدون نظر

تفاوت های خواب پسران و دختران!

 

«دخترها بهتر و بیشتر از پسرها صبح روز بعد به یاد می‌آورند که چه خوابی دیده‌اند. توضیح پژوهشگران در این‌باره آن است که خواب پسرها عمیق‌تر از دخترها است»
محققان دانشگاه بازل سویس پژوهش خود را از طریق پخش پرسش‌نامه در میان
۵۶۰۰ نوجوان انجام دادند. سؤال‌ها از نظر محتوایی به موضوعات خواب، خواب دیدن و استرس مربوط می‌شدند. شمار ۲۰ درصد از این نوجوانان ذکر کردند که معمولا روز بعد خواب خود را به یاد می‌آورند. ۳۰ درصد اعلام کردند که معمولا صبح روز بعد نمی‌دانند چه خوابی دیده‌اند. روی هم ۵۰ درصد دیگر به ندرت یا گاهگاهی خواب خود را به یاد می‌آورند.

سایت دویچه وله با اشاره به خواب عمیق پسرها و خواب سبک دخترها افزود: «اما در این میان یک تفاوت جنسیتی نیز وجود دارد و آن این است که دخترها بیشتر از پسرها خواب خود را به یاد می‌آورند. بر اساس گفته‌ پژوهشگران، اهمیت خواب برای دخترها بیشتر از پسرهاست. آنها تحقیق کرده‌اند که دخترها بارها بیدار می‌شوند و خوابشان مداوم نیست، در نتیجه حالت خواب و بیداری آنها به سرعت عوض می‌شود. همین امر باعث می‌شود که آنها بیشتر خواب خود را به یاد آورند. در کل، دخترها برای تحولات درونی خود بیشتر از پسرها اهمیت قائل می‌شوند».

پژوهشگران همچنین افزودند که این پدیده‌ی تفاوت جنسیتی در میان بزرگسالان از قبل دیده شده است. اما دررابطه با نوجوانان تا به حال آماری وجود نداشته است. تحقیقات قبلی صرفا درباره‌ محتوای خواب بوده است. برای مثال تحقیقی در کانادا نشان داده‌است که خواب نوجوانان معمولا درباره‌ی پنج موضوع است: مورد تعقیب قرار گرفتن، از جایی پرت شدن، دیر رسیدن به جایی، مدرسه، دانشگاه، معلم و غیره
اما خواب بدون عواقب نمی‌ماند. حدود ۴۰ درصد از این نوجوانان ذکر کردند که خوابشان بر حالت روحی روز بعدشان تاثیر می‌گذارد و ۵۰ درصد این امر را نفی کردند. علاوه بر این پژوهشگران به این نتیجه رسیده‌اند که به یاد آوردن خواب، معمولا به حالت روحی افراد بستگی دارد. نوجوانانی که حالت روحی مثبت و خوبی دارند، بیشتر از دیگران خواب خود را به یاد می‌آورند.
407 views بار ۲۰ام مرداد ۱۳۹۰ admin روان شناسی , سایر مطالب بدون نظر

20 نشانه که همسرتان به شما خیانت می کند !!

همسرتان را از صمیم قلب دوست دارید. از ته دل به او اعتماد دارید اما نشانه‌هایی می‌بینید و یک صدا همیشه پشت ذهنتان است که نمی‌گذارد شک‌ از شما دور شود.
از اینکه به او شک می‌کنید از خودتان بدتان می‌آید اما نمی‌توانید با این احساس که مشکلی وجود دارد مقابله کنید.
هرچقدر هم که مقاومت کنید، می‌دانید که همسرتان به شما خیانت می‌کند وقتی….
۱٫ تماس‌های تلفنی‌اش آرام و پنهانی می‌شود طوریکه شما اصلاً نمی‌توانید صدایش را بشنوید و قبض تلفنش هم بیشتر از حد معمول می‌آید.
۲٫ به محض اینکه به خانه می‌رسد وارد حمام می‌شود، حتی قبل از اینکه شما را در آغوش بگیرد و ببوسد.
۳٫  بوی عطری را می‌دهد که می‌دانید عطر او نیست.
۴٫ می‌شنوید که پشت تلفن می‌خندد درحالیکه می‌گوید رئیسش است که دم به دقیقه زنگ می‌زند.
۵٫ سفرها و جلسات کاری بیش از حد معمول پیش می‌آید.
۶٫ بی‌دلیل شاد به نظر می‌رسد و حتی وقتی ظرف‌ها را می‌شوید با خود آواز می‌خواند و بااینکه روز تولد و سالگرد ازدواجتان را فراموش کرده بودید، غُر نمی‌زند و ناراحت نیست.
۷٫ دیگر توجه نمی‌کند که چرا همیشه کار می‌کنید و حتی یک روز تعطیل را هم به او اختصاص نمی‌دهید.
۸٫ صورتحساب‌هایی را پیدا می‌کنید که متعلق به مکان‌های تفریحی است که شما را به آنجا نبرده است.
۹٫ وقتی به اسم بنزین زدن یا پول گرفتن از دستگاه خودپرداز بیرون می‌رود، صف آنها گویی خیلی طولانی می‌شود چون دیر برمی‌گردد.
۱۰٫ این روزها خیلی به هیکل و ظاهرش می‌رسد و خیلی زیباتر از گذشته به نظر می‌رسد.
۱۱٫ یکدفعه به یک سرگرمی خاص علاقه‌مند می‌شود و وقت و پول زیادی را هم خرج آن می‌کند.
۱۲٫ چند وقت است که از هم دور شده‌اید و یک مکالمه معمول هم با هم ندارید و با هم وقت نمی‌گذرانید.
۱۳٫ اینقدر از هم دور شده‌اید که دیگر نمی‌دانید همسرتان با کدام دوستانش رفت‌و‌آمد می‌کند.
۱۴٫ بداخلاق‌تر از قبل شده است.
۱۵٫ این روزها خیلی جذاب شده است و شدیداً به خود می‌رسد.
۱۶٫ یک خط تلفن جدید یا حساب بانکی جدید که از آن اطلاع نداشتید؟
۱۷٫ یک لباس جدید در کمدش پیدا می‌کنید که برای شما نپوشیده است.
۱۸٫ به نظر می‌رسد فقط برای خوابیدن به خانه می‌آید.
۱۹٫ چند وقتی است که هیچ رابطه جنسی با هم ندارید.
۲۰٫ رفتار جنسی همسرتان یکباره وحشی و بسیار هات می‌شود و چیزهایی از شما می‌خواهد که فکرش را نمی‌کردید که حتی به آنها فکر کند.
اگر این نشانه‌ها به مدت کافی ادامه پیدا کرده‌اند و چیزهایی حس می‌کنید که بوی خیانت می‌دهد، احتمالاً زمانش رسیده دیگر کارت قرمز را به او نشان دهید!
446 views بار ۱۷ام مرداد ۱۳۹۰ admin روان شناسی , سایر مطالب بدون نظر

مسئول چشم چرانی مردان کیست ؟!

مردانی هستند که زنان را ابزار جنسی می‌بینند اما این مردان در حداقلند، حداقلی که هنوز مانده تا بزرگ شوند. بیشتر مردها به دنبال همراهی، وفاداری و پیوستگی عمیق با زن زندگیشان هستند، رابطه جنسی در رابطه‌ های جدی معمولاً حرف اول را نمی‌زند.
 مردان زنانی را دوست دارند که شخصیت و صداقت داشته باشند. تنها زنانی بعنوان ابزار جنسی به آنها نگاه می‌شود که برای این منظور برنامه‌ریزی می‌شوند، چه خواسته و چه ناخواسته.
داغ این ننگ بر مردان زده شده است که نگرششان به زن‌ها کوته‌ فکرانه است. به دلایلی بیشتر زنان تصور می‌کنند که مردها فقط به دنبال رابطه ‌جنسی هستند اما این از واقعیت خیلی دور است. البته درست است که مردهایی هستند که در زنان فقط به دنبال رابطه‌ جنسی می‌گردند نه چیز دیگر، اما اکثریت مردان اینطور نیستند.
مردان درمورد زنانی که باز لباس می‌پوشند چطور فکر می‌کنند؟
وقتی زنی لباس باز و برانگیزاننده می‌پوشد، تنها پیامی که مرد دریافت می‌کند این است که او دنبال رابطه‌ جنسی است. البته دلایلی که ممکن است یک زن لباس جذاب بپوشد می‌تواند کاملاً متفاوت باشد. ممکن است فقط به این دلیل چنین لباسی پوشیده است که تصور می‌کند بسیار روی مُد و زیبا است.
اما برای یک مرد، وقتی زن را در لباس‌ تنگ و محرک می‌بیند، به‌طور اتوماتیک ‌وار تصویر زنی برایش نمودار می‌شود که دوست دارد رابطه ‌جنسی داشته باشد. به همین دلیل بعنوان یک ابزار جنسی به او نگاه می‌کند و دیگر قادر نخواهد بود به عنوانی دیگر با او رابطه برقرار کند.
درواقع، زنانی که مردها را بخاطر چشم‌چرانی متهم می‌کنند با پوشیدن لباس‌های باز پیامی کاملاً متفاوت می‌فرستند. یک مرد هرچقدر هم که قوی و مقاوم باشد، نمی‌تواند دربرابر تن برهنه مقاومت کند.هیچ مردی در ذهنش استدلال نمی‌کند که ممکن است دلیل پوشیدن چنین لباسی این باشد که به نظر آن زن آن لباس زیبا و مُد روز است.
ذهن مرد اینطور کار می‌کند که اگر زنی به دنبال این است که احترام مردان را جلب کند، باید طوری خود را به آنها نشان دهد که آنها با شخصیت او ارتباط برقرار کنند نه بدن او. زنی که لباس‌های باز و محرک می‌پوشد غیرمستقیم به مردان می‌فهماند که به او بعنوان یک ابزار جنسی نگاه کنند، نه چیز دیگر. مردان هم اینجا مقصر نیستند، آنها مخلوقاتی شدیداً دیداری هستند که فقط به دنبال کوچکترین محرک در جوانب جنسی هستند.
واقعیت این است که اکثریت مردان به دنبال زنی هستند که شخصیتی قوی با سیستم ارزشی خوب باشند. البته دوست دارند که زنانی که لباس‌های باز و برانگیزاننده می‌پوشند را هم چشم‌چرانی کنند اما هیچوقت همچنین زنی را بعنوان شریک زندگی خود انتخاب نمی‌کنند، آن زن برای آنها فقط یک ابزار برای تخیلات جنسی است.
زنی که متین و موقر لباس می‌پوشد و سعی نمی‌کند توجه مردی را به بدن خود جلب کند، اتوماتیک‌ وار احترام شگرفی برای خود بین مردان ایجاد می‌کند. برای مردان بودن در کنار چنین زنی همواره توام با آرامش است.
بیشتر مردان ارزش‌های عمیقی دارند و سعی می‌کنند همان‌ها را در زنان خود پیدا کنند. وقار مایه جذابیت زنان است و بیشتر مردان این خصوصیت را در زن رویاهایشان می‌بینند. اما سکس فقط یکجنبه کوچک از زندگی یک انسان است ، همه انسان‌ها خیلی بیشتر از تمایلات و تحریمات جسمی به دنبال احترام، عشق و درک هستند.
مردان احترام عمیقی برای زنان قائل هستند، بالاخره همه آنها با مادر و خواهر خود حس پیوستگی عمیقی دارند. همه مردان به طور ذاتی به دنبال یک زن ساده، بی‌آلایش، موقر و محترم هستند که بتواند همراه زندگی آنها باشد. و درست نیست که بگوییم همه مردها زنان را ابزارهای جنسی می‌بینند.

برای آرامش اعصاب چه باید خورد؟

خوشبختانه بعضی از دلایل بروز بیماری‌های روانی صرفاً به تغذیه مربوط می‌شوند ، بنابراین می‌توان با تغییر شیوه‌ی رژیم غذایی آن را برطرف ساخت.

 از مدت‌ها پیش ثابت شده است که کمبود ویتامین‌های گروه B می‌تواند یک نوع جنون ایجاد کند.
تحقیقات نشان می‌دهد کسانی که تحت رژیم‌های غذایی فاقد ویتامین‌های گروه B قرار گرفته‌اند، به اختلال روانی، اضطراب شدید و افسردگی مبتلا شده‌اند.
این آزمایش‌ها به صراحت ثابت می‌کند که کمبود ویتامین‌های B می‌تواند یکی از علل اصلی بعضی از اختلالات روانی باشد.
گروهی از دانشمندان در سوئد، مغز اشخاصی را که در حالت جنون از دنیا رفته بودند، با مغز اشخاصی که با مرگ‌های ناگهانی و به‌طور عادی مرده بودند تشریح و مقایسه کردند و دریافتند که چهار ماده در مغز اشخاص عادی وجود دارد که در مغز کسانی که در اثر جنون جان خود را از دست داده بودند، وجود ندارد. این چهار ماده عبارت است از: ۱- آدنین، ۲- تیامین، ۳- سیتوزین، ۴- گوآمین
این چهار ماده در گوشت‌ها مانند گوشت گوساله یا گوسفند ،جگر، مغز و قلوه وجود دارد.
کمبود ویتامین‌های گروه B باعث ایجاد اختلالات عصبی مانند اضطراب شدید ، افسردگی ، عصبانیت و فشار عصبی می‌شود.
اضطراب شدید و ناراحتی عصبی دائمی اغلب ناشی از کمبود ویتامین‌های گروه B بخصوص تیامین (ویتامین B1) است و اگر رژیم غذایی شما سرشار از مواد نشاسته‌ای (کربوهیدرات‌ها) باشد، عواقب کمبود ویتامین شدیدتر خواهد بود.
331 views بار ۱۳ام مرداد ۱۳۹۰ admin روان شناسی , سایر مطالب بدون نظر

بی اشتهایی نوعی بیماری

بی اشتهایی نوعی بیماری است!

علل بروز این بیماری کدامند و چگونه می‌توان آن را درمان کرد؟ پاسخ های فیلیپ ژیمه، روان پزشک، را در این باره با هم می‌خوانیم.

چه طور می‌توان از بیماری آنورکسیا  (بی اشتهایی) پیشگیری کرد؟
ایزابل کارو، مانکن سابقی که مبتلا به آنورکسیا (بی اشتهایی) بود، بالاخره از این بیماری رها شد و در نوامبر گذشته در سن ۲۸ سالگی جان خود را از دست داد. اگرچه ۸۰% موارد آنورکسیا درمان می‌شود، ولی این بیماری نیازمند درمانی چندگانه است.

آنورکسیا چیست؟
فیلیپ ژیمه: این بیماری یک مشکل رفتار ِ تغذیه ای است که نه به خاطر از دست دادن اشتها، که به علت مبارزۀ جدی و فعال با گرسنگی برای لاغر شدن سریع و شدید شناخته می‌شود، بر اثر این بیماری ممکن است فرد ۲۰ تا ۵۰% وزن نرمال خود را با نادیده گرفتن اصول از دست بدهد. آنورکسیا یک انتخاب یا شیوۀ زندگی نیست که فردی بتواند آن را به عنوان سبک زندگی اش انتخاب کند.

آنورکسیا یک بیماری روانی است، اضطراب شدیدی که باعث می‌شود یک سری رفتارهای محدود کننده در فرد به وجود بیاید؛ زمانی که این محدودیت ها را برای خود قائل می‌شود و رعایت شان می‌کند، احساس آرامش دارد.

چرا این بیماری عمدتاً، دختران جوان و نوجوان را مبتلا می‌کند؟
فیلیپ ژیمه: اولاً چون، اضطراب ناشی از شاخصه های بدنی مانند مشکلات جسمی بیشتر در بین دختران جوان دیده می‌شود تا پسران؛ پسرها مشکلات شان را راحت تر بیرون می‌ریزند (با خشونت، بزهکاری و غیره). علاوه بر این، علت این که آنورکسیا بیشتر در سن بلوغ دیده می‌شود این است که، در این دوره یعنی دورۀ بلوغ، نوجوان یک دوره گرسنگی های شدید هم خواهد داشت، این گرسنگی باعث ایجاد نگرانی های شدید می‌شود به ویژه که نوجوانان در این زمان احساس می‌کنند همه چیز از آنها فرار می‌کند.

علل بروز آنورکسیا چیست؟
فیلیپ ژیمه: فقط، عدم  اعتماد به نفس، عدم اعتماد به دیگران و نداشتن عزت نفس؛ این احساس ها فرد را از درون خالی می‌کنند، وی می‌پندارد که دیگر هیچ امکان و توانی برای پیشرفت کردن و بزرگ شدن ندارد. اغلب، اضطراب و نگرانی به خاطر یک رخداد ناراحت کننده، (رابطه ای که ناراحتی ایجاد کند، مرگ نزدیکان، رفتن یک حامی مانند برادر بزرگتر از خانه…) که تنهایی فرد را بیشتر می‌کند و نگرانی های او دربارۀ به تنهایی رو در رو شدن با مشکلات را افزایش می‌دهد، بیماری اش را تشدید می‌کنند.

بسیاری از مبتلایان به آنورکسیا تمایل دارند که بیماری شان را پنهان کنند. بنابراین، چه طور می‌توان این بیماری را تشخیص داد؟ کدام نشانه ها، هشدارهایی برای آگاه کردن اطرافیان از این بیماری هستند؟فیلیپ ژیمه: زمانی که یک نوجوان بدون رعایت قوانین واصول، در یک چشم به هم زدن لاغر می‌شود و یا یک سری رفتارهای خاص از خود نشان می‌دهد و آنها را تشدید می‌کند (غذاهایش را طبقه بندی می‌کند، از برخی وعده های غذایی صرف نظر می‌کند، مدام کالری مواد غذایی را حساب می‌کند) و به نظر می‌رسد که هیجانات خاصی دارد، باید نگران شد. ضمناً زمانی که او به وضوح لاغر بودنش و خطراتی که به همراه دارد را انکار می‌کند، باید احساس خطر کرد، او نمی‌فهمد که اطرافیان نگران وزنش هستند. اغلب، آنورکسیا همراه با بیش فعالی هم هست که باعث تخلیۀ نگرانی ها و احتمالاً دغدغه های ذهنی شدیدش می‌شود.چه طور آنورکسیا را درمان کنیم؟ با چه کسی مشورت کنیم؟
فیلیپ ژیمه: خیلی منطقی به دخترتان بگویید: «تو ما را نگران می‌کنی، شاید این نگرانی درست نباشد، ولی به هر حال وجود دارد، ما می‌خواهیم که یک پزشک تو را معاینه کند.» مهم است که از خودتان جدیت نشان دهید و دربارۀ فرزندتان با یک متخصص صحبت کنید. اگر آنورکسیا تشخیص داده شود، توصیه می‌شود که به مراکز عالی درمانی مراجعه کنید، برای حل این مشکل درمان های چندگانه ای وجود دارد. یک پزشک باید تغییرات جسمی و فیزیکی و یک روانشناس باید وضعیت روحی و روانی او را کنترل کند. اما اگر تمام روش ها برای بازگرداندن وزن عادی بی فایده بودند، باید فرد مبتلا به آنورکسیا را در بیمارستان بستری کرد. دختران نوجوان، دور از چشم نگران والدین شان، از منابع غیرقابل تصور دیگری هم اطلاعات کسب می‌کنند، دور و اطراف آنها پر است از دختران جوانی که می‌توانند تجربیات شان را در اختیار یکدیگر بگذارند.دختر نوجوان را چه طور مدت بیشتری همراهی کنیم؟ چه کاری برایش انجام دهیم؟
فیلیپ ژیمه: آنچه ضروری است این است که دختر نوجوان باید رابطه ای همراه با اعتماد با یک بزرگسال برقرار کند، شخص مورد اعتمادی (روانشناس، روان پزشک، یک پزشک عمومی و …) که تغییراتش را پیگیری کند و بتواند با او جرف برند. یک فرد مبتلا به آنورکسیا بسیار سخت می‌تواند احساساتی را که از آنها می‌ترسد، بیان کند. بنابراین او باید جایی را پیدا کند که در آن بتواند به راحتی از نگرانی هایش حرف بزند و روی آنها کار کند. تنها گذاشتن یک مبتلا به آنورکسیا یعنی قرار دادن او در خطر مرگ. در این میان، والدین هم نقش مهمی بازی می‌کنند، آنها باید خیلی هوشیار باشند و به حرف های فرزندانشان گوش دهند. یک درمان خانوادگی می‌تواند به هر یک از طرفین کمک کند و احتمالاً می‌تواند بسیاری از مشکلات یا ناهنجاری هایی را که والدین نگرانش هستند، از بین ببرد.کمی بیشتر دربارۀ آنورکسیا
اعداد
* وقتی از آنورکسیا نامی به میان می‌آوریم که فرد وزنش ۲۰% کمتر از وزن متناسب با قد و سنش باشد.

* در ۵۰ تا ۶۰% موارد، آنورکسیا با بیماری گرسنگی ِ همیشگی (جوع)، همراه است.

* در ۹۵% موارد، آنورکسیا نوجوانان ۱۲ تا ۲۰ سال را مبتلا می‌کند. ۹ مورد از ۱۰ مورد نیز دختر هستند.

راز جوانی مجید قناد چیست؟!

از وقتی یادمان می‌آید عمو قناد را می‌شناسیم، حتی پدر و مادرهایمان هم پای برنامه‌های او می‌نشینند ولی چهره و ظاهر او از سال‌های دور تا امروز چندان تغییری نکره است….

 همشهری تندرستی نوشت:
مجید قناد سال ۱۳۳۳ در خرمشهر متولد شد و بعد از تحصیل در رشته کارگردانی، تصمیم گرفت مجری برنامه‌های کودک شود. او کارش را در سال ۶۴ شروع کرد و تا امروز بدون کوچک‌تکرین وقفه‌ای آن را ادامه داده است. «عمو قناد» یکی از محبوب‌ترین مجری‌های برنامه‌های کودک است که «از مدرسه تا مدرسه» را به عنوان اولین کار تلویزیونی‌اش ثبت کرد و با فیتیله‌های به اوج رسید. در حال حاضر یکی از بهترین برنامه‌های کودک یعنی «جمعه به جمعه» را روی آنتن دارد که آن هم مثل فیتیله با استقبال خوبی روبه‌رو شده است. با او درباره سلامتی، عادت‌های غذایی استرس، مشاوره و خیلی چیزهای دیگر گفت‌وگو کرده‌ایم.
از وقتی یادمان می‌آید عمو قناد را می‌شناسیم، حتی پدر و مادرهایمان هم پای برنامه‌های او می‌نشینند ولی چهره و ظاهر او از سال‌های دور تا امروز چندان تغییری نکره است. بنابراین اولین سؤالی که به ذهنمن می‌رسد این است که از او درباره سن و سالش بپرسیم: «سن و سالی نداریم که …(خنده) باور کنید. من وقتی بین بچه‌ها هستم ۱۲ سالم بیشتر نیست. بین آدم‌ بزرگ‌ها هم ۱۵ ساله‌ام. به سن‌و سال اهمیتی نمی‌دهم. من با بچه‌ها همیشه جوان هستم و به خودم اجازه نمی‌دهم که مثل آدم بزرگ‌ها با آنها رفتار کنم.»
می‌پرسیم شما چرا پیر نمی‌شوید. می‌گوید: «کار کردن بخش عمده‌ای از زندگی آدم‌ها را تشکیل می‌دهد و بیشتر عمر صرف آن می‌شود. اگر عاشق کارمان باشیم هیج وقت پیر نمی‌شویم. این شعار نیست، باور کنید من همین طور هستم. عشقی که من دارم مثل عشق مادرها به بچه‌هایشان است. من از کار کردن با بچه‌های لذت می‌برم و اصلاً متوجه گذر زمان نیستم.»
همیشه لبخند
تصور آدم‌ها از کسانی که کار در تهیه و تولید برنامه‌های شاد هستند این است که همیشه لبخند بر لب داشته باشند. عمو قناد درمورد لبخند زدن و شاد بودن صحبت‌های جالبی دارد: «هیچ دلیلی ندارد که بیننده‌های بفهمند که یک هنرمند ناراحت است و مشکل دارد. هنرمند باید یادش باشد که متعلق به مردم است و آنها ناراحتی و عصبانیت او را نمی‌خواهند. من همیشه می‌خندم و بعید است ناراحتیم را کسی جلوی دوربین و حتی پشت صحنه ببیند. من وقتی بچه‌ها را می‌بینم خیلی زودتر به آنها سلام می‌کنم؛ دلم نمیخواهد از دست من ناراحت باشند و بینمان فاصله بیفتد.» کار قناد به دو قسمت پشت صحنه و جلوی دوربین تقسیم می‌شود اما او پشت دوربین فعالیت بیشتری دارد: «جلوی دوربین یک طرف ماجراست. طرف دوم پشت دوربین است که من برای به وجد آوردن بچه‌ها مجبور هستم کلی بالا و پایین بپرم و هورا بکشم تا آنها به وجد بیایند و برنامه به خوبی پیش برود. این یکی از سخت‌ترین و پراسترس‌ترین کارهاست.»
خودمان را یادمان رفته
یکی از مهم‌ترین سؤالات ما درباره وعده‌های غذایی است که مجید قناد در طول روز باید مصرف کند: «متأسفانه ما یک عادت بد داریم؛ مدام به بچه‌هایمان غر می‌زنیم که غذایتان را سر وقت بخورید، خوردن اینجوری ضرر دارد، آن یکی مقید است و هزار نکته ایمنی دیگر اما این مسائل را درباره خودمان اصلاً رعایت نمی‌کنیم. از روی عجله، خوردن صبحانه را یادمان می‌رود. ناهار را عصرها می‌‌خوریم و برای شام آخرین ساعت‌های شب را انتخاب می‌کنیم؛ بدون اینکه به فاصله که باید بین شام و زمان می‌اندازد. ما وقتی مدرسه می رویم، یک برنامه درسی به ما می‌دهند. اگر از همان موقع روش درست غذا خوردن را به ما یاد می‌دادند که چطور غذا بخوریم و کدام وعده‌های غذایی مهم‌تر است، شاید وضعیت تغذیه‌ای‌مان بهتر‌ می‌شد.»
منوی روزانه
مرغ و برنج جزو گروه اصلی غذاهایی است که او مصرف می‌کند: «گوشت را کمتر از مرغ و برنج مصرف می‌کنم، چون طبق آزمایش پزشکان خوردن گوشت خوب نیست. کلا به توصیه‌های پزشکان گوش می‌دهم، چون اعتقاد دارم آنها با کلی آزمایش، پژوهش و کارهای تخصصی به یک نتیجه می‌رسند و آن را به ما انتقال می‌دهند. خب، چرا وقتی چنین امکانی وجود دارد، ما نباید استفاده کنیم؟ من این نکاترا در حد فهم بچه‌ها به آنها هم آموزش می‌دهم.»
فلفل به میزان لازم
قناد علاقه خاصی به مصرف فلفل دارد. او تمام غذاهایش را با فلفل مصرف می‌کند: «فکر نمی‌کنم مصرف فلفل برایم ضرر داشته باشد. یک جایی خواندم که فلفل باعث می‌شود قلب آدم خوب کار کند. البته مطمئن نیستم این گفته درست باشد یا خیر اما تندی بهترین طعمی است که من سراغ دارم.»
ورزش؛ حتماً
برنامه‌ساز محبوب بچه‌ها اصلاً اضافه وزن ندارد و خیلی هم روی فرم است: «مدتی قبل احساس کردم سه چهار کیلویی اضافه وزن دارم. البته نمی‌شد اسمش را اضافه وزن گذاشت. بیشتر احساس سنگینی بود. برای همین آن را از بین بردم. اما الان مدتی است احساس می‌کنم به خاطر کار کمی لاغرتر و قبل شده‌‌ام. هر روز صبح قبل از اینکه کارم را شروع کنم مقداری ورزش می‌کنم تا از حالت خمودگی صبح و کلافکی بیرون بیایم. بعد از شام هم اگر وقتی باشد حتماً پیاده‌روی می‌کنم. خب ما هر روز سرکار هستیم و این فرصت را نداریم که ورزشی را به‌طور حرفه‌ای انجام بدهیم و همین نرمش و پیاده‌روی‌ها به ما کمک می‌کند.»
بازی‌های کودکانه مجید قناد
یکی از علاقه‌مندی این مجری توانا یادگیری بازی‌های کودکانه جدید و قدیمی است: «بازی کردن را خیلی دوست دارم و شاید تعجب کنید که من هنوز هم با بچه‌ ای بازی می‌کنم. سعی می‌کنم بازی جدید را یاد یگیرم و به آنها آموزش دهم مخالف صددرصد نشستن آنها پشت مانیتورها هستم. بازی‌های رایانه‌ای بچه‌ها را چاق‌، کم‌تحرک و تنبل می‌کند. می‌خواهم با آموزش بازی جذاب این مشکل را برطرف و وادارشان کنم کی به هیجان بیایند و بالا و پایین بپرند. این هم یکی از ورزش‌های من است.»
حس شاداب بودن یکی از بهترین حالت‌های است که انسان دوست دارد آن را تجربه کند. قناد که همیشه جلوی دوربین می‌خندد و شاداب است نظریه جالبی درباره این موضوع دارد: «همان‌طور که غم‌و غصه تأثیرگذار است، شادابی هم زندگی رنگ دیگری می‌‌دهد. آدم برای شاداب بودن باید تصمیم بگیرد که شاداب و خوشحال باشد و به محض اینکه این تصمیم را بگیرد احساس شادابی خواهد کرد.»
هم روان‌شناس، هم چکاپ
سلامت جسم و روان یکی از مسائلی است که قناد به آن توجه زیادی دارد: «من هر هشت ماه یک‌بار یک چکاپ کامل انجام می‌دهم و مراقب کامل خودم هستم. زمانی که نیاز داشته باشم از مشاوره‌های روان‌شناسان کمک می‌گیرم، چون اعتقاد دارم که صحبت کردن با یک متخصص و گرفتن راه‌حل‌های تکنیکی از آنها می‌تواند روان آدم‌ها را به سلامت برساند»
صفحه 1 از 212