آخرین مطالب سايت

مطالب محبوب

585 views بار ۲۳ام دی ۱۳۹۱ admin خانه و خانواده بدون نظر

اختلافات  زناشویی, زوج های جوان

 

هر دورانی شرایط خاصی دارد و نباید هیچ یک از مراحل زندگی را با مرحله دیگر مقایسه کرد. مسلما با تغییر شرایط، تغییراتی در ارتباطات زوجین رخ می دهد اما هر تغییری دلیل بر بی توجهی و بی محبتی نیست.

کم نیستند زوج های جوانی که معتقدند روزها و لحظات اول آشنایی شان، حال و هوای عاطفی و احساسی خاصی را با همسرشان داشته اند که این اوضاع به مرور زمان کمتر شده تا اینکه بعد از چند سال زندگی مشترک، به طور کلی حال و هوای دیگری بر زندگی مشترک شان حاکم شده است. در این میان آنها که فرزندی هم به جمعشان اضافه شده، بیشتر به یاد دوران نامزدی و اوایل ازدواج می افتند و فکر می کنند که در آن زمان چیزهایی داشته اند که اکنون ندارند.

اینگونه تصورات برای خانم ها بیشتر وجود دارد. آنچه مشخص است اینکه هر دورانی اقتضائات خاصی دارد و نباید هیچ یک از مراحل زندگی را با مرحله دیگر مقایسه کرد. مسلما با تغییر شرایط، تغییراتی در مناسبات زوجین رخ می دهد اما هر تغییری دلیل بر بی توجهی و بی محبتی نیست. شاید این تصورات در بسیاری از مواقع موجب بروز مناقشاتی میان زن و مرد باشند. در این مناقشات لازم است برخی از نکات بیان شوند که از خانم ها انتظار بیشتری بر رعایت آنها می رود.

آنچه مشخص است اینکه هر چه سابقه زندگی مشترک بیشتر می شود، میزان علاقه و وابستگی زوجین بیشتر می شود و از طرف دیگر،مشکلات زندگی هم افزایش و پیچیدگی خاصی پیدا می کند. بنابراین آنچه مهم است اینکه زوجین بدانند در هنگام بروز مشکلات و مناقشات احتمالی، چه عکس العملی داشته باشند.

اختلافات  زناشویی, زوج های جوان

پیشنهاداتی برای حل و فصل مناقشات

در مناقشات خانوادگی سعی کنید عقب نشینی داشته باشید و در بگو مگوها و بحث ها، کوتاه بیائید. مطمئن باشید در این شرایط کسی موفق است که زودتر عقب نشینی کند و هرگز فکر نکنید که این اقدام به معنای شکست شماست.

اموری که مردم در زندگی زناشویی در مورد آنها مناقشه می کنند، در بسیاری از موارد، نمی توانند منشاء مهمی برای بروز اختلاف داشته باشند. به نظر می رسد در این شرایط مسئله از جایی شروع می شود که یکی از زوجین می خواهد کنترل دیگری را به دست گیرد.

همواره به خاطر داشته باشید که در مناقشات خانوادگی، برنده، برنده ای واقعی نیست. وقتی ظاهرا در یک بحث خانوادگی، شما پیروز می شوید و همسرتان بازنده می شود، شما هم در حقیقت باخته اید.

به این موضوع فکر کنید که عمدتا در زندگی مشترک خود، به دنبال چه هستید؟ به نظر شما در زندگی مشترک، مهمتر از دوست داشتن، دوست داشته شدن، احساس رضایت و شادکامی و احساس امنیت، چه چیزی می تواند باشد؟

یک زندگی مشترک توام با عشق و درک متقابل، مثل باغی است که دائما در آن کشت می کنید و محصولات ارزشمندی را پرورش می دهید. ما در این زندگی در حال رشد دادن روح و وجود خویش هستیم و همسر ما هم همچون زمین حاصلخیزی است که آماده پرورش دادن گل می باشد.

به این موضوع بیندیشید که : ما نمی توانیم به آنچه می خواهیم دست یابیم، مگر آنکه همسر ما نیز به خواسته های خود، دست یابد.(۱)

اگر در بحث هایی که بین شما و همسرتان پیش می آید، به بیان نقطه ضعف های یکدیگر می پردازید و سرزنش می کنید، بدانید که این نشانه خوبی نیست و ممکن است پایه های یک زندگی را به مخاطره اندازد.

مسلما هیچ کس بی عیب و خطا نیست و همه نقطه ضعف هایی دارند. اینکه زوجین در هر بحث و جدلی به بیان نقطه ضعف یکدیگر بپردازند و کنایه بزنند، نتیجه خوبی به دنبال نخواهد داشت.

لازمه زندگی مشترک این است که زن و شوهر در کنار هم باشند و به خواسته های یکدیگر توجه کنند و به دنبال این باشند که با سعی و تلاش، نقاط اختلاف، کدورت ها و سوء تفاهم های زندگی خانوادگی را به طور مسالمت آمیز و دوستانه، حل و فصل کنند.

تکرار جر و بحث در زندگی مشترک موجب می شود تا زن و مردی که تا چندی قبل، بدون کلمات محبت آمیز یکدیگر را خطاب نمی کردند، نسبت به هم بی تفاوت شوند و گاهی هم به رقابت با یکدیگر بپردازند. درست است که بروز برخی از اختلافات بین زوجین، موضوعی اجتناب ناپذیر است. اما مهم این است که سرانجام این اختلافات به کجا برسد. مسلما دعواهای منطقی و سازنده میان زوجین، می تواند وسیله ای باشد برای اینکه زوجین بتوانند حرف خود را به طرف مقابل بزنند و عقده دل بگشایند و خشم فروخفته ای را بیرون ریزند.

اما می توان اینطور بیان کرد که دعوا، عملی است که در نتیجه یک ناهماهنگی رخ داده است و گاهی این ناهماهنگی ها می تواند موجب هم آهنگی بیشتر شود.

فرمول دعوا کردن

دعوا کردن هم فرمول هایی دارد. اینکه نباید خانه را میدان جنگ فرض کنید و باید به این موضوع فکر کنید که از یک جر و بحث اجتناب ناپذیر، نتایج مفیدی به دست آورید.(۲)

مطمئن باشید که چند روز اخم کردن و بداخلاقی برای شوهرتان، از ناسزا گفتن بدتر است. اما یک دعوای کوچک میان یک زوج، همچون باد ملایمی است که می تواند ابرهای سیاه را از آسمان زندگی براند.

مراقب باشید که در این عرصه، پیروز و سربلند باشید و نتایج مفید و مطلوبی را از آن خود کنید.

663 views بار ۱ام دی ۱۳۹۱ admin خانه و خانواده بدون نظر

حمام کردن نوزاد

حمام کردن نوزاد,حمام نوزاد

 

مادران تازه‌کار یا زنانی که قصد مادر شدن دارند، همیشه این نگرانی را دارند که چگونه نوزاد تازه به دنیا آمده خود را حمام کنند. معمولا یک مادربزرگ مهربان و دلسوز هست که با استفاده از تجربه بزرگ کردن چندین فرزند، با عشق و علاقه نوه کوچک خود را حمام می‌کند. با این حال مادران تازه‌کار هم باید حمام کردن نوزادشان را یاد بگیرند و بی‌ترس از لیز خوردن بچه یا آسیب رساندن به او، دلبندشان را حمام کنند و از این کار لذت ببرند. پس به جای نگرانی و ترسیدن، قلق‌های حمام کردن نوزادتان را یاد بگیرید. دکتر مهتا فاطمه بصیر درباره حمام کردن نوزاد توضیح می‌دهد.
 شروع با آرامش
کار را با آرامش شروع کنید. اگر شما مضطرب و نگران باشید علاوه بر اینکه روی کار مسلط نیستید، نوزادتان هم متوجه وخامت اوضاع می‌شود و این ممکن است او را هم نگران کند و خاطره ناخوشایندی از حمام کردن در ذهن او باقی بگذارد. این موضوع کار شما را برای حمامهای بعدی سخت می‌کند.
حمام کردن نوزاد می‌تواند فرصت خوبی برای لذت بردن شما و او و ایجاد یک فضای بسیار مفرح باشد. پس با آرامش شروع کنید. برای داشتن آرامش بهتر است همه وسایلی را که ممکن است لازم داشته باشید، در اطراف خود و در دسترس قرار دهید. از یک شخص دیگری مثلا همسرتان بخواهید که در زمان حمام کردن در نزدیکی شما حضور داشته باشید که اگر به چیزی احتیاج داشتید در اختیارتان قرار دهد. این کار به خصوص در اولین تجربه‌های حمام کردن لازم است. حتما لباس به تن داشته باشید که نوزاد روی پای شما لیز نخورد.
ترتیب شستشوی اعضا
از چشم و صورتش شروع کنید. یک پنبه خیس از آب گرم را به آرامی روی صورت نوزاد بکشید.
سپس نوبت به سر می‌رسد. برای این کار سر او را به سمت خود نگه دارید و با یک دست بگیرید، بدن نوزاد روی پای شماست بنابراین دست دیگر شما آزاد است تا با آن سر نوزاد را با شامپو بشویید و خشک کنید. برای آبکشی کردن موهایش جریان آب را روی صورت او رها نکنید، ممکن است باعث ناراحتی او و حتی کبودی‌اش شود.
سر را حتما خشک کنید سپس سراغ سر، گردن، زیربغل، سینه و شکم نوزاد بروید. خشک کردن سر از سرما خوردن نوزاد جلوگیری می‌کند. با یک پارچه یا لیف بسیار نرم و به آرامی با صابون این ناحیه‌ها را بشویید و به همین نحو پشت او را نیز تمیز و خشک کنید. بعد از شستن بدن، فوری او را درون حوله بپیچید و خشک کنید.
چند هشدار:
–   برای خشک کردن گوشها از  “گوش پاک کن” استفاده نکنید.
–  ۲ یا حداکثر ۳ بارحمام در هفته برای نوزاد کافی است،  از شستشوی روزانه او اجتناب کنید.
–  زمان مناسب برای حمام کردن نوزاد بین ۵ تا ۱۰ دقیقه است.
–  هرگز نوزاد را هنگام حمام کردن تنها نگذارید.
 حمام کردن درون وان یا لگن
اگر ناف نوزادتان افتاده است می‌توانید او را داخل وان یا لگن مخصوص کوچک قرار دهید. در هفته اول تولد و تا زمانی که ناف نیفتاده و یا محل ختنه بهبود پیدا نکرده است، او را در وان یا لگن قرار ندهید چرا که موجب عفونت می‌شود.
البته حرارت آب داخل لگن را با آرنج خود چک کنید. حتما از آب گرم (حدود ۳۰ -۴۰ درجه) و صابون یا شامپوی مخصوص بچه استفاده کنید. دمای محل استحمام باید مناسب  (حد اقل ۲۵ درجه) باشد.
نوزاد را به محض برهنه کردن و بدون اتلاف وقت در آب گرم ساده (بدون کف صابون) غوطه ور کنید، درحالیکه سر و گردن وی را با یک دست خود ، خارج آب نگه داشته‌اید. در صورتیکه در آب غوطه ور شدن برای نوزاد لذت بخش است می‌توان مدت استحمام را طولانی‌ترکرد.
 از چه صابونی استفاده شود؟
پوست نوزادان و شیرخواران حساس و خشک است. بنابراین برای نوزادان زیر یک سال نباید از صابون بزرگسالان و حتی صابون کودکان بزرگتر از سن نوزادی استفاده کرد. ممکن است برای پوست او مضر باشد. شامپوی مخصوص بچه از مواد ملایم تهیه شده و به پوست او صدمه نمی‌زند و چشم‌های او را نمی‌سوزاند. البته می‌توانید شامپوی بچه را برای شستشوی بدن نیز مورد استفاده قرار دهید.
 تمیز کردن بند ناف
به هیچ وجه برای تمیز کردن بند ناف از الکل استفاده نکنید. چرا که تاثیری در جلوگیری از عفونی شدن و خشک شدن ناف ندارد. ناف را با آب ولرم و صابون ملایم به آرامی شسته و خشک کنید. مراقب باشید ناف در اثر فشار یا ضربه یا مرطوب شدن بیش از حد نیافتد. کلا بند ناف را همیشه خشک نگه دارید.
 روغن زدن بعد از حمام
–  خشک بودن پوست نوزاد شما طبیعی است. با این حال خوب است که پس از حمام کردن بدن او را چرب کنید تا لذت حمام کردنش بیشتر شود. می‌توانید از روغن بچه و روغن‌های مایع گیاهی خوراکی ( زیتون، بادام شیرین، آفتاب گردان و غیره) برای کاهش خشکی پوست و جلوگیری از پوسته پوسته شدن بدنش و نرم کردن پوست صورت او استفاده کنید. مراقب باشید روغن وارد چشم و دهانش نشود.
–  هنگام چرب کردن بدن نوزاد او را روی سطح هموار و باثباتی قرار دهید تا چربی دست شما و بدن او موجب لیز خوردنش نشود.
–   همزمان که بدنش را چرب می‌کنید به آرامی و با ملایمت او را ماساژ دهید. لمس بدن نوزاد توسط پدر یا مادر احساس امنیت، راحتی و حتی “مورد علاقه بودن” و رفاه کلی را در او بیشتر می‌کند. ضمن اینکه ماساژ آرام و صحیح بر ضریب هوشی و تکامل کودک موثر است.
–  امروزه محصولات مختلفی برای مراقبت از پوست نوزاد در بازار وجود دارد. مراقب باشید موادی که برای قوام دادن یا معطر کردن این محصولات به آن افزوده می‌شود ممکن است ایجاد حساسیت کند یا باعث تحریک پوست نوزاد شود.
زمان حمام کردن و مراقبتهای بعد از آن هر چند کوتاه است اما می‌تواند تاثیر بسیار قوی بر رشد شخصیتی و عاطفی نوزاد بگذارد. ارتباط بسیار نزدیک با مادر یا پدر برای او لذت‌بخش و آرام‌کننده است. ضمن اینکه شما می‌توانید همزمان با حمام کردن نوزاد دلبندتان برایش شعر بخوانید، با او حرف بزنید و حتی برایش توضیح دهید که دارید چه کاری انجام می‌دهید. در این صورت شما از زمان حمام کردن نوزاد برای آموزش مهارتهای زبانی به او استفاده کرده‌اید

338 views بار ۷ام آذر ۱۳۹۱ admin خانه و خانواده بدون نظر

 ۴ برتری مرد نسبت به زن

برتری مرد نسبت به زن

 

دانستنیهای قبل از ازدواج
درباره ازدواج از پیامبر نقل شده که بهتر است زن در چهار چیز از مرد پایین‌تر باشد. خصوصیاتی که شاید در نگاه اول قابل چشم‌پوشی باشند اما قطعا در طولانی مدت می توانند روی زندگی زوج‌ها سایه بیندازند.

 

اولین برتری مرد نسبت به زن : از نظر سن

مرد‌ها باید سن شان از زنان بیشتر باشد. چرا؟ چه مزیت‌هایی دارد؟ و چقدر باید تفاوت سنی باشد؟ کارشناسان فیزیولوژیک معتقدند که رشد دختران بیشتر از رشد پسران است لذا یک دختر ۱۴ ساله خیلی از مسائل را درک می‌کند و خیلی از واژه‌های اخلاقی، اجتماعی و انسانی را می‌فهمد. در مقابل یک پسر ۱۴ ساله خیلی عقب‌تر است از نظر جسمی هم همینطور است. دخترها زود‌تر از پسرها رشد می‌کنند. بخاطر همین مطلب اسلام بلوغ تکلیفی را برای دختران ۹ سال و برای پسران ۱۵ سال تمام ذکر کرده است. پس می‌توان نتیجه گرفت که دختران زود‌تر از پسران به بلوغ جسمی، جنسی، عقلی، اجتماعی، و تکلیفی می‌رسد. در ازدواج هم بهتر است این موضوع رعایت شود. حال سوالی که مطرح می‌شود این است که چقدر تفاوت سنی خوب است؟

به نظر می‌رسد برای تفاوت سنی هفت سال عالی است اگر بیشتر از این نباشد بهتر است. البته تفاوت ۱۰ سال یکسری حسن‌ها دارد و یک سری قول‌ها که بحث آن در آینجا نیست. البته واضح است که اگر تفاوت سنی کمتر از ۱۰ سال باشد بهتر است. حداکثر و حداقل سنی که به نظر می‌رسد مناسب باشد ۴ سال و ۷ سال است.

زمانی مشکل بین همسران ایجاد می‌شود که تفاوت سنی آنان ۱۰ سال با بالا باشد یا اینکه سن دختر بیشتر از سن پسر باشد. این موارد احتمال یکسری اشکالات را در بر خواهد داشت که به چند علت آن اشاره می‌کنیم.

نکته اول: اینکه در اوایل کتاب، پیرامون جوانان و بحران‌های انتخاب، بحثی را در زمینه تصویر سازی ذهنی، در دختران و پسران مطرح کردیم. که یکی از آفات آن سن زیاد است.

دوم اینکه: زنان چون از بدنی نازک‌تر و نرم‌تر برخوردار هستند، به مجرد آنکه فرزندی را به دنیا می‌آورند، در وجود جسمانی و زیبایی آنان گاهی تا ۵۰ درصد، شکست ایجاد می‌شود. البته در همه زنان اینطور نیست. ولی در زنانی که سن زیادتری دارند چون جوان‌تر نیستند شکست آنها بیشتر نمایان می‌شود.

سوم اینکه: بروز اختلافات است چون زن بیشتر در جامعه بوده لذا بیشتر با مسائل آشناست از آن طرف هم مرد سرپرستی خانوده را به عهده دارد و تجربه او از همسرش کمتر است لذا یکسری بگومگو‌ها و اختلافات بروز می‌کند. اینجاست که زن نمی‌تواند هدفش را به مرد بفهماند و مردم هم هرچه می‌گوید به حساب خودش زن درک نمی‌کند و منظور مرد را نمی‌فهمد.

چهارم اینکه: سطح توقعات بالاتر از مرد جوانتراست، توقع‌هایش جوانانه و گاهی اوقات بچه‌گانه است. اما همسرش یک زن و یک مادر مجرب است. و هماهنگی این دو سقف می‌شود اگر مرد آشنا به مسائل آیین همسرداری نباشد اختلاف ایجاد می‌شود. ولی اگر عقل میان این مرد و زن حاکم شد در زندگی مشکلی پیش نمی‌آید حتی اگر اختلاف این‌چنینی هم داشته باشد.

پنجم اینکه: پاسخ به نیازها، اگر تفاوت سن زن با مرد از ده سال زیاد‌تر باشد مرد زودتر پا به پیری و زمان رکود جنسی می‌گذارند ولی زن که از نظر شهوت بالا‌تر از مرد است، از همسرش توقع ارضای جنسی دارد و مرد توان پاسخگویی ندارد لذا احتمال گرایش به انحطاط جنسی و مسائل حرام پیش می‌آید و اگر هم این نشود، زن خودش را در زندکی شکست خورده و ناکام می‌داند و همیشه غصه می‌خورد که چرا تن به این ازدواج و زندگی داده است.

دومین برتری مرد نسبت به زن : از نظر شخصیت خانوادگی

مرد باید از خانواده ای باشد که در اجتماع از خانواده همسر خود یک درجه بالاتر باشد. معمولا جامعه را از نظر پایگاه مالی و اعتبار اجتماعی و شغلی به ۵ دسته تقسیم می‌کنند:

 دسته اول، رجال: امرا، وزراء، نمایندگان، مهندسین، دکترها، روسا،…

دسته دوم، سرشناس‌ها: فلان حاج آقا، فلان رئیس اداره شهرستان، یا رئیس فلان کارخانه،…

دسته سوم، متوسط‌ها: فلان دبیر، فلان استاد دانشگاه، فلان حاج آقا کاسب،…

دسته چهارم، متوسط‌ها و ضعیف تر: مغازه دار، کاسب معمولی، کارمند، معلم دبستان و…

دسته پنجم، مستضعفین: که اکثراً مشاغل کم درآمد و بی ثباتی مثل کارگری، خدمتکاری، روزمزدی، و… دارند.

اگر جامعه را از نظر شخصیت اجتماعی به این پنچ سطح تقسیم کنیم. من از خانواده پنجم باشم و دختر از خانواده اول، بسیار اشتباه است. مرد یک خدمتکار قراردادی است و مثلاً دختر از خانواده رئیس کارخانه. عقلاٌ این دو با هم هماهنگ نمی‌شود. خیلی بعید می‌رسد که بتوانند با هم زندگی خوشبختی داشته باشند. اگر هم نمونه ای باشد بسیار نادر است و برعکسش به وفور پیدا می‌شود.

فاصله طبقاتی در حد یک درجه مناسب است که البته در آن مرد بالا‌تر از همسرش باشد. این برتری اثر خوبی را برای تحکیم زندگی ایجاد می‌کند و زن همیشه به وجود مردش افتخار می‌کند. که از خانواده بالاتری هستند و در میان اقوامش همیشه سربلند است. اما اگر زن بالاتر بود، احساس سرشکستگی می‌کند. مخصوصاً اگر از دو درجه بالاتر باشد و چون مرد، رئیس خانواده است لذا دچار اختلاف زدگی می‌گردد.

سوم برتری مرد نسبت به زن  از نظر اقتصادی

بهتر است مرد و خانواده‌اش یک درجه از خانواده زن بالاتر باشد تا همسرش از نظر مادی و خرج در زندگی احساس راحتی کند و به خودش بیشتر دلگرم شود. مثلا: زن تا دیروز در خانه پدرش پرتقال و سیب می‌خورده حالا که ازدواج کرده گاهی موز، کیوی و آناناس هم بخورد.یا از نظر پوشاک، کفش و… هم باید همینطور باشد. این مایه دلگرمی و شادابی زن می‌شود و علتش هم همان فاصله اقتصادی خانواده مرد با زن است. اما اگر بر عکس شود خطرناک می‌شود. اختلاف‌ها، سردی ها، عدم دلبستگی بین زن و شوهر، بروز می‌کند. پس مرد باید یک درجه از نظر اقتصادی از همسرش بالاتر باشد نه کمتر و نه بیشتر. فاصله یک درجه خوب بنظر می‌رسد.

 

چهارم از نظر قد

پیامبر (ص) فرمودند: “بهتر است مرد مقداری از نظر قد و قامتش از همسرش بالاتر باشد.” این مطلب از نظر روانی و تحکیم روابط زندگی برای زن و مرد اثرات خوبی دارد. با ذکر مثالی مطلب را بیان می‌کنیم: مثلا کسی که می‌خواهد با بچه کوچکی صحبت کند و بازی کند باید قامتش را خم کند و با بچه‌ها بگو مگو کند و بخندد و مثل آنها بازی کند تا بین بچه و تو ارتباط محبت آمیز برقرار شود. با قامت ایستاده نمی‌شود با بچه رابطه برقرار کرد.

بنظر می‌رسد در زندگی زناشویی نیز این قضیه حاکم است. از آنجایی که مردها دارای غرور مردانه هستند و این غرور مزاحم مسیر عاطفه و عشق زندگی است و از طرفی زندگی بین زن و شوهر باید از محبت و عطوفت برخوردار باشد لذا این غرور کاذب مردها مزاحم ایجاد محبت و عطوفت میان زن و شوهر می‌شود. و وقتی قد کمی کوتاه‌تر باشد، مرد مجبور است بخاطر اینکه حرف را بشنود یا دقیقاًبا او گرم بگیرد، خود را بشکند تا با او هم اندازه شود و این در سلامت روابط زن و شوهر مۆثر است. برای مرد هم خوب است؛ چون مرد رئیس خانواده است، اِشرافیت بیشتری بر کوچکترها دارد و کوچکها هم اطاعت بیشتری از بزرگترها دارند. این از نظر روانی مۆثر‌تر است و همسرش را بیشتر اطاعت می‌کند.

371 views بار ۲۱ام مهر ۱۳۹۱ admin خانه و خانواده , سایر مطالب بدون نظر

 

وسواسیگرى ,زن وسواسى

 

روانشناسی زناشویی – بد نیست زن نسبت به شوهرش مختصر مراقبتى داشته باشد لیکن نه به حدى که به بدگمانى و وسواسیگرى منتهى شود، بدبینى یک بیمارى خانمانسوز و صعب العلاجى است، متاسفانه بعضى خانمها بلکه بسیارى ازآنها به این مرض مبتلا هستند.

 

یک زن وسواسى خیال مى کند شوهرش به طور مشروع یاغیر مشروع به او خیانت مى کند، فلان زن بیوه را گرفته یا مى خواهد بگیرد، با منشى خود سر و سرى دارد، به فلان دختر دل بسته است، چون دیر به منزل مى آید لابد دنبال عیاشى مى رود، چون با فلان زن صحبت کرد به اونظر دارد، چون فلان خانم به او احترام کرد لابد با هم رابطه دارند، چون نسبت به فلان زن بیوه و کودکانش احسان مى کند مى خواهد او را بگیرد، چون در اتومبیلش یک سنجاق سر پیدا شد معلوم مى شود محبوبه اش را به گردش برده است، چون فلان زن برایش نامه نوشت معلوم مى شود زن اوست، چون فلان دختر از او تعریف کرد که مرد خوش تیپ و خوش اخلاقى است معلوم مى شود عاشق و معشوقند، چون فلان وقت به حمام رفت معلوم مى شود خیانت کرده است، چون اجازه نمى دهد نامه هایش رابخوانم معلوم مى شود نامه هاى عاشقانه است، چون به من کم محبت شده معلوم مى شود معشوقه دیگرى دارد، چون به من دروغ گفت معلوم مى شودخیانتکار است، چون در فال شوهرم نوشته بود:با متولد خرداد ماه اوقات خوشى را خواهید گذراند معلوم مى شود زن دیگرى دارد، چون دوستم به من گفت: شوهرت به فلان خانه رفت حتماً در آنجا زنى دارد، چون فالگیرگفت:یک زن مو بور چشم سیاه قد بلند با تو دشمنى مى کند معلوم مى شود هووى من است.

خانمهاى وسواسى با این قبیل شواهد پوچ خیانتکارى شوهرشان را باثبات مى رسانند، حس بدبینى تدریجا در آنها تقویت شده به یقین تبدیل مى گردد، از بس در این باره فکر مى کنند از در و دیوار قرینه مى تراشند، شبانه روز فکر و ذکرشان همین مطلب است، با هر که مى نشیننددم از خیانت و بى وفایى مى زنند، با هر دوست و دشمنى مطلب را در میان مى گذراند، آنها هم فکر نکرده به عنوان دلسوزى گفتارش را تایید نموده صدها داستان و حکایت از خیانت مردها نقل مى کنند.

ایراد و ناسازگارى شروع مى شود، اوقات تلخى و بد اخمى مى کند، به کارهاى خانه و فرزندانش نمى رسد، هر روز قهر و دعوا مى کند، به خانه پدر و مادرش مى رود، به شوهرش بى اعتنایى مى کند، مثل سایه اورا تعقیب مى کند، جیب و بغلش را مى گردد، نامه هایش را با حرص و ولع مى خواند، تمام اعمال و حرکاتش را کنترل مى کند، هر حادثه بى ربطى رادلیل محکمى بر خیانت شوهرش به حساب مى آورد.

با اینگونه رفتار زندگى را به خودش و شوهر بیچاره و فرزندان بى گناهش تنگ مى کند، خانه را که باید محیط صفا و مودت و آسایش باشدبه زندان سخت بلکه جهنم سوزانى تبدیل مى کند، در آتشى که روشن کرده خودش معذب است و شوهر و فرزندان بیگناهش را نیز مى سوزاند، هر چه مرد دلیل بیاورد، سوگند یاد کند، التماس و گریه کند و بخواهد عدم خیانت خویش را اثبات کند ممکن نیست آن زن وسواسى حسود دنده کج قانع گردد.

خوانندگان محترم به طور حتم از این گونه افراد سراغ دارند لیکن در عین حال بد نیست به داستانهاى زیر توجه فرمائید:

«خانمى در دادگاه حمایت خانواده میگوید:تعجب نکنید که چرابعد از ۱۲ سال زندگى مشترک و وجود سه بچه قد و نیم قد تصمیم به جدایى گرفته ام، حالا دیگر مطمئنم که شوهرم به من خیانت میکند، چند روز پیش در خیابان تخت جمشید او را با یک خانم شیک سلمانى رفته دیدم، حتماً معشوقه او و متولد خرداد ماه بود، من هر هفته مجله اى را که فال مفصلى دارد مى خوانم، بیشتر هفته ها در فال شوهرم نوشته است:با متولد خرداد ماه اوقات خوشى را خواهید گذراند، من متولد بهمن هستم پس منظورش زن دیگرى است.

به علاوه اصلاً حس مى کنم که شوهرم دیگر محبتهاى گذشته راندارد، و به آرامى اشکهایش را پاک مى کند.

شوهرش میگوید:خانم شما بگویید چه کنم؟کاش این مجله ها فکر اینطور خوانندگانشان را مى کردند، و کمتر از این دروغها سر هم مى کردند، باور کنید روزگار من و بچه هایم از دست این فکرها سیاه شده است، اگردر فال من نوشته باشد:در این هفته پولى مى رسد بلائى به روزگارم مى آوردکه پولها را چه کردى؟یا اگر نوشته باشد:نامه اى به دستت مى رسد که واى به حالم، فکر مى کنم حالا که این زن با استدلال رفتارش عوض نمى شودهمان به که از هم جدا شویم (۱) ».

مردى در دادگاه گفت:«یکماه پیش از یک مهمانى به خانه بازمى گشتم، یکى از همکارانم را که به همراه همسرش به آن مهمانى آمده بودبا اتومبیل به منزلشان رساندم، صبح روز بعد همسرم از من خواست که او را به خانه مادرش ببرم، قبول کردم و به اتفاق سوار اتومبیل شدیم، در راه همسرم به صندلى عقب نگاه کرد در حالى که یک سنجاق سر را به من نشان مى داد پرسید این سنجاق متعلق به کدام زن است؟من که از ترس یادم رفته بود چه کسى سوار اتومبیلم شده نتوانستم توضیحى بدهم، او را به خانه مادرش رساندم، شب که براى بردنش رفتم برایم پیغام فرستاد که دیگر حاضر نیست به خانه باز گردد، علت را پرسیدم از پشت در گفت:بهتراست با همان زنى که سنجاق سرش در اتومبیل بود زندگى کنى (۲) ».

زن جوان ضمن طرح شکایت اظهار داشت:«شوهرم اغلب شبها به عنوان اینکه در اداره اش کار دارد دیر بخانه مى آید، همین امر موجب ناراحتى من شده است، مخصوصا موقعى که چند تن از زنهاى همسایه گفتند شوهرت دروغ مى گوید:شبها به جاى کار اضافى در اداره در جاى دیگر سرگرم خوشگذرانى است سوءظن مرا نسبت به او بیشتر نموده، حاضر نیستم با مردى که به من دروغ مى گوید زندگى کنم.

در این هنگام شوهر زن چندین نامه از جیب خود بیرون آورد و درروى میز رئیس دادگاه قرار داد و خواهش کرد نامه ها را با صداى بلندبخواند تا همسرش متوجه شود که دروغ نگفته ام و بى جهت همه شب با دادو فریاد و اعتراضات بیجاى خود اعصاب مرا ناراحت مى کند.

در این هنگام رئیس دادگاه شروع بخواندن نامه ها نمود، یکى ازنامه ها حکم اضافه کار بود که به موجب آن به جوان مزبور ابلاغ شده بود که از ساعت ۴ تا ۸ بعد از ظهر در برابر دریافت دستمزد چهار ساعت کاراضافى باید انجام دهید، نامه هاى ادارى دیگر نیز ثابت مى نمود که باید براى شرکت در کمیسیون هاى مختلف در ساعات مقرر حضور یابد.

زن جوان جلو میز رئیس دادگاه آمد پس از دیدن نامه ها گفت:من هر شب که شوهرم مى خوابید جیبهایش را جستجو مى کردم ولى هیچیک از این نامه ها را ندیدم.

رئیس دادگاه گفت:ممکن است آنها را در کشوى میز گذاشته و به خانه نیاورده باشد.

مرد جوان گفت:سوءظن همسرم به قدرى مرا رنج مى دهد که دچارسوءظن شده ام، و شبها در اثر ناراحتى خوابم نمى برد، فکر مى کنم همسرم حاضر نیست با من زندگى کند.

در این موقع زن جوان خودش را به شوهرش رسانید و در حالیکه از شدت شوق گریه مى کرد پوزش خواست و از دادگاه خارج شدند». (۳)

دکتر دندان پزشک به دادگاه شکایت نموده گفت:«همسرم بى نهایت حسود است، من پزشک دندان هستم، خانمها نیز به من مراجعه مى نمایند، همین مطلب باعث حسادت همسرم مى شود و هر روز بر سر این موضوع با هم نزاع داریم، او معتقد است من نباید زنها را معالجه کنم، من هم نمى توانم به خاطر حسادتهاى بیجاى او مریضهاى همیشگى خودم را زدست بدهم، من همسرم را دوست دارم او هم مرا دوست دارد ولى این فکربیجا زندگى را بما تنگ کرده است… چند روز پیش ناگهان وارد مطب شد، دستم را گرفت و بزور خارج نمود، به خانه رفتم و بین ما دعوا شد، گفت:

براى دیدن تو به مطب آمدم، در اطاق انتظار کنار دختر خانمى نشستم، صحبت از طرز کار من شده، آن دختر بدون اینکه همسرم را بشناسد به او گفته بود:مرد خوب و خوش تیپى است. گفته یک دختر سبب شده که مرا باخفت و خوارى به منزل ببرد». (۴)

زنى به شوراى داورى شکایت نموده گفت:«یکى از دوستانم گفت:

شوهرت به خانه زنى رفت و آمد دارد، او را تعقیب کردم متوجه شدم حقیقت دارد، به قدرى ناراحت شدم که به خانه پدرم رفتم، اکنون از شما مى خواهم که شوهر خطاکارم را تنبیه کنید.

شوهر در ضمن تایید سخنان زن گفت:براى خرید دارو به داروخانه رفتم، در ضمن خرید متوجه شدم:زنى که براى خرید شیرخشک به داروخانه آمده پولش کم است، به او کمک کردم، بعدا که فهمیدم زن بیوه و بیچاره اى است به کمکهایم ادامه مى دادم.

داوران پس از تحقیق متوجه حسن نیت شوهر شدند و آنها را آشتى دادند». (۵)

مطلب مذکور مشکل بزرگى است که براى بسیارى از خانواده هااتفاق مى افتد، دبخت خانواده ایکه به چنین بلائى گرفتار شوند، روزخوش ندارند، آب خوش از گلویشان پایین نمى رود، بیچاره کودکان بیگناهى که در یک چنین محیط بدبینى و نزاع و کینه توزى زندگى مى کنند، آنچه مسلم است اینکه آثار سوئى در روح آنها خواهد گذاشت، در این محیط عقده هایى پیدا مى کنند که معلوم نیست در آینده سر از کجا در آورد.

زن و مرد اگر با همین حال صبر کنند و به زندگى ادامه دهند تا آخرعمر معذب خواهند بود، و اگر در مقابل یکدیگر سر سختى و لجاجت نشان بدهند کارشان به طلاق و جدایى منتهى خواهد شد، در آنصورت نیز زن ومرد هر دو بدبخت مى شوند، زیرا مرد از یک طرف خسارتهاى زیادى راباید متحمل شود، از طرف دیگر معلوم نیست به این آسانیها بتواند همسرمناسبى پیدا کند، بر فرض اینکه همسرى انتخاب کرد معلوم نیست بهتر ازاین باشد، زیرا ممکن است عیب بدبینى را نداشته باشد لیکن امکان داردعیب یا عیبهاى دیگرى را داشته باشد که به مراتب بدتر از عیب بدگمانى باشد، به علاوه، فرزندانش بدبخت و دربدر خواهند شد، و آنگهى با مشکل بزرگترى که عبارتست از ناسازگارى نامادرى با فرزندان مواجه خواهدشد.

مرد اگر فکر کند این زن وسواسى را طلاق مى دهم و از شرش نجات پیدا مى کنم، آنگاه با زن بى عیب و نقصى وصلت مى نمایم و با خاطرآسوده زندگى را آغاز میکنم باید بداند که این فکر خامى بیش نیست وچنین موفقیتى خیلى بعید است، بر فرض اینکه این را طلاق بدهى و با زن دیگرى ازدواج کنى باز هم با مشکلات تازه اى روبرو خواهى شد.

طلاق گرفتن سبب آسایش و خوشبختى زن نیز نخواهد شد، زیراگر چه از شوهرش به خیال خود انتقام گرفته لیکن خودش را بدبخت نموده است، معلوم نیست به این آسانیها شوهرى پیدا کند، شاید تا آخر عمر بیوه بماند و از نعمت انس و مودت و تربیت فرزند محروم گردد، بر فرض اینکه خواستگارى هم برایش پیدا شد معلوم نیست از شوهر سابقش بهتر باشد، شاید ناچار شود با مردى که همسرش مرده یا طلاق گرفته وصلت کند، آنوقت مجبور است در فراق فرزندان خودش بسوزد و بچه هاى دیگران رابزرگ کند، و دهها مشکل دیگر که برایش تولید خواهد شد، بنابراین نه قهر و دعوا مى تواند زن و مرد را از این بن بست خطرناک نجات دهد نه طلاق و جدایى، لیکن راه سومى نیز وجود دارد که بهترین راه است.

راه سوم اینست که زن و مرد دست از لجاجت و سرسختى برداشته با عقل و تدبیر رفتار کنند، مخصوصا مرد مسئولیت بیشترى دارد، تقریبامى توان گفت که کلید حل این مشکل در دست او قرار دارد، اوست که اگرقدرى بردبارى و از خود گذشتگى بخرج دهد هم خودش را بدرد سرنمى اندازد، هم همسر بیمارش را از این مهلکه نجات خواهد داد.

اکنون روى سخن با مرد است.

آقاى محترم!اولا بدین نکته توجه داشته باش که همسر تو در عین وسواسیگرى ترا دوست دارد، به زندگى و فرزندانش علاقه مند است، ازجدایى وحشت دارد، از اوضاع اسفناک زندگى شما قالبا در عذاب وشکنجه است، اگر شما را دوست نمى داشت حسادت نمى کرد، نمى خواهد اوضاع چنین باشد لیکن چه کند بیمار است؟بیمارى فقطدل درد و آپاندیس و زخم معده و رماتیسم و سرطان نیست، بلکه امراض عصبى نیز بخش مهمى از بیماریها بشمار مى روند، خانم شما گر چه دربیمارستان روانى بسترى نیست لیکن به طور تحقیق یک بیمار روانى است، اگر قبول ندارى به یک روانپزشک مراجعه کن، با یک چنین خانمى با دیده دلسوزى و ترحم باید نگاه کرد نه با دیده انتقام و کینه جویى، به حال زار و افکار پریشانش ترحم کن، کسى با بیمار دعوا و داد و قال وکشمکش نمى کند، در مقابل بى ادبیها و ناسازگارى هایش عکس العمل شدید نشان نده، دعوا و داد و فریاد راه نینداز، به کتک و دشنام متوسل مشو، به دادگاه حمایت خانواده مراجعه نکن، قهر و باد نکن، دم از طلاق و جدایى نزن، هیچیک از این کارها نمى تواند بیمارى این خانم را معالجه کند بلکه شدیدترش مى گرداند، رفتار تند و نامهربانیهاى ترا دلیل بر صدق عقیده اش مى گیرد.

راه کار اینست که تا مى توانى اظهار محبت کنى، ممکن است ازوسواسیگریها و ناسازگاریهاى او بتنگ آمده قلبا منزجر شده باشى لیکن چاره اى نیست باید به طورى اظهار محبت کنى که یقین پیدا کند که شش دانگ دل تو مسخر اوست و شخص دیگرى در آنجا راه ندارد.

ثانیا سعى کن با هم تفاهم نمایید، چیزى را از او مخفى نکن، بگذارنامه هایت را حتى قبل از خودت بخواند، کلید کمد اختصاصى یا صندوق اسناد و مدارک را در اختیارش قرار بده اگر میل داشت بدانها مراجعه کند، بگذار جیب و بغلت را بررسى کند، اجازه بده تمام اعمال و حرکاتت را تحت نظر بگیرد، از این قبیل کارها نه تنها اظهار ناراحتى نکن بلکه آنرایک امر عادى و از لوازم صفا و صداقت خانوادگى محسوب بدار، بعد ازمشاغل روزانه اگر کارى ندارى زودتر به منزل بیا. و اگر کارى پیش آمد کرد قبلا به همسرت بگو:من به فلان جا مى روم و در فلان ساعت برمیگردم، سعى کن از موعد مقرر تخلف نشود، چنانچه اتفاقا نتوانستى سرموعد حاضر شوى هنگام مراجعت علت تاخیر را بالصراحه بیان کن، مواظب باش در تمام این مراحل کوچکترین دروغى از تو صادر نشود، و الابد گمانى او تشدید خواهد شد، در کارها با وى مشورت کن، هیچ عملى را ازاو مخفى نکن بلکه کارهاى روزانه ات را برایش شرح بده، صداقت وراستى را هیچگاه از دست نده، خواهش کن در هر جا نقطه ابهامى دارد که اسباب بدگمانى او مى شود بدون پروا توضیح بخواهد، و عقده ایرا در دل نگیرد.

ثالثا ممکن است جنابعالى شخص پاک و حتى از قصد خیانت هم منزه باشى لیکن بدگمانیهاى زنها نیز غالبا بى منشا نیست، لابد در اثرغفلت و صداقت، عملى از تو صادر شده که در روح او اثر گذاشته و رفته رفته تولید سوءظن نموده است، لازم است در اعمال و رفتار کنونى وگذشته ات دقت نمایى و عامل اصلى و منشا بدگمانى همسرت را یافته و دررفع آن کوشش کنى، اگر با خانمهاى بیگانه خیلى شوخى و شیرین زبانى مى کنى این عمل را ترک کن. چه ضرورتى دارد خانمها ترا جوانى خوش اخلاق و خوش تیپ بشمارند لیکن همسرت بدبین شده زندگى داخلى شما به بدترین وجوه بگذرد؟چه لزومى دارد با خانم منشى خودت شوخى و خنده بکنى تا همسرت خیال کند با او سر و سرى دارى؟اصلا درصورتیکه همسرت بدبین است چه ضرورتى دارد که منشى زن استخدام کنى؟در مجالس با خانمهاى بیگانه گرم نگیر، زیاد بآنها توجه نکن، پیش همسرت از آنها تعریف نکن، اگر به زن بیوه بیچاره اى مى خواهى احسان کنى چه بهتر که قبلا با همسرت مشورت کنى بلکه مى توانى این عمل خیررا به وسیله او انجام دهى. نگو:مگر من اسیر و برده هستم که اینقدر مقیدزندگى کنم؟نه خیر اسیر و برده نیستى لیکن مرد عاقل و با تدبیرى هستى که با همسرت پیمان وفا و همکارى بسته اى، بدین جهت باید زن دارى کنى و با عقل و تدبیر بیمارى او را بر طرف سازى، باید با فداکارى و رفتارعاقلانه، خطر بزرگى را که متوجه کانون مقدس خانوادگى شما شده مرتفع کنى، در اینصورت هم به همسر بیمارت بزرگترین خدمت را نموده اى هم فرزندان بیگناهت را از سرگردانى و غم و اندوه نجات داده اى، هم خودت را از ضررهاى روحى و مادى رها کرده اى، البته مردى که در یک چنین موقع حساسى فداکارى کند در نزد خدا هم پاداش بزرگى خواهد داشت.

حضرت على علیه السلام فرمود:در هر حال با زنها مدارا کنید. باخوبى با آنها سخن بگویید تا افعالشان نیکو گردد. (۶)

امام سجاد علیه السلام فرمود:یکى از حقوقى که زن بر شوهر دارداینست که جهالت و نادانیهاى او را ببخشد. (۷)

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:هر مردیکه با همسربد اخلاقش بسازد خداوند متعال، در مقابل هر دفعه که صبر کند، به مقدارثواب صبر حضرت ایوب علیه السلام، به او ثواب عطا خواهد کرد. (۸)

اکنون باید چند مطلب را به خانمها یادآورى کنم.

مطلب اول-خانم محترم، موضوع خیانت شوهرت، مثل همه موضوعات دیگر، احتیاج به دلیل و برهان دارد، مادامیکه خیانت او با ادله قطعیه باثبات نرسیده شرعا و وجدانا حق ندارى وى را متهم سازى، آیاسزاوار است به صرف یک احتمال، شخص بیگناهى را مورد تهمت قراردهى؟ اگر کسى بدون دلیل و برهان ترا متهم کند آیا ناراحت نمى شوى؟

مگر با یک یا چند شاهد سفیهانه و غیر عقلایى مى توان موضوع مهمى مثل خیانت را باثبات رسانید؟

خداوند بزرگ در قرآن مجید میفرماید:اى کسانیکه ایمان آورده ایداز بسیارى از گمانها اجتناب کنید، زیرا بعض گمانها گناه است. (۹)

امام صادق علیه السلام فرمود:بهتان زدن به شخص بیگناه از کوههاى بزرگ سنگین تر است. (۱۰)

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:هر کس به مرد مؤمن یا زن مؤمنه تهمت بزند خدا در قیامت او را بر تلى از آتش نگه میدارد تا به کیفراعمالش برسد. (۱۱)

خانم محترم، دست از نادانى و احساسات خام و عجله بردار، متین و عاقل باش، موقعیکه عصبانى و ناراحت نیستى در گوشه اى خلوت کن، قرائن و شواهد خیانت شوهرت را در نظر بگیر، بلکه روى کاغذ یادداشت کن، سپس وجوه و احتمالات قضیه را در مقابل آن بنویس، آنگاه مانند یک قاضى درستکار و با انصاف، در مقدار دلالت آنها تامل کن، اگر دیدى یقین آور نیستند باز هم مانع ندارد، تحقیق کنى لیکن موضوع را مسلم وقطعى نگیر و به صرف سوءظن و توهم بى دلیل زندگى را به خودت وشوهرت تلخ نکن.

مثلا وجود یک سنجاق سر در اتومبیل چندین علت مى تواند داشته باشد:

۱-متعلق باشد به یکى از خویشان شوهرت مانند:خواهر، خواهرزاده، برادرزاده، عمه و عمه زاده، خاله و خاله زاده. ممکن است یکى از آنها را سوار ماشین کرده و سنجاق مال او باشد.

۲-شاید مال خودت باشد، و قبلا که به ماشین سوار شده اى ازسرت افتاده باشد.

۳-شاید یکى از دوستان یا خویشانش را با خانمش سوار ماشین کرده و سنجاق متعلق به آن خانم باشد.

۴-شاید خانم درمانده اى را سوار کرده به منزلش برساند.

۵-شاید یکى از دشمنانش عمدا سنجاق را در ماشین انداخته تاترا بدبین نموده اسباب بدبختى شما را فراهم سازد.

۶-شاید منشى خودش یا یکى از همکارانش را سوار کرده وسنجاق متعلق به او باشد.

۷-احتمال هفتم اینست که معشوقه اش را سوار نموده عیاشى رفته باشد:این احتمال به طور حتم از سایر احتمالات بعیدتر است و نبایدزیاد بدان ترتیب اثر داد. در هر صورت احتمالى بیش نیست، نباید آنرا یک دلیل قطعى و مسلم فرض کرد، و سایر احتمالات را به کلى نادیده گرفت، وداد و فریاد و بى آبروئى راه انداخت.

اگر شوهرت دیر به منزل مى آید دلیل خیانتش نیست، شایداضافه کار داشته باشد، شاید کار فوق العاده اى پیدا کرده، شاید به منزل یکى از دوستان یا همکاران یا خویشانش رفته باشد، شاید در یک جلسه علمى یادینى شرکت نموده باشد، شاید براى تفریح سالم و قدم زدن دیر به منزل آمده باشد.

اگر خانمى از شوهرت تعریف کرد و او را جوان خوش تیپى شمردتقصیر او چیست؟خوش اخلاقى دلیل خیانت نیست، چه کند اگر بد اخلاق باشد کسى به او مراجعه نمى کند، انتظار دارى بد اخلاقى کند تا همه او رابد اخلاق شمرده یک فرسخى از او فرار کنند؟

اگر به زن بیوه و یتیمانش احسان مى کند دلیل خیانتش نمى شود، شاید آدم خیرخواه و دلسوزى باشد و از باب نوع پرورى و دستگیرى از بیچاره گان و براى رضاى خدا به آنها احسان کند.

اگر شوهرت جعبه یا کمد مخصوصى دارد یا اجازه نمى دهدنامه هایش را بخوانى دلیل خیانتش نیست، زیرا بسیارى از مردها ذاتامحافظه کار و راز نگهدارند، و دوست ندارند کسى از امورشان مطلع شود، شاید شغلش ایجاب میکند کارهایش را مخفى بدارد، شاید ترا راز نگهدارنمى داند.

به هر حال، یک دلیل احتمالى بیش از یک احتمال نتیجه نمى دهد، نباید آنرا یک دلیل قطعى بدون تردید محسوب داشت.

مطلب دوم-در هر جا سوءظن پیدا کردى فورا موضوع را باشوهرت در میان بگذار، به قصد کشف حقیقت، نه به عنوان اعتراض، رسماو بدون پروا بگو:من نسبت به فلان کار بد گمان هستم، خواهش میکنم واقع مطلب را بیان بفرمایید تا خاطرم آسوده گردد، آنگاه خوب به حرفهایش گوش بده، و در اطراف آنها تامل کن، اگر بدگمانى تو بر طرف شد که چه بهتر، لیکن اگر قانع نشدى مى توانى بعدا در اطراف قضیه تحقیق کنى تا حقیقت برایت روشن گردد، اگر در ضمن تحقیق به موضوعى برخورد کردى که شوهرت دروغ گفته و مطلب را بر خلاف واقع توضیح داده صرف این دروغ را دلیل خیانت او نگیر، زیرا ممکن است شخص بیگناهى باشد لیکن چون از بدگمانى تو اطلاع داشته عمدا مطلب را بر خلاف واقع گفته مبادا سوءظن تو زیاده گردد، بهتر است در این مورد هم باز به خودش مراجعه کنى و علت خلافگوئیش را بپرسى، البته مردکار خوبى نکرده که مرتکب دروغ شده و بهتر بود حقیقت را مى گفت زیراچیزى از صداقت بهتر نیست. لیکن اگر او اشتباه کرد تو نادانى و جهالت بخرج نده، بلکه با تصمیم قاطع از او بخواه که دیگر دروغ نگوید، اگرتوضیح خواستى و شوهرت نتوانست توضیح قانع کننده اى بدهد، عجز ازجواب را یک دلیل مسلم و قطعى خیانت مشمار، زیرا ممکن است مطلب را واقعا فراموش نموده باشد، یا اینکه چون از بدگمانى تو اطلاع داشته دست و پاى خویش را گم کرده نتوانسته جواب قانع کننده اى بدهد. دراینجا سخن را کوتاه کن و در یک موقع مناسب مطلب را در میان بگذار وعلت قضیه را بپرس. و اگر اظهار داشت:واقع را فراموش نموده ام از اوبپذیر زیرا انسان محل سهو و نسیان است، اگر باز هم تردید داشته باشى مى توانى از راههاى دیگر در صدد تحقیق بر آیى.

مطلب سوم-موضوع بد گمانى خودت را با هر کس در میان نگذار، زیرا ممکن است واقعا دشمن شما یا حسود باشد، بدین جهت گفتارترا تایید و چندین قرینه دروغ نیز بدان بیفزاید تا زندگى شما را از هم بپاشد، ممکن است شخص نادان و زود باور و بى تجربه اى باشد و به قصددلسوزى گفته ترا تایید نماید بلکه شواهد پوچ دیگرى بدان اضافه نموده ذهن ترا خرابتر گرداند، بنابراین صلاح نیست با افراد نادان و بى تجربه مشورت نمایى، حتى مادر و خواهر و خویشانت، البته مشورت خوب است، اگر در جایى ضرورت پیدا کرد یکى از دوستان عاقل و کاردان و باهوش وخیرخواه را در نظر بگیر و مطلب را با او در میان بگذار و از افکارش استفاده کن.

مطلب چهارم-اگر شواهد و دلائل خیانت شوهرت قطعى نبود، ودوستان و خویشانت نیز تصدیق کردند که دلائل مزبور قانع کننده نیست وشوهرت بیگناه است، و شوهرت نیز با دلیل و برهان و قسم و التماس عدم خیانت خودش را اثبات میکند لیکن با همه اینها بدگمانى ووسواسیگریهاى تو برطرف نمى شود یقین بدان که بیمار هستى، وبدبینى ات در اثر بیمارى عصبى و روانى پیدا شده است. لازم است به یک روانپزشک حاذق مراجعه نمایى و از دستوراتش پیروى کنى.

مطلب پنجم-راه کار تو همان بود که گفته شد، داد و فریاد و بهانه وناسازگارى نه تنها مشکلت را حل نمى کند بلکه مشکلات دیگرى بدان اضافه خواهد کرد. به دادگاه حمایت خانواده نیز مراجعه نکن، دم از طلاق و جدایى نزن، آبروى شوهرت را نریز. از این قبیل کارها نتیجه خوبى نخواهى گرفت، ممکن است کار به لجبازى و عناد بکشد و شوهرت ناچارشود ترا طلاق بدهد و زندگى را از هم بپاشد. در آنصورت نیز تو نتیجه خوبى نخواهى گرفت و تا آخر عمر قرین تاسف خواهى شد، مواظب باش تصمیم خطرناکى نگیرى دست بخودکشى و انتحار نزن، زیرا به وسیله این عمل زشت خودت را نابود مى سازى در آخرت نیز به عذاب دوزخ معذب خواهى شد، حیف نیست انسان براى یک فکر بیجا بزندگى خودش خاتمه بدهد؟آیا بهتر نیست با عقل و بردبارى قضیه را اصلاح کنى؟

مطلب ششم-اگر بدگمانى تو بر طرف نشد و احتمال میدهى یایقین دارى که شوهرت به زنهاى دیگر نظر دارد باز هم تقصیر تو است، زیرامعلوم مى شود آنقدر هوش و کاردانى و عرضه نداشته اى که شش دانگ قلب شوهرت را مسخر گردانى تا جایى براى زنهاى دیگر نماند، هنوز هم دیرنشده، دست از نادانیگرى و لجبازى بردار و با اخلاق خوش و رفتار نیک واظهار محبت چنان در قلب شوهرت جاى باز کن که جز تو کسى را نبیند وجز تو کسى را نخواهد.

523 views بار ۶ام آبان ۱۳۹۰ admin خانه و خانواده بدون نظر

آشنایی با ۱۵ راز کوچک دکوراسیون

116390 آشنا شدن با 15 راز کوچک دکوراسیون + تصاویر

 دکوراسیون یک خانه ریزه‌کاری‌های زیادی دارد تا در یک جمع‌بندی بتوان به نتیجه دلخواه دست یافت. در زیر با ۱۵ مورد آن آشنا می‌شوید:

85 600 350 d1 آشنا شدن با 15 راز کوچک دکوراسیون + تصاویر  

۱- دکوراسیون با یک جفت کوسن ضعیف به نظر می‌رسد، از دو جفت کوسن با رنگ، طرح و جنس متفاوت استفاده کنید.
85 600 350 d6 آشنا شدن با 15 راز کوچک دکوراسیون + تصاویر
۲- تخت‌خواب‌های کوتاه، اتاق‌خواب‌های کوچک را کوچک‌تر نشان می‌دهند. از تخت‌هایی با پایه‌ها و تاج بلند استفاده کنید تا اتاق‌خوابتان بزرگ‌تر به نظر برسد.
85 600 350 d4 آشنا شدن با 15 راز کوچک دکوراسیون + تصاویر
۳- رنگ‌های تیره در فضاهای بزرگ جلوه خاصی به دکوراسیون می‌دهند. برای روشن‌تر شدن چنین فضایی، از مبلمان و وسایل روشن و متضاد با رنگ دیوار استفاده کنید.

۴- یکی از سریع‌ترین روش‌های تغییر درهای کشویی فرسوده، کاغذ دیواری کردن آن‌هاست.

85 600 350 d2 آشنا شدن با 15 راز کوچک دکوراسیون + تصاویر
۵- هیچ قانونی در این که اتاق‌نشیمن حتما باید مبل راحتی داشته باشد، وجود ندارد. اگر در اندازه جا محدودیت دارید، می‌توانید از چهار عدد مبل استیل جمع‌وجور استفاده کنید.

۶- شما هیچ وقت از رنگ کرم خسته نخواهید شد.

۷- از وسایل چندمنظوره استفاده کنید تا با به کار بردن آن‌ها در جاهای مختلف نهایت استفاده را از فضا ببرید.

85 600 350 d11 آشنا شدن با 15 راز کوچک دکوراسیون + تصاویر
۸- با قرار دادن یک سینی مستطیل چوبی بلند روی کاناپه‌های کوچک، از آن‌ها به عنوان میز مخصوص برای خوردن چای یا قهوه‌ استفاده کنید.
85 600 350 d7 آشنا شدن با 15 راز کوچک دکوراسیون + تصاویر
۹- بودن در اتاقی با پایه‌های زیاد میز و صندلی، افراد را عصبی می‌کند. برای رفع این مورد برای بعضی مبل‌ها از پیراهن یا روکش مبل به خصوص در فصل سرما استفاده کنید.
85 600 350 d5 آشنا شدن با 15 راز کوچک دکوراسیون + تصاویر
۱۰- رنگ طلایی جلوه خاصی داشته، استفاده از آن در بعضی جاها مانند یک اتاق‌ پذیرایی کلاسیک گرمی خاصی به محیط می‌دهد.
۱۱- هیچ چیز مانند یک گلدان طبیعی بزرگ، برای پر کردن گوشه دنج و بی‌روح یک اتاق بزرگ مناسب نیست.

۱۲- بهترین صندلی‌های میز ناهارخوری نوع چرمی بادوام است، انتخاب چرم سفید برای صندلی‌های چوبی قهوه‌ای تیره، شیک بوده، جلوه زیادی خواهد داشت.

85 600 350 d3 آشنا شدن با 15 راز کوچک دکوراسیون + تصاویر
۱۳- اگر علاقه‌ای به صندلی‌های میز ناهارخوری ۸ نفره ندارید، یا ۳۲ پایه آن‌ها برایتان ناخوشایند و به نظرتان شلوغ و دست‌وپاگیر می‌رسند، می‌توانید از تعداد صندلی‌ها کم کرده، به جای بعضی از آن‌ها از نیمکت یا کاناپه استفاده کنید.

۱۴- هماهنگی بین رنگ‌ها را از یاد نبرید.

۱۵- در هنگام خرید، تناسب بین اندازه وسایل و فضای خانه را در نظر بگیرید.

116390 آشنا شدن با 15 راز کوچک دکوراسیون + تصاویر

406 views بار ۲۸ام شهریور ۱۳۹۰ admin خانه و خانواده , سایر مطالب بدون نظر

چطور گیاهان آپارتمانی را تمیز کنیم؟

گیاهان آپارتمانی هم مانند چیزهای دیگر کثیف می‌شوند. هنگام نظافت منزل، آن‌ها را هم تمیز کنید تا عمر بیش‌تری داشته باشند.
بسیاری از افراد علاقه زیادی به نگه‌داری از گیاهان آپارتمانی دارند. چون ضمن لذت‌بردن از جلوه خاصی که به خانه می‌دهند، به وسیله آن‌ها از هوای تازه هم بهره‌مند می شوند.اما این گلدان‌ها وقتی جلوه پیدا می‌کنند که تمیز بوده، عاری از گرد وغبار باشند.
برای این منظور:
۱- ابتدا به گیاه خوب نگاه کنید.
اگر خشک شده، خیلی کثیف بوده یا گردوغبار بیش از حد روی آن را گرفته باشد، ارزش تمیز کردن را ندارد. بهتر است آن را دور بیندازید.
۲- در غیر این صورت ابتدا از گردگیر یا پارچه نم‌دار برای تمیز کردن برگ‌ها استفاده کنید.
۳- ¼ پیمانه آب گرم را با کمی شیر بدون چربی مخلوط کنید.
هر کدام از برگ‌ها را جداگانه، با اسفنج و مخلوط حاصل تمیز کنید. از آن‌جا که حشرات در زیر برگ‌ها پنهان می‌شوند، تمیز کردن زیر برگ‌ها را فراموش نکنید.
۴- برای نتیجه بهتر از مواد پاک‌کننده آماده مخصوص گیاهان آپارتمانی استفاده کنید.
۵- برای جلوگیری از شکستن و آسیب‌دیدگی ‌گیاه یک دست خود را زیر برگ قرار دهید و با دست دیگر آن را تمیز کنید.
۶- برای براق شدن برگ‌ها هرگز از پارافین یا مواد براق‌کننده که منافذ برگ را می‌پوشانند، استفاده نکنید.
504 views بار ۹ام شهریور ۱۳۹۰ admin خانه و خانواده , سایر مطالب بدون نظر

اتاق نشیمن هایی راحت و دلپذیر طراحی کنید !

 

شما زمان زیادی از عمرتان را در خانه میگذرانید. پس خوب است که با استفاده از تزئینات چشمگیر، رنگهای زیبا و اسباب و اثاثیه هایی که درست انتخاب شده اند، این محیط را دلپذیر کنید.
میتوانید از این اتاقهای نشیمن الهام بگیرید. آنها  معماری، راحتی و کارآیی را با هم ترکیب کرده اند.

Jessica Brinkert Holtam

ارتفاع اتاق را زیاد کنید
به جای اینکه پرده را از بالای قاب پنجره آویزان کنید. آن را مستقیما زیر سقف بیاویزید. این کار باعث میشود ارتفاع اتاق در نظرتان بیشتر بیاید.
این حقه، ظاهری یکسان به درها و پنجره های فرانسوی این اتاق نشیمن داده است، زیرا پرده ها از سقف تا پایین کشیده شده اند. با این کار، چشم میتواند تمام فضای اتاق را بدون مزاحمتِ چیزی اضافی سیر کند.

کاناپه های راحتی را میتوان به جای چسباندن به دیوار، در مرکز اتاق قرار داد. این روش باعث میشود که فضای اتاق بازتر به نظر برسد و در عین حال مسیرهای متفاوتی برای راه رفتن در اتاق به وجود بیاید.

جزئیات با شکوه اضافه کنید
به این گلدوزی ها و کوسن های ملیله دوزی شده نگاه کنید. این کار، در کمترین زمان ممکن، حسی از قدمت به شما میدهد.
همانطور که در این اتاق نشیمن می بینید، حتی روبالشی های سفیدِ ساده هم زمانی که با جزئیات و رنگهای خاکی مختلف تزئین شوند، قدیمی تر به نظر می آیند.  یک صندوقچه نقره ای تزئین شده و یک میز عسلی فلزی این کیفیت را تقویت می کنند.
از اسباب و اثاثیه ظریف و باریک استفاده کنید
اگر یک میز عسلی را کنار کاناپه بگذارید، استفاده از آن راحتی بیشتری به همراه خواهد داشت. اما اگر فضایتان کوچک است، از خیر یک میز بزرگ بگذرید و به جای یک میز سنتی بزرگ از یک میز کوچک و کم عرض استفاده کنید.
قرار دادن یک میز چوبی ساده همچنان کیفیت رسمی اتاق را حفظ میکند، در عین حال به مهمانان اجازه میدهد تا بدونآنکه زانوهاشان به میز برخورد کند در اتاق حرکت کنند.
دو صندلی تاشو که دو طرف میز عسلی قرار گرفته اند جای کمی می گیرند و نقش خود را در حداکثر کردن کارایی اتاق ایفا می کنند.
 ورودی اتاق را هم تزئین کنید
می توانید پارچه ای را که چینهای نازکی خورده است بین دو اتاق آویزان کنید. این کار حسی از رمز و راز را در اتاق به وجود می آورد و یادآور محیط صمیمانه یک باشگاه دنج است.
چوب پرده های ریلی ساده پرده هایی با طرح گل گیلاس را در این اتاق نشیمن آویزان کرده اند.
این پرده ها به خوبی فضایی را که مخصوص خوشگذرانی است از فضای دنجی که به مطالعه اختصاص دارد جدا کرده اند، در عین حال نمای باز و آفتاب گیر هر دو اتاق را حفظ کرده اند.
پنجره ها را هم تزئین کنید
پنجره ها اجزائی هستند که به خوبی میتوان الگوهای مختلف تزئینی را رویشان اجرا  کرد.
اسباب و اثاثیه تک-رنگ، کیفیت رسمی اتاق را حفظ میکنند، اما پرده های رنگارنگ و پرجزئیاتی که روی پنجره ها نصب شده اند، اتمسفر صمیمانه و شادی به اتاق اضافه میکنند.
روشهای سنتی و مرسوم تزئین پنجره ها را کنار بگذارید تا بتوانید شیوه های عملی و ارزان دیگری برای تجربه الگوهای متفاوت پیدا کنید. روتختی ها، ملافه ها و پرده های حمام هم میتوانند مثل پرده های پنجره زیبایی داشته باشند. فقط کافی است که چند گیره حلقه ای به آنها بزنید تا در این نقش جدیدشان به راحتی حرکت کنند.
الگوهای تزئینی مختلف را به کار بگیرید
برای اینکه مثل یک حرفه ای بتوانید الگوها را با یکدیگر ترکیب کنید، این قانون ساده را به یاد داشته باشید: “الگوهای تزئینی حداقل باید در یک رنگمایه مشترک باشند.”
ته رنگ فیروزه ای همان رنگ مایه مشترکی است که الگوهای تزئینی را در این اتاق به هم پیوند میدهد. پارچه های شطرنجی، گلدار و طرح پلنگی این اتاق نشیمن در رنگ فیروزه ای با هم مشترک اند. این کیفیتی سرزنده به ترکیب آنها میدهد.
یک کمد، یک چراغ، گلدانها و جعبه های تزئینی کمک میکنند که فضای آبی اطراف اتاق به حالت خوشایندی گسترده تر به نظر برسد.
فضای بازی برای نفس کشیدن
نشستن در اتاقی که چند ردیف کتاب در آن وجود دارد دلچسب است، اما قفسه هایی که کتاب در آنها تلمبار شده باشد بیشتر از آنکه باعث راحتی شوند، شما را سردرگم میکنند.
 اگر میخواهید قفسه هایی داشته باشید که چشم نواز باشند اشیای مختلف را در قفسه ها  منظم بچینید. کاری کنید که خود اتاق هم دیده شود.
همان کاری را بکنید که در این اتاق نشیمن انجام شده است؛ تنها نیمی از هر قفسه را با کتاب پر کنید. نیم دیگر قفسه ها را با اشیای عتیقه یا قاب عکس پر کنید.
کتاب ها را به صورت افقی بر روی هم بچینید تا فضا برای اشیای کوچکتر باز شود و آنها بیشتر به چشم بیایند
از یک چارپایه استفاده کنید ( شاید هم دو تا! )
اگر تعداد مبلهاتان کم است می توانید از چهارپایه استفاده کنید. این روشی شیک و زیباست و نمای اتاق را هم در هم نمی ریزد.
چند چهارپایه همشکل که در این اتاق نشیمین روبروی کاناپه قرار گرفته اند، فضای نشستن دایره ای را کامل میکنند، در عین حال نما را برای نقطه مرکزی اتاق باز نگه می دارند- منظور از نما همان شومینه است که دو طرفش را دو قفسه دیواری گرفته اند.
گوشه دنجی برای خودتان درست کنید
اگر اتاق نشیمن شما شب ها جنب و جوش و زندگی زیادی دارد، می توانید دیوارها را رنگ تیره ای بزنید.
این رنگ قهوه ای شکلاتی سیر، گرمای خاصی به اتاق بخشیده و آن را به محیط مناسبی برای تماشای تلویزیون و سپری کردن ساعت ابتدایی شب تبدیل کرده است.
دو آیینه قدی که دو طرف پنجره قرار گرفته اند، در ساعات روز به روشن تر شدن اتاق کمک میکنند و در شب تابش های نور را منعکس میکنند
کف اتاق را به سلیقه خودتان بپوشانید
چند تکه موکت، در رنگهای مختلف، را کنار هم قرار دهید تا قالیچه ای با ترکیب رنگ دلخواه داشته باشید.
 یک قالیچه چهارخانه سفید و صورتی که کنار یک مبلمان قدیمی قرار گرفته، کمک میکند تا این اتاق نشیمن فضایی امروزی به دست بیاورد.
 عکسها و کوسنهایی که طرح گل دارند حالت شاداب و سرزندهی اتاق را تقویت میکنند.
اتاق را روشن تر کنید
می توانید چراغهای پایه دار را نزدیک صندلی ها بگذارید. این کار هم کارآیی اتاق را اضافه میکند و هم آن بخش هایی از دکوراسیون اتاق را که هم-سطح با چشم هستند زیباتر به نمایش می گذارد.
در این اتاق نشیمن، دو چراغ پایه دار پشت یک جفت صندلی قرار گرفته اند. این چراغ ها حالت متقارن قفسه های دو طرف شومینه را بیشتر نمایان می سازند.
شیدهای ابریشمی که روی لامپ ها قرار گرفته اند خود نیز جلوه و درخشش دارند، حتی زمانی که چراغها خاموش هستند.
انتخاب  کنید و یک ترکیب بسازید
می توانید در کنار مبلمان تعمیرشده¬تان از تزئینات جذاب و نقاشی های معاصر استفاده کنید. این کار، حالتی از سرزندگی و جوانی به آنها می دهد.
در این اتاق نشیمن، بالشهایی که طرح های موجی شکل دارند جلوه زیبایی به کاناپه و صندلی ها اضافه می کنند. تصویر سگی هم که به رنگ زرد کشیده شده است، همجواری غافلگیرکننده ای با معماری سنتی اتاق دارد.
از تزئینات شفاف استفاده کنید

 

از نقاشی های مدرن گل که در رنگهای مات کشیده شده اند استفاده کنید تا پلی زده باشید بین قدیم و جدید.
این کاناپه امروزی سفید که در این اتاق نشیمن قرار گرفته و جای جای آن را بالش هایی با طرح برگ انگور پر کرده اند، به جلوه ای از زیبایی و جذابیت تبدیل شده است. نقش و نگارهای تزئینی و آزاد روی دکور با زیبایی ساده آینه ای که داخل فضای خالی قفسه ها قرار گرفته، هماهنگ شده اند.
هنر مند باشید
در وسط دیوار یک اثر هنرمندانه بزرگ قرار دهید تا فضای چشمگیری ایجاد کنید.
برای اینکه بتوانید بدون هزینه زیاد به اتاق زیبایی و نشاط بدهید خودتان اثر هنرمندانها ی بیافرینید.
طرح قاصدک با خطوط برجسته ای را که در این اتاق نشیمن می بینید، مالکین خانه در اینترنت  یافته اند،  بزرگ کردند و آن را بر روی کاغذ پوستر در یک مغازه چاپ کردند.این طرحی که بر روی فریم بوم پیاده شده است کمتر از ۱۰۰ دلار هزینه داشته است.
سراغ طرح ها و الگوهای گوناگون بروید
فضایی شبیه حیاط را با  طرح هایی از شکوفه ها و پرندگان به داخل اتاق بیاورید.
 پس زمینه ای از دیوار آبی آسمانی، طرح های برگی شکل و نقش و نگارهای گل در رنگ های متفاوت گرم وجود دارد تا یک حالت مطبوعی به این اتاق نشیمن بدهد.
پرنده های سرامیکی که به زیبایی و با دقت بر روی قفسه ها چیده شده اند به نمای این طرح کمک میکند.
دیوارها را رنگ آمیزی کنید
تازگی خانه های نو را با استفاده از رنگ روغن زدن به دیوارهای اتاق ها پنهان کنید.
یک نوع رنگ لعابی خاص که به دیوار زده شده باعث شده که تازگی و نویی این اتاق نشیمن پنهان شود و حالت کهنگی به آن داده شود. این کیفیت با کمک یک چلچراغ قدیمی که در بالای سر قرار دارد و یک شمعدان شیشه ای که روی میز کناری قرار داده شده تقویت می شود.
اسباب و  وسایل رنگ شده که نشان دهنده سالها استفاده هستند، حس کهنگی و زندگی طولانی مدت در این اتاق را تقویت میکنند، این کاری است که کتابهایی که رو و زیر میز قهوه چیده شده اند نیز می کنند.
در استفاده از رنگ جسارت به خرج دهید
بر روی دیوارها و اثاثیه هایی که رنگ خنثی دارند راحت تر می توان ایده های تزئینی را اجرا کرد.
یک میز عسلی رنگی در این اتاق نشیمن جلوه ی شدیدی از رنگ تولید می کند. این جلوه ی رنگ با بالش هایی که رنگشان با میز عسلی هماهنگ است تکمیل می شود.
اثاثیه های سفید و بالشها و سرویس غذاخوری قهوه ای و کرم رنگ حالت آرامش بخش اتاق را حفظ می کنند.
با این پس زمینه ی ساده رنگ زدن دیوارها، گذاشتن یک قالیچه طرحدار ، یا قاب بندی پنجره ها با کمک پرده کار ساده ای می شود؛  زیرا راحت تر میتوان به رنگهای متناسب و هماهنگ رسید و جلوه ی تازه ای به اتاق داد.
به سراغ طرح هایی با رنگ های اندک بروید
استفاده از یک بستر تک رنگ به اضافه یک رنگ مایه متفاوت، راه ساده ای است برای داشتن اتاقی شیک و هماهنگ.
در این اتاق نشیمن، نوارهای کلفت نارنجی رنگی بر  پرده ها دوخته شده اند و روبالشیها را تزئین کرده اند. این کار باعث شده که نمای اتاق جلوه هنری به خود بگیرد.
یک قالیچه گلدار که در آن از رنگ های نارنجی تیره و قهوه ای استفاده شده، در کنار یک میز عسلی گرمای زیادی را تولید می کنند که در تعادل است با سرمای شدید کاناپه های سفید.
از طرح های  شفاف نترسید

از وسائل و مبلمان روشن و شفاف استفاده کنید. این وسایل هم جلوه خوبی به اتاق میدهند هم چشمها را خسته نمی کنند.

دو چراغ رومیزی نور مورد نیاز اتاق نشیمن را تامین می کنند. در عین حال، پایه های شیشه ای زیاد در چشم نیستند. و به همین دلیل به چشمها اجازه میدهند تا به جای آن بر کوسنهای منقش و رنگارنگ تمرکز کنند.

کمدها و میزهای شیشه نیز می توانند به خوبی این سبک بسیار شفاف را کامل کنند.
اتاقتان را پر از رنگ کنید
بین مقدار مناسب رنگ و میزان روشنایی کف اتاق هماهنگی ایجاد کنید.
در این اتاق نشیمن، رنگ یک- دست سفید سقف و گچ بریهای براق و روشن باعث شده اند که رنگ صورتی و گرم دیوارها درخشش و جلوه خاصی پیدا کند.
قالیچه ای با رنگ ملایم کرم و صورتی سراسر کف اتاق را پوشانده است. قفسه های سفید رنگ، پس زمینه آرامش بخشی را برای مبل پرزدار صورتی ساخته اند.
339 views بار ۶ام شهریور ۱۳۹۰ admin خانه و خانواده , سایر مطالب بدون نظر

کجا غذا بخوریم، کجا غذا نخوریم!

بیشتر متخصصان فیزیولوژی معتقدند لذت غذاخوردن، یکی از بزرگ‌ترین لذت‌های زندگی است اما بسیاری از افراد به‌راحتی از این لذت می‌گذرند و نمی‌دانند که می‌توانند با رعایت چند نکته بسیار ساده اما کاربردی، غذا خوردن را برای خود و سایر اعضای خانواده‌شان، به یک تفریح بزرگ تبدیل کنند…
۱٫محل غذاخوردن باید آفتاب‌گیر باشد.
محیط‌های تاریکی که تنها، نورهای مصنوعی آنها را روشن می‌کنند، باعث ایجاد افسردگی در افراد و کاهش میل آنها می‌شوند.
۲٫پرده سالن غذاخوری یا آشپزخانه باید از جنس حریر شیشه‌ای باشد.
این جنس از پارچه می‌تواند به سادگی باعث انتقال نور شود و شستشوی آن هم بسیار آسان است.
۳٫پرده‌هایی با رنگ روشن‌تر، علاوه بر اینکه هنگام صرف غذا حس بهتری به افراد می‌دهند، می‌توانند به سرعت، آلودگی‌های محیطی را نشان بدهند و به این ترتیب، خانم خانه را نسبت به شستشوی آن هوشیارتر کنند.
۴٫استفاده از عکس یک فرد بسیار چاق در محیط غذاخوری می‌تواند افراد خانه را از عاقبت پرخوری خبردار کند.
۵٫بهتر است رنگ غالب در محیط غذاخوری ملایم و آرام‌بخش مانند سبز، آبی یا لیمویی با رده‌ها یا ترکیبی از صورتی یا یاسی باشد. این رنگ‌ها، هنگام غذاخوردن حس آرامش را به افراد منتقل می‌کنند.
۶٫استفاده از رنگ‌های تیره مانند مشکی یا قهوه‌ای سوخته یا رنگ‌های خنثی مانند خاکستری و کرم برای محیط غذاخوری اصلا مناسب نیست. این رنگ‌ها باعث ایجاد حس بی‌میلی در افراد به‌خصوص بچه‌ها می‌شوند.
۷٫استفاده از لامپی با نور قرمز، در کنار لامپ یا مهتابی معمولی اتاق غذاخوری‌تان می‌تواند باعث افزایش اشتها و صمیمیت افراد خانواده شود.
۸٫هرگز برای تمام محیط غذاخوری‌تان از رنگ‌های قرمز و نارنجی، استفاده نکنید. این کار باعث افزایش اشتهای بیش از حد و پرخوری و ابتلایتان به چاقی می‌شود.
۹٫بهتر است هنگام غذا خوردن، یک موسیقی بدون کلام کلاسیک پخش کنید تا ذهن افراد خانواده‌تان را آرام کنید و باعث شوید که خستگی روزانه آنها باعث بی‌میلی‌شان نشود.
۱۰٫بهتر است جنس میز غذاخوری‌تان، چوبی باشد. جنس چوب باعث انتقال گرما و صمیمیت و جنس آهن باعث انتقال سردی و بی‌میلی به افراد می‌شود.
۱۱٫ارتفاع صندلی‌های میز یا اپن باید به گونه‌ای باشد که دست شما در راستا یا بالاتر از سطح میز و اپن قرار بگیرد. اگر دستتان پایین‌تر از سطح میز باشد، هنگام صرف غذا فشار بیشتر به شانه‌ها و حتی ستون فقراتتان وارد می‌شود.
۱۲٫بد نیست که کف‌پوش زیر میز غذاخوریتان از سنگ، سرامیک یا پارکت باشد تا در صورت ریختن غذا به سادگی تمیز شوند. استفاده از فرش و موکت برای زیر میز غذاخوری اصلا کار درستی نیست. به دلیل اینکه امکان انتقال آلودگی‌های غذایی به داخل تاروپود آنها و رشد قارچ و کپک، درونشان وجود دارد. این قارچ‌ها و کپک‌ها می‌توانند به مرور زمان باعث انتشار انواع بیماری‌های آلرژی‌زا به افراد خانواده یا حتی غذاهای تازه شوند.
۱۳٫رومیزی‌های پارچه‌ای و با رنگ‌های روشن‌تر، گزینه‌های شیک و مناسب‌تری برای میز غذاخوری شما هستند. به خصوص اگر حاشیه آنها گلدوزی شده باشد. رومیزی‌هایی با رنگ‌های روشن، بلافاصله آلودگی را نشان می‌دهند و شما مجبور به شستن آنها می‌شوید. به این ترتیب، از طریق استفاده از رومیزی کثیف،‌ آلودگی به مواد غذایی‌تان انتقال پیدا نمی‌کند.
۱۴٫اگر می‌خواهید روی میز یا رومیزی‌تان،‌ سفره‌ای بیندازید تا از کثیف شدن آنها پیشگیری کنید، بهتر است از سفره‌های سفید ساده استفاده کنید. به دلیل اینکه امکان انتقال طرح‌های چاپی سفره‌ها که آلوده به سرب هستند، به خوراکی‌های داغی مانند نان که به طور مستقیم روی سفره قرار داده می‌شوند، وجود دارد.
۱۵٫رومیزی و سفره باید کمی بزرگ‌تر از سطح میز باشند تا تمام میز را پوشش دهند و ظاهر مناسبی را به وجود بیاورند.
۱۶٫استفاده از شمع‌ و گل‌های تازه‌ای به رنگ دستمال سفره یا رومیزی می‌تواند سلیقه و احترام شما را به اعضای خانواده‌تان نشان بدهد و باعث افزایش میل آنها به دست‌پختتان بشود.
۱۷٫بهتر است از ظروف غذای سرامیکی و رنگی برای اعضای خانواده خود استفاده کنید. استفاده از هر رنگ برای یک نفر، می‌تواند تنوع و زیبایی خاصی به میز غذایتان ببخشد. به علاوه، استفاده از ظروف سرامیکی با طرح‌های کارتونی و رنگارنگ، می‌تواند حتی بدغذاترین بچه‌ها را هم به خوردن غذایشان تشویق کند.
۱۸٫اگر فرزندتان بدغذا است،‌ از زیربشقابی، زیرلیوانی یا عکس‌های آشپزخانه‌ای با محتوای خوراکی‌های اشتهابرانگیز استفاده کنید.
۱۹٫بچه‌ها را روی صندلی‌های بلندتر بنشانید تا غذا خوردن برای آنها آسان‌تر شود.
۲۰٫اگر آشپزخانه یا اتاق غذاخوری‌تان رو به خیابان است، بهتر است هرچه سریع‌تر محل غذاخوری خود را تغییر دهید. آلودگی و سروصدای خیابان، اجازه سالم و با آرامش غذا خوردن را به شما نمی‌دهند بنابراین، اگر امکان تغییر محل غذاخوری برایتان وجود ندارد، پیشنهاد ما استفاده از شیشه‌های دوجداره برای آشپزخانه یا اتاق غذاخوری‌تان است. این شیشه‌ها اجازه نفوذ سروصدا یا آلودگی را به داخل خانه نمی‌دهند.
۲۱٫مکانی را به عنوان محل غذا خوردن انتخاب کنید که در آنجا امکان تماشای تلویزیون وجود نداشته باشد. غذاخوردن همراه با تماشای تلویزیون باعث می‌شود که متوجه حجم غذایی که می‌خورید، نباشید و درنتیجه به پرخوری روی بیاورید. نتیجه پرخوری هم که چیزی جز چاقی و دردسرهایش نیست.
۲۲٫تا جایی که می‌توانید، روی میز غذایتان از نمک‌پاش‌های رنگی استفاده کنید و درون آنها نمک‌هایی با دانه‌های درشت بریزید. استفاده از نمک‌پاش‌های رنگی باعث زیباتر شدن میز غذایتان می‌شوند و اعضای خانواده هم متوجه درشتی دانه‌های نمک نمی‌شوند. به این ترتیب، آنها با پاشیدن نمک،‌ به نوعی رضایت روانی می‌رسند و در واقع، هیچ نمک اضافی‌ای را به غذایشان نمی‌افزایند.
379 views بار ۲۴ام مرداد ۱۳۹۰ admin خانه و خانواده , سایر مطالب بدون نظر

عجیب ترین خانواده در ایران که نمی توانید تصورش را بکنید! + تصاویر

این خانواده عجیب تا به حال با هیچ انسانی غیر از خودشان معاشرت نداشته‌اند، ساندویچ و غذاهای امروزی نخورده‌اند،‌موبایل را به چشم ندیده‌اند و…

این خانواده عجیب تا به حال با هیچ انسانی غیر از خودشان معاشرت نداشته‌اند، ساندویچ و غذاهای امروزی نخورده‌اند،‌موبایل را به چشم ندیده‌اند و تمام این اتفاقات در سال ۱۳۹۰ در مرکز شهر مشهد افتاده است تنها همبازی آن ها در تمام این ۳۵ سال تعدادی گوسفند زنده بودند که پدر آن‌ها برای‌ رهایی از تنهایی برایشان گرفته بود عجیب‌تر از تمام این حوادث ثروت هنگفتی است که حالا پدر خانواده برای آنها به ارث گذاشته پسر دوم خانواده برای اولین بار به تنهایی از در منزل خارج شد. او حاضر شد حقایقی شگفت‌انگیز را از این خانه مرموز در اختیار ما قرار دهد

 

شروع اسارت

لباس سفید عروسی به تن داشت که پا در خانه‌ای طلسم‌شده گذاشت. دختر روستایی به اصرار پدر و مادرش با مردی ازدواج کرد که همسری نازا داشت و نمی‌دانست که بعد از مراسم ازدواج برای همیشه روستای‌شان را ترک خواهد کرد. باور کردنی نیست حتی اگر واقعیت داشته باشد! ۱۹ سال بیشتر نداشت که مردی در خانه‌شان را زد، کارمند بود و می‌خواست با این دختر جوان و شاداب ازدواج کند، وقتی شنید قرار است هووی زن نازایی شود به گوشه‌ای پناه برد، می‌دانست خودش حق انتخاب ندارد و پدر و مادرش با تصور اینکه خواستگار کارمند است و حقوقی دارد وی را به او خواهند داد. بار سفر را بستند تا به مشهد بروند، حتی اشک‌هایش خشک شده بود.

شاید باید به خاطر تنهایی‌هایش گریه می‌کرد، به‌خود دلداری می‌داد تا تصور کند شوهرش فرشته است که می‌خواهد به او پرواز‌کردن یاد بدهد. با دنیایی از امید عروس شد. ۳۵سال پیش بود که در خانه‌‌ای با دیوارهای سیمانی و شیروانی زنگ‌زده‌ای باز شد و نوعروس با پای گذاشتن روی موزائیک حیاط برای همیشه زندانی شد. در نخستین حکمی که از سوی شوهرش صادر شد باید نه تنها با خانواده‌اش برای همیشه قطع رابطه می‌کرد بلکه حق خروج از آن چهاردیواری را نداشت. مرد رفتار عجیبی داشت، نوعروس جوان بود و خواست یاغی‌گری کند که زیر مشت و لگدهای شوهر چاره‌ای جز تسلیم ندید، همان سکوت نخست کافی بود تا دیگر جرات نداشته باشد یک کلمه‌ای حرف بزند.

نو عروس همراه با دیوارها و ‌ثانیه‌ها روز به روز فرسوده‌تر می‌شد در فضای سرد و بی‌روح خانه متروکه. وقتی برای نخستین‌بار باردار شد تصور کرد دوران بدبختی‌ها تمام شده است، می‌دانست شوهرش بچه‌دوست دارد و همین می‌تواند در زندان را به روی او باز کند و پر پرواز را به او بدهد. این روزنه امید نیز رنگ باخت چون پدر خانواده نه تنها در زندان را باز نکرد بلکه دختر و ۳پسرش را نیز به سرنوشت مادرشان گرفتار کرد.

مادر زندانی

خانه پر از سکوت بود، همه از پدر وحشت داشتند، همسایه‌ها این خانه را یک معما می‌دانستند، بچه‌ها تنها زمانی دیده می‌شدند که به مدرسه می‌رفتند. پدر هرازگاهی به خانه سرکی می‌کشید و خرید بر‌عهده خودش بود، هر بار می‌آمد آشغال‌هایی با خود همراه داشت و در گوشه‌‌ای از حیاط می‌گذاشت، روز به روز خانه شیروانی‌دار پر از زباله می‌شد تا جایی‌که ماشین پیکان زیر همین آشغال‌ها مدفون شد.

بچه‌ها حق بازی حتی در حیاط خانه را نداشتند بیشتر با نگاه بود که با هم حرف می‌زدند وقتی نمره‌های‌شان۲۰ می‌شد انگیزه‌ای برای خوشحالی نداشتند انگار سلام‌دادن را یاد نگرفته بودند و در یک جزیره ناشناخته تنهای تنها بودند. کتک‌خوردن از پدر یک عادت شده بود، وقتی پای در خانه شیروانی می‌گذاشتی باور نمی‌کردی خانواده در آن زندگی می‌کنند، بوی بد زباله و فاضلاب همه را به عقب می‌راند انگار مادر خانواده نیز روحیه‌ای برای تمیزی نداشت، همه جا را خاک گرفته و زیبایی حیاط خانه لابه‌لای تپه‌ای از زباله گم شده بود.

بچه‌ها یکی پس از دیگری با نمرات ممتاز دیپلم گرفتند و تنها بهانه‌ برای خارج‌شدن از خانه را نیز از دست دادند. همه می‌دانستند قفل این اسارت روزی شکسته خواهد شد، پدر خانواده بدبین‌ و سخت‌گیرتر شده بود تا اینکه بیمار شد و خیلی زود خود را تسلیم سرنوشت مرگ کرد. طلسم شکست، وقتی مادر و بچه‌ها شنیدند زنگ پرواز نواخته شده است حتی به‌‌دلیل مرگ پدر قادر به گریه نبودند.

دیدار پس از ۳۵ سال

در آهنی زنگ‌زده با صدای خشکی باز شد و آنها برای همیشه آنجا را ترک کردند، صحنه دیدار زن با خانواده روستایی‌اش آن هم بعد از ۳۵ سال زندگی در زندان. بچه‌ها انگار از دنیای دیگری آمده‌اند، هیچ‌کس را نمی‌شناختند و نمی‌دانستند در مهمانی‌ها چه رفتاری داشته باشند. خانه پر از سکوت دیگر جای‌ماندن نبود جالب این که مشخص شد پدر سخت‌گیر نزدیک به یک میلیارد تومان برای زندانی‌هایش ارثیه گذاشته است. با مرگ مرد‌ مرموزی در مشهد، راز زندگی وحشتناک خانواده‌‌اش در یک خانه متروکه و فرسوده فاش شد. همسر این مرد از همان روز نخست ازدواج در خانه زندانی بوده و بچه‌هایش نیز مانند او، مطیع دستورات پدر سلطه‌گر بودند. وقتی ماموران کلانتری شهید فیاض‌بخش مشهد وارد خانه شیروانی شدند باور نمی‌کردند داستان زندگی زنی با ۴ بچه‌اش در این خانه واقعیت داشته باشد.

زندگی‌ام سوخت

زن ۵۴‌ساله با چهره‌ای تکیده، شادی کم‌روحی به چشم‌هایش داده بود و دل پردردی داشت، ۳۵‌سالی می‌شد که تنها مونس و هم‌دمش بچه‌هایی بودند که سرنوشتی بهتر از او نداشتند. این زن با ادبیات خاصی حرف می‌زند: «۱۹سال بیشتر نداشتم که با این مرد ازدواج کردم، از وقتی به این خانه آمدم جز بداخلاقی و بی‌اعتنایی ندیدم، باید با همه قطع رابطه می‌کردم، به کتک‌های شوهرم عادت کرده بودم و گریه‌هایم تنها با نوازش بچه‌ها آرام می‌گرفت». وی می‌گوید: «یک روز زن همسایه‌ آتش تنوری برای ما آورد، در را به آرامی باز کردم و آن را گرفتم، وقتی شوهرم متوجه شد آن را از دستم گرفت و به سرم کوبید، باور می‌کنید هم‌کلاسی‌های بچه‌هایم نیز جرات آمدن به در خانه را نداشتند، شوهرم آنها را هم کتک می‌زد.»

زن آهی کشیده و ادامه می‌دهد: «وقتی شوهرم نبود راحت‌تر زندگی می‌کردیم البته جرات خارج‌شدن از خانه را نداشتیم اما حتی اگر در خواب او را می‌دیدم از ترس می‌لرزیدم، ابتدا سعی می‌کردم خانه‌ای تمیز داشته باشم بعد که دیدم هر کاری می‌کنم پدر بچه‌ها اعتنایی ندارد و با جمع‌آوری زباله و رنگ‌نزدن به دیوارها خانه را به یک زباله‌دان تبدیل کرده من هم دل و دماغم را از دست دادم و خانه روز به روز خاک گرفته‌تر شد.» زن از رهایی لذت می‌برد و می‌گوید: «در این سال‌ها در هیچ مراسمی خانوادگی و فامیلی شرکت نکردیم، شوهرم وقتی بیرون می‌رفت روی در علامت می‌گذاشت و اگر بدون اجازه در باز می‌شد من و بچه‌ها را کتک می‌زد، در این مدت سلامت روحی و جسمی‌ام را از دست دادم و وقتی پدر بچه‌ها مُرد توانستم برادرها و خواهرانم را ببینم، یک آرزو بود که به آن رسیدم.»

وی از روز نخست آزادی می‌گوید: «باورم نمی‌شد مشهد این‌قدر تغییر کرده باشد، مهم‌تر از همه شنیدم یک‌میلیارد تومان ارثیه داریم که دیگر برای خوشبختی‌ ما فایده‌ای نداشت، ما از همه‌چیز محروم بودیم و حالا یک ثروت خوب داریم، اما کل دنیا را هم داشته باشیم دیگر فایده‌ای نداشت، چرا که زندگی‌ و سرنوشت‌مان سوخته و از این به بعد تنها شرایط بهتری خواهیم داشت و من از اینکه بچه‌هایم اجتماعی نیستند نگران هستم.»

گفت‌وگوی اختصاصی با پسر بزرگ خانواده اسیر در خانه شیروانی

پسری با عینک ته‌استکانی پیش روی‌مان نشست، ۳۲ سال دارد، اما رفتارش کودکانه است، به سختی داخل خانه شیروانی دعوت‌مان می‌کند. «مهدی» با استرس عجیبی جلوتر قدم برمی‌دارد، خانه کلنگی به فروش گذاشته شده است، در حیاط مقدار زیادی آشغال، تکه‌های آهن‌پاره، پلاستیک و نان خشک روی هم تلنبار شده. هر قدم که برمی‌داری تصور می‌کنی یا زیر پایت فرو خواهد رفت یا حیوان گزنده‌ای به تو حمله خواهد کرد. شاید پیش از فروش این خانه، دیوارهایش آوار شوند. زیرزمین مخوفی دارد، پای در اتاق پر از خاک می‌گذاریم که تلویزیون کوچکی در وسط آن قرار دارد، در یک قدمی‌اش پتویی کثیف می‌بینیl که انگار کسی زیر آن خوابیده است، مهدی می‌گوید برادرش دوست ندارد کسی را ببیند، از آنجا خارج می‌شوم و از مهدی می‌خواهم به همه سوالاتم جواب بدهد. مکث می‌کند، انگار نمی‌خواهد حرفی بزند، انتظار دارم از حالات چهره‌اش پی به راز درونش ببرم اما امکان ندارد. درحالی‌که چشمانش نشان می‌داد جواب منفی خواهد داد، ناگهان می‌پذیرد.

در اتاقی پر از تارهای عنکبوت می‌نشینم، نخستین سوالم ناشی از کنجکاوی‌ام بود:

چرا به سر و وضع خانه نرسیده‌اید؟

مهدی، نگاهش را به اطراف می‌چرخاند: در زندگی ما دیگر حوصله‌ای نبود که دست به تعمیرات بزنیم، نه مادرم و نه ما روحیه‌ای نداشتیم، ما تنها زنده بودیم، زندگی نمی‌کردیم.

چرا این شرایط را داشتید؟

پسر جوان انگار به سکوت عادت کرده‌است خیلی طول می‌کشد تا حرفی بزند: «ما از پدرمان وحشت داشتیم، ببینید یک خواهر و ۲ برادر دارم، هیچ کدام ازدواج نکرده‌ایم و همه‌مان به نوعی مشکل روحی و روانی داریم، مادرم که دختر روستایی بود همسر دوم پدرم شد آن‌ها ده سال با هم تفاوت سنی داشتند و هیچ‌وقتی نتوانستند زندگی خوبی داشته باشند.»

مادرت چه رفتاری با پدرت داشت؟

مادرم از پدرم می‌ترسید البته من و خواهر و برادرانم هم می‌ترسیدیم، مرد وحشتناکی بود.

مگر چه رفتاری داشت؟

پدرم خیلی سخت‌گیر بود و اجازه نمی‌داد از خانه بیرون برویم، کسی نیز حق نداشت به خانه‌مان رفت‌وآمد کند.

دلیلی نداشت؟

معتقد بود در خارج از خانه ما خلافکار و معتاد می‌شویم نسبت به مادرم نیز بدبین و شکاک بود، شاید راست می‌گفت، ‌ما الان
نه معتاد هستیم و نه خلافکار اما به جای آن روانی شدیم، ما یک عمر زندانی بودیم.

زندانی؟

منظورم زندانی‌شدن در همین خانه است، مادرم ۳۵سال پا از این خانه بیرون نگذاشت، من و خواهر و برادرانم نیز تنها اجازه داشتیم به مدرسه برویم و زود برگردیم.

در مدرسه دوستانی داشتی؟

در مدرسه هیچ‌وقت با کسی دوست نشدیم چرا که می‌‌دانستیم پدرم بفهمد بیچاره‌ایم.

معلمان‌تان علت این رفتارها را نمی‌پرسیدند؟

چون از نظر تحصیلی همیشه شاگرد اول بودیم و هوش و استعداد زیادی داشتیم از طرف معلمان و مدرسه مشکل خاصی احساس نمی‌شد و کسی شک نکرد در چه شرایطی زندگی می‌کنیم.

بستگان‌تان بی‌تفاوت بودند؟

آن‌ها هیچ رفت‌وآمدی به خانه‌مان نداشتند، همگی از پدرم دلخور بودند، بستگان مادرم که روستایی هستند جرات نداشتند به سراغ ما بیایند.

به روستای مادرت نرفته‌اید؟

اصلا، اعضای خانواده ما تا‌به‌حال به مسافرت نرفته، هنوز از مشهد خارج نشده‌ایم.

جایی را می‌شناسید؟

تنها از طریق تلویزیون شهرهای مختلف و مناطق تفریحی کشورمان را شناخته‌ایم.

خودت تمایلی به سفر داری؟

راستش را بخواهید دوست نداریم به مسافرت برویم، به‌این زندگی عادت کرده‌ایم، ببینید در ایام عید و تابستان همیشه در خانه زندانی بودیم، پدرم همه‌چیز را می‌خرید حتی حق بازی در حیاط را هم نداشتیم.

با پدرتان حرف می‌زدید؟

کتک‌های پدرمان تنها چیزی است که از او به یاد داریم، او اصلا اهل دردودل کردن و حرف‌زدن نبود.

با مادر و خواهر و برادرانت چطور؟

حرف نزدن یک عادت شده بود، هیچ‌یک از ما با هم چندان حرفی نمی‌زدیم، خیلی از چیزهایی را که می‌خواستیم و حتی انتظارات خود را از همدیگر با نگاه به هم می‌‌فهماندیم و زیاد صحبت نمی‌کردیم.

هم بازی‌ای نداشتید؟

تنها هم بازی‌های‌مان تعدادی گوسفند بودند که مدتی پدرم در حیاط خانه نگهداری می‌کرد اما بوی بد آن‌ها باعث شد همسایه‌ها اعتراض کنند و پدرم با دعوای مفصلی گوسفندان را با خود برد و باز تنها ماندیم.

پدر ولخرجی داشتی؟

اصلا، از روزگار خانه مشخص است که پدرم خسیس بود، در عمرم پول توجیبی نگرفته و هر چه خودش می‌خواست می‌خرید.

مادرت جر و بحثی نداشت؟

گاهی اوقات جر و بحث داشتند، پدرم خیلی عصبی بود و در آن سو مادری مطیع و آرام داشتم، هیچ‌وقت اختلافات آن‌ها جدی نشد، من و خواهر و برادرانم نیز تسلیم پدرمان بودیم و هیچ‌گاه گلایه‌ای نکردیم.

متوجه شدم جواب سلام من را ندادی، چرا؟

نمی‌دانم چقدر باید جواب این سوال را بدهم، دوست ندارم با کسی حرف بزنم، از زمان کودکی هم اگر بچه‌های همسایه‌مان سلام می‌کردند حق نداشتم جواب‌شان را بدهم چون پدرم راضی نبود با کسی حرف بزنم و اگر خلاف این را از من و دیگر اعضای خانواده‌ام می‌دید به حسابم می‌رسید.

در خرید لباس حق انتخاب داشتید؟

اصلا، در موقع لباس‌خریدن می‌گفت که نباید لباس شیک و مد روز باشد با اینکه پول به ما نمی‌داد همیشه تاکید داشت ولخرجی نکنیم.

وقتی خبر مرگ پدرت را شنیدی چه احساسی داشتی؟

ناراحت شدیم اما هیچ‌کدام گریه نکردیم چون اعتقادی به گریه نداریم، روز سوم مرگ پدرم همراه بستگان‌مان به قبرستان رفتیم خیلی سعی کردم به زور چند قطره اشک بریزم اما فایده‌ای نداشت.

ارثیه میلیاردی می‌تواند جایگزین سرنوشت تلخ زندگی‌تان باشد؟

بعد از مرگ پدرم بود که فهمیدیم یک میلیارد‌تومان ارث برده‌ایم. آن را تنها پشتوانه خودمان می‌دانیم.

با این پول چه می‌کنی؟

یک خانه به ارزش۳۵۰ میلیون تومان در مشهد خریده‌ایم که مادر، خواهر و یکی از برادرانم در آنجا زندگی می‌کنند.

پس تو و برادرت چرا اینجا هستید؟

می‌خواهیم این خانه را بفروشیم و برای همیشه آن را فراموش کنیم، اینجا مانده‌ایم تا برخی از اثاثیه‌مان را دزد نبرد، بعد از فروش حتما به همان خانه می‌رویم.

از لحاظ روحی در چه شرایطی هستید؟

خواهرم سخت بیمار است، هم از لحاظ روحی و هم جسمی، باید مقداری از پول‌ها را خرج درمان او بکنیم.

می‌خواهی چه شغلی را دنبال کنی؟

هیچ فکری در این خصوص نکرده‌ام با این ارث باید خیال‌مان راحت باشد و نگران شغل نباشیم.

چه آرزویی داری؟

من هیچ آرزویی ندارم، موبایل هم ندارم.

درخصوص عشق چه می‌دانی؟

تا به‌حال عاشق نشده‌ام چون با کسی معاشرت نکرده‌ام.

می‌خواهی ازدواج کنی؟

معیار خاصی برای انتخاب همسر درنظر دارم؛ می‌خواهم صداقت داشته باشد و اگر روزی مثل پدرم خواستم به او ظلم کنم، سکوت نکند و حق خودش را بگیرد.

خودت مثل پدرت خواهی شد؟

امکان ندارد، من معتقدم باید به همسرم خیلی محبت کنم و زندگی‌ آسان و راحتی برایش فراهم کنم.

وقتی پدرت زنده بود چه آرزویی داشتی؟

تنها آرزویم نمره‌های ۲۰ درس‌هایم در مدرسه بود که با گرفتن دیپلم آن هم با معدل ممتاز این‌سری از آرزوهایم نیز، مرده‌اند.

به موسیقی علاقه داری؟

هیچ اطلاعی از موسیقی ندارم اصلا اهل این جور چیزها نیستم، در این سال‌ها تنها تفریح من و خانواده‌ام تلویزیون بوده است.

خواهرت خواستگاری دارد؟

خواهرم تنها دل‌نگرانی من است، دختر بسیار خوب و مهربانی‌است اما هیچ‌کس به خواستگاری‌اش نیامده.

دلتنگ پدرت هستی؟

گاهی دلم برایش تنگ می‌شود اما دوست ندارم در مورد گذشته‌ها چیزی به خاطر بیاورم، بعد از مرگ پدرم تنها یک‌بار، آن هم روز سوم مرگش به قبرستان رفته‌ام.

تا حالا ساندویچ خورده‌ای؟

در مورد غذای بیرون و ساندویچ باید بگویم اعتقادی به این نوع غذاها ندارم.

کدام منظره‌ را دوست داری؟

در تلویزیون دیده‌ام دریا زیباست اما اطلاع زیادی از آن ندارم، تا حالا به ساحل دریا نرفته‌ام و نمی‌توانم در مورد دریا نظری بدهم.

چه رنگ‌هایی را دوست داری؟

رنگ‌های تیره و سورمه‌ای را بیشتر دوست دارم.

تعریفت از زندگی چیست؟

همان چیزی که در یک کتاب خوانده‌ام، زندگی یعنی فاصله بین نقطه تولد تا مرگ!

به‌نظرت بهترین پدر کیست؟

یک پدر باید مثل دکتر حسابی باشد و بچه‌هایش را دوست بدارد. پدرم هیچ‌وقت به هیچ‌کس نگفت دوستت دارم، من هم تا به حال نگفته‌ام و بعید می‌دانم حاضر شوم از این جمله استفاده کنم.

آلبوم عکس‌های‌تان را که نگاه می‌کنی چه حسی پیدا می‌کنی؟

باید بگویم ما تا به حال اصلا عکس نگرفته‌ایم و به جز عکس‌هایی که همراه پدرمان می‌رفتیم می‌گرفتیم یعنی آلبوم عکس نداریم، پدرم می‌گفت عکس گرفتن یعنی مسخره‌بازی.

حرف دیگری نمانده، با دلی تکیده و غمگین می‌خواهیم از خانه پر از سکوت خارج شویم وقتی فضای به هم ریخته حیاط را می‌بینم و می‌پرسم چرا بخشی از آن‌جا خالی شده است می‌شنوم ، جای پیکان مدل ۵۷ پدرش است که سال‌ها زیر زباله‌ها بود و بعد از مرگ وی به‌عنوان خودروی فرسوده، فروخته‌اند.
مهدی، خیلی زود در را به روی من می‌بندد و داخل می‌شود، اما و اگر‌های زیادی در ذهنم رژه می‌روند و اینکه باید چنین حقیقتی را بپذیرم و تصور نکنم کابوس دیده‌ام.

 

جا زدن یک میز غذاخوری بجای آیینه، روی دیوار !!

این آیینه است یا میز غذاخوری ؟!

هردو …. اینجا آیینه ای داریم که باز می شود و به یک میز غذاخوری مدرن تبدیل می شود. این واقعا نوعی از لوازم منزل مدرن است که توسط یک کمپانی ایتالیایی بنام Porada پورادا طراحی شده است. شما اینطور فکر نمی کنید ؟!!
برای اینکه متوجه شوید چگونه این جا زدن انجام می شود کافیست تصاویر زیر را دنبال کنید!!
432 views بار ۷ام مرداد ۱۳۹۰ admin خانه و خانواده , روان شناسی , سایر مطالب بدون نظر

نقطه پایان عشق در زندگی مشترک کجاست ؟!

اغلب تعاملات آن ها با جملات خصومت آمیز شروع می شود و ادامه پیدا می کند. معمولا با پاسخ های منفی یکدیگر به شکل تقابلی جواب می دهند و هرگز احساسات منفی خود را مدیریت نمی کنند تا …

در هر ازدواجی ۴ مرحله طی می شود.
 مرحله اول، مرحله «رویایی» است که طی آن زوج همه چیز را خوب می بینند و حتی جنبه های منفی طرف مقابل به چشم فرد مثبت می آید و تفاوت های خانوادگی و شخصیتی در این مرحله سبب جذب دوطرف به یکدیگر می شود.
 در مرحله دوم، که «ستیزه جویی» است دو طرف درمی یابند که تفاوت ها آن قدرها هم خوب نیست و در برخی موارد آزاردهنده است.بنابراین زوج ناخودآگاه به علت اختلاف نظر و تفاوت های فکری و شخصیتی با یکدیگر ستیزه جویی می کنند. در این مرحله زوج روی تفاوت ها بیشتر از شباهت ها متمرکز می شوند و مایه اصلی ستیزه جویی نیز همین تفاوت هاست.
در مرحله سوم،  که «سکون» نامیده می شود زوج یاد می گیرند به عقاید یکدیگر احترام بگذارند و نظر طرف مقابل را هر قدر متفاوت و متناقض بپذیرند. در مرحله «حیاتی» زوج به فضایی دست می یابند که در آن به فردیت شان لطمه وارد نمی کند و در عین حال دارای زندگی خانوادگی  شادی هستند.
مسعود هنربخش، کارشناس ارشد روان شناسی بالینی با بیان این مقدمه به درباره اشتباه رایج جوانان و تاکید آن ها بر عشق اولیه برای انتخاب همسر می گوید: عشق و علاقه تفاوت هایی دارند.
 عشق در ابتدای ازدواج نمی تواند دوام داشته باشد و بهتر است ازدواج بر اساس علاقه ای که بین دو نفر به وجود آمده است صورت بگیرد نه یک عشق توفانی زیرا تجربه  ثابت کرده است که هر قدر عشق در ابتدای ازدواج آتشین تر باشد احتمال دلزدگی از آن بیشتر است، به عبارتی عشق در دل ازدواج وجود دارد نه در آغاز آن، وقتی فردی با عشق توفانی زندگی مشترک را آغاز می کند پس از مدت زمان اندکی درمی یابد که انتظاراتش با واقعیتی که با آن روبه رو شده است، تطابق ندارد.
بنابراین به سرعت دچار سرخوردگی و دلزدگی می شود. به این حالت «از پاافتادگی روانی» هم می گویند.عشق اول ازدواج، در واقع یک احساس شدید تمایل به فرد دیگری است که دیر یا زود کم رنگ می شود. نکته این جاست که عاشق شدن با عاشق ماندن تفاوت دارد.
 عاشق شدن برخاسته از احساس است اما عاشق ماندن فعل است یعنی عملی است که باید انجام دهیم.عشق ناگهانی عیب دیگری هم دارد که آن انتظارهای غیرواقع بینانه است.هرچه بین انتظار و وضعیت فرد تناسب کمتری باشد، دلزدگی زودتر اتفاق می افتد.
از پاافتادگی روانی
آزردگی ، افسردگی ، تمایل نداشتن برای گفت وگو ، تلاش نکردن برای حل مشکلات اولین نشانه های از پاافتادگی روانی در زوج است. بنابراین داشتن هدف و نگاه واقع بینانه به ازدواج به افراد کمک می کند تا زندگی مشترک موفقی را آغاز کنند. واقعیت این است که نگاه بسیاری از ما به ازدواج رویایی و حتی کودکانه است.
ازدواج فقط برپایی یک جشن عروسی رویایی و شروع زندگی که از اول تا آخرش عشق و محبت باشد، نیست. لازم است جوان به هنگام ازدواج بداند که در زندگی مشترک اختلاف نظر ، اختلاف عقیده ، مشاجره و اختلاف مالی وجود خواهد داشت .در واقع او باید تصویری واقع بینانه از آنچه در انتظارش است، داشته باشد.
ازدواج راه حل مشکلات امروز جوان نیست و قرار نیست نیازهای برطرف نشده افراد را رفع کند. فردی که با چنین تصور خاصی ازدواج می کند، با بروز مشکلات از پا می افتد و دچار دلزدگی عاطفی و روانی می شود.
نکته این جاست که وقتی احساس بر منطق غلبه دارد، زوج کارها و رفتارهای نادرست طرف مقابل را مثبت و خوب می بینند امادر مرحله دلزدگی کوچک ترین اشتباه یا رفتار موجب دلخوری طرفین از هم می شود و به نگرش منفی نسبت به رابطه دوطرف، خود و طرف مقابل دامن می زند.
کسانی که دچار دلزدگی روانی می شوند، در طول زمان اعتماد به نفس خود را از دست می دهند و به تدریج نمی توانند تصمیمات درستی بگیرند.وی با اشاره به نظر یکی از روان شناسان به نام «گاتمن» می گوید: ” آنچه روابط زناشویی را در طول زمان تهدید می کند، نه رفتارها و هیجانات منفی بلکه کاهش هیجان های مثبت است.” همچنین رفتارها و هیجان های منفی متقابل و در پیش گرفتن رفتارهای کودکانه، به روابط زناشویی صدمه زیادی می زند.
زوجی که دچار دلزدگی شده اند هیجانات مثبت را حتی با وجود رفتارهای مثبت طرف مقابل بروز نمی دهند و در مقابل ،رفتارها و هیجان های منفی را به سرعت جبران می کنند اغلب تعاملات آن ها با جملات خصومت آمیز شروع می شود و ادامه پیدا می کند. معمولا با پاسخ های منفی یکدیگر به شکل تقابلی جواب می دهند و هرگز احساسات منفی خود را مدیریت نمی کنند .
در طول زمان الگوی رفتاری خود را مبتنی بر فاصله گرفتن از هم قرار می دهند و به جای تلاش برای نزدیک شدن به هم، عامدانه از هم دور می شوند.
رودررو شدن با واقعیت
اولین توصیه ای که می توان به زوجی که دچار ازپاافتادگی روانی شده اند، کرد این است که انتظارهای خود را تغییر دهند. چنین زوجی در واقع به علت انتظار غیرواقع بینانه ای که از ازدواج، زندگی مشترک و همسر خود داشتند، پس از رودررو شدن با واقعیت زندگی خود دچار افسردگی و ناامیدی می شوند.
 لازم است انتظار و توقعات مورد بررسی قرار بگیرد که آیا این انتظارات درست است یا خیر. اگر این انتظارها بی جاست باید تجدیدنظر کرد و خود را با آنچه در واقعیت جاری است، تطبیق داد. این کار برخلاف تصور عموم مردم عقب نشینی نیست بلکه باعث رشد فرد می شود و رسیدن به عشق و محبت از مسیر دیگری است.
از طرف دیگر زوج باید تلاش کنند که در تمامی ابعاد رشد داشته باشند و به جنبه های مختلف زندگی اهمیت دهند. زوجی که تک بعدی هستند و فقط در یک راستا حرکت می کنند، در طول زمان دچار دلزدگی می شوند.همچنین ضروری است تعاملات خانوادگی خوبی برقرار شود تا میزان رضایت از زندگی مشترک افزایش پیدا کند.
اغلب مشاهده می شود که پسر یا دختر جوان پس از ازدواج هنوز خود را فرزند خانواده قبلی می داند و زندگی مشترکش به حاشیه رفته است. پس از ازدواج اولویت عاطفی فرد، همسر است و سپس خانواده قرار می گیرد، بنابراین فرد باید در کنار همسر به شکل منطقی با خانواده خود و همسرش رابطه برقرار کند.
شاید لازم باشد که در این جا ذکر کنیم که هر فردی در زندگی به ترتیب اولویت ۵ نقش دارد.
خود ، همسری ، والدی ، شغلی و فرزندی. اگر بتوانیم به طور منطقی و مثبت نقش های خود را ایفا کنیم، خواهیم توانست از زندگی احساس رضایت کنیم.فراموش نکنیم که یک فرد وقتی می تواند همسر خوبی باشد که نیازهای خودش برآورده شده باشد، خود را بپذیرد، کاستی های خود را قبول کند و بداند که انسان کاملی نیست، به علایق خودش احترام بگذارد تا علایق همسرش را نیز در نظر بگیرد.
به این ترتیب این نقش ها در هم تنیده شده و به شدت تحت تاثیر یکدیگر است.وقتی فردی می تواند والد خوبی باشد که همسر خوبی هم باشد و فرزند خوبی نیز برای پدر ومادر خود باشد.
484 views بار ۵ام مرداد ۱۳۹۰ admin خانه و خانواده , روان شناسی , سایر مطالب بدون نظر

بچه‌های طلاق‌چه‌ می‌‌خواهند؟

لطفا دعواهایتان را کنار بگذارید و سعی کنید به خاطر من با یکدیگر همراهی کنید. شما باید درباره مسائل مربوط به من با هم تفاهم داشته باشید تا من هم بهتر زندگی کنم.

 

طلاق برای بچه‌ها اتفاقی گیج‌کننده ، غم‌انگیز و استرس‌آور است. تفاوتی هم ندارد در چه سنی باشند؛ بچه‌ها در هر سنی پس از این اتفاق احساس ناامنی می‌کنند و نمی‌دانند‌ زندگی آنها چگونه پیش خواهد رفت، اما با این که طلاق خوشایند نیست، پدر و مادر می‌توانند کاری کنند که کودک راحت‌تر با شرایط کنار بیاید و تاثیرات منفی آن نیز بر زندگی‌شان کمتر شود.

کمک کردن به بچه‌ها برای کنار آمدن با طلاق و پذیرش وضعیت موجود :

 یعنی ایجاد محیطی آرام و با ثبات در خانه. علاوه بر این با وجود تمام سختی‌های زندگی باید مراقب نیازهای جسمی و روحی کودک نیز باشید و با نگرشی مثبت به او کمک کنید. برای این که این اتفاق در زندگی شما بیفتد، باید به اندازه کافی از خودتان مراقبت کنید و تا جایی که ممکن است برای مراقبت از فرزندتان با همسر سابق خود همراه شوید.

 

چه پدر باشید و چه مادر، کاملا طبیعی است که از شرایط پیش آمده نگران باشید. ممکن است احساس کنید در دنیایی ناشناخته قدم برمی‌دارید و همه چیز جدید و متفاوت است، اما مطمئن باشید می‌توانید با موفقیت این روزها را پشت سربگذارید و به فرزندتان کمک کنید با اعتماد به نفس و شادی بیشتری به زندگی‌اش ادامه دهد.

 

 

 

 

راه‌های زیادی وجود دارد که می‌توانید در این وضعیت به فرزندتان کمک کنید؛
صبر و شکیبایی ، اطمینان دادن به کودک یا گوش دادن به حرف‌ها و نگرانی‌هایش همه شیوه‌هایی برای کاهش تنش در محیط خانه است.
علاوه بر این، اگر بتوانید با همسر سابق خود رابطه‌ای مسالمت‌آمیز برقرار کنید، به طور حتم فرزندتان هم کمتر آسیب می‌بیند.
با این کار استرس او هم کمتر می‌شود و از این که هر روز پدر و مادرش از هم بدگویی نمی‌کنند راضی‌تر خواهد بود؛ البته ممکن است این کار برای شما دشوار باشد، ولی اگر سلامت و شادی فرزندتان را مهم‌ترین وظیفه خود بدانید، براحتی این کار را انجام خواهید داد.

بچه‌ها از پدر و مادرشان چه چیزهایی می‌خواهند؟

شاید برای شما هم جالب باشد بدانید فرزندتان از شما چه چیزی می‌خواهد. متخصصان تعدادی از خواسته‌های کودکان را در این شرایط بیان کرده‌اند:
ـ من می‌خواهم هر دو نفر شما در زندگی و کارهای مربوط به من مشارکت داشته باشید؛ چون وقتی می‌بینم یکی از شما دو نفر کاری به من ندارد، احساس می‌کنم برای شما مهم نیستم و بود و نبودم فرقی ندارد.
ـ لطفا دعواهایتان را کنار بگذارید و سعی کنید به خاطر من با یکدیگر همراهی کنید. شما باید درباره مسائل مربوط به من با هم تفاهم داشته باشید تا من هم بهتر زندگی کنم.

ـ من می‌خواهم هر دوی شما را دوست داشته باشم و از دقایقی که همراهتان هستم لذت ببرم؛ پس وقتی من کنار شما هستم، از دیگری بدگویی نکنید. با این کار من فکر می‌کنم باید فقط یکی از شما را دوست داشته باشم و دوست داشتن هر دو نفر کاری اشتباه است.
ـ من دوست ندارم پیغام‌های شما دو نفر را به هم برسانم. پس لطفا مستقیم با یکدیگر صحبت کنید.
ـ وقتی می‌خواهید درباره دیگری چیزی به من بگویید، لطفا با احترام صحبت کنید یا اگر نمی‌توانید اصلا هیچ حرفی نزنید. چون وقتی درباره دیگری حرف‌هایی نادرست می‌گویید، من فکر می‌کنم منظورتان این است که فقط شما را دوست داشته باشم.
ـ همیشه یادتان باشد من به هر دو نفرتان نیاز دارم؛من برای بزرگ شدن هم پدر می‌خواهم و هم مادر. برای یاد گرفتن درس زندگی، هم نقش مادر مهم است و هم پدر و… .
408 views بار ۱ام مرداد ۱۳۹۰ admin خانه و خانواده , سایر مطالب بدون نظر

فن اتوکشی را یاد بگیرید !

اتوکشیدن درست و دقیق لباس و ملحفه هنر است. به همین دلیل اگر روش درست اتو کردن لباس‌ها را ندانیم، باعث خسارت و خرابی آنها می‌شویم. مثلا اگر لباسی را با درجه حرارت بالا اتو کنیم، پارچه لباس شل می‌شود و حتی ممکن است بسوزد؛ البته این اتوکشی و ترفندهای آن وقتی پارچه ظریف‌تر و حساس‌تر باشد مهم‌تر هم می‌شود.
معمولا هر لباسی دارای برچسب مخصوصی است که درجه اتوی آن را تعیین می‌کند. پس قبل از اتوکشی آن برچسب را ببینید و با توجه به آن درجه اتو را تعیین کنید.

برای اتو کردن پرده‌ها هم بهتر است یک صندلی کنار میز اتو قرار دهیم و قسمت‌های اتو شده را روی صندلی بگذاریم تا کثیف و چروک نشود.
 ملحفه را نیز می‌توان برای اتوکردن تا زد و بعد از اتو کردن یک قسمت آن را باز کرده و قسمت‌های دیگر را اتوکشید تا تمام ملحفه اتو شود.
برای اتوکشی لباس‌های پشمی هم باید دقت کنید؛ اگر از اتوی پرسی استفاده شود بهتر است، ولی دقت کنید لباس پشمی را حتما از پشت بگذارید و اتو کنید یا یک پارچه روی لباس بکشید و بعد اتوکشی را شروع کنید.
علاوه بر لباس‌های مختلف، هر قسمت از لباس هم روش اتوکشی خاصی دارد؛
مثلا برای اتو کردن یقه لباس‌های آقایان توجه کنید اتو را روی یقه نکشید زیرا این کار باعث چین خوردن یقه می‌شود. به جای آن باید یقه را روی میز اتو باز کنید و سپس اتو را روی آن قسمت بگذارید و بردارید. پس از آن یقه را مثل بلوز آماده شده تا کنید و دوباره روی یقه را اتو بکشید.
اگر لباس مخمل دارید حواستان باشد هیچ وقت اتو را روی آن نکشید. بلکه باید یک حوله کلفت را تا کنید و روی میز اتو بگذارید. سپس لباس مخمل را روی آن پهن کنید، یک پارچه هم روی لباس بگذارید و اتو را روی لباس گذاشته و بردارید. این کار باید ادامه یابد تا تمام لباس اتو شود.
 بهتر است سعی کنید تمام لباس‌ها را از پشت اتو کنید، بخصوص لباس‌های تیره و چادرها را حتما از پشت اتو بکشید تا از برق افتادن آنها پیشگیری شود. در غیر این صورت حتما یک پارچه سفید بدون پرز روی لباس بگذارید و بعد آن را اتو کنید.
اتوکشی درست لباس‌ها نه‌تنها باعث زیبایی و جلوه بیشتر آنها می‌شود، بلکه حتی سبب میکروب‌زدایی آنها هم هست. وقتی درجه حرارت اتو متوسط رو به زیاد باشد باعث می‌شود میکروب لباس‌ها و ملحفه‌ها از بین برود. بنابراین اگر می‌خواهید لباس‌ها و ملحفه‌های کودک شما عاری از میکروب باشد حتما آنها را اتو کنید.
اگر در سفر اتو همراهتان نبود و به خشکشویی هم دسترسی نداشتید، نگران نشوید. در این وضعیت باید به شیوه‌ای ساده تا جایی که امکان دارد چروک‌های لباس را برطرف کرد. بنابراین بهتر است لباس چروک خود را در بخار حمام قرار دهید تا چروک آن از بین برود. اگر چنین شرایطی هم نباشد، می‌توانید با دست روی لباس کمی آب بپاشید و سپس با سشوار روی قسمت‌های چروک آن را خشک کنید تا کم‌کم چروک‌ها از بین برود.
ولی هیچ وقت و در هیچ شرایطی اتو کردن لباس‌ها را فراموش نکنید؛ چون پوشیدن لباس‌هایی مرتب و بدون چروک نشانه نظافت و تمیزی افراد است. پس همیشه لباس‌ها را به بهترین شیوه اتو کنید و اگر لازم است آنها را به اتوشویی بدهید تا بهترین نتیجه را داشته باشد.
343 views بار ۲۵ام تیر ۱۳۹۰ admin خانه و خانواده , سایر مطالب بدون نظر

خواستگاری و چالش های پیش رو

از آنجا که در جامعه سنتی، خانواده‌ها یکدیگر را می‌شناختند،آشنایی چندان معنا نداشت.اما در جامعه کنونی که اکثر افراد یکدیگر را نمی‌شناسند به نظر می‌رسد که آشنایی یک نیاز جدی باشد.

 آشنایی به عبارتی همان خواستگاری است. از آنجا که در جامعه سنتی، خانواده‌ها یکدیگر را می‌شناختند و اکثر مردم به نوعی باهم آشنا بودند، آشنایی چندان معنا نداشت. اقتضای آن زمان‌ها این بود که از بین آشنایان به خواستگاری یک نفر بروند. اما در جامعه کنونی که اکثر افراد یکدیگر را نمی‌شناسند و تحرک اجتماعی افزایش پیدا کرده است، به نظر می‌رسد که آشنایی یک نیاز جدی باشد. از قدیم ما ایرانیان معتقد بوده‌ایم که ازدواج بهتر است با یک فرد «دیده و شناخته» انجام گیرد. بسیاری از ما ایرانیان در این سال‌ها به ازدواج خویشاوندی روی آورده‌ایم چرا که ازدواج با خویشاوند، ازدواج با یک فرد دیده و شناخته است. اما واقعاً ما تا چه زمانی می‌توانیم برای ازدواج دیده و شناخته به ازدواج خویشاوندی روی آوریم. ازدواج خویشاوندی شرایط ژنتیکی دشواری را برای نسل آینده فراهم می‌سازد و مشکلات ژنتیکی را به ارمغان خواهد آورد. پس به نظر می‌رسد که برای دیده شدن و شناخته شدن و انجام ازدواج دیده و شناخته باید به دنبال راههای دیگری باشیم. نیاز جامعه امروز ما دیده شدن و شناخته شدن است.
خواستگاری، درخواست ازدواج از یک فرد آشناست اما اگر آشنا نبودیم اگر غریبه بودیم چه باید بکنیم؟! آشنایی نیاز جامعه شهری ماست که مردم اکثراً یکدیگر را نمی‌شناسند. اکثراً غریبه‌اند، آشنایی به طور طبیعی در سال‌های گذشته در بین مردم شهرها و روستاها پیش می‌آمد. آدم‌ها یکدیگر را یا به طور مستقیم یا به طور غیر مستقیم می‌شناختند، از یکدیگر دور نبودند و اکثر افراد، دیده می‌شدند. اما امروزه در پهنه‌ی شهرهای چند میلیون نفری چه کسی، چه کسی را می‌شناسد؟! خانواده‌های پر ارتباط کاهش یافته‌اند؛ سازمان‌ها؛ شرکت‌ها و ادارات؛ قبایل جدیدی هستند که با یک نفر از خانواده در ارتباطند و با سایر افراد خانواده کاری ندارند، روابط خانوادگی بین کارکنان سازمان یافته نیست و بنابراین فقط این کارکنان هستند که یکدیگر را می‌شناسند نه خانواده‌های آنها و طیف وسیع‌تری از اجتماع. روابط انسانی در شرایط ویژه‌ای به سر می‌برد. اگر یک نفر درونگرا باشد و عزلت گزین در بین انبوده جمعیت دیده نخواهد شد. آنچه امروز مانع دیده شدن و شناخته شدن است انبوه جمعیت است و سست شدن روابط سنتی انسان‌ها از قبیل خویشاوندی و پا نگرفتن روابط مدرن و جدید؛ انسان‌ها در یک جامعه‌ی بدون ساختار به حال خود رها شده‌اند. پارک‌ها فضای آشنایی و شناخت شده است و ملاک آشنایی در پارک و خیابان هرچه باشد به نظر عمیق و اصیل نمی‌آید. خانواده به عقب رانده شده و روابط انسان‌ها بدون شکل و خیابانی شده است، بدون عمق و بدون ریشه و بدون تاریخچه؛ انسان‌ها با یکدیگر آشنا نیستند.
انسان‌ها غریبه‌هایی هستند که بدون عمق باهم آشنا می‌شوند. یک آشنایی سطحی یک آشنایی بی‌مایه، یک آشنایی نسنجیده و بی‌قید؛ ازدواجی که از این گونه آشنایی برخیزد می‌تواند ازدواجی سطحی و بی‌قید و غیرمسئولانه باشد. ریشه‌ها سست شده است و مردمان بی‌ریشگی را دوست دارند. ارتباط با خواهر و برادر و خویشاوند سست شده و درختان تنومند اصیل به یک گیاه یک ساله فروخته می‌شوند. موضوعات جنسی و لذت آنی محور شده است و ازدواج به عنوان سرآغاز یک نسل و یک تبار و یک ماندگاری هزاران ساله به فراموشی سپرده شده است. تمتع جنسی و لذت آنی اعتقاد اکثریت مردمان بی‌اعتقاد شده است. بزرگترین لذت‌ها را در سریع‌ترین لذت‌ها می‌یابیم، صبوری را فراموش کرده‌ایم و سرعت را پذیرفته‌ایم، غذاهای سریع به جای خوراکی‌هایی نشسته است که مهمترین لذت آنها در طول زمان تهیه و فرآوری آنها بود. ازدواج بیشتر به سمت موقت بودن جاری است تا به سمت دائمی بودن. درختچه‌های چند ماهه‌ی ارتباط جنسی بر درختان تنومند یک نسل که در هزاره‌ها جاری است ارجحیت یافته‌اند. همه چیز سرعت گرفته است؛ همه چیز تند شده است و همه چیز به تندی و سرعت باید به لذت منتهی شود. انسان وقار خود را از دست داده است و بازگشت به اجداد حیوانی را تجربه می‌کند.
در این شرایط چه باید کرد؟
آشنایی در این شرایط نیاز انسانی ما قبل از خواستگاری شده است اما از آنجا که حرص آدمیان به موضوعات جنسی افزایش یافته است، این نیاز اساسی به دیده‌ی منفی نگریسته می‌شود. اگر پسری بخواهد با دختری آشنا شود تا بعد از آشنایی برای خواستگاری از او تصمیم‌گیری کند، این آشنایی را به چشم یک ارتباط بی‌جا و بی‌قاعده و اصول می‌نگریم که در آن پسر قصد سوء استفاده جنسی دارد؛ البته در بسیاری از اینگونه روابط این قصد وجود دارد اما این بدین معنی نیست که آشنایی یعنی قصد سوء استفاده؛ آشنایی قرار ملاقات (Date) نیست، آشنایی، دوستی دختر با پسر یا پسر با دختر نیست، اکثر خانواده‌های شهری آشنایی را به رسمیت نمی‌شناسند آنها خواستگاری را جدی می‌گیرند. و دختر و پسر آنها تعارض را تجربه می‌کند و در برابر این ضرورت خاموش تنهایی را احساس می‌کند. پدر و مادر او را تنها می‌گذارند، آنها نمی‌دانند که این تنهایی می‌تواند برای او بسیار پر هزینه باشد و جوانان پنهان کاری می‌کنند فاصله نسلی به شدت خود را به نمایش می‌گذارد و این دو نسل یکدیگر را نمی‌شناسند و از یکدیگر پرهیز می‌کنند. تجارب نسل قدیمی‌تر به هیچ گرفته می‌شود و احساس و نیاز نسل فعلی به تمسخر گرفته می‌شود. و چنین است که این دو نسل بسیار با یکدیگر مبارزه می‌کنند، بسیار می‌جنگند. خانواده‌ها عقب‌نشینی می‌کنند تا موعد تصمیم‌گیری، آن وقت است که ساز مخالفت می‌زنند و نسل فعلی را به چالشی جدی فرا می‌خوانند. و همه رشته‌های آنها را پنبه می‌کنند. افزایش جدایی‌های قبل از ازدواج و افزایش طلاق می‌تواند ما شما از هدی این دو نسل از یکدیگر باشد.

مراحل ازدواج
دو نوع نگاه و رویکرد نسبت به ازدواج وجود دارد یکی نگاه فرایندی یا نگاه چند مرحله‌ای و دیگری نگاه تک مرحله‌ای که البته هرکدام از این دو رویکرد عواقب و نتایج خاص خود را در ازدواج دارند.
رویکرد تک مرحله‌ای؛ ازدواج را یک تصمیم می‌داند که وقتی این تصمیم گرفته شد، امکان بسیار اندکی برای تغییر آن وجود دارد. ما بسیار شنیده‌ایم که که گفته می‌شود: «دو جلسه یکدیگر را دیده‌ایم و من باید تا آخر هفته پاسخ بدهم»، این نوع گفتگو بیانگر رویکرد تک مرحله‌ای به ازدواج است. ازدواج یک تصمیم است که پس از آن، امکان بازگشت یا تغییر نظر بسیار اندک است. در این گونه ازدواج مراسم «بله بران و مهربران» مهمترین مرحله است و مابقی مراحل فقط یک تشریفات است که باید طی شود. تصمیم در مراسم بله بران یا مهربران گرفته می‌شود و در مراحل بعدی همه درصدد به انجام رساندن آن تصمیم هستند که امکان تغییر و بازنگری در آن بسیار کم است.
رویکرد چند مرحله‌ای یا رویکرد فرایندی، نگاه دیگری به ازدواج است. در این رویکرد، ازدواج پس از چند گام به انجام می‌رسد و در هر گام «تصمیم» ازدواج مورد بررسی مجدد قرار می‌گیرد و در صورتی که در هرکدام از این مراحل، فرد تصمیم به جدایی بگیرد، امکان آن وجود دارد. در نگاه چند مرحله‌ای تصمیم به ازدواج یک شبه گرفته نمی‌شود، این تصمیم در طول یک فرایند و با سپری شدن زمان اتخاذ می‌شود. ازدواج فرایندی یا ازدواج چند مرحله‌ای حداقل از سه مرحله تشکیل شده است. مراحل «آشنایی»، «نامزدی» و «عقد» سه مرحله یا سه گام اصلی ازدواج فرایندی هستند. ممکن است برخی بر این تصور باشند که ازدواج فرایندی یک جور ازدواج مدرن است و ازدواج تک مرحله‌ای ازدواج سنتی است اما به نظر می‌رسد که هم افراد سنتی و هم افراد متجدد اکثراً درگیر ازدواج تک مرحله‌ای هستند و افراد بسیار اندکی هستند که نگاه فرایندی به ازدواج داشته باشند. اگر ازدواج را شامل سه مرحله اصلی آشنایی، نامزدی و عقد بدانیم، افراد سنتی معمولاً اهمیت بیشتری به دوران عقد می‌دهند. خانواده‌های سنتی معمولاً مرحله آشنایی و نامزدی را در یک زمان بسیار کوتاه پشت سر می‌گذارند تا خطبه عقد خوانده شود و از آنجا به بعد با خیال راحت به دختر و پسر فرصت و مجال می‌دهند تا باهم آشنا شوند و نامزدی را تجربه کنند و عقد هم که هستند. به عبارت دیگر برای افراد سنتی دوران عقد از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و دو مرحله آشنایی و نامزدی بسیار فشرده و مختصر می‌شود و قصد بر آن است که به سرعت از این دو مرحله عبور شود چرا که خانواده‌های سنتی بیشتر بر این اعتقاد هستند که مرحله آشنایی یا مرحله نامزدی به گونه‌ای ممکن است منجر به سوء استفاده و مسایل دیگری شود که آنها با کاهش زمان سعی در پیشگیری از آنها دارند.
اما متجددین بیشتر بر این عقیده‌اند که دوران آشنایی مهم‌تر است و به آن اهمیت ویژه‌ای می‌دهند. معمولاً در این گونه خانواده‌ها دوران آشنایی را طولانی می‌کنند در آشنایی طولانی مدت نامزدی مدت نامزدی و عقد هم اگر به طور غیررسمی هم اتفاق افتاد از نظر آنها قابل پذیرش است. اما قرار دادن نامزدی و عقد در دوران آشنایی همانند قراردادن آشنایی و نامزدی در دوران عقد است و هیچ تفاوتی ندارد. هرگونه خلاصه‌سازی و مختصرسازی این مراحل منجر به تک مرحله‌ای شدن ازدواج می‌شود. همان‌طور که ملاحظه می‌کنید هر دو گروه دارای نگاه تک مرحله‌ای به ازدواج هستند حالا یک گروه دوران عقد را برجسته می‌کند و دیگری دوران آشنایی را.
جالب اینجاست که مراسم و سنن ما ایرانیان مبتنی بر نگاه چند مرحله‌ای و فرایندی به ازدواج است اما رفتار و عرف اجتماعی ما اکثراً مبتنی بر رویکرد تک مرحله‌ای به ازدواج است. مراسم مربوط به خواستگاری، نامزدی و عقد نشان از وجود مراسم و سنن فرایندی است اما فشرده سازی و تأکید بر یکی از این مراحل و حذف یک یا دو مرحله، نشان از رفتار و نگاه تک مرحله‌ای متجددین و سنتی‌های ما ایرانیان دارد.

والدین از چه زمانی و چگونه تربیت جنسی فرزند خود را آغاز کنند؟
والدین بایستی از دوران کودکی تربیت جنسی فرزند خود را آغاز کنند و …
 یک روانشناس و مشاوره اختلالات جنسی با تاکید بر اینکه «والدین بایستی از دوران کودکی تربیت جنسی فرزند خود را آغاز کنند»، گفت:« اگر والدین با برنامه‌ریزی درست و بلند مدت اطلاعاتی در خصوص بلوغ و مسائل جنسی در اختیار فرزندان خود قرار دهند و آرام و آرام و به تناسب سنشان این اطلاعات را در اختیار وی قرار دهند از بروز بسیاری از مشکلات رفتاری و اختلالات جنسی در فرزندانشان جلوگیری خواهند کرد.»«تربیت جنسی فرزندان به صورت ناگهانی شروع نمی‌شود بلکه والدین بایستی از دوران کودکی، تربیت جنسی فرزند خود را آغاز کنند و بدانند که چگونه به تناسب سن  فرزند خود به سئوالات جنسی وی پاسخ دهند و این آگاهی بخشی  و تربیت فرزند در هر سنی متفاوت است.»

وی افزود:« به عنوان مثال ممکن است والدین کودک ۲ یا ۳ ساله‌ای داشته باشند که مراقبت‌های خاص خود را لازم دارد . کودک در این سن متوجه بدن خود و تفاوت‌های جنسیتی می‌شود و این توجه باعث می‌شود که کودک راجع به بدن خود کنجکاوی هایی داشته باشد والدین بایستی مراقب کنجکاوی های بیش از حد او باشند. گاهی کودک سوالاتی درباره نحوه متولد شدن خود می‌پرسد که پاسخ والدین نباید بیشتر از نیاز کودک و آنچه که می‌داند باشد و برای پاسخ دهی به سوال او ابتدا باید دانست که این سوال چرا و چگونه در ذهن کودک شکل گرفته است و کودک چه اطلاعاتی در این زمینه دارد سپس بر اساس دانسته های کودک به او جواب می‌دهیم.»
این مشاور اختلالات جنسی تصریح کرد:« البته این قضیه فرهنگی است و بسته به فرهنگ هر جامعه و خانواده نحوه پاسخ دهی و آشنایی کودک و نوجوان با مسائل جنسی متفاوت است.معمولا در فرهنگ جامعه ما نوجوانان  اطلاعات خود را در خصوص بلوغ و مسائل جنسی از طریق منابع غیر والدینی نظیر دوستان ورسانه ها نظیر اینترنت و … کسب می کنند و متاسفانه منابع رسمی برای اطلاع رسانی در این خصوص غفلت کرده‌اند.»
دکتر حیدری‌نسب ادامه داد:« اگر فرض بر را بر این بگذاریم که نوجوانی در مورد این مسائل از والدین خود پرسش‌هایی را می پرسد والدین بایستی با ظرافت با این مسئله کنار بیایند و نباید به انکار سوالاتی که برای وی بوجود آمده بپردازند و نه به آن دامن بزنند. گاهی والدین ترجیح می‌دهند تمام مسائل را در زمان ازدواج فرزندشان مطرح کنند اما باید بدانند اگر با برنامه‌ریزی درست و بلند مدت اطلاعاتی در خصوص بلوغ و مسائل جنسی در اختیار فرزندان خود قرار دهند و آرام و آرام و به تناسب سنشان این اطلاعات را در اختیار وی قرار دهند از بروز بسیاری از مشکلات رفتاری و اختلالات جنسی در فرزندانشان جلوگیری خواهند کرد.»

وی گفت:«در جامعه مسئله محارم و ارتباط با محارم مسئله ای جدی است که این مشکل به ندرت در میان خانواده‌ها اتفاق می‌افتد و در صورتی که این ارتباط صورت گیرد نشان دهنده سطح فرهنگی خانواده و مشکلات عمیق شخصیتی دختر یا پسر تازه به بلوغ رسیده است و ممکن است بیماری های روانی پشت این قضیه وجود داشته باشد.

نکته بسیار مهم در این میان این است که والدین و معلمان باید گام به گام با بچه ها بزرگ شوند و اطلاعاتی که در خصوص مسائل جنسی در اختیار کودک ۳ ساله قرار داده می شود بسیار متفاوت با دختر ۱۳ ساله است از طرفی عدم آگاهی دادن و طفره رفتن از پاسخ به مسائل بلوغ و  سوالات جنسی باعث می شود به کنجکاوی های نوجوان تازه بالغ شده دامن زده شود، بنابراین خانواده مهمترین موقعیتی است که بایستی اطلاعات لازم و کافی را به نوجوانش بدهد و آرام آرام به راهنمایی وی بپردازد.»

این عضو گروه خانواده و سلامت جنسی کلینیک سلامت خانواده در ادامه تصریح کرد:«نوجوان زمانی که می‌خواهد مسائلی در این خصوص را با والدینش در میان بگذارد بایستی احساس امنیت کند از طرفی خانواده باید با او صحبت کرده و به او بگویند اگر احساساتی وجود دارد برای من هم در زمان نوجوانی وجود داشته و نباید ذهن خودت رو زیاد درگیر این مسئله کنی و اطلاعاتی که در اختیار نوجوان خود قرار می دهد نباید به گونه‌ای باشد که باعث کنجکاوی های شدید او شود  تا جایی که تحریک شده و به سمت تجربه کردن و فهمیدن مسائل بیان شده روی بیاورد.»

وی تاکید کرد:«نحوه پوشش در هر خانواده‌ای بسته به فرهنگ آن دارد گاهی برخی پوشش راحتی در حضور فرزند خود دارند و وی به دیدن این گونه پوشش و لباس عادت دارد اما تغییر ناگهانی پوشش و نحوه لباس پوشیدن در حضور فرزندی و یا برادری که تا به حال با این موضوع برخورد نداشته است کار درستی نیست و تشخیص در خصوص این موضوع به عهده والدین است و گاهی ممکن است والدین به دلیل اینکه شخصیت فردی را می شناسند و می دانند  که وی فردی است که سوء نیت دارد پوشش فرزند خود را در حضور وی کنترل می کنند.»

دکتر لیلا حیدری نسب خاطر نشان کرد:«نوجوانی سن شروع صفات ثانویه جنسی و سن رشد تحولات شناختی  گسترده در فرد است و نوجوان ناگهان از نظر توانائی شناختی توانمند می شود و گاهی برخی از نوجوانان تازه بالغ شده با دیدن برخی فیلم‌ها و یا پوشش نامناسب تحریک شده و خیال پردازی می‌کنند گرچه همین توانائی‌های شناختی و توانائی خیالپردازی در نوجوان می‌تواند به شرایط غیر تحریک کننده هم تسری یابد . بهترین روش برای کنترل این موقعیت‌های ناخواسته سرمایه گذاری ورزشی – تحصیلی – شرکت در فعالیت های گروهی و ارائه آزادی های مجاز فردی در حد چهارچوب خانواده می باشد و به هرحال انضباط و انعطاف پذیری در روند آموزش و تربیت جنسی مولفه‌های اصلی هستند.»
مطالب مرتبط از سایت های مشابه :
[googlesearch]تربیت جنسی[/googlesearch]
448 views بار ۲۰ام تیر ۱۳۹۰ admin خانه و خانواده , روان شناسی , سایر مطالب بدون نظر
9 دشمن زندگی زناشویی از دیدگاه روانشناسی ازدواج!
دست از پاییدن و سین جین کردن همسرتان بردارید . شک و بدگمانی های بیش از حد شما ، در نهایت او را به ستوه آورده و به سمت فرد دیگری هل می دهد!
برای این که زندگی زناشویی خوبی داشته باشیم، لازم نیست که بی خودی به دنبال راه های معجزه آسا باشیم. ضمن این که باید بدانید که خوشبختی در زندگی زناشویی و داشتن یک زندگی زناشویی موفق بعد از ازدواج، هیچ ارتباطی به رویاپردازی و ایده آل نگری نداشته و در عین حال چیزی نیست که بدون هیچ گونه تلاش و اراده ای، تحقق بپذیرد.
پس لازم است بدانید که اگر واقعا قصد بهبود شرایط زندگی زناشویی خودتان را دارید، یکی از بهترین اقداماتی که می توانید انجام بدهید، شناسایی عوامل مخرب در زندگی است که ما در این مطلب از آنها با نام دشمن زندگی زناشویی یاد می کنیم و قصد داریم تا ۹ مورد از آن ها را در ادامه مطلب بیاوریم.
البته هر کدام از شما ممکن است به فراخور شرایط زندگی خودش، بخواهد به این موارد، مورد دیگری نیز بیفزاید.
۱) تلویزیون

تلویزیون قاتل عشق است
. در این مورد هیچ شکی نداشته باشید! حتی کاملا توصیه می شود که شام خوردن جلوی تلویزیون را قدغن کنید. هر شب غذا خوردن جلوی تلویزیون به همراه گویندگان نمی گذارد حواستان به همسرتان و فرزندانتان باشد، از آن گذشته آن قدر جلوی تلویزیون به تماشای فیلم مشغول بوده اید که وقتی به رختخواب می روید ، حتی دیگر وقت ندارید با هم حرف بزنید و از حال یکدیگر باخبر شوید.
تنها چاره کار این است که این دشمن را از زندگی عاشقانه بیرون بیندازید! برای آن که در این کار زیاد سخت گیری نکرده باشید ، می توانید موافقت کنید که در هفته ، بعضی از شب ها تلویزیون خاموش باشد.

البته فراموش نکنید که تلویزیون در رابطه میان والدین و فرزندان نیز بعضا نقش های مخرب زیادی دارد.

۲) خانه نشینی
ممکن است به خاطر تلویزیون و یا بنا به دلایلی، دیگر بیرون نروید! البته حتما لازم نیست که رستوران های آن چنانی بروید و یا از همسرتان چنین انتظاری را داشته باشید. چرا که به هر حال اصل قضیه این است که شما اوقاتی را با هم و به بهترین شکل سپری کنید. حالا می توانید غذایی که در منزل تهیه کرده اید را به پارک ببرید و یا این که اگر می توانید به رستورانی که در آن خاطره های خوشی داشته اید، بروید.
فراموش نکنید که نباید با هزینه تراشی های بی مورد، به گونه ای متحمل هزینه بشوید که دیگر نخواهید به رستوران بروید. اگر هم به سینما علاقه دارید و از آن لذت می برید، می توانید با تفاهم بر روی فیلم خاصی، از تماشای آن لذت ببرید.

فراموش نکنید که صله رحم را همواره در برنامه های خودتان بگنجانید. مبادا طوری رفتار کنید که ببینید دیگر از گردش های دو نفره و شب نشینی های رمانتیک خبری نیست! باید دوباره آن حال و هوا را به دست آورید و به اتفاق یکدیگر از خانه بیرون بزنید! حالا که به تازگی از شر تلویزیون خلاص شده اید، سعی کنید که توجه به همسرتان، تلویزیون جدید شما باشد!

۳) ساعات اضافی

دیگر دیر از سر کار به خانه برنگردید! نه تنها برای خودتان وقت ندارید بلکه علاوه بر آن خستگی و عصبانیت تان را با خود به خانه می آورید که حقیقتا هیچ کار خوشایندی برای فرزندان و همسرتان نیست! تنها کافی است که کار، تمام زندگیتان را به خود مشغول کند، به سرعت تنها موضوعی می شود که از آن در خانه حرف می زنید.

بس کنید! سعی کنید به حد کافی زود به خانه برگردید تا قبل از شام کمی وقت برای خودتان و یا با هم بودن داشته باشید. به شرطی که طبق همان اصل اول، در این مدت جلوی تلویزیون ولو نشوید! و خصوصا برای آن که توجه بیشتری به یکدیگر داشته باشید، هرازگاهی کار را از یاد ببرید. به عنوان مثال می توانید تصور کنید که هرگاه به خانه برمیگردید، همان طور که جوراب های خودتان را از پایتان خارج می کنید، تمام مسائل فکری بیرون از خانه تان را هم از ذهنتان خارج کرده و آنها را درون جوراب هایتان بریزید.
۴) رسیدگی به وضع ظاهر
فکر نکنید چون دیگر زن و شوهر هستید و چندین سال از زندگی مشترکتان می گذرد، باید نسبت به وضع ظاهرتان بی خیال شوید! چرا که در روایات اسلامی هم نسبت به این که هر کدام از زن و شوهر خودش را برای همسرش آراسته کند، تاکیدات و سفارشات بسیار فراوانی وجود دارد. پس بهتر است که دست از شوریدگی و نا مرتب بودن بردارید، موهایتان را ژولیده و درهم رها نکنید، از ریخت و پاش کردن در خانه خودداری کنید و به خودتان برسید! همسرتان مطمئنا شما را همان گونه که هستید دوست دارد، با این حال چرا سعی نمی کنید خود را به بهترین شکل نشان دهید؟ به این ترتیب به او نشان می دهید که حضور او و تاثیری که بر او می گذارید برایتان مهم است.
۵) بی توجهی
یکی دیگر از دشمنان بزرگ زن و شوهرها ، بی توجهی است. در این جا منظور از توجه کردن گل خریدن و یا هدیه دادن نیست بلکه تنها نگاه کردن به همسرتان است که گاهی می تواند خیلی بیشتر از آنچه که تصور می کنید، تاثیر خوبی در زندگی تان بگذارد.
زمانی که همسرتان آرایشگاه رفته و یا کت جدیدی خریده است به او توجه نشان دهید; به خصوص زمانی که او را شیک و زیبا می بینید و یا وقتی که او با تعریف های به جا و مناسبش شما را تحت تاثیر قرار می دهد، از او تعریف کنید. زیرا تعریف و تمجید ها همیشه خوشایند هستند ، اما تنها زمانی که درست و به جا به کار برده شوند.
۶) حسادت مفرط

دست از پاییدن و سین جین کردن همسرتان بردارید
زیرا زندگی مشترک براساس اعتمادی دوجانبه بنا می شود. شک و بدگمانی های بیش از حد شما ، در نهایت او را به ستوه آورده و به سمت فرد دیگری هل می دهد! پس مواظب باشید که با دست خودتان، عشقتان را نابود نکنید.
۷) خانواده همسر
نه، مطمئنا تمام خانواده های همسر آن گونه که در فیلم ها به صورت منفی نشان داده می شوند، نیستند. پس سعی کنید که از تلقین منفی به ذهنتان کاملا دوری کنید و این باور را در خودتان تقویت کنید که تفاهم بین همسر و خانواده شما اغلب می تواند گرم و صمیمانه باشد.
اما نکته مهم آن است که بدانید زمانی که این تفاهم به حد کافی وجود دارد ، چیزی را به همسرتان تحمیل نکنید. چنانچه احساس می کنید که همسرتان از رفت وآمد های آخر هفته کم کم خسته می شود به او اصرار نکنید آخر هر هفته برای ناهار با خانواده شما باشد و البته این قاعده در مورد میهمانی های همکاران و دوستان قدیمی نیز صدق می کند.

۸) نبود برنامه

تشکیل خانواده به معنای گذراندن زندگی بدون در نظر گرفتن آینده نیست. شما باید به اتفاق هم آینده تان را بسازید. از برنامه های کوتاه مدت (مکانی که تعطیلات را در آن جا می گذرانید، خرید اتومبیل و…) گرفته تا برنامه های بزرگ تر (بچه دار شدن، عازم شهر دیگری شدن و…) بی درنگ در مورد آینده تان و اینکه چگونه با آن روبه رو می شوید فکر کنید. این عمل روابط شما را منسجم تر و شور و شوق پیش روی در زندگی را در شما شعله ور می کند.

۹) سکوت
مطمئنا عدم گفت وگو برای زندگی زناشویی مضر است. این امر بنا به دلایل مختلف اغلب ناشی از کمبود وقت و یا بی توجهی زن و مرد نسبت به یکدیگر است که در بالا از آنها نام برده ایم. با این حال، معمولا گفت وگو میان زن و مرد صورت می گیرد، اما هیچ یک از طرفین به حرف های یکدیگر گوش نمی دهند… در این حالت، موضوعی را با هم مطرح کنید و سعی کنید حقیقتا حرف طرف مقابل تان را بفهمید.
درصورت نیاز، بی درنگ از یک روان درمانگر کمک بگیرید. البته ناگفته نماند که متاسفانه بعضی از زن و شوهرها، حرف هایی می زنند که اگر سکوت کنند و آن ها را نگویند، بسیار برای آن ها بهتر است…
پس حالا تصمیم و تشخیص آن که چگونه سکوت زندگی را بشکنید، با خودتان است.
مطالب مرتبط از سایت های مشابه :
[googlesearch]زندگی زناشویی[/googlesearch]
609 views بار ۱۷ام تیر ۱۳۹۰ admin خانه و خانواده , روان شناسی , سایر مطالب بدون نظر
اغلب نوجوانان پیش از شروع بلوغ مطیع و دارای رابطه عاطفی قوی با افراد خانواده و والدینشان هستند. چنین رابطه‌ای آنان را قابل کنترل و سازگار می‌کند،
اغلب نوجوانان پیش از شروع بلوغ مطیع و دارای رابطه عاطفی قوی با افراد خانواده و والدینشان هستند. چنین رابطه‌ای آنان را قابل کنترل و سازگار می‌کند، اما با شروع بلوغ جسمی روابط آنان با خانواده، محیط، مربیان مدرسه و افراد جامعه دستخوش تغییر می‌شود و گویا به موجودی دیگر تبدیل می‌گردند.

بلوغ جسمی که با تحول در رفتارها، نیازهای عاطفی، هیجانات درونی و روحیه اجتماعی نوجوان همراه است، تضادها و تعارض‌ها را در روابط وی با محیط و سایرین اجتناب‌ناپذیر می‌کند. بالطبع چنین تعارض‌هایی که به اشکال مختلف پدیدار می‌شوند، از طبیعت بلوغ و دوران آخر نوجوانی ناشی می‌شود اما باید هدایت و کنترل شود وگرنه می‌تواند مخرب باشد. رفتارهای منفی نزد نوجوانان در علم روان شناسی به ناسازگاری تعبیر می‌شود که ادامه و تعمیق آن در رفتارهای فردی و جمعی می‌تواند زنگ خطری برای رندشد شخصیتی و ویژگی‌های رفتاری وی در بزرگسالی باشد. ناسازگاری در مفهوم دقیق کلمه از ضعف نوجوان در تطبیق با شرایط محیطی و واقعیت‌های زندگی حکایت دارد و در صورتی که از حد بگذرد و درمان نشود، سلامت شخصیت نوجوان در زندگی آینده‌اش را به خطر می‌اندازد. بزهکاری، گرایش به مفاسد اخلاقی و اجتماعی، اعتیاد و توسل به مصرف آرامبخش‌ها و الکل، پرخاشگری، انزوا و مردم‌گریزی، ضد اجتماعی بودن و… تنها بخشی از آسیب‌های ناسازگاری حاد در نوجوانی محسوب می‌شود. نکته مهم، نقش رفتار والدین در ناسازگاری نوجوان است. فرزندان تا حدودی آینه رفتارهای والدین هستند، ریشه‌های ناسازگاری نوجوان را باید در نوع و ماهیت رفتار والدین وی جستجو کرد. رفتار والدین به صورت مستقیم یا غیرمستقیم مولد انواع ناسازگاری در رفتار نوجوانان بویژه در دوران بلوغ و شروع مرحله عملی اجتماعی شدن است. اگر فرزند نوجوانی دارید که از ناسازگاری وی به ستوه آمده‌اید رفتارهای خود را تغییر دهید و کلیدهای طلایی رفتار با نوجوان را از یاد نبرید.

با نوجوان خود، دوست باشید. هیجانات درونی مختص سن نوجوان و دوران بلوغ، وی را نیازمند محبت و حمایت عاطفی می‌کند. اگرچه ممکن است این نیاز را به صورت مستقیم مطرح نکند و اصلا آشکار نسازد.

از تحکم بپرهیزید. نوجوان احتیاج دارد که برای آنچه به وی امر و نهی می‌شود متقاعد شود یا حداقل دلیل خواسته‌های والدین را بداند. هر چند آن را دقیقا درک نکند. تحکم بی‌منطق برای نوجوان حتی اگر پذیرفته شود در جایی دیگر رفتار تهاجمی وی را در پی خواهد داشت.

شرایط ویژه نوجوان را درک کنید. نوجوانی از نظر جسمی، روانی و عاطفی موقعیت پیچیده‌ای ایجاد می‌کند. نمی‌توان رفتارهای کودکان یا بزرگسالان را از نوجوان انتظار داشت. مهم این است که او به تدریج و طی مراحل رشد بداند در بزرگسالی باید چه رفتاری داشته باشد وگرنه بزرگسالانی هستند که در موقعیت‌هایی از زندگی مانند کودکان رفتار می‌کنند!

اخلاق‌های ویژه نوجوانی را به ذات او نسبت ندهید. پرخاشگری، لجبازی، عصیانگری، صحبت‌های ممنوعه! و رفتارهای هیجانی را از وی بپذیرید و هرگز از عباراتی نظیر «تو ذاتت خراب است»، «تو بی‌شخصیت هستی» و… استفاده نکنید. تخریب شخصیت نوجوان، ظلم در حق آینده وی است.

گوش شنوا داشته باشید. دنیای کوچک و سردرگم نوجوان حرف‌های بسیاری برای گفتن در ذهن او انبار می‌کند و صحبت کردن با والدین درباره آنچه ناراحت‌کننده، نفرت‌انگیز، ترسناک، شگفت‌آور و… است در نوجوان نوعی واکنش دفاعی برای هضم کردن و فراموش کردن وقایع است.

پیگیر فعالیت‌های درسی وی باشید. حتی اگر نمی‌توانید در درس‌ها به نوجوان کمکی کنید با حرف و رفتار به وی نشان دهید که پیگیر مسائل تحصیلش هستید. نوجوانان به این اهمیت دادن‌ها واکنش نشان می‌دهند و نوعی تعهد تحصیلی در خود احساس می‌کنند.

با نوجوان خود، صحبت کنید. حرف‌های روزمره گرهی از کار نوجوانان باز نمی‌کند. آنها نیاز دارند که با والدینشان به صورت مشخص و مستقیم درباره مسائل مختلف صحبت کنند.

هنگامی که در گفت‌وگو باز شود خواهید فهمید که وی چقدر مسائل برای بازگو کردن دارد، چه اندازه محتاج مشاوره شماست و این نوع رابطه چقدر می‌تواند گره‌گشا و آرامش‌بخش باشد. نوجوانان بویژه درباره مسائل جنسی و تغییرات بدنشان خواهان اطلاعات هستند و اگر چنین نباشد حتما نوعی مشکل پزشکی یا روانی وجود دارد که باید با مشاوره متخصصان برطرف شود.

آنان این اطلاعات را به هر طریق ممکن به دست خواهند آورد اما تنها والدین می‌توانند اطلاعاتی درست و اطمینان‌بخش به نوجوانان بدهند. متاسفانه بهداشت بلوغ در مدارس نادیده گرفته می‌شود و در این باره نقش والدین حیاتی و تعیین‌کننده است.

فضائل اخلاقی را در آنان پرورش دهید. خمیره شخصیت فرد در نوجوانی شکل می‌گیرد و بعید است کسی که در این دوران به آدابی نظیر رعایت حال دیگران، زور نگفتن، پاکدستی، قانون‌مداری، اخلاق‌گرایی و… مودب نشوند در آینده چنین صفاتی را از خود نشان دهند. لازم هم نیست خودتان در این حوزه‌ها کارنامه درخشانی داشته باشید. به قول حکما انسان آنچه نیست که می‌تواند، آنچه است که می‌خواهد.

استقلال شخصیت وی را محدود نکنید. اجازه دهید نوجوان آنچه باشد که واقعا هست نه آنچه شما می‌خواهید از وی بسازید. به جای این کار شخصیت مستقل و توانمند خود را ارتقا دهید تا الگویی مناسب برای وی باشید.

نوجوان را از افراط و تفریط برحذر دارید. بی‌توجهی به زمانی که برای خواندن درس‌ها لازم است، همه چیز را فدای بازی با دوستان کردن، پرداختن طولانی به بازی‌های مجازی، شب‌بیداری، پرخوری بویژه مصرف تنقلات و … رفتارهایی هستند که نوجوان بنا به ویژگی‌های سنی به آنها گرایش دارد. کنترل دوستانه و منطقی والدین می‌تواند تعادل را در رفتارهای نوجوان حفظ کند.

منطقی برخورد کنید . امیرالمومنین می‌فرمایند: آداب و رسوم خود را به فرزندانتان تحمیل نکنید چرا که آنان برای روزگاری غیر روزگار شما آفریده شده‌اند. به فرزندتان اجازه دهید خود هنگام بزرگسالی و کاملا آزادانه روش زندگی‌اش را برگزیند.

در دنیای امروز بسیاری از سنت‌ها و آداب قومی که ریشه در نیازها و تصورات گذشتگان دارند، محکوم به فنا هستند، هرچند ارزشمند و بی‌بدیل به نظر برسند. دیگر این که همان روشی را برای تربیت نوجوان به کار نگیرید که پدرانتان برای شما به کار برده‌اند.

درباره او و دوستانش ، قضاوت و فحاشی نکنید. مسخره کردن، دست انداختن و تحقیر نوجوان عقده‌های روحی مختلفی برای وی پدید می‌آورد که روزی به بدترین شکل آشکار خواهد شد.

نوجوان در لحظه نمی‌تواند بپذیرد که درباره فلان کار یا فلان شخص اشتباه می‌کند و نیازمند گذشت زمان است. زبان تند، تیغی است که بر احساس او کشیده می‌شود.

تنبیه بدنی را به هر شکل و شدتی ترک کنید. اگر شما در ترک چنین شیوه‌ای ضعیف باشید، فرزندی ضعیف تربیت خواهید کرد که یا آسیب‌پذیر خواهد بود یا آسیب‌رسان.
753 views بار ۲ام اردیبهشت ۱۳۹۰ admin خانه و خانواده , سایر مطالب بدون نظر

 

عکس
پژوهشگران می گویند هر چند ازدواج تاثیرات مثبتی را در هر دو جنس باعث میشود اما …

فاصله سنی زوجین در امید به زندگی آنان تاثیرگذار است. پژوهشگران می گویند هر چند ازدواج تاثیرات مثبتی را در هر دو جنس باعث میشود اما ذی نفع اصلی آن مردان میباشند. مردان در تمام اموری که ازدواج در آنها تاثیر دارد، منفعت بیشتری بدست می آورند و انتفاع زنان از ازدواج در صورتی حاصل میشود که یک رابطه ی زناشویی مطلوب و کانونی گرم و صمیمی ایجاد شود. در حالیکه به نظر میرسد مردان کمتر تحت تاثیر کیفیت زندگی مشترک خود قرار میگیرند و بطور ساده و اولیه به محض تأهل از مزایای آن بهره مند میشوند، به عبارت دیگر نفس عمل ازدواج باعث بهبود زندگی مردان میشود، اما بهبود زندگی زنان تحت تأثیر کیفیت زندگی زناشویی خواهد بود.

ازدواج و تشکیل زندگی مشترک در واقع تشکیل یک کانون اجتماعی است. این بدان معنی است که همراه با مفهوم ازدواج یکسری انتظارات وابسته به فرهنگ نیز وجود دارد و بدینگونه افراد با این اقدام کاری بیش از شروع یک زندگی ساده با همسر را آغاز میکنند و در واقع با این عمل خود را به مجموعه ای از قوانین قرار دادی و انتظارات متصل میسازند. او در مقام همسر و والد مورد انتظارات دیگران قرار میگیرد و از دیدگاه سایرین باید رفتاری متفاوت از زمان تجرد داشته باشد.
تحقیقات اخیر پژوهشگران نشان داده است مردانی که مسن‌تر از زنان‌شان هستند امید به زندگی‌شان ۱۱ درصد بالاتر از دیگر مردان است اما این موضوع در زنان برعکس است.
نتایج تحقیق گروهی از محققان موسسه ماکس بلانک در آلمان نشان می‌دهد زنانی که ۷ تا ۹ سال از همسرشان بزرگ‌ترند امید به زندگی‌شان نسبت به سایر زنان ۲۰ درصد کمتر است. این موضوع در مورد زنانی که از همسران‌شان بسیار جوان‌تر هستند نیز صادق است. این مطلب نشان می‌دهد همیشه داشتن یک یار جوان‌تر سبب افزایش طول عمر نمی‌شود.

شاید دلیل این موضوع خارج بودن این نوع ازدواج‌ها از عرف جامعه و فشار اطرافیان پس از ازدواج باشد. البته نتایج این تحقیقات قطعی نیست . در نتیجه به شما توصیه می‌کنیم ازدواج کنید و فاصله سنی تان با همسر بسیار زیاد نباشد. در ضمن فراموش نکنید ازدواج کردن بهتر از نکردن است. افراد متأهل عمر طولانی‌تری در مقایسه با مجردها دارند. نتایج این تحقیقات در مجله Demography منتشر شده است.

 

514 views بار ۳۰ام فروردین ۱۳۹۰ admin خانه و خانواده , سایر مطالب بدون نظر

 

عکس
هدف یک زن در برقراری رابطه جسمانی ، شور شهوانی نیست. بلکه مقصود او لذت بردن از صمیمیت ، عشق و ملاطفت در کنار شور جسمانی است…

یک زن هرگز از ابراز عشقهای مرد زندگیش خسته نخواهد شد.به زبان آوردن دوستت دارم موجب می‌شود که زن به عشق واقعی مرد زندگیش پی ببرد و آن را احساس کند.

-یک زن به دریافت عاشقانه چند شاخه گل ، هدایای کوچک و ابراز عشقهای بی اختیار ، عشق می‌ورزد.

-زمانی که مردی به زنی چند شاخه گل تقدیم می‌کند و یا یادداشت های عاشقانه اش را نثارش می‌دارد ، به آن زن اجازه می‌دهد تا بداند تا چه اندازه منحصر به فرد است.

-وقتی زنی عاشق می‌شود ، احساس زیبایی و زنانگی در او به چندین برابر می‌رسد.

-نوازش یک زن به او قدرت و انگیزه برای زندگی کردن می‌بخشاید.

-یک زن همیشه دوست دارد از عشق همسرش نسبت به خودش مطمئن شود.

-پیش از اینکه زنی قادر به احساس عمیق برقراری رابطه جسمانی باشد ، به احساس عشق ، نوازش و ملاطفت نیاز دارد.

-زنان ابتدا کیمیای روح و عاطفه را احساس می‌کنند و بعد به کیمیای جسم پی می‌برند.

-لحظاتی که مرد ، دستهای زنی را در دست می‌گیرد و او را لمس می‌کند ، لحظاتی هستند که زن به آنها عشق می‌ورزد.

-هدف یک زن در برقراری رابطه جسمانی ، شور شهوانی نیست. بلکه مقصود او لذت بردن از صمیمیت ، عشق و ملاطفت در کنار شور جسمانی است.

-هنگامی‌که زنی بداند فقط اوست که راه به قلب شریک زندگیش دارد ، در عرش سیر خواهد کرد.

-یک زن هرگز مشکلاتش را دسته بندی نمی‌کند ، در صورتی که زمانی که غمگین و ناراحت باشد ، تمامی‌مشکلاتش از کوچک و بزرگ به دلش هجوم می‌آورند.

-یک زن هنگامی‌سکوت می‌کند که دردهای نهفته در دلش بسیار عمیق است و یا اینکه به مرد مقابلش آنقدر اعتماد ندارد که سخن دل با او بگوید.

-وقتی مردی با دلسوزی و توجه به مشکلات زن گوش می‌سپارد و از ارائه راه حل می‌پرهیزد ، احساس عشق و بلوغ را در او دو چندان می‌کند.

-مردان و زنان در برابر فشارهای عصبی واکنش های متفاوتی از خود نشان می‌دهند.دراینگونه مواقع زن نیازمند نزدیکی و درک طرف مقابلش می‌باشد ، در صورتی که مرد به تنهایی احتیاج دارد.

-هنگامی‌که اظهارات و اعمال زنی بیهوده تلقی می‌گردد ، او برای مطرح شدن شروع به ابراز نظریات مخالف و عدم توافق می‌کند.

-به جرات می‌توان گفت به جز در موارد انگشت شماری ، هیچ چیز بیش از سخن گفتن بر علیه یک زن به او آسیب نمی‌رساند.

-زن درست مثل یک موج است ، به هنگامی‌که عشق در قلبش به ظهور می‌نشیند ، اعتماد به نفسش در حرکتی مواج به اوج می‌رسد.

-هنگامی‌که موج احساسات یک زن به اوج می‌رسد ، به هیچ عنوان محدودیتی در ارائه عشق نمی‌بیند.

-مردها همواره باید بدانند که هر گاه زنی رنج و عصبانیت خود را بیرون بریزد و آشکار نماید ، احساس آسایش و آرامش بیشتری می‌کند.

-این نکته را به خاطر بسپارید که هر گاه زنی در اوج فوران خشم و غم قرار گرفته باشد ، به هیچ عنوان تقصیری را به گردن نمی‌گیرد.

-وقتی زنی از موضوعی می‌رنجد ، مرد باید ضمن همدردی با او نشان دهد که برای غم او نگران است ، سپس سکوت اختیار کند تا آن زن بتواند احساس همدردی اش را حس کند.

-دردناک ترین مسائل برای بعضی از زنان ، عدم پذیرش ، قضاوت نادرست و ترک شدن است ، چراکه امکان دارد این باورها در عمق ضمیر ناخودآگاهشان آنان را به سوی این تصور نادرست سوق دهد که لیاقتشان بیش از این نیست.

-ماهیت یک زن ، درخواست تایید امور است.

-در صورتی که مردی در مقابل پیشنهادات یک زن از خود مقاومت نشان دهد ، زن با این حال که مفهوم این مقاومت را درک می‌کند ، اما هیچ گونه توجهی به آن نشان نمی‌دهد.ولی در این زمان احساس می‌کند که مرد به او احترام نمی‌گذارد.

-بسیاری از زنان به این علت که نمی‌خواهند کسی ایشان را نیازمند بداند ، نیازهایشان را انکار می‌کنند.

-حتی در صورتی که زنی بپندارد نیازها و خواسته هایش برآورده نخواهند شد ، اجتناب از بیان آنها و قصد انجام دادن تمام کارها به تنهایی ، اشتباه بزرگی است.

-یک زن باید بیاموزد که چطور نیازها و تمایلات خود را بدون نکوهش و یا تزلزل ابراز دارد و این نکته از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.

-امروزه بسیاری از زنان از اینکه عشق می‌ورزند ، اما در عوض چیزی دریافت نمی‌کنند ، رنج می‌کشند ، آنان به دنبال وقفه ای می‌گردند تا در این زمان تنها به خود بیندیشند و توجه کنند و در خلال آن وجودشان را بهتر کنکاش و کشف کنند.

-یک زن جوان در اوج جوانی مایل است برای برآوردن تمایلات شریک زندگیش خودش را فدا کند.

-یک زن بطور ذاتی از توانایی نامحدودی در شاداب ساختن دیگران برخوردار است .اما وقتی آن زن لبخند می‌زند ، لبخندش به این معنا نیست که در اوج شادابی و خوشحالی قرار دارد.

-همیشه زنان به همان اندازه ای که در توان دارند.بخشش می‌کنند و در این زمان به خاطر می‌آورند هنگامی‌که آنان به بخشش نیاز داشتند ، تا حدودی کمتر از این اندازه ، به ایشان بخشیده شده است.

-اغلب زنان با آنچه همسرشان می‌خواهد به راحتی موافقت می‌کنند ، اما این کار به این معنا نیست که خواسته همسرشان دقیقا همان باشد که آنان می‌خواهند.

-یک زن ، هرگز به کارهای خودش و همسرش امتیاز نمی‌دهد ، بلکه شوهرش را آزاد می‌گذارد و تصور می‌کند او نیز به همین ترتبیب آزادش گذاشته است.

-وقتی زنی به ثبت امتیازات می‌پردازد ، ممکن است موضوع بسیار کوچکی در نظرش به اندازه امری بسیار بزرگ به شمار آید.پس امکان دارد یک شاخه گل سرخ بتواند برای شما امتیازات فراوانی به همراه داشته باشد.

 

375 views بار ۲۱ام فروردین ۱۳۹۰ admin خانه و خانواده , سایر مطالب بدون نظر

توصیه  های مهم برای خانم های خانه دار
 عکس   چند توصیه مهم برای خانم های خانه دار

این توصیه های ایمنی ممکن است هنگام کارکردن با مواد شیمیایی خانگی به شما کمک کند:

۱) هیچ وقت ماده سفیدکننده را با سایر مواد پاک کننده، به خصوص مواد حاوی آمونیاک، مخلوط نکنید.

۲) هنگام استفاده از مواد پاک کننده اجاق گاز، به طور کامل خودتان را با پیش بند و دستکش آستین بلند بپوشانید.

۳) مواد شیمیایی رایجی که در قسمت های مختلف خانه نگهداری می شوند، ممکن است در صورتی که درست انبار نشوند و به طور صحیح استفاده نشوند، خطراتی برای سلامتی شما ایجاد کنند.

۴) هنگامی که از مواد پاک کننده همه کاره در آشپزخانه یا حمام استفاده می کنید، همیشه دستکش دست کنید و پنجره را باز کنید یا هواکش را روشن کنید تا استنشاق بخارات این مواد را به حداقل برسانید.

۵) مراقب باشید که از ماده سفید کننده با پوست تان تماس پیدا نکند یا به چشم های تان نپرد.همچنین از استنشاق گازهای آن خودداری کنید.

570 views بار ۲۱ام فروردین ۱۳۹۰ admin خانه و خانواده , سایر مطالب بدون نظر

آموزش ترجمه گریه کودک

چند روز اول بعد از تولد، نوزاد احتمالاً تمام شبانه روز را خواهد خوابید و به ندرت گریه خواهد کرد. البته هنوز زود است که به این خاطر به خودتان تبریک بگویید. گریه ی نوزاد اغلب چند هفته بعد از تولد شروع و در شش هفتگی به اوج می رسد.

کودکی که گریه می کند در تلاش است تا چیزی به شما بگویید ممکن است بخواهد گرسنگی یا پرخوری و شکم دردش را به شما اطلاع دهد و ممکن است بخواهد بگوید پوشکش خیس و از این بابت ناراحت است. یا بر عکس او آن پوشک مرطوب و گرم را دوست می داشت و حالا که آن را تعویض کرده اند سردش شده است و عصبانی است! ممکن است خسته باشد و دوست دارد به تکان تکان دادن او را بخوابانید یا حوصله اش سر رفته است و انتظار دارد با چیزی او را سرگرم کنید شاید هم می خواهد بگوید از اینکه نمی تواند روی فرش بخزد و به همه چیز دست بزند عصبانی است که البته در این صورت او تمام شش هفت ماه آینده را به گریه می گذارند (اما احتمالاً خزیدن را زودتر شروع خواهد کرد) هنگامی که برای اولین بار نوزادتان را در آغوش می گیرید، تصوری از هیچ یک از این موارد ندارید.
وظیفه شما چیست؟گریه ی کودک موجب افزایش ضربان قلب، بالا رفتن فشار خون و عرق کردن کف دست های مادر و پدر می شود همچنین شنیدن صدای گریه ی نوزاد ممکن است موجب ترشح شیر شود.

وظیفه شما درک زبان گریه ی نوزادتان است، زیرا گریه نوعی زبان است با درک هر چه زودتر این زبان، فرصت بیشتری برای گوش دادن به قان و غون او دارید و زمان کمتری را به شنیدن جیغ و فریاد او خواهید گذراند. در این مرحله، آنچه نباید انجام دهید. آموزش صبر و حوصله به کودکتان است.

لطفاً ترجمه کنید

اگر چه هیچ کس تاکنون فرهنگ لغتی برای ترجمه ی گریه ی کودک تهیه کرده است، اماریتم و زیر و بم گریه نوزادتان می تواند کلیه جستجو برای یافتن مشکل باشد.

خستگی: گریه ی زوزه مانند و به نوعی آهنگین، که ممکن است غیر عادی و گاهی همراه با مالش چشم ها و گونه ها باشد.

درد شدید ناگهانی:
جیغ و به دنبال آن یک سکوت طولانی و سپس یک جیغ دیگر (این حالت را بدون شک بعد از واکسیناسیون فرزندتان خواهید شنید). این نوع گریه و جیغ ممکن است به علت نفخ شکم، گیر کردن پای کودک در فاصله ی نرده های تخت یا فرو رفتن سنجاق پوشک در بدنش باشد.

گرسنگی:
گریه های کوتاه و موزون و ریتم دار که ناامیدانه به نظر می رسند.

اجابت مزاج: بیشتر با یک گریه یا خرناس شروع می شود و اغلب حین غذا خوردن صورت می گیرد.

احساس گرمای زیاد، بیماری یا تب داشتن. گریه ی ناله مانند.

عصبانیت یا استیصال: کودک ممکن است هنگام خارج کردن پستانک از دهانش، باز کردن پوشکش یا بدون هیچ دلیل موجهی فریاد های گوش خراشی سر دهد.

ملالت و بی حوصلگی: از غرولند شروع و به ضجه و زاری ختم می شود از جا برداشتن کودک بی حوصله موجب قطع فوری گریه اش می شود.

649 views بار ۱۵ام فروردین ۱۳۹۰ admin خانه و خانواده , سایر مطالب بدون نظر

 

عکس
یحانه به منزل ما رفت و آمد داشت و از همان لحظه اول که او را دیدم، متوجه نگاه شیطانی و حرکات و رفتار غیرعادی اش شدم…

ریحانه به منزل ما رفت و آمد داشت و از همان لحظه اول که او را دیدم، متوجه نگاه شیطانی و حرکات و رفتار غیرعادی اش شدم. من موضوع را به همسرم اطلاع دادم و گفتم: بهتر است با دوستش قطع ارتباط کند. اما ملیحه این موضوع را جدی نگرفت و گفت: خوب نیست دل ریحانه را بشکنم و می توانم با او دوست بشوم. شنیدن این حرف از زبان زنی که بارها و بارها از من خواسته بود طلاقش بدهم، دور از انتظار نبود. او همیشه می گفت: به خاطر پدرش تن به این ازدواج داده است و به سختی مرا تحمل می کند.
مرد جوان در دایره اجتماعی کلانتری جهاد مشهد افزود: اگرچه من هم به اصرار خانواده ام با ملیحه ازدواج کردم و دل خوشی از زندگی ام نداشتم، اما به همسرم گفتم تو می دانی که پدر من و پدر تو شریک هستند و در صورتی که حرفی از طلاق بزنی، هم رابطه آن ها به هم می خورد و هم پشتوانه مالی مان را از دست خواهیم داد. پس به ناچار باید فعلا بسوزیم و بسازیم و خودمان را به دست سرنوشت بسپاریم.
در این شرایط من با اطلاع ملیحه تن به رابطه ای کثیف دادم و اسیر هواهای نفسانی شدم. دوست همسرم در حضور او به خانه ما می آمد و همدیگر را می دیدیم مدتی گذشت و ملیحه همچنان اصرار داشت که طلاقش بدهم. ولی خانواده هایمان تهدید می کردند که اگر حرفی از جدایی و طلاق بزنیم از ارث محروم خواهیم شد و خون به پا خواهند کرد.

واقعا مانده بودیم چه کار کنیم تا این که ملیحه از طریق دوستش زمینه ارتباط من با چند زن دیگر را نیز فراهم کرد و حسابی در لجنزار گناه و معصیت گرفتار شدم. متاسفانه در این مدت به دام موادمخدر نیز افتاده بودم. ملیحه پس از آن که نقشه شوم خود را برای جدایی از من عملی کرد، تقاضای طلاق داد و گفت: دیگر حاضر نیست به زندگی با مردی معتاد که دارای فساد اخلاقی است، ادامه بدهد. او با مدارکی که در دست داشت به اطرافیان ثابت کرد که به کریستال اعتیاد دارم و حتی تصاویری را که از رابطه غیراخلاقی من با زنان غریبه تهیه کرده بود، در اختیار پدر و برادرم گذاشت.
با این وضعیت دیگر هیچ دلیلی برای ادامه زندگی مشترکمان وجود ندارد و من بدبخت با ندانم کاری، بازیگر این فیلم سیاه شدم و قربانی تصمیمات خودسرانه و غرور بزرگ ترهایم هستم. پدر و برادرم تصاویر مربوط به فساد اخلاقی مرا دیده اند و برایم خط و نشان کشیده اند اما هیچ کس نمی داند ملیحه خودش این دام را برایم پهن کرد تا بتواند به راحتی طلاق بگیرد و با پسر مورد علاقه اش ازدواج کند.

 

471 views بار ۲۴ام اسفند ۱۳۸۹ admin خانه و خانواده , سایر مطالب بدون نظر

 

عکس
فقط طلاق می‌خواهم و با این شوهر خائن هیچ حرفی ندارم!
زن جوان در حالی که گریه می‌کرد سرش را روی شانه‌های مادرش گذاشت و با صدایی لرزان گفت: مادر جان! از روز اول گفتم یاسر، خانواده درست و حسابی ندارد و همشان ما نیست اما تو و پدرم مرا گرفتار زندگی با این آدم یک لاقبای بی‌خانواده کردید و بدبخت و بیچاره شدم و با آن همه خواستگار پولدار و ثروتمند زن این آدم فقیر، بیچاره شدم و….
مادر سمانه در حالی که دخترش را دلداری می‌داد او را به گوشه‌ای برد تا کمی آرام بگیرد. دقایقی بعد شوهر سمانه که به اتهام رابطه نامشروع دستگیر شده است در بیان داستان تلخ زندگی‌اش گفت: شنیدید همسرم چه می‌گفت. او با همین حرف‌هایش مرا نسبت به زندگیمان سرد کرد و آن قدر تحقیر و توهین از این زن دیدم که همه چیز را زیر پا گذاشتم و با تصمیمی اشتباه، فریب دوست قدیمی‌اش را خوردم. باور کنید نمی‌خواستم تن به این رابطه کثیف بدهم ولی وقتی تعریف و تمجیدهای دوست همسرم در مورد تیپ و قیافه و وقار و شخصیتم را باحرف‌های تحقیرآمیز سمانه مقایسه می‌کردم حرصم در می‌آمد و مصمم شدم انتقام احمقانه‌ای از همسرم بگیرم. 

مرد جوان افزود: پدرم کارمند ساده‌ای بود که پس از ۳۰ سال خدمت صادقانه بازنشسته شد و هنوز هم با ۶۸ سال سن کار می‌کند تا یک لقمه نان حلال سر سفره‌اش بگذارد. او با هر رنج و بدبختی که بود هزینه‌های دانشگاه مرا جور کرد و موفق شدم تا مقطع فوق لیسانس تحصیل کنم. خوشبختانه با نذر و نیازهای مادرم شغل آبرومندانه‌ای نیز برایم درست شد.

حدود ۲ سال قبل از طریق یکی از همکارانم با دختر خواهرش که خانواده ثروتمندی دارد آشنا شدم. من با وجود مخالفت پدر و مادرم به خواستگاری سمانه رفتم و خانواده او که به گفته خودشان دنبال فرد تحصیلکرده و سالمی می‌گشتند با این ازدواج موافقت کردند اما همسرم خودش را یک سر و گردن بالا‌تر می‌دید و دختر بسیار لوس و ننری بود. او از‌‌ همان روز اول من و خانواده‌ام را مسخره می‌کرد و ما در مورد رفت و آمد‌ها، دوستانش و نوع پوشش و حجاب او با هم اختلافاتی پیدا کردیم.

متاسفانه سمانه مرا درک نمی‌کرد و با مقایسه‌های بی‌جا و برخوردهای سرد و بی‌مهر او کم کم از زندگی‌ام دور شدم و فریب نگاه شیطانی یکی از دوستانش را خوردم که هر روز با وضعیتی زننده میهمان ناخوانده خانه ما بود. نمی‌خواستم این طوری بشود ولی با این تصور غلط که همسرم باید مرا ببیند و خودی نشان بدهم شرمسار و سرافکنده شدم. اشتباه من این بود که در انتخاب همسر فقط به معیار پول و ثروت خانواده سمانه توجه داشتم.

 

 

عکس
یک مطالعه در آستانه ی روز جهانی زنان ۲۰۱۱ ، به این نتیجه رسیده است که… 

روزنامه ی تایمز هندوستان ، در آستانه ی روز جهانی زن در سال ۲۰۱۱ ، گزارش کرد ، مردان هندی گرایش به خشونت جنسی دارند .
یک مطالعه در آستانه ی روز جهانی زنان ۲۰۱۱ ، به این نتیجه رسیده است که مردان هندی بیش از مردان سایر کشورهای در حال توسعه ، به خشونت جنسی گرایش نشان می دهند.
این مقاله که توسط مرکز تحقیقات بین المللی زنان ( ICRW) تدوین شده ، دریافته است که حدود یک چهارم این مردان ، حداقل یک بار در زندگی خود خشونت جنسی اعمال کرده اند و یک پنچم آن ها تاکنون ، همسر یا شریک جنسی خود را مجبور به تماس جنسی کرده است.
دو درصد مردان در برزیل و نه درصد در شیلی ، کرواتیا ، مکزیکو و رواندا تاکنون دست به اعمال خشونت جنسی زده­اند.
یک مطالعه ی سه ساله ، گرایش های جنسی مردان و پسران در کشورهای درحال توسعه را بررسی کرده است.
این مطالعه بر اساس مصاحبه با بیش از ۸۰۰۰ مرد و ۳۵۰۰ زن تدوین گردیده است.

گری بارکر ، که مسئولیت برنامه های (ICRW) برای تحقیق روی مردان و پسران را بر عهده دارد ، در مصاحبه با روزنامه ای گفت : ” این مطالعه ، اولین تحقیق تا این حد گسترده است ، که شمایی از این که مردان جه می خواهند و چه کاری می کنند ، نشان می دهد . ”
“این نتایج اولیه ، تنها یک تحلیل ظاهری از موضوع را بدست می دهد . اما در عین حال ، یک نقطه ی آغازین ضروری ، برای مقامات اجتماعی در راستای ایجاد حقوق برابر برای زنان است.
هند و رواندا تنها دو کشوری بودند که در این مطالعه ، مردان آنها خواستار شرکای جنسی با حقوق برابر نبودند و نابرابری ، مکررا ً در این تحقیق منعکس شده است.
به طور مثال ، ۶۱ درصد از مردان رواندا و ۸۰ درصد از مردان هند ، اعتقاد دارند وظیفه ی تهیه ی لبس و غذا یرای کودکان ، بر عهده ی مادر است.
در بحث خشونت خانوادگی ، همچنین ثابت شد است مردان هندی ، کمترین احترام را برای زنان در جمع قائلند .

بیش از دوسوم مردان هندی ، گزارش شده است که فکر می کنند ، زنان ضرورت دارد برای حفظ کیان خانواده ، به این خشونت ها تن در دهند.
راوی ورما ، مسئول شعبه ی آسیا ی ( ICRW ) در دهلی ، می گوید : ” مردان هندی بسیار سنتی تر از آنند که با ملایمت خواسته هایشان را مطرح کنند . حتی مردان جوان و تحصیلکرده نیز به سرعت زنان تغییر نکرده اند . ایشان هنوز در اعصار گذشته زندگی می کنند “.