آخرین مطالب سايت

مطالب محبوب

354 views بار ۲۱ام مهر ۱۳۹۱ admin خانه و خانواده , سایر مطالب بدون نظر

 

وسواسیگرى ,زن وسواسى

 

روانشناسی زناشویی – بد نیست زن نسبت به شوهرش مختصر مراقبتى داشته باشد لیکن نه به حدى که به بدگمانى و وسواسیگرى منتهى شود، بدبینى یک بیمارى خانمانسوز و صعب العلاجى است، متاسفانه بعضى خانمها بلکه بسیارى ازآنها به این مرض مبتلا هستند.

 

یک زن وسواسى خیال مى کند شوهرش به طور مشروع یاغیر مشروع به او خیانت مى کند، فلان زن بیوه را گرفته یا مى خواهد بگیرد، با منشى خود سر و سرى دارد، به فلان دختر دل بسته است، چون دیر به منزل مى آید لابد دنبال عیاشى مى رود، چون با فلان زن صحبت کرد به اونظر دارد، چون فلان خانم به او احترام کرد لابد با هم رابطه دارند، چون نسبت به فلان زن بیوه و کودکانش احسان مى کند مى خواهد او را بگیرد، چون در اتومبیلش یک سنجاق سر پیدا شد معلوم مى شود محبوبه اش را به گردش برده است، چون فلان زن برایش نامه نوشت معلوم مى شود زن اوست، چون فلان دختر از او تعریف کرد که مرد خوش تیپ و خوش اخلاقى است معلوم مى شود عاشق و معشوقند، چون فلان وقت به حمام رفت معلوم مى شود خیانت کرده است، چون اجازه نمى دهد نامه هایش رابخوانم معلوم مى شود نامه هاى عاشقانه است، چون به من کم محبت شده معلوم مى شود معشوقه دیگرى دارد، چون به من دروغ گفت معلوم مى شودخیانتکار است، چون در فال شوهرم نوشته بود:با متولد خرداد ماه اوقات خوشى را خواهید گذراند معلوم مى شود زن دیگرى دارد، چون دوستم به من گفت: شوهرت به فلان خانه رفت حتماً در آنجا زنى دارد، چون فالگیرگفت:یک زن مو بور چشم سیاه قد بلند با تو دشمنى مى کند معلوم مى شود هووى من است.

خانمهاى وسواسى با این قبیل شواهد پوچ خیانتکارى شوهرشان را باثبات مى رسانند، حس بدبینى تدریجا در آنها تقویت شده به یقین تبدیل مى گردد، از بس در این باره فکر مى کنند از در و دیوار قرینه مى تراشند، شبانه روز فکر و ذکرشان همین مطلب است، با هر که مى نشیننددم از خیانت و بى وفایى مى زنند، با هر دوست و دشمنى مطلب را در میان مى گذراند، آنها هم فکر نکرده به عنوان دلسوزى گفتارش را تایید نموده صدها داستان و حکایت از خیانت مردها نقل مى کنند.

ایراد و ناسازگارى شروع مى شود، اوقات تلخى و بد اخمى مى کند، به کارهاى خانه و فرزندانش نمى رسد، هر روز قهر و دعوا مى کند، به خانه پدر و مادرش مى رود، به شوهرش بى اعتنایى مى کند، مثل سایه اورا تعقیب مى کند، جیب و بغلش را مى گردد، نامه هایش را با حرص و ولع مى خواند، تمام اعمال و حرکاتش را کنترل مى کند، هر حادثه بى ربطى رادلیل محکمى بر خیانت شوهرش به حساب مى آورد.

با اینگونه رفتار زندگى را به خودش و شوهر بیچاره و فرزندان بى گناهش تنگ مى کند، خانه را که باید محیط صفا و مودت و آسایش باشدبه زندان سخت بلکه جهنم سوزانى تبدیل مى کند، در آتشى که روشن کرده خودش معذب است و شوهر و فرزندان بیگناهش را نیز مى سوزاند، هر چه مرد دلیل بیاورد، سوگند یاد کند، التماس و گریه کند و بخواهد عدم خیانت خویش را اثبات کند ممکن نیست آن زن وسواسى حسود دنده کج قانع گردد.

خوانندگان محترم به طور حتم از این گونه افراد سراغ دارند لیکن در عین حال بد نیست به داستانهاى زیر توجه فرمائید:

«خانمى در دادگاه حمایت خانواده میگوید:تعجب نکنید که چرابعد از ۱۲ سال زندگى مشترک و وجود سه بچه قد و نیم قد تصمیم به جدایى گرفته ام، حالا دیگر مطمئنم که شوهرم به من خیانت میکند، چند روز پیش در خیابان تخت جمشید او را با یک خانم شیک سلمانى رفته دیدم، حتماً معشوقه او و متولد خرداد ماه بود، من هر هفته مجله اى را که فال مفصلى دارد مى خوانم، بیشتر هفته ها در فال شوهرم نوشته است:با متولد خرداد ماه اوقات خوشى را خواهید گذراند، من متولد بهمن هستم پس منظورش زن دیگرى است.

به علاوه اصلاً حس مى کنم که شوهرم دیگر محبتهاى گذشته راندارد، و به آرامى اشکهایش را پاک مى کند.

شوهرش میگوید:خانم شما بگویید چه کنم؟کاش این مجله ها فکر اینطور خوانندگانشان را مى کردند، و کمتر از این دروغها سر هم مى کردند، باور کنید روزگار من و بچه هایم از دست این فکرها سیاه شده است، اگردر فال من نوشته باشد:در این هفته پولى مى رسد بلائى به روزگارم مى آوردکه پولها را چه کردى؟یا اگر نوشته باشد:نامه اى به دستت مى رسد که واى به حالم، فکر مى کنم حالا که این زن با استدلال رفتارش عوض نمى شودهمان به که از هم جدا شویم (۱) ».

مردى در دادگاه گفت:«یکماه پیش از یک مهمانى به خانه بازمى گشتم، یکى از همکارانم را که به همراه همسرش به آن مهمانى آمده بودبا اتومبیل به منزلشان رساندم، صبح روز بعد همسرم از من خواست که او را به خانه مادرش ببرم، قبول کردم و به اتفاق سوار اتومبیل شدیم، در راه همسرم به صندلى عقب نگاه کرد در حالى که یک سنجاق سر را به من نشان مى داد پرسید این سنجاق متعلق به کدام زن است؟من که از ترس یادم رفته بود چه کسى سوار اتومبیلم شده نتوانستم توضیحى بدهم، او را به خانه مادرش رساندم، شب که براى بردنش رفتم برایم پیغام فرستاد که دیگر حاضر نیست به خانه باز گردد، علت را پرسیدم از پشت در گفت:بهتراست با همان زنى که سنجاق سرش در اتومبیل بود زندگى کنى (۲) ».

زن جوان ضمن طرح شکایت اظهار داشت:«شوهرم اغلب شبها به عنوان اینکه در اداره اش کار دارد دیر بخانه مى آید، همین امر موجب ناراحتى من شده است، مخصوصا موقعى که چند تن از زنهاى همسایه گفتند شوهرت دروغ مى گوید:شبها به جاى کار اضافى در اداره در جاى دیگر سرگرم خوشگذرانى است سوءظن مرا نسبت به او بیشتر نموده، حاضر نیستم با مردى که به من دروغ مى گوید زندگى کنم.

در این هنگام شوهر زن چندین نامه از جیب خود بیرون آورد و درروى میز رئیس دادگاه قرار داد و خواهش کرد نامه ها را با صداى بلندبخواند تا همسرش متوجه شود که دروغ نگفته ام و بى جهت همه شب با دادو فریاد و اعتراضات بیجاى خود اعصاب مرا ناراحت مى کند.

در این هنگام رئیس دادگاه شروع بخواندن نامه ها نمود، یکى ازنامه ها حکم اضافه کار بود که به موجب آن به جوان مزبور ابلاغ شده بود که از ساعت ۴ تا ۸ بعد از ظهر در برابر دریافت دستمزد چهار ساعت کاراضافى باید انجام دهید، نامه هاى ادارى دیگر نیز ثابت مى نمود که باید براى شرکت در کمیسیون هاى مختلف در ساعات مقرر حضور یابد.

زن جوان جلو میز رئیس دادگاه آمد پس از دیدن نامه ها گفت:من هر شب که شوهرم مى خوابید جیبهایش را جستجو مى کردم ولى هیچیک از این نامه ها را ندیدم.

رئیس دادگاه گفت:ممکن است آنها را در کشوى میز گذاشته و به خانه نیاورده باشد.

مرد جوان گفت:سوءظن همسرم به قدرى مرا رنج مى دهد که دچارسوءظن شده ام، و شبها در اثر ناراحتى خوابم نمى برد، فکر مى کنم همسرم حاضر نیست با من زندگى کند.

در این موقع زن جوان خودش را به شوهرش رسانید و در حالیکه از شدت شوق گریه مى کرد پوزش خواست و از دادگاه خارج شدند». (۳)

دکتر دندان پزشک به دادگاه شکایت نموده گفت:«همسرم بى نهایت حسود است، من پزشک دندان هستم، خانمها نیز به من مراجعه مى نمایند، همین مطلب باعث حسادت همسرم مى شود و هر روز بر سر این موضوع با هم نزاع داریم، او معتقد است من نباید زنها را معالجه کنم، من هم نمى توانم به خاطر حسادتهاى بیجاى او مریضهاى همیشگى خودم را زدست بدهم، من همسرم را دوست دارم او هم مرا دوست دارد ولى این فکربیجا زندگى را بما تنگ کرده است… چند روز پیش ناگهان وارد مطب شد، دستم را گرفت و بزور خارج نمود، به خانه رفتم و بین ما دعوا شد، گفت:

براى دیدن تو به مطب آمدم، در اطاق انتظار کنار دختر خانمى نشستم، صحبت از طرز کار من شده، آن دختر بدون اینکه همسرم را بشناسد به او گفته بود:مرد خوب و خوش تیپى است. گفته یک دختر سبب شده که مرا باخفت و خوارى به منزل ببرد». (۴)

زنى به شوراى داورى شکایت نموده گفت:«یکى از دوستانم گفت:

شوهرت به خانه زنى رفت و آمد دارد، او را تعقیب کردم متوجه شدم حقیقت دارد، به قدرى ناراحت شدم که به خانه پدرم رفتم، اکنون از شما مى خواهم که شوهر خطاکارم را تنبیه کنید.

شوهر در ضمن تایید سخنان زن گفت:براى خرید دارو به داروخانه رفتم، در ضمن خرید متوجه شدم:زنى که براى خرید شیرخشک به داروخانه آمده پولش کم است، به او کمک کردم، بعدا که فهمیدم زن بیوه و بیچاره اى است به کمکهایم ادامه مى دادم.

داوران پس از تحقیق متوجه حسن نیت شوهر شدند و آنها را آشتى دادند». (۵)

مطلب مذکور مشکل بزرگى است که براى بسیارى از خانواده هااتفاق مى افتد، دبخت خانواده ایکه به چنین بلائى گرفتار شوند، روزخوش ندارند، آب خوش از گلویشان پایین نمى رود، بیچاره کودکان بیگناهى که در یک چنین محیط بدبینى و نزاع و کینه توزى زندگى مى کنند، آنچه مسلم است اینکه آثار سوئى در روح آنها خواهد گذاشت، در این محیط عقده هایى پیدا مى کنند که معلوم نیست در آینده سر از کجا در آورد.

زن و مرد اگر با همین حال صبر کنند و به زندگى ادامه دهند تا آخرعمر معذب خواهند بود، و اگر در مقابل یکدیگر سر سختى و لجاجت نشان بدهند کارشان به طلاق و جدایى منتهى خواهد شد، در آنصورت نیز زن ومرد هر دو بدبخت مى شوند، زیرا مرد از یک طرف خسارتهاى زیادى راباید متحمل شود، از طرف دیگر معلوم نیست به این آسانیها بتواند همسرمناسبى پیدا کند، بر فرض اینکه همسرى انتخاب کرد معلوم نیست بهتر ازاین باشد، زیرا ممکن است عیب بدبینى را نداشته باشد لیکن امکان داردعیب یا عیبهاى دیگرى را داشته باشد که به مراتب بدتر از عیب بدگمانى باشد، به علاوه، فرزندانش بدبخت و دربدر خواهند شد، و آنگهى با مشکل بزرگترى که عبارتست از ناسازگارى نامادرى با فرزندان مواجه خواهدشد.

مرد اگر فکر کند این زن وسواسى را طلاق مى دهم و از شرش نجات پیدا مى کنم، آنگاه با زن بى عیب و نقصى وصلت مى نمایم و با خاطرآسوده زندگى را آغاز میکنم باید بداند که این فکر خامى بیش نیست وچنین موفقیتى خیلى بعید است، بر فرض اینکه این را طلاق بدهى و با زن دیگرى ازدواج کنى باز هم با مشکلات تازه اى روبرو خواهى شد.

طلاق گرفتن سبب آسایش و خوشبختى زن نیز نخواهد شد، زیراگر چه از شوهرش به خیال خود انتقام گرفته لیکن خودش را بدبخت نموده است، معلوم نیست به این آسانیها شوهرى پیدا کند، شاید تا آخر عمر بیوه بماند و از نعمت انس و مودت و تربیت فرزند محروم گردد، بر فرض اینکه خواستگارى هم برایش پیدا شد معلوم نیست از شوهر سابقش بهتر باشد، شاید ناچار شود با مردى که همسرش مرده یا طلاق گرفته وصلت کند، آنوقت مجبور است در فراق فرزندان خودش بسوزد و بچه هاى دیگران رابزرگ کند، و دهها مشکل دیگر که برایش تولید خواهد شد، بنابراین نه قهر و دعوا مى تواند زن و مرد را از این بن بست خطرناک نجات دهد نه طلاق و جدایى، لیکن راه سومى نیز وجود دارد که بهترین راه است.

راه سوم اینست که زن و مرد دست از لجاجت و سرسختى برداشته با عقل و تدبیر رفتار کنند، مخصوصا مرد مسئولیت بیشترى دارد، تقریبامى توان گفت که کلید حل این مشکل در دست او قرار دارد، اوست که اگرقدرى بردبارى و از خود گذشتگى بخرج دهد هم خودش را بدرد سرنمى اندازد، هم همسر بیمارش را از این مهلکه نجات خواهد داد.

اکنون روى سخن با مرد است.

آقاى محترم!اولا بدین نکته توجه داشته باش که همسر تو در عین وسواسیگرى ترا دوست دارد، به زندگى و فرزندانش علاقه مند است، ازجدایى وحشت دارد، از اوضاع اسفناک زندگى شما قالبا در عذاب وشکنجه است، اگر شما را دوست نمى داشت حسادت نمى کرد، نمى خواهد اوضاع چنین باشد لیکن چه کند بیمار است؟بیمارى فقطدل درد و آپاندیس و زخم معده و رماتیسم و سرطان نیست، بلکه امراض عصبى نیز بخش مهمى از بیماریها بشمار مى روند، خانم شما گر چه دربیمارستان روانى بسترى نیست لیکن به طور تحقیق یک بیمار روانى است، اگر قبول ندارى به یک روانپزشک مراجعه کن، با یک چنین خانمى با دیده دلسوزى و ترحم باید نگاه کرد نه با دیده انتقام و کینه جویى، به حال زار و افکار پریشانش ترحم کن، کسى با بیمار دعوا و داد و قال وکشمکش نمى کند، در مقابل بى ادبیها و ناسازگارى هایش عکس العمل شدید نشان نده، دعوا و داد و فریاد راه نینداز، به کتک و دشنام متوسل مشو، به دادگاه حمایت خانواده مراجعه نکن، قهر و باد نکن، دم از طلاق و جدایى نزن، هیچیک از این کارها نمى تواند بیمارى این خانم را معالجه کند بلکه شدیدترش مى گرداند، رفتار تند و نامهربانیهاى ترا دلیل بر صدق عقیده اش مى گیرد.

راه کار اینست که تا مى توانى اظهار محبت کنى، ممکن است ازوسواسیگریها و ناسازگاریهاى او بتنگ آمده قلبا منزجر شده باشى لیکن چاره اى نیست باید به طورى اظهار محبت کنى که یقین پیدا کند که شش دانگ دل تو مسخر اوست و شخص دیگرى در آنجا راه ندارد.

ثانیا سعى کن با هم تفاهم نمایید، چیزى را از او مخفى نکن، بگذارنامه هایت را حتى قبل از خودت بخواند، کلید کمد اختصاصى یا صندوق اسناد و مدارک را در اختیارش قرار بده اگر میل داشت بدانها مراجعه کند، بگذار جیب و بغلت را بررسى کند، اجازه بده تمام اعمال و حرکاتت را تحت نظر بگیرد، از این قبیل کارها نه تنها اظهار ناراحتى نکن بلکه آنرایک امر عادى و از لوازم صفا و صداقت خانوادگى محسوب بدار، بعد ازمشاغل روزانه اگر کارى ندارى زودتر به منزل بیا. و اگر کارى پیش آمد کرد قبلا به همسرت بگو:من به فلان جا مى روم و در فلان ساعت برمیگردم، سعى کن از موعد مقرر تخلف نشود، چنانچه اتفاقا نتوانستى سرموعد حاضر شوى هنگام مراجعت علت تاخیر را بالصراحه بیان کن، مواظب باش در تمام این مراحل کوچکترین دروغى از تو صادر نشود، و الابد گمانى او تشدید خواهد شد، در کارها با وى مشورت کن، هیچ عملى را ازاو مخفى نکن بلکه کارهاى روزانه ات را برایش شرح بده، صداقت وراستى را هیچگاه از دست نده، خواهش کن در هر جا نقطه ابهامى دارد که اسباب بدگمانى او مى شود بدون پروا توضیح بخواهد، و عقده ایرا در دل نگیرد.

ثالثا ممکن است جنابعالى شخص پاک و حتى از قصد خیانت هم منزه باشى لیکن بدگمانیهاى زنها نیز غالبا بى منشا نیست، لابد در اثرغفلت و صداقت، عملى از تو صادر شده که در روح او اثر گذاشته و رفته رفته تولید سوءظن نموده است، لازم است در اعمال و رفتار کنونى وگذشته ات دقت نمایى و عامل اصلى و منشا بدگمانى همسرت را یافته و دررفع آن کوشش کنى، اگر با خانمهاى بیگانه خیلى شوخى و شیرین زبانى مى کنى این عمل را ترک کن. چه ضرورتى دارد خانمها ترا جوانى خوش اخلاق و خوش تیپ بشمارند لیکن همسرت بدبین شده زندگى داخلى شما به بدترین وجوه بگذرد؟چه لزومى دارد با خانم منشى خودت شوخى و خنده بکنى تا همسرت خیال کند با او سر و سرى دارى؟اصلا درصورتیکه همسرت بدبین است چه ضرورتى دارد که منشى زن استخدام کنى؟در مجالس با خانمهاى بیگانه گرم نگیر، زیاد بآنها توجه نکن، پیش همسرت از آنها تعریف نکن، اگر به زن بیوه بیچاره اى مى خواهى احسان کنى چه بهتر که قبلا با همسرت مشورت کنى بلکه مى توانى این عمل خیررا به وسیله او انجام دهى. نگو:مگر من اسیر و برده هستم که اینقدر مقیدزندگى کنم؟نه خیر اسیر و برده نیستى لیکن مرد عاقل و با تدبیرى هستى که با همسرت پیمان وفا و همکارى بسته اى، بدین جهت باید زن دارى کنى و با عقل و تدبیر بیمارى او را بر طرف سازى، باید با فداکارى و رفتارعاقلانه، خطر بزرگى را که متوجه کانون مقدس خانوادگى شما شده مرتفع کنى، در اینصورت هم به همسر بیمارت بزرگترین خدمت را نموده اى هم فرزندان بیگناهت را از سرگردانى و غم و اندوه نجات داده اى، هم خودت را از ضررهاى روحى و مادى رها کرده اى، البته مردى که در یک چنین موقع حساسى فداکارى کند در نزد خدا هم پاداش بزرگى خواهد داشت.

حضرت على علیه السلام فرمود:در هر حال با زنها مدارا کنید. باخوبى با آنها سخن بگویید تا افعالشان نیکو گردد. (۶)

امام سجاد علیه السلام فرمود:یکى از حقوقى که زن بر شوهر دارداینست که جهالت و نادانیهاى او را ببخشد. (۷)

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:هر مردیکه با همسربد اخلاقش بسازد خداوند متعال، در مقابل هر دفعه که صبر کند، به مقدارثواب صبر حضرت ایوب علیه السلام، به او ثواب عطا خواهد کرد. (۸)

اکنون باید چند مطلب را به خانمها یادآورى کنم.

مطلب اول-خانم محترم، موضوع خیانت شوهرت، مثل همه موضوعات دیگر، احتیاج به دلیل و برهان دارد، مادامیکه خیانت او با ادله قطعیه باثبات نرسیده شرعا و وجدانا حق ندارى وى را متهم سازى، آیاسزاوار است به صرف یک احتمال، شخص بیگناهى را مورد تهمت قراردهى؟ اگر کسى بدون دلیل و برهان ترا متهم کند آیا ناراحت نمى شوى؟

مگر با یک یا چند شاهد سفیهانه و غیر عقلایى مى توان موضوع مهمى مثل خیانت را باثبات رسانید؟

خداوند بزرگ در قرآن مجید میفرماید:اى کسانیکه ایمان آورده ایداز بسیارى از گمانها اجتناب کنید، زیرا بعض گمانها گناه است. (۹)

امام صادق علیه السلام فرمود:بهتان زدن به شخص بیگناه از کوههاى بزرگ سنگین تر است. (۱۰)

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:هر کس به مرد مؤمن یا زن مؤمنه تهمت بزند خدا در قیامت او را بر تلى از آتش نگه میدارد تا به کیفراعمالش برسد. (۱۱)

خانم محترم، دست از نادانى و احساسات خام و عجله بردار، متین و عاقل باش، موقعیکه عصبانى و ناراحت نیستى در گوشه اى خلوت کن، قرائن و شواهد خیانت شوهرت را در نظر بگیر، بلکه روى کاغذ یادداشت کن، سپس وجوه و احتمالات قضیه را در مقابل آن بنویس، آنگاه مانند یک قاضى درستکار و با انصاف، در مقدار دلالت آنها تامل کن، اگر دیدى یقین آور نیستند باز هم مانع ندارد، تحقیق کنى لیکن موضوع را مسلم وقطعى نگیر و به صرف سوءظن و توهم بى دلیل زندگى را به خودت وشوهرت تلخ نکن.

مثلا وجود یک سنجاق سر در اتومبیل چندین علت مى تواند داشته باشد:

۱-متعلق باشد به یکى از خویشان شوهرت مانند:خواهر، خواهرزاده، برادرزاده، عمه و عمه زاده، خاله و خاله زاده. ممکن است یکى از آنها را سوار ماشین کرده و سنجاق مال او باشد.

۲-شاید مال خودت باشد، و قبلا که به ماشین سوار شده اى ازسرت افتاده باشد.

۳-شاید یکى از دوستان یا خویشانش را با خانمش سوار ماشین کرده و سنجاق متعلق به آن خانم باشد.

۴-شاید خانم درمانده اى را سوار کرده به منزلش برساند.

۵-شاید یکى از دشمنانش عمدا سنجاق را در ماشین انداخته تاترا بدبین نموده اسباب بدبختى شما را فراهم سازد.

۶-شاید منشى خودش یا یکى از همکارانش را سوار کرده وسنجاق متعلق به او باشد.

۷-احتمال هفتم اینست که معشوقه اش را سوار نموده عیاشى رفته باشد:این احتمال به طور حتم از سایر احتمالات بعیدتر است و نبایدزیاد بدان ترتیب اثر داد. در هر صورت احتمالى بیش نیست، نباید آنرا یک دلیل قطعى و مسلم فرض کرد، و سایر احتمالات را به کلى نادیده گرفت، وداد و فریاد و بى آبروئى راه انداخت.

اگر شوهرت دیر به منزل مى آید دلیل خیانتش نیست، شایداضافه کار داشته باشد، شاید کار فوق العاده اى پیدا کرده، شاید به منزل یکى از دوستان یا همکاران یا خویشانش رفته باشد، شاید در یک جلسه علمى یادینى شرکت نموده باشد، شاید براى تفریح سالم و قدم زدن دیر به منزل آمده باشد.

اگر خانمى از شوهرت تعریف کرد و او را جوان خوش تیپى شمردتقصیر او چیست؟خوش اخلاقى دلیل خیانت نیست، چه کند اگر بد اخلاق باشد کسى به او مراجعه نمى کند، انتظار دارى بد اخلاقى کند تا همه او رابد اخلاق شمرده یک فرسخى از او فرار کنند؟

اگر به زن بیوه و یتیمانش احسان مى کند دلیل خیانتش نمى شود، شاید آدم خیرخواه و دلسوزى باشد و از باب نوع پرورى و دستگیرى از بیچاره گان و براى رضاى خدا به آنها احسان کند.

اگر شوهرت جعبه یا کمد مخصوصى دارد یا اجازه نمى دهدنامه هایش را بخوانى دلیل خیانتش نیست، زیرا بسیارى از مردها ذاتامحافظه کار و راز نگهدارند، و دوست ندارند کسى از امورشان مطلع شود، شاید شغلش ایجاب میکند کارهایش را مخفى بدارد، شاید ترا راز نگهدارنمى داند.

به هر حال، یک دلیل احتمالى بیش از یک احتمال نتیجه نمى دهد، نباید آنرا یک دلیل قطعى بدون تردید محسوب داشت.

مطلب دوم-در هر جا سوءظن پیدا کردى فورا موضوع را باشوهرت در میان بگذار، به قصد کشف حقیقت، نه به عنوان اعتراض، رسماو بدون پروا بگو:من نسبت به فلان کار بد گمان هستم، خواهش میکنم واقع مطلب را بیان بفرمایید تا خاطرم آسوده گردد، آنگاه خوب به حرفهایش گوش بده، و در اطراف آنها تامل کن، اگر بدگمانى تو بر طرف شد که چه بهتر، لیکن اگر قانع نشدى مى توانى بعدا در اطراف قضیه تحقیق کنى تا حقیقت برایت روشن گردد، اگر در ضمن تحقیق به موضوعى برخورد کردى که شوهرت دروغ گفته و مطلب را بر خلاف واقع توضیح داده صرف این دروغ را دلیل خیانت او نگیر، زیرا ممکن است شخص بیگناهى باشد لیکن چون از بدگمانى تو اطلاع داشته عمدا مطلب را بر خلاف واقع گفته مبادا سوءظن تو زیاده گردد، بهتر است در این مورد هم باز به خودش مراجعه کنى و علت خلافگوئیش را بپرسى، البته مردکار خوبى نکرده که مرتکب دروغ شده و بهتر بود حقیقت را مى گفت زیراچیزى از صداقت بهتر نیست. لیکن اگر او اشتباه کرد تو نادانى و جهالت بخرج نده، بلکه با تصمیم قاطع از او بخواه که دیگر دروغ نگوید، اگرتوضیح خواستى و شوهرت نتوانست توضیح قانع کننده اى بدهد، عجز ازجواب را یک دلیل مسلم و قطعى خیانت مشمار، زیرا ممکن است مطلب را واقعا فراموش نموده باشد، یا اینکه چون از بدگمانى تو اطلاع داشته دست و پاى خویش را گم کرده نتوانسته جواب قانع کننده اى بدهد. دراینجا سخن را کوتاه کن و در یک موقع مناسب مطلب را در میان بگذار وعلت قضیه را بپرس. و اگر اظهار داشت:واقع را فراموش نموده ام از اوبپذیر زیرا انسان محل سهو و نسیان است، اگر باز هم تردید داشته باشى مى توانى از راههاى دیگر در صدد تحقیق بر آیى.

مطلب سوم-موضوع بد گمانى خودت را با هر کس در میان نگذار، زیرا ممکن است واقعا دشمن شما یا حسود باشد، بدین جهت گفتارترا تایید و چندین قرینه دروغ نیز بدان بیفزاید تا زندگى شما را از هم بپاشد، ممکن است شخص نادان و زود باور و بى تجربه اى باشد و به قصددلسوزى گفته ترا تایید نماید بلکه شواهد پوچ دیگرى بدان اضافه نموده ذهن ترا خرابتر گرداند، بنابراین صلاح نیست با افراد نادان و بى تجربه مشورت نمایى، حتى مادر و خواهر و خویشانت، البته مشورت خوب است، اگر در جایى ضرورت پیدا کرد یکى از دوستان عاقل و کاردان و باهوش وخیرخواه را در نظر بگیر و مطلب را با او در میان بگذار و از افکارش استفاده کن.

مطلب چهارم-اگر شواهد و دلائل خیانت شوهرت قطعى نبود، ودوستان و خویشانت نیز تصدیق کردند که دلائل مزبور قانع کننده نیست وشوهرت بیگناه است، و شوهرت نیز با دلیل و برهان و قسم و التماس عدم خیانت خودش را اثبات میکند لیکن با همه اینها بدگمانى ووسواسیگریهاى تو برطرف نمى شود یقین بدان که بیمار هستى، وبدبینى ات در اثر بیمارى عصبى و روانى پیدا شده است. لازم است به یک روانپزشک حاذق مراجعه نمایى و از دستوراتش پیروى کنى.

مطلب پنجم-راه کار تو همان بود که گفته شد، داد و فریاد و بهانه وناسازگارى نه تنها مشکلت را حل نمى کند بلکه مشکلات دیگرى بدان اضافه خواهد کرد. به دادگاه حمایت خانواده نیز مراجعه نکن، دم از طلاق و جدایى نزن، آبروى شوهرت را نریز. از این قبیل کارها نتیجه خوبى نخواهى گرفت، ممکن است کار به لجبازى و عناد بکشد و شوهرت ناچارشود ترا طلاق بدهد و زندگى را از هم بپاشد. در آنصورت نیز تو نتیجه خوبى نخواهى گرفت و تا آخر عمر قرین تاسف خواهى شد، مواظب باش تصمیم خطرناکى نگیرى دست بخودکشى و انتحار نزن، زیرا به وسیله این عمل زشت خودت را نابود مى سازى در آخرت نیز به عذاب دوزخ معذب خواهى شد، حیف نیست انسان براى یک فکر بیجا بزندگى خودش خاتمه بدهد؟آیا بهتر نیست با عقل و بردبارى قضیه را اصلاح کنى؟

مطلب ششم-اگر بدگمانى تو بر طرف نشد و احتمال میدهى یایقین دارى که شوهرت به زنهاى دیگر نظر دارد باز هم تقصیر تو است، زیرامعلوم مى شود آنقدر هوش و کاردانى و عرضه نداشته اى که شش دانگ قلب شوهرت را مسخر گردانى تا جایى براى زنهاى دیگر نماند، هنوز هم دیرنشده، دست از نادانیگرى و لجبازى بردار و با اخلاق خوش و رفتار نیک واظهار محبت چنان در قلب شوهرت جاى باز کن که جز تو کسى را نبیند وجز تو کسى را نخواهد.

483 views بار ۲۱ام مهر ۱۳۹۱ admin تفریحی و سرگرمی , مدل لباس و فشن بدون نظر

لباس خواب مارکدار و شیک

مدل لباس خواب مارکدار , نمونه های لباس خواب

لباس خواب یکی از مهم ترین چیزهایی است که هر زن باید به آن بدهد لباسهایی که علاوه بر اینکه بر زیبایی شما بیفزاید بلکه کاملا راحت بوده و به پوست و سلامتی شما آسیبی نرساند.مدل لباس خواب ، مارک ویکتوریا سکرت می باشد. چند نمونه از بهترین برندهایلباس خواب زنانه را در ادامه خواهید دید.

مدل لباس خواب مارکدار , نمونه های لباس خواب

مدل لباس خواب مارکدار , نمونه های لباس خواب

مدل لباس خواب مارکدار , نمونه های لباس خواب

مدل لباس خواب مارکدار , نمونه های لباس خواب

554 views بار ۲۱ام مهر ۱۳۹۱ admin آموزش مسائل جنسی , سایر مطالب بدون نظر

 

عفونت زنان,علائم عفونت زنان,علامت عفونت زنانه

علامت عفونت زنانه     
اگرچه بعضی خارش ها و ترشحاتی که در زنان ایجاد می شود، طبیعی و گذراست اما اگر این خارش طولانی شود، بهتر است بیشتر مورد توجه قرار گیرد. خارش دستگاه تناسلی یکی از مشکلات شایع زنان است که باعث مراجعه آنها به متخصص زنان می شود…
گاهی این خارش به دلیل حساسیت و گاهی بیمارگونه است. برای آشنایی با عوامل ایجاد کننده خارش و روش های درمانی آن، پای صحبت های دکتر شهرزادزاده مدرس، متخصص بیماری های زنان و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی نشسته ایم.
▪ خانم دکتر! خارش ناحیه تناسلی شکایت برخی خانم هاست. دلیل این امر چیست؟
اصولا خارش ناحیه تناسلی با تحریک پوستی و التهاب در ناحیه خارجی دستگاه تناسلی ایجاد می شود. خارش می تواند علامت اولیه بسیاری دیگر از مشکلات و عفونت های تناسلی از بیماری های مقاربتی گرفته تا حساسیت پوستی باشد. شرایط خاص ناحیه تناسلی در زنان، محیط مرطوب، قرار گرفتن دستگاه تناسلی، ادراری و گوارشی کنار هم و تماس دایم با لباس زیر، این ناحیه را مستعد خارش و سوزش می کند.
▪ از علل ایجاد و تشدید خارش در ناحیه تناسلی برایمان بگوید.
هنگام مواجهه با خارش ناحیه تناسلی، باید احتمال وولوواژینیت (التهاب دستگاه تناسلی خارجی زنان) را در نظر گرفت که شایع ترین علت آن عفونت های مهبل (واژن) است. عفونت های واژن معمولا به ۳ علت اتفاق می افتد: واژینوز باکتریال که شایع ترین عفونت مهبل است، عفونت قارچی یا تریکومونیازیس.
۱) واژینوز باکتریال زمانی رخ می دهد که تعادل میکروارگانیسم هایی که در مهبل زندگی می کنند، به هم بخورد. دوش مهبل نیز خطر آن را افزایش می دهد. اگر این مشکل درمان نشود، باعث ابتلا به بیماری التهابی لگن و در پی آن عوارضی مانند نازایی ، بارداری خارج رحمی یا زایمان زودرس می شود.
۲) دلیل دیگر خارش، عفونت قارچی مهبل است که آن هم به دنبال تغییر در محیط مهبل روی می دهد. در یک عفونت قارچی، معمولا رشد بیش از حد کاندیدا باعث خارش و سوزش و گاهی ترشح سفید غلیظ و پنیری شکل می شود. این عفونت معمولا به دنبال مصرف آنتی بیوتیک ها (به دلیل از بین بردن باکتری های طبیعی محیط مهبل) و قرص های ضدبارداری روی می دهد.
۳) عفونت دیگری که می تواند باعث خارش شود، نوعی بیماری مقاربتی به نام تریکومونیازیس است که خارش و سوزش و ترشح زرد مایل به سبز نشانه آن است.
برخی از این عفونت ها مشکل خاصی با برقراری روابط زناشویی ایجاد نمی کنند اما گاهی واژینیت در زمینه بیماری خاصی ایجاد می شوند، مثلا دیابت کنترل نشده یا هنگام بارداری. در دوران بارداری، به علت اینکه pH محیط واژن تغییر می کند، مادر مستعد ابتلا به برخی عفونت ها خواهد شد. در افرادی که به مدت طولانی آنتی بیوتیک مصرف می کنند، چون این داروها فلور نرمال محیط واژن را از بین می برند، عفونت و خارش ایجاد می شود.
▪ گفتید خارش دلایل تحریکی و حساسیتی هم دارد، در این مورد توضیح می دهید؟
اینها دلایل عفونی بود اما برخی مشکلات پوستی هم باعث خارش ناحیه فرج می شوند؛ درماتیت تحریکی و درماتیت تماسی از آن جمله است. رعایت نکردن نکات بهداشتی، پوشیدن لباس تنگ، استفاده از کرم های مختلف و برخی اسپری های خوشبوکننده و نوار بهداشتی نامناسب ممکن است از علت های به وجود آورنده خارش باشد. استفاده از کرم های ضدخارش و ضدقارچ که معمولا بیماران بدون نسخه از داروخانه تهیه می کنند، یکی از عوامل اصلی بروز خارش است. درماتیت زمانی رخ می دهد که پوست با یک ماده شیمیایی مثلا صابون های تند و پاک کننده های قوی تحریک شود. درماتیت تماسی هم واکنش آلرژیک سیستم ایمنی به یک ماده مثل عطر است. افرادی که پوست آنها در ناحیه فرج حساس است، نباید از مواد معطر و پاک کننده های نامناسب استفاده کنند. اگر این عفونت ها در سنین خیلی پایین یا در یائسگی ایجاد شوند باید به دنبال علت زمینه ای گشت.
▪ پوشیدن لباس تنگ چگونه باعث عفونت و خارش می شود؟
پوشیدن لباس های تنگ و چسبان به ویژه از جنس پلاستیک، رطوبت را افزایش می دهد و ناحیه را برای رشد قارچ مستعد می کند. شست وشو بعد از هر بار ادرار و مدفوع با آب و سپس خشک کردن به آرامی با دستمال کاغذی برای حفظ بهداشت ناحیه تناسلی کافی است.
▪ برای رفع این خارش چه توصیه هایی دارید؟
معمولا تحریکات ناحیه پرینه (میان?دو راه) باعث بروز قرمزی و التهاب می شود. خارش این ناحیه بسیار ناراحت کننده است و خاراندن التهاب و قرمزی را افزایش می دهد، بنابراین پس از مشخص شدن علت خارش، لازم است درمان فورا انجام شود. عفونت قارچی با داروهای ضدقارچ درمان می شود که به صورت کرم، شیاف یا قرص در دسترس هستند. اگر این خارش به دلیل واژینیت باشد تا وقتی عامل ابتلا درمان نشود، خارش برطرف نخواهد شد، بنابراین توصیه می شود حتما برای درمان خارش ناحیه تناسلی به پزشک مراجعه کنید. استفاده از برخی کرم های موضعی که توسط پزشک تجویز می شود، می تواند این خارش را بهبود دهد اما در عفونت های مقاوم به کرم های موضعی، معمولا لازم است داروهای ضدقارچ هم به صورت خوراکی مصرف شوند. اگر عفونت دوباره عود کرد، گاهی حتی همسر بیمار هم باید درمان شود. اگر خارش به دلیل حساسیت و تحریک ناحیه وولو باشد، توجه به نوع لباس، مخصوصا لباس زیر ضروری است. پوشیدن لباس تنگ به مدت طولانی، محلی مناسب را برای رشد قارچ ها فراهم و خارش ایجاد می کند بنابراین ساده ترین راه درمان، تعویض لباس
و استفاده نکردن از شلوارهای تنگ به مدت طولانی است.
▪ اما اگر این خارش به دلایل بیماری های زمینه ای و عمومی باشد، چطور؟
در این موارد لازم است حتما بیماری تحت کنترل و درمان قرار گیرد. اگر دچار خارش مزمن و طولانی در ناحیه تناسلی هستید، این نکات را مدنظر داشته باشید:
۱) به جای نوار بهداشتی از تامپون استفاده کنید البته این کار را حتما با مشورت پزشک انجام دهید زیرا تامپون نیز عوارض خاص خود را دارد.
۲) از کاندوم استفاده نکنید. ژل هایی که به عنوان ژل های روان کننده به فروش می رسند از عوامل مهم ایجاد حساسیت و خارش در ناحیه تناسلی هستند. استفاده از این ژل ها حتی برای کسانی که مشکل خارش هم ندارند، توصیه نمی شود.
۳) بهتر است زنان به جای استفاده از دوش مهبل (شست وشوی مهبل با مواد خاص) و اسپری از صابون های ملایمی که ماده پاک کننده قوی ندارند، استفاده کنند.
۴) کمپرس آب سرد، خارش را کم می کند، ۱۰ تا ۱۵ دقیقه کمپرس آب سرد حداکثر ۲ بار در روز بسیار مفید است. بعد از این کار ناحیه را به آرامی با حوله یا پارچه نخی تمیز خشک کنید.
۵) برای تسکین پوست حساس، می توانید از لیف گرم و مرطوب استفاده کنید یا در وان آب گرم بنشینید.

353 views بار ۲۱ام مهر ۱۳۹۱ admin تفریحی و سرگرمی , مجله سلامت بدون نظر

 باروری

باروری

داشتن فرزند سالم آرزوی خیلی از زوج‌ها است. باید بگوییم بعضی از مواد مغذی کلیدی که در غذاها وجود دارد می‌تواند باعث افزایش باروری شود. در واقع قصد داریم در این مطلب شما را با غذاهایی آشنا کنیم که شانس بچه‌دار شدن‌تان را افزایش می‌دهد.

مواد غذایی مثل حبوبات، اسفناج، پرتقال، بروکلی، اسیدهای چرب امگا ۳، شیر، پنیر، گوشت قرمز کم چرب و … اگر می‌خواهید با این قبیل مواد غذایی و خواص آن‌ها آشنا شوید مطالعه‌ی این مطلب را از دست ندهید.

پرتقال، فلفل دلمه‌ای و بروکلی
نتایج پژوهشی که روی نزدیک به ۱۵۰ زن نابارور انجام شده است نشان می‌دهد مصرف زیاد ویتامین C به افزایش قدرت باروری آن‌ها کمک می‌کند. در این پژوهش زنان شرکت کننده را به دو گروه تقسیم کردند. گروه اول شامل زنانی بودند که ویتامینC زیادی مصرف می‌کردند و گروه دوم از این ویتامین محروم بودند. در پایان شش ماه نتایج بررسی‌ها نشان داد میزان باروری در بین زنانی که ویتامین C زیادی مصرف کرده بودند ۲۵ درصد و در گروه دوم این میزان فقط ۱۱ درصد بود. همچنین میزان ترشح هورمون پروژسترون در گروه اول به طور قابل ملاحظه‌ای بالا بود.

میزان مصرف: برای افزایش قدرت باروری جذب روزانه ۷۵۰ میلی‌گرم ویتامین C لازم است. احتمالاً لازم می‌شود که یک مکمل غذایی نیز مصرف کنید، زیرا مصرف یک فنجان بروکلی فقط ۱۰۰ میلی‌گرم و مصرف یک فنجان پرتقال ۱۲۴ میلی‌گرم از نیاز روزانه را تأمین می‌کند.

حبوبات و اسفناج
این دو ماده‌ی غذایی مفید سرشار از فولات یا همان اسیدفولیک است. معمولاً به زنان توصیه می‌شود زمانی که قصد باردار شدن دارند مکمل اسیدفولیک نیز مصرف کنند زیرا اسیدفولیک قادر است از بروز ناهنجاری‌های مادرزادی پیشگیری کند.
نتایج پژوهش‌های دیگر حاکی از این است که در طول آخرین لحظات پیش از بارورسازی، میزان کلسیم در اسپرم افزایش می‌یابد و همین امر انرژی و قدرت لازم اسپرماتوزوئیدها برای ورود به تخمک را فراهم می‌سازد
این ماده‌ی مغذی باعث می‌شود که در مردان نیز میزان و غلظت اسپرم افزایش یابد. زمانی که مواد غذایی سرشار از فولات مثل حبوبات و اسفناج و … مصرف می‌کنید که همان اسیدفولیک طبیعی محسوب می‌شوند به نیازهای بدنتان پاسخ داده و قدرت باروری خودتان را بالا می‌برید.

میزان مصرف: روزانه یک فنجان عدس پخته و یک فنجان اسفناج پخته توصیه می‌شود.

اسیدهای چرب امگا ۳
بدن از اسیدهای چرب استفاده کرده و هورمون‌هایی تولید می‌کند که خون بیشتری به رحم می‌رسانند. در این صورت شانس باردار شدن بسیار بالا می‌رود و رشد جنین نیز بیشتر و راحت‌تر می‌شود. این اسیدهای چرب که به میزان فراوانی در ماهی، میگو، گردو و تخم کتان وجود دارد احتمال زایمان پیش از موعد و نیز تولد نوزادان کم وزن را کاهش می‌دهد.

میزان مصرف: متخصصان توصیه می‌کنند روزانه مصرف یک وعده ماهی آزاد، یک چهارم فنجان گردو و همچنین یک قاشق سوپ‌خوری تخم کتان برای افزایش باروری لازم است.

گوشت قرمز کم چرب
زمانی که میزان «روی» بدن کم باشد میزان اسپرم و اسپرماتوزوئیدها و نیز تحرک اسپرماتوزوئیدها کاهش یافته و میزان ناباروری بالا می‌رود.
البته باید بگوییم که کمبود «روی» در زنان نیز روی باروری آن‌ها تأثیر منفی می‌گذارد. در واقع کمبود «روی» باعث می‌شود که مدت عادت ماهیانه‌ی آن‌ها بیشتر شود و این مسئله به تخمک گذاری کمتر منجر می‌شود.

میزان مصرف: زن‌ها روزانه به ۸ میلی‌گرم روی نیاز دارند و این میزان برای مردان روزانه ۱۱ میلی‌گرم است. باید بدانید که یک وعده‌ی غذایی حاوی ۱۰۰ میلی‌گرم گوشت گاو، ۸٫۶ میلی‌گرم روی، برای بدن تأمین می‌کند.

شیر، پنیر و ماست
مواد غذایی سرشار از کلسیم و ویتامین D برای حفظ سلامت بدن همه‌ی ما لازم و ضروری است.
نتایج پژوهشی که محققان دانشگاه Wisconsin روی موش‌های نر انجام دادند نشان می‌دهد که یک دوره‌ی درمانی با کلسیم و ویتامین D می‌تواند قدرت باروری را احیا کند.

نتایج پژوهش‌های دیگر حاکی از این است که در طول آخرین لحظات پیش از بارورسازی، میزان کلسیم در اسپرم افزایش می‌یابد و همین امر انرژی و قدرت لازم اسپرماتوزوئیدها برای ورود به تخمک را فراهم می‌سازد.
محققان دانشگاه کلمبیا نیز مطالعاتی روی زن‌ها انجام داده و دریافته‌اند ویتامین D و کلسیم در آن دسته از زنانی که از سندرم پیش از قاعدگی ( PCOS) رنج می‌برند، باعث تنظیم و ایجاد عادت ماهیانه‌ی نرمال می‌شوند.

میزان مصرف: دو یا سه وعده در روز.

487 views بار ۲۱ام مهر ۱۳۹۱ admin اس ام اس روز , اس ام اس عاشقانه بدون نظر

اس ام اس عاشقانه, شعر عاشقانه

 بی انصاف با کدام لالایی وجدانت را خوابانده ای
که اینچنین بیخیال ما شدی . . .
♥♥♥♥♥♥♥♥اس ام اس عاشقانه♥♥♥♥♥♥♥♥♥
یاد تو” پرچم صلحیست میان شورش این همه فکر . . .
♥♥♥♥♥♥♥♥اس ام اس عاشقانه♥♥♥♥♥♥♥♥♥
هر آدمی تو زندگیش یه بی معرفت داره
که اون بی معرفت
دوست داشتنی ترین آدمای روزگاره !
بی معرفت ، به یادتم . . .
♥♥♥♥♥♥♥♥اس ام اس عاشقانه♥♥♥♥♥♥♥♥♥
وقتی گریه میکنی “زیباتر” می‌شوی
اما بخند
من به همان زیبا که “تر” نیست ، قانعم  . . .
♥♥♥♥♥♥♥♥اس ام اس عاشقانه♥♥♥♥♥♥♥♥♥
وابسته شدم به تو ، بی آنکه بدانم
“وابستگیها”
وام های کوتاه مدتی هستند
با بهره های سنگین . . .
♥♥♥♥♥♥♥♥اس ام اس عاشقانه♥♥♥♥♥♥♥♥♥
برای من
“مهر”
در نگاه توست
نه اولین ماه پاییز . . .
♥♥♥♥♥♥♥♥اس ام اس عاشقانه♥♥♥♥♥♥♥♥♥
کم سرمایه‌ای نیست داشتن آدم‌هایی که حالت را بپرسند
از آن بهتر داشتنِ آدم‌هایی است که
بتوانی در جواب احوال‌پرسی‌هایشان بگویی :
“خوب نیستم . . . “
♥♥♥♥♥♥♥♥اس ام اس عاشقانه♥♥♥♥♥♥♥♥♥
همیشه همه توی بن بست زندگی برمیگردن سراغ عشق اولشون
اما چه سخته اون روزی که عشق اولت رفته باشه سراغ عشق اولش . . .
♥♥♥♥♥♥♥♥اس ام اس عاشقانه♥♥♥♥♥♥♥♥♥
با هرکه نشستیم ، دل از او نشکستیم
بر جام می و می کده ، مردانه نشستیم
هرچند که این جام پر از جور و جفا بود
خوردیم ولی حرمت ساقی نشکستیم . . .
♥♥♥♥♥♥♥♥اس ام اس عاشقانه♥♥♥♥♥♥♥♥♥
در دهکده ی تو خبر از بوی ریا نیست / چون نیست ریا ، هیچکس انگشت نما نیست
ما طالب مهریم و دل از عاطفه لبریز / دل صافتر از تو به خدا هیچ کجا نیست  . . .
♥♥♥♥♥♥♥♥اس ام اس عاشقانه♥♥♥♥♥♥♥♥♥
در دلم کودکیست که “بی تو بودنش” را نق میزند
من هیچ ، لااقل بهانه ی او باش . . .
♥♥♥♥♥♥♥♥اس ام اس عاشقانه♥♥♥♥♥♥♥♥♥
قلب عزیز لطفا خفه شو و در همه کارها “دخالت” نکن !
همان کـه خون “پمپاژ” کنی کافیست
اگر هم “خسته” شدی اجباری نیسـت به کار  . . .
♥♥♥♥♥♥♥♥اس ام اس عاشقانه♥♥♥♥♥♥♥♥♥
در پــــی دانـه مـرو همچـو کبوتــر ، کـه تــو را
عاقـبت بهــر یکـی دانـــــه ، بــــه دام انـدازنـد
صیـد کن شیـــر صفت، نیم بخور، نیم ببخش
تـا بــه هـرجـا کـه روی ، بـر تـو ســلام انـدازند . . .
♥♥♥♥♥♥♥♥اس ام اس عاشقانه♥♥♥♥♥♥♥♥♥
به چشمهایت بگو نگاهم نکنند
بگو وقتی خیـره ات می شوم
سرشان به کار خودشان باشد !
نه که فکر کنی خجالت میکشم ، نه !
حواسم نیست ، عاشقت میشوم . . .
♥♥♥♥♥♥♥♥اس ام اس عاشقانه♥♥♥♥♥♥♥♥♥
ای دل نگفتمت مرو از راه عاشقی ، رفتی؟
بسوز که این همه آتش سزای توست . . .
خوشی با خوبی فرق دارد
به خاطر خوبی ها
از خیلی خوشی ها ، باید گذشت . . .
♥♥♥♥♥♥♥♥اس ام اس عاشقانه♥♥♥♥♥♥♥♥♥
صدا بزن مرا
مهم نیست به چه نامی
فقط میم مالکیت را آخرش بگذار
می خواهم باور کنم  ، مال تو هستم  . . .
♥♥♥♥♥♥♥♥اس ام اس عاشقانه♥♥♥♥♥♥♥♥♥
میان مشغله ها گم شدم اما دلم برای هوایت همیشه بیکار است . . .
♥♥♥♥♥♥♥♥اس ام اس عاشقانه♥♥♥♥♥♥♥♥♥
بهشت فاصله ی پلک بالا و پایین من است
وقتی که به “تو” نگاه میکنم . . .
♥♥♥♥♥♥♥♥اس ام اس عاشقانه♥♥♥♥♥♥♥♥♥
فکرم مسموم شده
از بس هرشب خیال تورا خورد . . .
♥♥♥♥♥♥♥♥اس ام اس عاشقانه♥♥♥♥♥♥♥♥♥
هرگز کسی را از رفتنتان نترسانید
عادی میشود
شایـــــــد هم تا حـــدی که در را برایتــــــان باز کنند  . . .
♥♥♥♥♥♥♥♥اس ام اس عاشقانه♥♥♥♥♥♥♥♥♥
دلتنگ که باشی ، آدم دیگری می‌شوی
خشن‌تر.. عصبی‌تر.. کلافه‌ تر و تلخ‌ تر
و جالبتر اینکه ، با اطرافیان هم کاری نداری
همه اش را نگه میداری
و دقیقا سر کسی خالی میکنی ، که دلـتنگ اش هستی . . .
♥♥♥♥♥♥♥♥اس ام اس عاشقانه♥♥♥♥♥♥♥♥♥
گاهی وقتا دلم میخواد یکی ازم اجازه بخواد
که بیاد تو تنهاییم …. و من اجازه ندم !
و اون بی تفاوت به مخالفتم بیاد تو و آروم بغلم کنه و بگه
مگه من مردم که تنها بمونی … !
♥♥♥♥♥♥♥♥اس ام اس عاشقانه♥♥♥♥♥♥♥♥♥
جا گذاشتی . . . !
رد خاطراتت را جا گذاشتی
مال ناراضی از گلوی ما پایین نمیرود
بیا برش دار . . .
♥♥♥♥♥♥♥♥اس ام اس عاشقانه♥♥♥♥♥♥♥♥♥
تو  + خاطراتت + چشمانت + دستانت + لبخندت + اشکت
چند نفر به یک نفر ؟!
♥♥♥♥♥♥♥♥اس ام اس عاشقانه♥♥♥♥♥♥♥♥♥
تا انتهای زندگی دوستم خواهی داشت؟
– نه ، تا انتهای خودم دوستت خواهم داشت . . .

499 views بار ۱۹ام مهر ۱۳۹۱ admin تفریحی و سرگرمی , طنز و مزاح بدون نظر

مطالب جالب خنده دار, مادرزن, مطالب خنده دار

 بهترین ماشین ایرانی پراید

گرچه گاهی قاتل جانی پراید!
بینمت اکنون به هرجا و مکان
جانشین خوب پیکانی پراید
بسکه محکم هستی و سفت و قوی
مثل تانک جنگ میمانی پراید!
چشم بی پولان همه بر روی تو
چون که امید فقیرانی پراید
اغنیا سوی فراری می روند
درد ماها را تو درمانی پراید
هر کجا باشد ژیان یا که رنو
توی آنجا مثل سلطانی پراید
دارد اکنون اصغری و آتقی
مریم و مش مهدی و مانی پراید
یا که دارد بندری و ساوه ای
سیستانی و خراسانی پراید
گر که از مادرزنت سیری هنوز
هدیه اش کن بی پشیمانی پراید
من خجالت می کشم از وصف تو
بسکه داری حسن پنهانی پراید

530 views بار ۱۹ام مهر ۱۳۹۱ admin تفریحی و سرگرمی , مطالب جالب خواندنی بدون نظر

شما یادتون نمیاد دهه ۶۰ ها

شما یادتون نمیاد, یادی از قدیم ها

شما یادتون نمیاد تو دبستان زنگ تفریح که تموم می شد مامورای آبخوری دیگه نمی ذاشتن آب بخوریم

شما یادتون نمیاد شبا بیشتر از ساعت ۱۲ تلویزیون برنامه نداشت سر ساعت ۱۲ سرود ملی و پخش می کرد و قطع می شد…. سر زد از افق…مهر خاوران

شما یادتون نمیاد هرکی بهمون فحش میداد کف دستمونو نشونش میدادیم میگفتیم آیینه آیینه

شما یادتون نمیاد ساعت ۹٫۳۰ هر شب با این لالایی از رادیو میخوابیدیم
گنجیشک لالا مهتاب لالا شب بر همه خوش تا صبح فردا…لالالالایی لالا..لالایی لالالالایی لالا ..لالایی..گل زود خوابید مثل همیشه قورباغه ساکت خوابیده بیشه…جنگل لالا برکه لالا شب بر همه خوش تا صبح فردا

شما یادتون نمیاد زمستون اون وقتا تمام عشقمون این بود که رادیو بگه مدرسه ها به خاطر برف تعطیله

شما یادتون نمیاد کوچولو ها کوچولوها دستاتون بدیم به ما بریم به شهر قصه ها

شما یادتون نمیاد مدیر مدرسه از مادرامون کادو می گرفت سر صف می داد به ما.بعد می گفت: همه تو صفاشون از جلو نظام برید سر کلاساتون

شما یادتون نمیاد تقلید کار میمونه…میمون جزو حیوونه

شما یادتون نمیاد خط کشهائی که محکم می زدیم رو مچ دستمون دستبند می شد

شما یادتون نمیاد اما وقتی بچه بودیم گلبرگ گلها رو روی ناخنمون می چسبوندیم بعد می گفتیم لاک زدیم

شما یادتون نمیاد دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده سواد داری؟

شما یادتون نمیاد، اون موقعها مچ دستمون رو گاز می گرفتیم، بعد با خودکار بیک روی جای گازمون ساعت می کشیدیم .. مامانمون هم واسه دلخوشیمون ازمون می پرسید ساعت چنده، ذوق مرگ می شدیم

شما یادتون نمیاد، وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم، الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم گوشه کلاس دم سطل آشغال که بتراشیم

شما یادتون نمیاد، یک مدت مد شده بود دخترا از اون چکمه لاستیکی صورتیا می پوشیدن که دورش پشمالوهای سفید داره !

شما یادتون نمیاد, یادی از قدیم ها

شما یادتون نمیاد، تیتراژ شروع برنامه کودک: اون بچه هه که دستشو میذاشت پشتش و ناراحت بود و هی راه میرفت، یه دفعه پرده کنار میرفت و مینوشت برنامه کودک و نوجوان با آهنگ وگ وگ وَََََگ، وگ وگ وَََََگ، وگ وگ وگ وگ، وگ…

شما یادتون نمیاد که کانال های تلویزیون دو تا بیشتر نبود، کانال یک و کانال دو

شما یادتون نمیاد، دوست داشتیم مبصر صف بشیم تا پای بچه ها رو سر صف جفت کنیم…

شما یادتون نمیاد، عیدا میرفتیم خرید عید، میگفتن کدوم کفشو میخوای چه ذوقی میکردیم که قراره کفشمونو انتخاب کنیم))) کفش تق تقی هم فقط واسه عیدا بود

شما یادتون نمیاد، مقنعه چونه دار میکردن سر کوچولومون که هی کلمون بِخاره، بعد پشتشم کش داشت که چونش نچرخه بیاد رو گوشمون ))

شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم وقتی میبردنمون پارک، میرفتیم مثل مظلوما می چسبیدیم به میله ی کنار تاب، همچین ملتمسانه به اونیکه سوار تاب بود نگاه میکردیم، که دلش بسوزه پیاده شه ما سوار شیم، بعدش که نوبت خودمون میشد، دیگه عمرا پیاده می شدیم

شما یادتون نمیاد، پاکن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی، بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد.

شما یادتون نمیاد، وقتی مشق مینوشتیم پاک کن رو تو دستمون نگه میداشتیم، بعد عرق میکرد، بعد که میخواستیم پاک کنیم چرب و سیاه میشد و جاش میموند، دیگه هر کار میکردیم نمیرفت، آخر سر مجبور میشدیم سر پاک کن آب دهن بمالیم، بعد تا میخواستیم خوشحال بشیم که تمیز شد، میدیدیم دفترمون رو سوراخ کرده

شما یادتون نمیاد، اون قدیما هر روزی که ورزش داشتیم با لباس ورزشی می رفتیم مدرسه… احساس پادشاهی می کردیم که ما امروز ورزش داریم، دلتون بسوزه

367 views بار ۱۹ام مهر ۱۳۹۱ admin تفریحی و سرگرمی , مطالب جالب خواندنی بدون نظر

 

ضرب المثل, داستان ضرب المثل, ریشه ضرب المثل

روز که میشه به چُم چرا ، شو که میشه به آفت رُوغن چرا
این ضرب المثل به کسایی میگند که کار خودشونو در وقت خودش انجام نمیدند و مجبورند در شرایط سخت تری اونو انجام بدند.
معنی اون اینه که روز که هوا روشن است و میتوان درس و مشق نوشت به بطالت و پرسش و پاسخ بیهوده ( چُم چرا) میگذرد و در شب برای کتابت باید از چراغ استفاده شود و بالطبع روغن چراغ نیز مصرف میشود (آنروزها روغن چراغ ارزش زیادی داشته و از انرژی هسته ای نیز خبری نبوده)
پاییز و حال و هوای مدرسه س ، بیهوا یاد قدیم افتادم و درس و مشق و.. . همه ماها ضمن درس خوندنامون بازیگوشی داشتیم که تکلیفامونا پشت گوش مینداختیم و میموند بخ نصم شب ( همون نصف شب) . اونوخت بود که بابا ننمون دادشون در میومد که :…

404 views بار ۱۶ام مهر ۱۳۹۱ admin تفریحی و سرگرمی , مد و زیبایی بدون نظر

عطر جاستین بیبر هم برنده اسکار شد

عطر جاستین بیبر هم برنده اسکار شد
اگرچه طراحی قالب این عطر به شکل قلب است، اما نقوش گلدار آن است که بسیار جلب توجه می کند.
جوایز FiFi، یکی از معتبرترین اسکارها، در صنعت عطر و رایحه بشمار می آید. این رویداد معتبر و برجسته شهر نیویورک، نشان دهنده افتخارات دنیای هنر، عشق و شور، و شخصیت های جهان عطر و رایحه می باشد. رویداد امسال در نیویورک و با میزبانی ستاره معروف، جین لینچ، برگزار شد و جوایز به برندگان اعطا گردید.

جاستین بیبر ستاره عطر امسال الیزابت تیلور است و جایزه خود را در چهلمین مراسم برگزاری جوایز FiFi دریافت کرد. این جایزه به خاطر عطر زنانه سام دی (روزی) جاستین به او اعطا شد، که تنها ۳ هفته پس از پخش آن، سه میلیون دلار در ایالات متحده آمریکا فروش کرد.

عطر “سام دی (روزی)”، جاستین بیبِر که در مراسم FiFi مورد تقدیر قرار گرفت

من هرگز قصد ندارم تا چنین عطر ارزان قیمتی را خریداری کرده و مورد استفاده قرار دهم. اصلا به این موضوع اهمیت نمی دهم. اما آنچه که سبب معروفیت این عطر شده و مخاطبان را به سوی خود جذب نموده است، طراحی خاص آن و شباهتش به مارک لولا است.

اگر چه طراحی قالب این عطر به شکل قلب است، اما نقوش گلدار آن است که بسیار جلب توجه می کند. شیشه این عطر بسیار ارزان قیمت است، بنابراین واقعا حیرت انگیز نیست که بخوام آن را به نوعی از مارک لولا بدانم و یا حتی آن را با لولا قیاس نمایم. اما یک چیز در رابطه با این عطر وجود دارد که من عاشقش هستم و واقعا فوق العاده است که درآمد حاصل از فروش این عطر، تماما به خیریه اختصاص می یابد.

275 views بار ۱۶ام مهر ۱۳۹۱ admin تفریحی و سرگرمی , هنر آشپزی بدون نظر

طرز تهیه گراتن پنیر و سبزیجات

طرز تهیه گراتن پنیر و سبزیجات
برای سس سفید ابتدا کره را در ظرفی آب کرده آرد سفید و رب گوجه فرنگی را تفت می‌دهیم به تدریج شیر را اضافه نموده طوری که مایه غلیظی به وجود بیاید

مواد لازم :
گل کلم : ۳۰۰ گرم
سیب زمینی : ۲ عدد متوسط
هویج : ۲ عدد متوسط
کدو : ۲ عدد متوسط
بادمجان : ۲ عدد متوسط
 پنیر اسرم : ۳۰۰ گرم
شیر : ۱ پیمانه
کره : ۵۰ گرم
آرد سفید : ۱ قاشق غذاخوری
نمک و فلفل : به میزان لازم
جعفری تازه خرد شده : ۱ قاشق غاخوری
رب گوجه فرنگی : ۱ قاشق غذاخوری
طرزتهیه
گل کلم، هویج و سیب زمینی خرد شده را بخارپز می‌کنیم. 
کدو و بادمجان را خرد کرده و سرخ می‌کنیم. 
برای سس سفید ابتدا کره را در ظرفی آب کرده آرد سفید و رب گوجه فرنگی را تفت می‌دهیم به تدریج شیر را اضافه نموده طوری که مایه غلیظی به وجود بیاید و سپس نمک و فلفل و نصف پنیر اسرم را داخل سس ریخته مخلوط می کنیم. 
پیرکس را با کره چرب کرده و سپس هویج، سیب زمینی، کدو، بادمجان و گل کلم را چیده در آخر با سس تمام سطح سبزیجات را می‌پوشانیم، روی آن جعفری خرد شده و پنیر اسرم رنده شده می‌پاشیم و در فر به مدت ۲۰ دقیقه دمای ۱۸۰ درجه سانتی گراد قرار می‌دهیم.
466 views بار ۱۶ام مهر ۱۳۹۱ admin تفریحی و سرگرمی , مطالب جالب خواندنی بدون نظر

با پدر بزرگ اسباب بازی ایرانی آشنا شوید

اسباب بازی ایرانی
خاطراتی که پدر اسباب بازی ایرانی به آن اشاره می‌کند به زمانی بر می‌گردد که با یک هسته زردآلو و ساییدن چند ساعته آن روی سیمان یک سوت می‌ساختند

پدربزرگ اسباب بازی ایرانی این شاید شیرین‌ترین لقبی باشد که به‎توان به یک پژوهشگر سرزنده و خوش ذوق داد؛ کسی که در هشت دهه عمرش نزدیک به ۲۰۰ نوع اسباب‌بازی قدیمی را احیا کرده و به این لقب رسیده است.
استاد زردشت هوش‌ور، اگر چه در دانشگاه تهران در رشته جغرافیای پزشکی تدریس می‌کند اما سال‌هاست زندگی‌اش با تاریخ پیوند خورده است؛ تاریخ تحولات اسباب‌بازی‌ها در ایران.
درباره چگونگی دنیای کودکان در تاریخ گذشته ایران و ابزار و وسایلی که به نام اسباب‌بازی برای کودکان تعریف شده است، اطلاعات دقیقی در دست نیست، اما زردشت هوش‌ور می‌گوید: « مورخین کهن به مقوله اسباب‌بازی بی توجه بوده و کمتر به مطالعه و توضیح در خصوص کم و کیف آن پرداخته‌اند، زیرا در گذشته دور، کودک پایگاه اجتماعی روشنی نداشته و در واقع یک خلاء تاریخی در مورد اسباب‌بازی‌ها در ایران وجود دارد که علت اصلی آن کم توجهی به دوره‎ی کودکی نسبت به دوره‌های دیگر عمر است. »
استاد زردشت هوش‌ور متولد ۱۳۱۰ اهل یکی از محلات قدیم تهران است. کودکی‌اش به تحصیل در مدرسه دارالفنون گذشت و در سال ۱۳۷۵ بعد از ۳۱سال تدریس و تحقیق در دانشگاه تهران با مقام استاد تمامی بازنشسته شد و به دنیای اسباب‌بازی‌ها راه پیدا کرد.
استاد هوش‌ور، لقب « پدر جغرافیای پزشکی ایران » را دارد و این لقب را استاد محمد گنجی که خود پدر جغرافیای ایران بود به او داد. بعد از بازنشستگی، به خاطر علاقه زیادی که به بررسی جغرافیایی فرهنگی و خرده فرهنگ‌های مادی ایرانیان داشت، شروع به بازسازی حدود ۲۰۰ اسباب‌بازی قدیمی ایران کرد.

خانه بوی تاریخ می‌دهد
گوشه‌گوشه خانه استاد هوش‌ور نشان از تاریخ ایران دارد. در کنار ظروف و تابلوهایی قدیمی، کاشی‌های برجسته و مجسمه‌های چینی هفت رنگ، « شهر فرنگ » نقره‌ای کوچکی قرار دارد که استاد هوش‌ور آن را در اتاق کارش، کنار کتابخانه پر و پیمانش گذاشته است. جایی نزدیک به قفسه کتاب‌های تاریخی.
شهر فرنگ یکی از معدود اسباب‌بازی‌های قدیمی است که در خانه استاد هوش‌ور جلوی دید قرار دارد و مهمانان خانه را به بیش از صد سال پیش می‎برد؛ زمانی که هنوز تلوزیون و سینما در ایران رواج نیافته بود و بچه‌های خیابان از دریچه این جعبه جادویی چهار گوش عکس‌های قدیم ایران و نقاط دیدنی و معروف جهان را می‌دیدند و سفری مجاز می‌کردند.
از استاد هوش‌ور درباره علت بازسازی دوباره اسباب‌بازی‌های دوران کودکی‎اش می‌پرسم و او با لبخند مهربانی می‌گوید: « بعد از بازنشستگی کنار کارهایی که به فکر انجامش بودم ادای یک دین از همه برایم ارزشمند‌تر بود و آن دین به کودکی من بود. اینکه بتوانم در کنار داستان‌هایی که برای کودکان می‌نوشتم، اثری ملموس و ماندگار به فرهنگ مادی ایران در این حوزه بیفزایم و آن را در ایجاد و راه‌اندازی “موزه ملی اسباب‌بازی” یافتم.»
پدر اسباب‌بازی‌های ایران از اینکه چگونه شروع به ساخت دوباره اسباب‌بازی‌ها کرده است، برایم تعریف می‌کند: « بعد از تحقیقات پیمایشی و میدانی و مرور مطالعاتی لازم، در کارگاه کوچکی که در خانه داشتم هر اسباب‌بازی را ابتدا با مرور خاطرات قدیمی خود، طراحی کرده و با روش آزمون و خطا در ۲۲ ماه، ۲۱۰ اسباب‌بازی را بازسازی کردم. در واقع هیچ یک از دست ساخت‌های من ابتکار و ابداع امروز من نیست بلکه این اسباب‌بازی‌های تنها بازسازی دقیقی از اسباب‌بازی‌های آن روزگار است، چون آن زمان مثل امروز اسباب‌بازی را معمولا دیگران برای کودکان نمی‌ساختند و خود کودکان فکر می‌کردند و بر اساس نیازشان وسیله‌ای را با دور ریختی‌هایی که در اطرافشان بود، می‌ساختند به این صورت اسباب‌بازی‌های کودکان عمدتا نتیجه ذهن خلاق آنها بود.»
لا‌به‌لای این اسباب‌بازی‌ها، ماشین صابونی، عروسک‌های نخودی، فرفره، فوتینا، علی ورجک و بارفیکس باز برای نسل ما بیشتر آشنا هستند. اما بین آنها نمونه‌هایی هم دیده می‌شود که عمر استفاده از آنها به بیش از صدسال قبل می‌رسد. اسباب‌بازی‌هایی که شاید بعضی از آنها هنوز هم در بین کودکان رایج باشد. مثل انواع تیرکمان‌های دست‌ساز که عمرشان به بیش از ۱۲۰ سال می‌رسد؛ در واقع از زمانی که لاستیک در قالب چرخ ماشین وارد ایران شد و کودکان از تکه‌های آن تیرکمان ساختند و جنگ‌های کودکانه‌شان را در خیابان‌ها راه انداختند!
استاد هوش‌ور یکی از جغجغه‌های قدیمی را هم با حلب بازسازی کرده و درباره‌اش می‌گوید: « تاریخچه جغجغه به طبیعت بر می‌گردد و یک گیاه خودرو که در مناطق خشک به چشم می‌خورد. دانه‌های این گیاه در درونش صدا می‌دهند و انسان هم از آن اقتباس کرده و برای سرگرمی کودکان و آرامش آن‌ها جغجغه‌هایی به شکل‌های مختلف ساخته که اولین نمونه‌های آن از جنس حلبی بوده است.»
شاه‌عبدالعظیم؛ آرزوی کودکان دیروز
استاد هوش‌ور می‌گوید که بازی کار کودکان است و اسباب‌بازی وسیله کار آنها. به قول خودش، « هر جا کودکی باشد اسباب‌بازی هم وجود دارد. » او می گوید: « در اینجا بحثی با عنوان جغرافیای اسباب‌بازی و بازی‌های جغرافیایی هم مطرح می‌شود چرا که هر کودکی در هر منطقه آب و هوایی و بر حسب شرایط جغرافیایی و محدودیت و امکانات آن، اسباب‌بازی‌های خود را خلق می‌کند برای مثال اسباب‌بازی‌های منطقه سیستان و بلوچستان با منطقه گیلان و مازندران تفاوت‌هایی دارد.»
می‌پرسم قدیم‌ها غیر از اینکه کودکان خودشان اسباب‌بازی می‌ساختند جایی بود که اسباب‌بازی هم بفروشند که او در جواب می‌گوید: «در زمان کودکی ما منطقه شهر ری یعنی همان شاه عبدالعظیم و اطراف حرم بزرگ‌ترین مرکز فروش اسباب‌بازی‌هایی بود که در گارگاه‌هایی توسط کارگران به صورت عمده‌ای ساخته می‌شد که بیشتر جنس آن‌ها از گچ، سفال، چوب و حلبی بود چون آن وقت‌ها هنوز پلاستیک اینچنین مثل امروز وارد مواد تولیدی نشده بود.»
استاد زردشت هوش‌ور تعریف می‌کند که آن موقع تمام آرزوی کودکی ما این بود که با خانواده به شاه‌عبدالعظیم برویم و برای ما اسباب‌بازی بخرند. گاهی خرید این اسباب‌بازی‌ها برای ما یک آرزو بود و بعد خریدن آنقدر از آن خوب نگهداری می‌کردیم که خراب نشود زیرا آن را آسان به دست نیاورده بودیم. اما از ۶۰ سال قبل که پلاستیک به دنیای اسباب‌بازی وارد شد، ورق برگشت و دنیای اسباب‌بازی‌ها پرزرق و برق‌تر شد.
استاد هوش‌ور می‌گوید: «کم‌کم اسباب‌بازی‌هایی که کودکان با خلاقیت خود ساعت‌ها وقت گذاشته و می‌ساختند فراموش شد و جایش را اسباب‌بازی‌های امروزی که آماده در اختیار کودکان برای سرگرمی تولید شده است، گرفت و نتیجه آن شده که دیگر فرزندان ما خلاقیتی به خرج نمی‌دهند و از اسباب‌بازی تولید شده در کارخانه‌ها استفاده می‌کنند.»
با مثانه گاو فوتبال بازی می‌کردیم!
خاطراتی که پدر اسباب‌بازی ایران به آن اشاره می‌کند به زمانی بر می‌گردد که با یک هسته زردآلو و ساییدن چند ساعته آن روی سیمان یک سوت می‌ساختند، از بین خاطرات استاد، درست کردن یک توپ برای بازی فوتبال در کودکی خودش و دوستانش که در آن زمان تازه مردم ایران با این بازی آشنا شده بودند، جالب توجه است.
او می‌گوید: «یادم هست به علت اینکه توپ گران و کم‌یاب بود من و دوستانم تصمیم گرفتیم خودمان یک توپ درست کنیم. اول با یک توپ پارچه‌ای شروع کردیم اما به علت اینکه در هنگام خیس شدن سنگین می‌شد، نمی‌توانستیم به راحتی با آن بازی کنیم، نقشه‌ای که من در آن زمان کشیدم این بود که با مشکلات زیاد، یک مثانه گاو از یک قصابی به دست آوردیم و بعد از ساییدن آن روی خاک، زوائدش را پاک کرده و آن را با دهان باد کردیم. بعد از مادر یکی از بچه‌ها خواستیم تا پارچه‌ای رویش بدوزد و آن مثانه گاو شد یک توپ فوتبال که مدت‌ها با آن فوتبال بازی می‌کردیم.»
زردشت هوش‌ور با خنده‌ای بر لب سرانجام آن توپ را این‎طور برایم تعریف می‌کند: « آن توپ را هر شب در یک ظرف آب می‌گذاشتیم چون باید رطوبت به آن می‌رسید تا خشک نشود و نترکد، از این جهت هر شب یکی از بچه‌ها مسئول این کار در منزل می‌شد، متاسفانه در یکی از شب‌ها که نوبت من بود گربه‌ای به هوای بوی گوشت به سراغ ظرف آب آمد و با چنگ زدن توپ ما را ترکاند و تیم فوتبال ما را بدون توپ گذاشت. نمی‌دانید چقدر دردناک بود شنیدن صدای ترکیدن آن.»

جای خالی موزه‌ اسباب‌بازی
در کنار کارهای پژوهشی که زردشت هوش‌ور در زمینه « جمع آوری و بازسازی اسباب‌بازی‌های قدیمی و دست ساز استان تهران » انجام داده و تالیفاتی در زمینه جغرافیای پزشکی که در نتیجه آن، عنوانی را به دانش جغرافیا اضافه کرده است، تالیف مجموعه‌ای ۵ جلدی با عنوان «دانشنامه مشاغل سنتی ایران» هم به چشم می‌خورد. مجموعه باارزشی که در واقع جزء برترین منابع در معرفی مشاغل در تاریخ ایران است اما متاسفانه هنوز توسط ناشری به چاپ نرسیده است.
استاد زردشت هوش‌ور می‌گوید که امیدوار است با پیگیری مسئولان مربوطه، موزه‌ای دائمی از تمام اسباب‌بازی‌های بازسازی شده‌اش راه‌اندازی کند: « هدف اصلی من از احیاء این اسباب‌بازی‌ها پر کردن آن خلاء تاریخی است که در تاریخ اسباب‌بازی‌های ایران وجود دارد، تک‌تک ما دوست داریم ایران صاحب یکی از کم‌نظیرترین موزه‌های جهان باشد و آن « موزه ملی اسباب‌بازی » است.» و بعد ادامه می‌دهد: «می‌دانیم که جمع آوری و یا بازسازی تمامی اسباب‌بازی‌های ایران که با قدمتی چند هزار ساله است، کار یک نفر نیست، از این جهت از تمام مردم همکاری و همیاری دارم که اگر کسی اسباب‌بازی قدیمی و دست‌ساز دارد به موزه هدیه کند و یا آن را بفروشد و یا چند روز امانت بدهد تا از روی آن بازسازی و اصل آن بازگردانده شود، در هر یک از حالات ذکر شده، شی مورد نطر با نام فرد در موزه ثبت می‌شود.»
استاد راهی را جلوی پای این افراد می‌گذارد تا از طریق نشانی الکترونیک این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید با او تماس برقرار کنند.
از خانه گرم و پر از مهر استاد که بیرون می‌آیم به کودکانی که از کنارم در خیابان رد می‌شوند نگاه می‌کنم، به اسباب‌بازی‌های آماده‌ای که گاهی در دستانشان می‌بینم و به یاد حرف‌های استاد می‌افتم که می‌گفت: «بازی کار کودک است و اسباب‌بازی وسیله این کار، ساختن اسباب بازی دنیایی خالص و ناب دارد که وصف آن به زبان نمی‌گنجد، شنیدن، دیدن و لمس اسباب‌بازی‌هایی که از میخ و حلبی و کاغذ و چوب درست شده‌اند مثل تجسم خاطرات شیرین کودکانه، انسان را جوان کرده و احساسات پاک بشری را جلا می‌دهد.»